سفارش تبلیغ
صبا ویژن

فتنه ای برضد اسلام در سطح بین المللی


بیانیه ای در محکومیت توهین هفته نامه فکاهی شارلی اِبدو فرانسوی  به پیامبر عظیم الشأن اسلام

*************************************

 بِسمِ اللِه القاصِم الجَبّارین

به نام خداوند درهم شکننده مستکبران وطغیانگران

انا لله وانا الیه راجعون

قوله تعالی :وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ

مکر وحیله پلید بجز دامن اهلش را نمی گیرد.

سوره فاطر آیه 43

توهین هفته نامه فکاهی شارلی اِبدو فرانسوی  به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمدبن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلّم)  موجی از نگرانی جهانی مسلمین را برانگیخت. اسلام با این توهین هایی که دشمنان عَنود  نسبت به اسلام وپیامبر اکرم ص وقرآن کریم انجام می دهند ، زنده تر وگسترده تر می شود وتاریخ گویای این حقیقت است که برای سران کفر وفتنه جهانی  جز نکبت ورسوایی نخواهد ماند.

حافظ علیه ارحمه گوید:

«مَنْ جَرَّبَ المُجَرَبْ حَلَّتْ بِهِ الندامةُ»

کسی که تجربه شده را تجربه کند دچار ندامت وپشیمانی می گردد.

اینجانب این حرکت احمقانه ونابخردانه هفته نامه شارلی اِبدو فرانسوی وصحنه گردانان اصلی آن را محکوم نموده واین شعر را مناسب حال آنها می دانم:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست

عرض خود می بری وزحمت ما می داری


سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی






تاریخ : شنبه 93/10/27 | 9:30 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 

 

 

به نام خدا

 

اعتدال در سخن


 میان دونفر درباب کم حرفی بحثی شد. یکی گفت که کم حرفی آدمی را بلا زاید ودیگری گفت که سخن کم ، خِرَد افزاید وآدمی باید خویشتن را به کم حرفی بیاراید تا درونش صفا آید . کم گوی گزیده گوی چون دُرّ .

هریک موافق رأی خود دلیلی ذکر نمود. فردی که نظاره گر بود به فریاد آمد وخطاب کرد: آقای سعادت سکوت خود بشکن وسخنی به صواب بران تا از حیرت درآییم ورفع اختلاف شود.  گفتم سعدی علیه الرحم در گلستان چنین فرمود:

سخن آنگه کندحکیم آغاز

یا سر انگشت سوی لقمه دراز

که زنا گفتنش خِلَل زاید

یا زنا خوردنش به جان آید

ونیز در جای دیگر از گلستان فرماید:

دوچیز طیره عقل است :

کفتن به وقت خاموشی

وخاموشی به وقت گفتن

قول خالی از اشکال وبرخوردار از سَداد در باب سخن گفتن ، همان اعتدال در سخن است درموضع خودش.گهی سخن کوتاه گویاتر وبه درایت نزدیکتر است وگاه سخن دراز که مفید فائده باشد ، ضرورت است .

http://nasimeadab.parsiblog.com/Posts/74//




تاریخ : شنبه 93/10/27 | 4:6 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

عمرعزیز است غنیمت شمار

 


به نام خدا

کلیک:عمرعزیز است غنیمت شمار


درایام ربیع  و فصل بهار وشکفتن درکنار آب جاری نشسته بودم که رفیقی سر رسید وگفتاری چند بفرمود وگفت: آقای سعادت   مطلبی ونکته ای ابراز کنید تا بهره ببریم. در آن حال به یاد شیخ اجلّ سعدی شیرین سخن شیرازی افتادم که بفرمود:

بنده همان به که زتقصیر خویش

عذر به درگاه خدای آورد

ورنه  سزاوار خداوندیش

 کس نتواند که بجای آورد

 گفت: سخن نیک زیادت کن.

گفتم:

 نیک سروده است آن هوشیار

عمرعزیز است غنیمت شمار

رفیق از کلام سنجیده من به غایت در فکر فرو رفت ودامن ادب جمع کرد وگفت:

 آقای سعادت

اَلحَق که سخنان نیک و دُرّ سُفته ای !!

گفتم:

 سخنان بزرگان ادب بود که با کمی تصرف بجایش گفته ام وترا نیکو آمد.

*
دُرّ سُفتن
سوراخ کردن_ دُر سنبیدن مروارید . کنایه از سخن نغز گفتن

 

 




تاریخ : شنبه 93/10/27 | 4:5 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 

به نام خدا

هرکه کبر خواهد سروری نیابد.

 

روزی در مکانی نشسته بودم و هر ازگاهی نگاهی به اطراف می دوختم . به ناگاه مردی دیدم که سوار برمرکب غرور بود واز تواضع وفهم به دور. رفیقی که در جنب من بود صدایش به اعتراض بلند شد که آقای سعادت این چه رفتاری است که او پیشه خویش ساخته ودیگران را حقیر پنداشته؟!!!

گفتم شخصیت آدمی وقتی به فراز آید وجان به تعالی واهتزاز آید که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپیش گیرد وجامه مذموم کبر برخود نگیرد وباد نخوت وغرور به غبغب نیندازد. آنکه جامه ننگین تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخیال ، خویش را خوشبخت پندارد در حالی که جامه کبریایی فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس این جامه بپوشد رسوا شود وخدای از او بیزار است.  هرکه کبر خواهد سروری نیابد. درخلال گفتارهای  نیک خود به یاد سخن نغز و پُرمغز سعدی علیه الرحمه افتادم که در کتاب بوستان سراسر سرور وپندش چنین فرمود:

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بینی از خویشتن بین مخواه

بزرگی به ناموس و گفتار نیست

بلندی به دعوی و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

به گردن فتد سرکش تند خوی

بلندیت باید بلندی مجوی

ز مغرور دنیا ره دین مجوی

خدا بینی از خویشتن بین مجوی

گرت جاه باید مکن چون خسان

به چشم حقارت نگه در کسان

گمان کی برد مردم هوشمند

که در سرگرانی است قدر بلند؟

نه گر چون تویی بر تو کبر آورد

بزرگش نبینی به چشم خرد؟

چو استاده‌ای بر مقامی بلند

بر افتاده گر هوشمندی مخند

بسا ایستاده درآمد ز پای

که افتادگانش گرفتند جای

http://nasimeadab.parsiblog.com/




تاریخ : شنبه 93/10/27 | 4:3 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

کلیک کنید:لباس شهرت چیست؟


لباس شهرت (چکیده) - مرکز موضوع شناسی احکام فقهی

دین اسلام به عنوان کاملترین دین الهی دستوراتی همه  جانبه برای زندگی انسان دارد. از جمله این دستورات، احکام مربوط به پوشش و لباس است که برای هر نوع آن حکمی ذکر شده . هدف نوشتار حاضر بررسی موضوع لباس شهرت است، تا با مشخص شدن موضوع و مفهوم لباس شهرت مصادیق آن در زمان خودمان را تا حد توان باز شناسی کنیم.

کلید واژه ها : لباس، شهرت، صیت، زیُّ ، ثوب.

 مقدمه:

اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم) که در مذهب شیعه تحقق یافته، هیچگاه از اندیشه اصلاح جهانی فاصله نگرفته است اما گاهی سردمداران ظلم باعث شدند تا برخی از تعالیم اصلاح گرانه اسلام کمتر مورد توجه واقع شوند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و مطرح شدن اندیشه صدور انقلاب اسلامی ، تعالیم جهانی اسلام ، دوباره مطرح شدند. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) این تعالیم را تحت عنوان بدیع تمدن سازی اسلامی گرد آوردند و افزودند یکی از مهمترین جلوه های هر تمدنی، سبک زندگی است.

بی تردید از برجسته ترین مظاهر سبک زندگی ، سبک پوشاک است چرا که آحاد جامعه را دربر می گیرد. به همین دلیل یکی از دغدغه های مهم مراکز دین پژوهی تعیین مصادیق پسندیده و نیز ناپسند لباس و پوشاک است. اهمیت پرداختن به این بحث آنگاه روشن تر می شود که توجه بیگانگان را به دنیای مُد وپوشاک در نظر داشته باشیم. همچنین توجه به حس زیبایی طلبی انسان از مسائلی است که اهمیت موضوع این نوشتار را به خوبی نشان میدهد.

دین مبین اسلام که همواره برتر است «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»  توجه خاصی به ظاهر جامعه اسلامی و مسئله پوشاک به عنوان مصداقی مهم از آن داشته به طوری که در ابواب مختلفی از  کتب فقهی بحث پوشاک مطرح شده است. یکی از این موارد ، مسئله «لباس شهرت» است.

اهمیت وسابقه لباس:

اولین نیازی که انسان پس از خوردن از درخت ممنوعه پیدا کرد لباس و پوشش بود.

"فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ"(اعراف22)

چون از آن درخت تناول کردند زشتیهایشان (مانند عورات و سایر زشتیهاى پنهان) بر آنان آشکار گردیدو به پوشیدن خویش از برگهاى بهشت پرداختند .

در آیه دیگر ازنعمتهای الهی دانسته است ومی فرماید:

"یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِی سَوْآتِکُمْ وَ رِیشاً"(اعراف26)

اى فرزندان آدم! همانا بر شما لباسى فروفرستادیم تا هم زشتى (برهنگى) شما را بپوشاند و هم زیورى باشد

فایده این لباس که براى شما فرستاده ‏ایم، تنها پوشانیدن تن و مستور ساختن زشتی ها نیست بلکه لباس تجمل و زینت که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان مى ‏دهد، (" ریش" در اصل واژه عربى، به معنى پرهاى پرندگان است و از آنجا که پرهاى پرندگان لباسى طبیعى در اندام آنها است، به هر گونه لباس، نیز گفته مى‏شود، ولى چون پرهاى پرندگان غالبا به رنگهاى مختلف و زیبا است، یک نوع مفهوم زینت در معنى کلمه" ریش" قرار دارد)(تفسیر نمونه، ج‏6، ص213)

از این آیه شریفه نکاتی را می توان بدست آورد.

1. لباس، زمانى نعمت الهى است که بدن را بپوشاند. «یُوارِی سَوْآتِکُمْ»

2. گرچه در تهیّه ‏ى لباس، علاوه بر عوامل طبیعى انسان‏ها نیز تلاش مى‏کنند، ولى همه‏ ى اینها به دست خداست. «أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً»

3. پوشش و پوشاندن کار خداست، «أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِی»، ولى برهنگى و برهنه کردن کار شیطان است. «فَوَسْوَسَ» ... «لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما»

4. لباس، نعمت الهى است، «لِباساً یُوارِی» و برهنگى و خلع لباس، کیفر گناه«فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما»

5. پوشش و آراستگى با پوشاک و لباس‏هاى زیبا، مطلوب و محبوب خداوند است. «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساًوَ رِیشاً»

6. آراستن و زینت و بهره ‏بردن از لباس‏هاى زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعى ندارد.

پوشش هر جامعه ای وابسته به نظام اعتقادی و شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی حاکم برآن جامعه است. در نظام اسلام هم با توجه به آیات فوق فلسفه ی پوشش علاوه بر حفاظت از سرما و گرما مایه زینت انسان است.اما این زینت دارای چارچوبی است و نباید وسیله ای برای خود نمایی، ریا، تفاخر و تکبر شود.

 و یکی دیگر از  مصادیقی که اسلام نهی نموده لباس شهرت است که ما به آن می پردازیم.

1. تبیین موضوع

انواع لباس در اسلام: 1) لباس شهرت 2) لباس مختص به جنس خاص3) تشبه به جنس مخالف 4) تشبه به کفار 5) طلا و ابریشم برای مردان 6) لباس غصبی 7) لباس زینت 8) لباس احرام.

2. ضرورت

باتوجه به این که لباس جزء نیاز های ابتدایی و همگانی بشر می باشد و با توجه به این که اسلام دین جامعی می باشد،لازم است که در جستجوی پوشش مطلوب و نامطلوب از نظر اسلام براییم.

برای بررسی مفهوم یک موضوع باید ابتدا بحث واژه شناسی را مطرح کرد و بعد از آن به معانی عرفی و احیاناً اصطلاحی آن موضوع پرداخت.

فصل دوم واژه شناسی:

در کتابهای لغت تعاریفی برای کلید واژه های مورد بحث ذکر شده است برای نمونه به چند تعریف اشاره می کنیم:

لباس:

لِبس= جامه ، پوشاک(فرهنگ معاصرص879)

لِبس=جامه و پوشش، لباس: آمیختگی فراهم آمدگی(فرهنگ جامع عربی –فارسی ج4و3ص1412)

در زبان عربی به استفاده از اشیائی مثل کمربند، انگشتر ، عینک و ... لبس می گویند.

شهرت:

شهرت= شهرة= آوازه، صِیت، اشتهار(معارف ومعاریف ج3ص106)

شهرت: آشکار شدن چیزی به زشتی و رسوایی،آشکاری، وضوح(فرهنگ جامع عربی –فارسی ج2و1ص774)

صِیت= آوازه، ذکر خیر، شهرت نیکو(معارف ومعاریف،ج،3،ص106)

زیّ: هیئة، سبک، رسم زندگی(فرهنگ نوین،ص286)

زیّ: شکل ظاهری، هیئت، فرهنگ(بزرگ سخن،ص3919)

تبرج: نمایان کردن،آشکارکردن،زینت کردن (فرهنگ جامع،ص80)

معانی عرفی :

مفهوم عرفی لباس تقریباً مفهوم لغوی آن است.هر آن چه که سبب پوشش و ستر بدن انسان و غیر آن شود را  لباس گویند.

در مورد مفهوم عرفی شهرت علاوه بر معانی لغوی نکته ی دیگری را باید افزود چرا که از نظر عرف شهرت به این معنی است انگشت نما شدن ، زبان زد شدن و به نوعی رفتار و زندگی کردن که سبب جلب توجه دیگران شود.

واژه صیت: همان شهرت است ولی در آنچه که مورد پسند جامعه است به کار می رود.

واژه زیّ: در نظر عرف تقریباً با معنای لغوی آن هم خوانی دارد و به معنی راه و رسم و سبک زندگی افراد یک جامعه ، گروه و یا صنف است.

معانی عرفی واژگان از دو جهت باید مورد توجه واقع شود.

•اولاً: ازمنظر روایات از این جهت که اهل بیت با زبان مردم سخن می گفته اند پس باید عرف آن زمان را مورد توجه قرار داد.

•دوماً: از جهت اینکه احکام روی موضوعات عرفی حمل شده اند پس در هر جامعه و صنفی باید مقتضیات زمان را در نظر گرفت و عرف زمانه را بدست آورد.

توجه شود که در معنی شهرت و زیّ، در نظر گرفتن اصناف، موجود در جامعه ی مورد بحث، مهم است و نیز زمان و مکان و تاریخی که قرار است برایش حکم صادر شود. چرا که ممکن است برای یک صنف جامعه پوشیدن لباسی خاص کاملاً برای همه مردم پسندیده و مورد قبول باشد اما اگر شخصی خارج از آن صنف آن لباس خاص را بپوشد از نظر مردم این رفتار مورد سوأل واقع شود و موجب انگشت نما شدن او شود.در حالیکه همان طور که گفتیم پوشیدن آن لباس برای خود آن صنف مطلوب و مورد قبول جامعه است و حتی گاهی اگر فردی بدون لباس مخصوص صنف خود دیده شود مورد سوأل واقع می شود، مثلا روحانی لباس غیر روحانی را بپوشد.همین گونه لباس قوم و گروهی خاص را در بین قوم دیگری پوشیدن و یا به سبک زندگی قومی در بین قوم دیگرظاهرشدن گاهی سبب شهرت می شود، مثلاً  لباس و سبک زندگی مردم شمال را در جنوب استفاده کردن ممکن است باعث شهرت شود. به همین ترتیب زمان و تاریخ نیز در صدق معنای شهرت تاثیر گذار است. به عنوان مثال اگر کسی لباس اقوام باستانی را امروزه بپوشد، حتی در یک محیط پر جمعیت کاملاً انگشت نما می شود. و این نکته در روایات نقل شده از ائمه علیهم السلام آمده است به عنوان نمونه:

صحیح حماد بن عثمان قال: «کنت حاضراً لأبی عبد اللّه (علیه السلام) إذ قال له رجل: أصلحک اللّه ذکرت أنّ علی بن أبی طالب (علیه السلام) کان یلبس الخشن، یلبس القمیص بأربعة دراهم و ما أشبه ذلک، و نرى علیک اللباس الجیّد، قال فقال له: إنّ علی بن أبی طالب (علیه السلام) کان یلبس ذلک فی زمان لا ینکر، و لو لبس مثل ذلک الیوم لشهر به، فخیر لباس کلّ زمان لباس أهله ..»(وسائل الشیعه، ج،5ص،17،ابواب احکام الملابس،ب7،ح7)

یکی از راویان می گوید:نزد امام صادق (علیه السلام) بودم مردی به آن حضرت گفت:به ما گفته اند که حضرت علی (علیه السلام) لباس خشن وکم قیمت می پوشید اما لباس شما لباس خوبی است.امام(علیه السلام)در جواب او فرمودند:حضرت علی (علیه السلام) آن لباس رادر زمانی می پوشیدندکه زشت نبود ولی اگر من دراین زمان آن لباس را بپوشم به آن شهرت پیدا می کنم.بهترین لباس برای هر زمان لباس اهل آن زمان است.

نکته ای که در ادامه بحث باید به آن توجه داشت این است که شهرت دو گونه است شهرت منفی و شهرت مثبت وآنچه که از نظر شرع مقدس مذموم شمرده شده است شهرت منفی است. با توجه به معنای شهرت که نمایان شدن وآشکار شدن است و اینکه به نظر قرآن تبرج مورد نکوهش است، انسان باید از هر نوع برج شدن و انگشت نما شدن خوداری نماید. آن جا که قرآن می فرماید:"وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى" (احزاب آیه33)

کلمه" تبرج" به معناى ظاهر شدن و آشکار شدن فوق العاده در برابر مردم است، همان طور که برجِ قلعه براى همه هویدا وآشکاراست.و این مذموم می باشد.

 در مقابل اگر انسان با نوعی از پوشش شناخته شود که برای او سبب آبرو و حفظ عفت شود و مورد آزار بد خواهان قرار نگیرد، نه تنها مذموم نیست بلکه پسندیده است. چنانچه در قرآن می خوانیم: "یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً" (احزاب آیه36)

« اى پیامبر به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو روپوش خویش را به خود جمع کنند، این نزدیکتر است که شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند خدا آمرزنده و مهربان است».

مثال دیگری که می توان برای پسندیده بودن لباس خاص به آن اشاره نمود لباسی است که  افراد از صنف ها ی مختلف می پوشند مثلاً لباس نیروی انتظامی، یا لباس ارتش،سپاه و حتی لباس روحانیت،که سبب آوازه آنها می شود، لکن این شهرت و آوازه منفی نیست.یا مثلا چادر برای خانمها که به عنوان پوشش بانوان ایرانی مشهور شده است که شهرت مثبت است.در شرع مقدس، جنبه منفی شهرت است که مذموم شمرده می شود و برایش حکمی در نظر گرفته شده است.

برای اینکه مفهومی که در شرع از شهرت و زیّ مورد بحث واقع شده ، واضح تر شود باید به بررسی اقوال فقهاء و دین شناسان پرداخت.

مفهوم لباس شهرت در کلام بعضی فقهاءعصر حاضر:

•امام خمینی:

معیار لباس شهرت چیست؟ج: لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، بخاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى شود(توضیح المسائل محشی،امام خمینی،ج2،ص1011،س1360)

•آیت الله اراکی:

لباس شهرت عبارت است از لباسی که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آن را به پوشد، معمول نیست.(توضیح المسائل محشی،امام خمینی،ج2،ص1012،س166)

•آیت الله بهجت:

5214 - مقصود از لباس شهرت چیست و پوشیدن آن چه حکمى دارد؟ آیا چادر سفیدى که موجب انگشت  نما شدن شود از مصادیق لباس شهرت است؟

ج: لباس شهرت عبارت است از لباسى که از جهت جنس یا رنگ یا نحوه برش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زىّ پوشنده لباس باشد و پوشیدن چنین لباس هایى حرام است. بنابراین پوشیدن چادر سفید به اقتضاى محل پوشش و شخص پوشنده باید ملاحظه شود.(استفتائات،ج4،ص177)

•آیت الله تبریزى:

مقصود از لباس شهرت را بیان فرمایید؟ آیا به چادر سفید و یا عباى سفید و مثل اینها لباس شهرت گفته مى شود؟

ج: باسمه تعالى؛ لباسى که انسان مى پوشد، اگر لباسى باشد که موجب وهن به او شود یا طورى باشد که با پوشیدن آن بر دیگران فخر بورزد، بنابر احتیاط واجب باید ترک شود. و الله العالم(استفتائات جدید،ج1،ص361)

مبنا در لباس شهرت چیست و نظر شما نسبت به لباسهاى غربى به خصوص کراوات و امثالهم چیست؟

بسمه تعالى  - لباسى که مختصّ به طائفه اى است و انسان با پوشیدن آن بین مردم بدنام و مورد نکوهش قرار مى گیرد، چنانچه پوشیدن آن موجب اذلال نفس باشد جایز نیست. و نیز براى مؤمن سزاوار نیست لباسى بپوشد که او را از زىّ مؤمنین خارج کند، و اللّه العالم( استفتائات جدید،ج2،ص480)

هل أنّ المراد بلباس الشهرة ما لا یتعارف لبسه للذی یرید لبسه سواء من جهة اللون أم الخیاطة أم القماش؟

بسمه تعالى:: لباس الشهرة هو أن یلبس ما لا یتعارف لبسه من مثله کأن یلبس العالم لباس الجندی فی بعض الموارد، و قد قیل إنّه حرام و لکنّه غیر تام على الإطلاق، و اللّه العالم . (صراط النجاة،ج5،ص428،مسئله1334)

•آیت الله خامنه ای:

معیار لباس شهرت چیست؟ج: لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، به خاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى شود.(اجوبة الاستفتائات،فارسی،ص 304س1360)

•آیت الله سبحانى:

702 - بنابر احتیاط واجب باید انسان از پوشیدن لباس شهرت که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آن را بپوشد معمول نیست و نوعى ریاکارى حساب مى شود، خوددارى کند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد. (توضیح المسائل،ص228)

..............................................ادامه دارد..........................

 

کلیک:لباس شهرت (چکیده) - مرکز موضوع شناسی احکام فقهی

http://www.mozooshenasi.ir/index.php/component/k2/item/680-celebrity-dresses




تاریخ : شنبه 93/10/27 | 3:26 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

چرا نمی‌ توان نام امام مهدی عجّل آیا نام بردن از حضرت مهدی عج به نام های مهدی ومحمد ولقب ابوالقاسم اشکال دارد وحرام است؟!!!

..............................................................................

........................................................

البته در برخی روایات، به نام آن حضرت تصریح شده است:

الف) «شیخ صدوق» در «کمال الدین و تمام النعمة» از حضرت علی علیه السلام ، چنین نقل کرده است: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ، نام امامان را بعد از حضرت علی یکی پس از دیگری برای آن حضرت برشمرد تا اینکه فرمود:

... مَهْدِیُّ أُمَّتِی مُحَمَّدٌ الَّذِی یَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً... .

... مهدی امتم [در میان ایشان] محمد است که زمین را از عدل و داد آکنده سازد... .

ب) حضرت علی علیه السلام ، از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده که او هنگام نام بردن از ائمه دوازده‏گانه فرمود: «... فَإِذَا حَضَرَتْهُ (الحسن) الْوَفَاةُ فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّد...»؛ «پس هنگام رحلت حسن، آن [اسماء] را تسلیم به فرزندش محمد می‌کند...».

همچنین «طبرسی» در «الاحتجاج» از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم چنین نقل می‌کند: از جبرئیل شنیدم: «... ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِیُّ أُمَّتِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ صَاحِبُ الزَّمَانِ...»؛ «... سپس فرزندش قائم به حق، مهدی امتم، محمد بن‌حسن صاحب الزمان...».

ج) «شیخ صدوق» در «کمال ‌الدین و تمام النعمة» آورده است: حضرت علی علیه السلام بر فراز منبر درباره حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمود:

... لَهُ اسْمَانِ اسْمٌ یَخْفَى وَ اسْمٌ یُعْلَنُ فَأَمَّا الَّذِی یَخْفَى فَأَحْمَدُ وَ أَمَّا الَّذِی یُعْلَنُ فَمُحَمَّدٌ... .

... برای او دو نام است: یکی نهان و دیگری آشکار؛ اما نهان احمد و نام آشکار محمد است...

د) در بخشی از حدیث «لوح» حضرت زهرا علیها السلام (که هدیه‏ای از پیامبر به حضرت زهرا علیها السلام بود) آمده است:

... وَ أُکْمِلُ ذَلِکَ بِابْنِهِ مُحَمَّدٍ رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ عَلَیْهِ کَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِیسَى وَ صَبْرُ أَیُّوب‏... .

... و اوصیا را به وجود فرزندش محمد، رحمت بر جهانیان، تکمیل خواهم کرد؛ کسی که کمال موسی و بهای عیسی و صبر ایوب را داراست... .

ه‍) امام باقر در تفسیر آیه شریفه: {إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً} یک یک ائمه را نام برد تا اینکه فرمود:

... وَ إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَ إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ اثْنَا عَشَرَ إِمَاما... .

... و به فرزندش حسن و به فرزندش محمد، هدایت‌کننده هدایت‌شده، دوازده امام هستند... .

و) امام صادق علیه السلام نیز هنگام شناساندن حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف گاه به نام «محمد» تصریح فرموده است:

الخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلْدی هُوَ المَهْدِیُّ، اِسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَکُنْیتُهُ اَبُوالقاسِمِ یَخْرُجُ فی آخِرِالزَّمانِ یُقالُ لاُمِّهِ صَقِیل.

خلف صالح از فرزندانم مهدی است. نامش محمد و کنیه‏اش ابوالقاسم، در آخرالزمان خروج می‏کند و مادرش صقیل نامیده می‏شود.

ز) امام صادق علیه السلام در پاسخ «زید شحام»، نام امامان معصوم علیهم السلام را برشمرد و فرمود:

نَحْنُ اِثْنا عَشَرَ. هکذا حَوْلَ عَرْشِ ربِّنا ـ جَلَّ وَ عَزَّ ـ فِی مُبتدَءِ خَلْقنا اَوَّلِنا مُحَمَّد وَ اَوْسَطِنا مُحَمَّدٌ وَآخِرنا مُحَمَّدٌّ.

ما دوازده تن بدین ‌گونه [اشاره با دست به صورت دایره] از آغاز آفرینش گرداگرد عرش پروردگارمان قرار داشته‏ ایم، نام اولین فرد ما محمد و نفر میانه محمد و آخرین فرد ما نیز محمد است.

ح) امام عسکری علیه السلام به نام آن حضرت بسیار تصریح کرده است. هنگامی که مادر حضرت مهدی حامله شد، امام عسکری علیه السلام به او فرمود: «سَتَحْمِلینَ ذَکَراً وَاسْمُهُ مُحمدٌّ وَهُوَ القائِمُ مِنْ بَعْدی»؛ «تو حامل پسری هستی که نامش محمد است و او قائم پس از من است».

همچنین آن حضرت فرمود:

... اِبْنی مُحمد، هُوَ الامام والحُجَّةُ بَعدی مَنْ ماتَ وَلَمْ یعْرِفْهُ مات مِیتةً جاهِلیةً... .

 فرزندم محمد، اوست امام و حجت پس از من. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است... .

پدر آن حضرت و یاران او پس از ولادت امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف ، از آن حضرت با نام محمد یاد کرده‏اند:

الف) «ابراهیم کوفی» نقل کرده است که امام عسکری علیه السلام گوسفندی سربرید و برای من فرستاد و فرمود: «هَذا مِنْ عَقیقَةِ اِبنی مُحمد»؛ «این بخشی از عقیقه فرزندم محمد است».

ب) «محمد بن‌یعقوب کلینی» از «احمد بن‌ محمد بن ‌عبدالله»، نقل کرده است: «... وَ وُلِدَ لَهُ (ابی‌محمد) وَلَدٌ سَمَّاهُ مُحمداً...»؛ «... برای او (امام عسکری) فرزندی به دنیا آمد که او را محمد نامید..».

ج) «شیخ طوسی» در «الغیبه» در بخشی از حکایتی نقل کرده که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف با نام «محمد بن ‌الحسن» از خود یاد کرده است.

د) از «ابی‌غانم خادم» نقل شده است: «وُلِدَ لابی‌مُحَمدٍّ مَوْلُودٌ فَسَمّاهُ مُحَمَّداً و...»؛ «برای ابو‌محمد (امام عسکری) فرزندی به دنیا آمد که او را محمد نام نهاد...».

ه‍) «شیخ صدوق» به نقل از «عبدالله سوری»، در داستانی درباره دیدارش با حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت صغری نوشته است:

... پس دیدم جوانانی را که در برکه، آب بازی می ‏کردند. جوانی بر سجاده‏ ای نشسته بود و آستین لباس خود را مقابل دهان قرار داده بود. پس گفتم: «این جوان کیست؟» گفتند: «محمد بن ‌الحسن است» و شبیه پدرش بود...

و) در «کمال ‌الدین و تمام النعمة» در بخش سرگذشت مادر حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: «... وَعَلی قَبْرِها مَکْتُوبٌ عَلَیهِ هَذا قَبْرُ اُمِّ مُحَمَّدٍ»؛ «و بر آرامگاه او نوشته شده بود، این قبر مادر محمد است».

مادر آن حضرت را با کنیه «ام محمد» نمی‌ خواندند و بنابراین، روایت پیش ‌گفته بر جواز یاد کردن از آن حضرت با نام ویژه او دلالت می ‌کند.

افزون بر این روایات برخی از دانشمندان شیعه، از حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف با نام‌های «محمد»، «محمد المهدی»، «محمد بن الحسن» و «محمد بن الحسن العسکری» یاد کرده‏ اند. این خود بر جایز بودن ذکر نام آن حضرت نزد آنان گواهی می‌ دهد:

الف) «شیخ مفید» درباره امام دوازدهم می نویسد:

... مُحَمدُ بنُ ‌الحَسَنِ العَسْکَری وَ اَنَّهُ المَهْدیُّ المُنْتَظَر خُرُوجُهُ فی آخِرالزَّمانِ وَ اَنَّهُ غائِبٌ بَعدَ فَتْرَةٍ مِنْ وِلادَتِهِ... .

... محمد فرزند حسن عسکری علیه السلام و اوست مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف ؛ همو که خروجش در آخرالزمان انتظار کشیده می ‏شود و مدتی بعد از ولادتش غایب شد... .

ب) «سید مرتضی» در بیان اعتقادات شیعه درباره ائمه می نویسد:

وَ یذْهَبُ الاِمامِیةُ ـ بِاَجْمَعِهِمْ ـ إلَی اَنّها بِالنَّصِ الجَلیِّ عَلَی الأئمةِ الإثنى‌عَشَر اَوّلهُمْ عَلیُّ بنُ ابی‌طالب وَ آخِرُهم مُحمدُ بنُ ‌الْحسنِ الْمهدیُّ المنتظرُ... .

اعتقاد امامیه ـ بنا بر نص آشکار ـ این است که امامان دوازده نفرند؛ نخستین ایشان علی بن ابی‌طالب علیهما السلام و آخرین آنان، محمد فرزند حسن، مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف منتظر است... .

ج) «شیخ طوسی» درباره ولادت امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف از زبان اسماعیل بن علی نوبختی نوشته است: «... مُولدُ مُحمدِّ بن ‌الحَسَنِ بنِ ‌‌عَلی بن مُحمد بن ‌علی بن ‌موسی...».

...........................................................................

......................................................................

 

برخی از بزرگان معاصر، پس از نقل روایات یادشده، نوشته ‌اند:

شکی نیست که قول به منع نام بردن از روی تعبد، خالی از تحقیق است؛ اگر چه برخی از بزرگان بدان تصریح کرده‌ اند... ظاهر این است که منع، دایر مدار وجودِ ملاک تقیه است. بنابراین، نام بردن از آن حضرت به این نام در زمان ما هیچ ‌گونه منعی ندارد. به علاوه [آن] دسته [از] روایات که دلالت بر جواز می‌ کرد، از دسته‌های دیگر به مراتب، هم از نظر عدد بیشتر و هم از نظر دلالت اقواست. [پس] حرمت تنها در هنگام تقیه بوده و تنها راه جمع بین روایات همین قول است، و گرنه باید هر دو دسته روایت را قبول نکنیم و به اصطلاح از اعتبار ساقط بدانیم یا قائل به تخییر شویم ـ اگر بگوییم روایات ظنی هستند ـ و حاصل این هم، این می ‌شود که قائل به جواز شویم.

ایشان سرانجام قوی ‌ترین قرینه را برای نظر خود (جواز نام بردن) روایات خوانده و احتیاط را نیز در اینجا لازم ندانسته ‌اند: «فتلخص عن جمیع ما ذکر، جواز التسمیة باسمه الشریف و هو محمد»؛ «خلاصه آنچه گذشت جواز نام بردن نام شریفش که محمد است می‌ باشد».

بنابراین، بردن نام آن حضرت در زمان غیبت کبری در صورتی که برای ایشان زیان در پی نداشته باشد، جایز است.[1]

 




[1] شکست اوهام. ص 73.


http://mobalegh.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=130&pageid=34659&newsview=42744






تاریخ : جمعه 93/10/26 | 6:37 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

زندگینامه کامل امام زمان حضرت مهدی (عج)



زندگینامه امام زمان حضرت مهدی عجآخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست.

 

زندگینامه امام زمان، حضرت مهدی (ع)

نام: محمد بن الحسن
کنیه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم کنیه حضرت پیامبر اکرم(ص) است. در روایات آمده است که شایسته نیست آن حضرت را با نام و کنیه، اسم ببرند تا آن گاه که خداوند به ظهورش زمین را مزیّن و دولتش را ظاهر گرداند.

 

القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):

مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شیعیان در دوران غیبت صغرى ایشان را «ناحیه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بیش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بیان شده است.
 

ولادت امام زمان حضرت مهدی (عج):

وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

 

سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».
 
حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج)

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

1) از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عج):

امام زمان حضرت مهدی (عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2) غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عج):

پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3) دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عج):

این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4) دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عج):

پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

 

صورت و سیرت امام زمان حضرت مهدی (عج)

چهره و شمایل حضرت مهدی ( ع ) را راویان حدیث شیعی و سنی چنین نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشیده ، چشمانش سیاه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهایش براق و گشاد ، بینی اش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده . استخوان بندی اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهایش درشت .گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی  - که از بیداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشکین . عضلاتش پیچیده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ریخته ، اندامش متناسب و زیبا ، هیاتش خوش منظر و رباینده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قیافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده ، خروشش دریاسان ، و فریادش همه گیر " .حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسیار است و دارنده ذخایر پیامبران است . وی   نهمین امام است از نسل امام حسین ( ع ) اکنون از نظرها غایب است . ولی مطلق و خاتم اولیاء و وصی اوصیاء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکیه کند ، و پرچم پیامبر ( ص ) را در دست گیرد و دین خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گیتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکیزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زیر دندان دیگری   باشد ، از زیر دندان انسان بسیار متجاوز و غاصب بیرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سیاسی   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمین - مرکز حکومت انقلابی مهدی   شود . نخستین افراد قیام او ، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند ...برخی به او بگروند ، با دیگران جنگ کند ، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی   ، باقی   نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سیاست عادله قرآنی   ، در جهان جریان نیابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قیام کند زمینی  نماند ، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بیاموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز یابد . مهدی ( ع ) با تایید الهی   ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی  در همگان پدید آورد ... .مهدی ( ع ) فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی  بیمانند دست یابند . حتی   چهارپایان فراوان گردند و با دیگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمین گیاهان بسیار رویاند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفینه های  زمین و دیگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بیفسرد ، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد و جنگها از میان برود .در جهان جای ویرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بیداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند .مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد .

اصحاب و یاران امام زمان حضرت مهدی (عج):

1. عثمان بن سعید عمروى (متوفاى سال 257ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسین بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

این چهار تن نماینده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عج) بودند که در ایام غیبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسکرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتیب، واسطه میان امام زمان حضرت مهدی (عج) وشیعیان ایشان بودند. این چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از یارانش به او پیوسته و نخستین هسته لشکریان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشکیل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ایام غیبت آن حضرت به این مقام ارجمند نایل شده‏اند که بر دیگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنین افراد بسیارى در ایام غیبت به محضرش شرفیاب گشته و از عنایاتش بهره‏مند شده‏اند که در این جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

1. اسماعیل بن حسن هرقلى.
2. سید محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سید عطوه علوى حسنى.
4. امیراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسین بن ابى بغل.
6. شریف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شیخ حر عاملى.
9. مقدس اردبیلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. میرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شیخ حسین آل رحیم.
14. ابوالقاسم بن ابى جلیس.
15. ابو عبداللَّه کندى.
16. ابو عبداللَّه جنیدى.
17. محمد بن محمد کلینى.
18. محمد بن ابراهیم بن مهزیار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نیشابورى.


زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عج) :

امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشکیل حکومت جهانى، با تمام حاکمان و زمامداران کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى که در ایام غیبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حکومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مکتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).

هنگامى که امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور کند و قیام آزادى بخش وى فراگیر شود، برخى از سلاطین و حاکمان کشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسلیم فرود مى‏آورند و برخى دیگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خیزند و پس از درگیرى، متحمل شکست و اضمحلال خواهند شد و حکومت آن حضرت، از شرق تا غرب کره زمین را فرا خواهد گرفت. در این باره، روایات فراوانى از معصومین(ع)نقل شده است که براى نمونه، حدیثى را از امام محمد باقر(ع) بیان مى‏کنیم:

عَن أبی جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤیّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الکنوزُ ویبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ویُظِهرُ اللَّهُ دینهُ على الدّینِ کُلّه ولو کَرِهَ المُشرکون فلا یَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وینزلُ روحُ‏اللَّهِ عیسى بن مریم فیُصلّی خلفه.(1)

قیام کننده از ما منصور به رعب و مؤیّد به نصر است. زمین از براى او در نوردیده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشکار کند. سلطنت و حکومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دین خود را بر همه دین‏ها غالب گرداند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. در روى زمین هیچ خرابى باقى نماند، مگر این که آبادش کند و روح اللَّه، عیسى بن مریم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا کند و پشت سرش نماز بخواند.

http://www.sahebzaman.org/emam-zaman/emam-zaman-biography/263-zendeginameh-emamzaman.html




تاریخ : جمعه 93/10/26 | 6:19 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر



زندگینامه و جایگاه حضرت معصومه (س)


حضرت معصومه علیها السلام در اول سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.


 آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).


مقام علم و عرفان او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه غیر معروف او چنین می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» ‍:  (سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر).و باز می خوانیم: «السلام علیک ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیدة التقیة الرضیة المرضیة»: (سلام بر تو ای بانو پسندیده نیک سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاک طینت، پاک روش، شایسته و پسندیده).بدین لحاظ و مقامات عالی معنوی آن بانوست که حضرت رضا علیه السلام در فرازی از زیارتنامه معروفش به ما آموخته که در کنار مرقدش خطاب به او بگوییم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شانا من الشان».

(ای فاطمه! در بهشت از من شفاعت کن چرا که تو در پیشگاه خداوند دارای مقامی بس ارجمند و والا هستی).امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیها سلام  در توصیف قم سخن گفته و آن مکان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن کوچ کند که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.

 


خاندان عصمت پیامبر در انتظار آن بودند که این دختر ممتاز چشم به این جهان بگشاید تا قلب و روی آنان را به دیدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت و آل علی علیه السلام پیام آور شادی مخصوص و پایان بخش انتظاری عمیق و شور آفرین بود زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود.

از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام یعنی سال 148 هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها سلام سال 173 و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، از این رو خاندان پیامبر بیصبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها سلام بودند.

هنگامی که وی چشم به جهان گشود براستی که آنروز برای اهل بیت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله علیه روز شادی و سرور وصف ناپذیر و از ایام الله بود زیرا اختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که قلبها را جلا و شفا می داد و چشمها را روشن می کرد و به کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام گرمی و صفا می بخشید

این سوال که پیامبر اسلام با آنکه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بیشتر دوست می داشت و به او بیشتر اعتبار می داد. سوالی است که درباره حضرت معصومه علیها سلام نیز صادق است که چرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با داشتن دختران بسیار به حضرت معصومه علیها سلام توجه می کرد و در میان آنها این دختر به آن همه مقامات نایل شد. پاسخش این است که در آیات قرآن و گفتار پیامبر و امامان به طور مکرر معیار, داشتن علم، تقوا و جهاد و سایر ارزشهای والای انسانی است


براستی که حضرت معصومه علیها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله علیه در معیارهای ارزشی اسلام یکه تاز عرصه ها و در علم و کمالات و قداست گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی تافته ای ملکوتی و جدا بافته و ساختار وجودی او از دیگران ممتاز بود.همان گونه که پیامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدایش باد)، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه علیها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه علیها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراین نام رازها نهفته است. یکی از رازها این بود که در علم و عمل از رقبای خود پیشی گرفته و دیگر این که از ورود شیعیان به آتش دوزخ جلوگیری می نماید.

 همچنین از نظر کمالات علمی و عملی بی نظیر است دیگر این که گرچه مرقد مطهرش آشکار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست ولی مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روى داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه علیها سلام را زیارت کند به همان مقصودی نایل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نایل می شود. از دیگر مشابهت های حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداکاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیها سلام نیز آن چنان تلاش کرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید.

یعنی حضرت معصومه علیها سلام نیز با کاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حرکت کرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی که به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یک جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند که بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سکونت در قم به شهادت رسید

 


همان گونه که حضرت زهرا سلام الله علیها با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه السلام را تبیین می کرد، حضرت معصومه علیها سلام نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می شود.

برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علی ولی القوم» : (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شیعت علی هم الفائزون» (شیعیان علی رستگارند).نیز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود:‌«الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»: آگاه باشید! کسی که با حب آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است).

یکی از روایات او که با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد این است که:‌حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز عید غدیر خم فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم علی هم مولا و رهبر او است و نیز به علی فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسی به موسی (ع) است.به این ترتیب می بینیم حضرت معصومه علیها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جای پای حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش برای اثبات حق کوشید تا جایی که جانش را فدای ولایت نمود و شهد شهادت نوشید.

 


شخصیت های بزرگ دین ارج و منزلت بسیار والایی برای حضرت معصومه علیها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه می کنند:


حضرت امام خمینی (قدس سره) در قصیده ای که شامل 44 بیت است او را با حضرت زهرای اطهر مقایسه کرده در بخشی از آن می گوید:


دختر چون این دو در مشیمه قدرت

نــامد و نایـد دگــر هماره مــقدر


آن یک امواج علــم را شده مبــدا

ویـن یک افواج حلم را شده مصدر


آن یــک درعالـــم جلالـت کـعبه

وین یک در ملک کبریایـی مشــعر


لم یلـــدم بستـه لـب و گرنه بگفتم

دخــت خدایـند این دو نــور مطهر


آن یــک خـاک مدینـه کـرد مزین

صفــحه قم را نمود این یـک انــور


خاک قم ایـن کرد از شـرافـت جنت

آب مــدینه نـمـوده آن یک کــوثر


مرجع کل حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (قدس سره)مکرر کنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها  می آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص آن حضرت را واسطه قرار می داد و به مناجات می پرداخت.

نقل از سایت شهید آوینی

http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/bastegan/masoomeh/veladat/86/masomah/zendegi.aspx




تاریخ : پنج شنبه 93/10/25 | 5:27 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

عمرعزیز است غنیمت شمار

 


به نام خدا

کلیک:عمرعزیز است غنیمت شمار


درایام ربیع  و فصل بهار وشکفتن درکنار آب جاری نشسته بودم که رفیقی سر رسید وگفتاری چند بفرمود وگفت: آقای سعادت   مطلبی ونکته ای ابراز کنید تا بهره ببریم. در آن حال به یاد شیخ اجلّ سعدی شیرین سخن شیرازی افتادم که بفرمود:

بنده همان به که زتقصیر خویش

عذر به درگاه خدای آورد

ورنه  سزاوار خداوندیش

 کس نتواند که بجای آورد

 گفت: سخن نیک زیادت کن.

گفتم:

 نیک سروده است آن هوشیار

عمرعزیز است غنیمت شمار

رفیق از کلام سنجیده من به غایت در فکر فرو رفت ودامن ادب جمع کرد وگفت:

 آقای سعادت

اَلحَق که سخنان نیک و دُرّ سُفته ای !!

گفتم:

 سخنان بزرگان ادب بود که با کمی تصرف بجایش گفته ام وترا نیکو آمد.

*
دُرّ سُفتن
سوراخ کردن_ دُر سنبیدن مروارید . کنایه از سخن نغز گفتن

 




تاریخ : سه شنبه 93/10/23 | 9:50 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
 
به نظر می رسد تا زمانی که نخواهیم واقع بینانه و عالمانه درباره مسائل صحبت کنیم و اصل برای ما مهندسی افکار عمومی از طریق حاشیه سازی و غیره باشد، این کشور قادر به رشد حقیقی نخواهد بود.
آقای مطهری! کاش از پدرتان قدری علم و آزاداندیشی ارث برده بودید

طی روزهای گذشته دو مسأله ذهن ها را به خود درگیر کرده است، یکی سخنرانی رئیس جمهور محترم در همایش اقتصاد ایران و دیگری سخنان آقای علی مطهری در مجلس شورای اسلامی که به ترتیب درباره هر کدام جملاتی را ذکر می‌کنیم :

1) جناب آقای روحانی در سخنرانی خود آشکارا میان اصول و آرمان های انقلاب و منافع ملی تفکیک قائل شدند و فرمودند که ما در مذاکرات هسته ای به دنبال تأمین منافع کشور هستیم. واقعاً باید پرسید چگونه می شود که میان اصول و آرمان های یک ملت- مادام که عقلانی و مستحکم باشد- و منافع ملی فاصله انداخت و ایندو را در مقابل هم قرار داد؟ آیا جناب رئیس جمهور که خودشان چند جلد کتاب فلسفه سیاسی نوشته اند و سال ها ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک را عهده دار بوده اند این تفکیک را از جهت علمی ممکن و قابل توجیه می دانند که از تریبون عمومی درباره آن سخن می گویند؟

هر کس که با فلسفه سیاسی آشنایی داشته باشد تایید می کند که منافع بنیادی یک ملت زاییده اصول و آرمان های یک ملت است و ایندو با یکدیگر رابطه غیرقابل انکاری دارند. حتی باید گفت در کشورهای غربی که به زعم جناب آقای روحانی منافع ملیِ مادی همواره اصالت دارد، اصول و آرمان هایی وجود دارد که مسئولان آن کشورها به هیچ قیمتی از آنها کوتاه نخواهند آمد و چه بسا بتوان گفت که صرف نظر کردن غرب از منافع خود و تحریم ظالمانه ایران طی این سال ها، خود ناشی از پافشاری غرب بر روی اصول خویش است نه منافع.

در عین حال، خیلی خوب است جناب آقای روحانی، ضمن تعریف دقیق منافع ملی و همچنین مرجع تشخیص و تعیین آن در کشور، اولاً اصول و آرمان های کشور را که مخلّ منافع ملی شده فهرست کنند و ثانیاً بفرمایند چگونه می شود که اصولی و آرمانی منطقی و برآمده از عقلانیت اجتماعی باشد اما با منافع ملی در تضاد باشد؟! برای مثال آیا استقلال، حریّت، عزت و شرف، و دفاع از حقوق حقه ملت ایران که همواره جزء اصول کشور بوده است با منافع ملی در تضاد است؟ یا برای مثال، اگر خوداتکایی و تبدیل شدن ایران به کشوری پیشرفته (نه پیشرفت به معنای ارتجاعی آن بلکه پیشرفت حقیقی و دورن زا) یک آرمان ملی به شمار می رود، چه تعارضی بین این آرمان و منافع ملی به چشم می خورد؟! آیا دولت یازدهم اعتقاد دارد که در قضیه هسته ای یا سایر قضایا باید حریت و عزت ایرانی نادیده گرفته شود؟ آیا دولت یازدهم بر این باور است که باید در موضوع هسته ای، از آرمان ملی مردم ایران مبنی بر دست یابی به تمامی فناوری های بشری و استفاده صلح آمیز از آنها در جهت پیشرفت کشور دست کشید و تا ابد به بیگانگان وابسته بود و از آنها گدایی کرد؟

جناب آقای روحانی به همین حد بسنده نفرمودند و صراحتاً در همایش اقتصاد ایران گفتند اصول و آرمان ما در قلب و مغزمان است و نه سانتریفیوژ. در این زمینه هم چند نکته قابل ذکر است : اولاً باید رسید این چه کشوری است که اصول و آرمان های خود را وارد قلب و مغز خود می کند اما معتقد به فرمان گرفتن از مغز و قلب خود نیست؟ شاید بهتر بود رئیس جمهور محترم به جای مغز و قلب به موزه تعبیر می کردند تا منظورشان برای مردم روشن تر شود. بله؛ اگر خدای ناکرده روزی اصول و آرمان هایمان را داخل موزه قرار دهیم، دیگر اثری از آنها در منافع ملی نخواهد بود. ثانیاً همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند، باید پرسید اگر کوتاه آمدن از سانتریقیوژ به معنای کنار گذاشتن غیرت و عزت ملی و از همه مهم تر، محروم ساختن تاریخی ملت ایران از پیشرفت هسته ای بود، بازهم سانتریفیوژ جزء اصول و آرمان های ما نخواهد بود؟

به نظر می رسد تا زمانی که نخواهیم واقع بینانه و عالمانه درباره مسائل صحبت کنیم و اصل برای ما مهندسی افکار عمومی از طریق حاشیه سازی و غیره باشد، این کشور قادر به رشد حقیقی نخواهد بود. از طرف دیگر، رئیس جمهور محترم باید بدانند کسی در جمهوری اسلامی که یک نظام متدین و مردم سالار است از رفراندم برگزار کردن هراسی ندارد. البته رفراندم و امثال این ها اقتضائات قانونی خودش را دارد اما حربه ای نیست که بتوان هر از چندی برای پیشبرد بعضی اهداف از آن استفاده کرد. آیا جناب آقای روحانی تصور می فرمایند در صورت کنار زدن پرده ها از روی واقعیت، خارج کردن لباس حق از تن باطل و به طور کل، فراهم نمودن زمینه روشنگری برای مردم، نظر قاطبه مردم ایران، جز آن چیزی است که تا این تاریخ در قضیه هسته ای و غیره از سوی مسئولان نظام دنبال شده است؟

2) جناب آقای علی مطهری از سال 88 به بعد با نادیده گرفتن مظالم عظیم سران فتنه علیه ملت و به بیان روشن تر، علیه جمهوریت و مردم سالاری، و مصائب عمیقی که در کشور رخ داد، و انداختن تقصیرها به گردن شخصی دیگر، دائماً و البته همراه با رسانه های دشمن از سران فتنه دفاع می کنند و با آن که خود بر کرسی قانون تکیه زده اند، بدون توجه به قانون و فرایندهای قانونی، خواستار لغو مصوبه شورای عالی امنیت ملی و رفع حصر از آنها هستند. البته شاید پیگیری های ایشان بالاخره به پایان مدارای نظام با آنها و محاکمه سریع تر سران فتنه و رسیدن آنان به اشد مجازات منجر شود که البته آرزوی اکثر ملت ایران است اما به نظر می رسد لازم باشد چند نکته در ارتباط با سخنان و رفتارهای آقای مطهری حداقل برای ثبت در تاریخ بیان شود :

ای کاش جناب آقای علی مطهری به جز نام مطهری، قدری از پدر بزرگوارشان علم و آزاداندیشی را به ارث می بردند و اینگونه لجوجانه و بدون دلیل و مدرک و بر اساس احساسات و عواطف درباره مسائل کشور سخن نمی گفتند.

آقای مطهری!

باید بدانید که نه جناب عالی قاضی هستید که درباره اتهام سران فتنه و یا اتهام دیگران قضاوت کنید- و کسی را تبرئه یا محکوم نمایید- و نه جای ملت ایران هستید که درباره منظور آنها از حماسه 9 دی صحبت کنید و نقش قیام 9 دی یا زنده نگاه داشتن آن را را در ایجاد وحدت یا تفرقه ارزیابی نمایید. البته ای کاش یک دانشجوی جامعه شناسی بودید تا با مراجعه به ده ها ساعت فیلم و هزاران قطعه عکس، شعارهای صریح مردم در 9 دی و غضب مقدس آنها از سران فتنه و حامیان پشت پرده آنها را فهم می کردید و دست از تفاسیر پوچ و القائی از 9 دی برمی داشتید.

جناب عالی و دوستانتان مردم ایران را کودکان نابالغی می دانید که همواره به قیّم نیاز دارند و کسی باید از طرف آنها صحبت کند و یا نظر آنها درباره وقایع را تفسیر کند لکن توجه ندارید که 35 سال از پایان دوران سیاه پهلوی سپری شده و دوران قیم مآبی و نظام ارباب- رعیتی گذشته است. مردم ایران به برکت انقلاب اسلامی، امروز از چنان بلوغی برخوردارند که خودشان می توانند با صدای بلند نظرشان را درباره فتنه گرها بگویند و ده ها بار هم که شده حماسه هایی نظیر حماسه 9 دی را خلق کنند.

آقای مطهری، مطمئن باشید صحبت های شما پشت تریبون های عمومی و تبدیل شدن شما به تیتر یک رسانه های دشمن در جهت نجات دادن سران فتنه و تکان دادن جنازه آنها، هر قدر هم که برای مردم انقلابی از فرزند شهید مطهری امری غریب به حساب آید، ذره ای در بینش عمیق آنان درباره جریان فتنه و حقیقت وقایع تلخ سال 88 تاثیر نخواهد گذاشت و مسئولان کشور را به چشم پوشی از حق ملت و نظام در مجازات آنها سوق نخواهد داد.

http://taadolnews.ir/vdcfetd0.w6d0xagiiw.html




تاریخ : سه شنبه 93/10/23 | 9:11 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی