سفارش تبلیغ
صبا ویژن

Image result for ?سیداصغرسعادت میرقدیم?‎

* پایگاه جامع قرآن کریم انهار

 

Image result for ?تصویر امام خمینی و خامنه ای?‎

نسیم معرفت

* تصویر مربوط به آبان 1398 است

 

استاد سید اصغر سعادت میرقدیم

** تصویر مربوط به تاریخ 10/  10 /  1396  در مشهد مقدس

 

 

        استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی1393 . قم

 


 

  

 

** عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) رَجُلٌ رَاوِیَةٌ لِحَدِیثِکُمْ یَبُثُّ ذَلِکَ فِی النّاسِ وَ یُشَدِّدُهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ قُلُوبِ شِیعَتِکُمْ وَ لَعَلَّ عَابِداً مِنْ شِیعَتِکُمْ لَیْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرِّوایَةُ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ ؟!  قَالَ : اَلرّاوِیَةُ لِحَدِیثِنَا یَشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ . معاویة بن عمّار می گوید: به امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) عرض کردم : مردى است که از شما روایت و حدیث بسیار نقل می کند و میان مردم انتشار می دهد و آن را در دل مردم و دل شیعیانتان استوار می نماید و شاید عابدى از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک از آن دو برتر و بهترند؟ فرمود : آن کس که احادیث ما را روایت می کند و دل هاى شیعیانمان را استوار می سازد از هزار عابد بهتر است .  (اصول کافى جلد 1 ص :40 حدیث 9 .)

***************************************


حضرت علی (عَلَیهِ السَّلامُ)  در پاسخ کسی که پرسید: برای غَضِّ بَصَر(چشم فرو بستن از محرّمات) از چه چیزی کمک بگیریم؟ فرمود: «بِالْخُمُودِ تَحْتَ سُلْطَانِ الْمُطَّلِعِ عَلَى سِرِّکَ»؛ به واسطه شناخت عظمت الهی و فروتنی در برابر عظمت سلطنت خداوند که بر راز تو آگاه است .  یعنی برای این‌که بتوان چشم از محرمات پوشاند، باید به یاد آورد که خداوند عالَم به جمیع افعال و اعمال انسان مُطّلع است و به هر چه می‌کند ؛ اعم از نیک و بد، علم و احاطه دارد. انجام این راهکار موجب می‌شود میل به مُحرّمات از دل انسان زدوده ‏شود و از ارتکاب آن منصرف گردد.

*مِصْبَاحُ اَلشَّرِیعَةِ ، قَالَ اَلصَّادِقُ  (عَلَیهِ السَّلامُ) : مَا اِغْتَنَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اِغْتَنَمَ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ فَإِنَّ اَلْبَصَرَ لاَ یُغَضُّ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ إِلاَّ وَ قَدْ سَبَقَ إِلَى قَلْبِهِ مُشَاهَدَةُ اَلْعَظَمَةِ وَ اَلْجَلاَلِ وَ سُئِلَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِمَا ذَا یُسْتَعَانُ عَلَى غَضِّ اَلْبَصَرِ فَقَالَ : بِالْخُمُودِ تَحْتَ سُلْطَانِ اَلْمُطَّلِعِ عَلَى سِرِّکَ وَ اَلْعَیْنُ جَاسُوسُ اَلْقَلْبِ وَ بَرِیدُ اَلْعَقْلِ فَغُضَّ بَصَرَکَ عَمَّا لاَ یَلِیقُ بِدِینِکَ وَ یَکْرَهُهُ قَلْبُکَ وَ یُنْکِرُهُ عَقْلُکَ قَالَ اَلنَّبِیُّ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) : غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ تَرَوْنَ اَلْعَجَائِبَ وَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ وَ قَالَ عِیسَى اِبْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوَارِیِّینَ : إِیَّاکُمْ وَ اَلنَّظَرَ إِلَى اَلْمَحْذُورَاتِ فَإِنَّهُ بَذْرُ اَلشَّهَوَاتِ وَ نَبَاتُ اَلْفِسْقِ وَ قَالَ یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا : اَلْمَوْتُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَظْرَةٍ لِغَیْرِ وَاجِبٍ وَ قَالَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ لِرَجُلٍ نَظَرَ إِلَى اِمْرَأَةٍ قَدْ عَادَهَا فِی مَرَضِهَا : لَوْ ذَهَبَتْ عَیْنَاکَ لَکَانَ خَیْراً لَکَ مِنْ عِیَادَةِ مَرِیضِکَ وَ لاَ تَتَوَفَّرُ عَیْنٌ نَصِیبَهَا مِنْ نَظَرٍ إِلَى مَحْذُورٍ إِلاَّ وَ قَدِ اِنْعَقَدَ عُقْدَةٌ فِی قَلْبِهِ مِنَ اَلْمُنْیَةِ وَ لاَ تَنْحَلُّ إِلاَّ بِإِحْدَى اَلْحَالَتَیْنِ إِمَّا بِبُکَاءِ اَلْحَسْرَةِ وَ اَلنَّدَامَةِ بِتَوْبَةٍ صَادِقَةٍ وَ إِمَّا بِأَخْذِ حَظِّهِ مِمَّا تَمَنَّى وَ نَظَرَ إِلَیْهِ فَأَخَذَ اَلْحَظَّ مِنْ غَیْرِ تَوْبَةٍ فَمَصِیرُهُ إِلَى اَلنَّارِ وَ أَمَّا اَلتَّائِبُ اَلْبَاکِی بِالْحَسْرَةِ وَ اَلنَّدَامَةِ عَنْ ذَلِکَ فَمَأْوَاهُ اَلْجَنَّةُ وَ مُنْقَلَبُهُ اَلرِّضْوَانُ . ترجمههیچ کس غنیمتى چون چشم پوشى نصیبش نشد، زیرا چشم از نظاره کردن به محارم خداوند متعال بسته نمى شود، مگر آن که پیش از آن ، قلبش ، عظمت وشکوه (خدای تعالى ) را مشاهده کرده باشد.امیر مؤ منان (عَلَیهِ السَّلامُ) را پرسیدند: چگونه انسان مى تواند صفت چشم پوشى و غَضِّ بَصَر را در خویش تقویت کند؟ فرمود: به واسطه شناخت عظمت الهی و فروتنی در برابر عظمت سلطنت خداوند که بر راز تو آگاه است .چشم ، جاسوس قلب ها وپیام رسانِ  قلب و عقل است . پس چشمت را از آنچه با دینت سازگارى ندارد و قلبت از آن اکراه دارد و عقلت آن را نمى پسندد، فرو بند.رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) فرمود: چشمانتان را فرو بندید تا شگفتى ها (وانوار معرفت الهی ) را نظاره کنید.خداوند متعال می فرماید: (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ : مؤ منان را بگو که در برابر مَحارِم چشم فرو بندند و فروج خود را [از حرام ] باز دارند.)حضرت عیسى (ع ) فرمود: از نگریستن به آنچه شما را از آن منع کرده اند بپرهیزید، زیرا این نگاه بذر شهوت و میوه فسق است .حضرت یحیى (ع ) فرمود: مرگ برایم محبوب تر از نگاه غیر ضرورى است .زنى در بستر بیمارى افتاده بود ومردى به عیادتش رفته وبه او نگریست . عبداللّه بن مسعود خطاب به آن مرد گفت : اگر دو چشمت از دست مى رفت ، از چنین عیادتى بهتر بود. چشمى که به حرام بنگرد، بهره اى نمى برد و آرزو بر دل او (پنجه اندازد و) گره افکند وگشایشى در آن حاصل نمى شود، مگر به دو چیز: 1- گریه حسرت و پشیمانى  همراه با توبه اى حقیقى وتوبه اى صادق 2-  و یا رسیدن به چیزى که بدان نگریسته و آرزویش را دارد. و اگر بدون آن که توبه کند و از دنیا برود مَصیر و بازگشتش به آتش جهنم است، ولى چنانچه با حسرت و پشیمانى از این عمل توبه نماید، جایگاهش بهشت و بازگشتش به رضوان و خشنودى الهى خواهد بود .

 


 

به نام خدا


به نام خدایی که در همه حال نظاره گر اعمال ماست

 

# پنچ چیزاست که عزت آورد:

 

1- یاد حضرت پروردگار

2-وقار در رفتار

3-صداقت در گفتار

4-همنشینی با اَخیار

5-پرهیز از اعمال ناهنجار

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

*********************************************

 

 



 

 

 

 

 

 




تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 93/9/3 | 6:28 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای حضرت معصومه

***نسیم معرفت***



** سخنان بزرگان درباره شخصیت والای حضرت معصومه سلام الله علیها 


اشاره

... عالمان بزرگ شیعی خود اعتراف کرده اند، بخشی از رشد علمی و معنوی خود را وامدار توسل به حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) و زیارت مَزار شریف آن حضرت بوده اند. شناختِ بالای این بزرگان از آن حضرت موجب شد که آنها در مقایسه با دیگران، فیض و برکت بیشتری از آن بزرگوار دریافت نمایند. ازاین رو یکی از سیره های دائم آنها، شتافتن به زیارتِ آن بانو بوده است. وصیّت بسیاری از این بزرگان، خاکسپاری آنان در جوار مرقد حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) بوده است، چنانکه امروز شمار فراوانی از بزرگ ترین مراجع تقلید و حتی فلاسفه و عارفان بزرگ در جوار تربت نورانی آن بانو آرمیده اند، که این خود، سندی گویا بر والایی شأن و جایگاه حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) است. از بسیاری از این بزرگان، هم سخنانی در توصیف منزلت والای حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) وجود دارد و هم حکایت هایی در تقید آنان به زیارت بارگاه مَلَکوتی آن بانو.

آنچه در این نوشتار خواهد آمد بخشی از سخنان و سیره این بزرگان در این باره است :


1- مقام مُعَظَّم رهبری حضرت آیت الله  امام خامنه ای


... ما باید از حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ)، بیشتر استفاده کنیم؛ به هر صورت ایشان امامزاده بلافصل است. دختر امام، خواهر امام، عمّه امام، خیلی عظمت دارد. در همین زیارت نامه ایشان آمده است: «ی?ا ف?اطِمَةُ اِشْفَعِی لی فِی الْجَّنَّةِ فَاِنََّ لَک عِنْدَاللهِ شَأْنَاً مِنَ الشّأن : ای فاطمه معصومه تو برای ورود من به بهشت شفاعت کن ، چون نزد خدا دارای شأن و مقام بزرگی هستی.» بنابراین باید خیلی مغتنم بشمارید. همه مسلمانان و پیروان اهل بیت عصمت (ع) به خصوص مردم قم، و بِالأَخصّ طلاب و علما باید زیارت او را مغتنم بدانند و از آن حضرت استمداد بنمایند. امیدوارم خداوند به همه ما توفیق عنایت فرماید تا بتوانیم از این نعمت بزرگ، بیشتر بهره مند گردیم.  در این شهرِ عزیز، سه نقطه برجسته در میان این همه نقاط روشن، چشم را به خود جلب می کند: اول : حرم مطهر و مَضجَع شریف حضرت فاطمه معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) است؛ آن بزرگواری که این سرچشمه جوشان و خروشان نخستین بار از کنار مَرقد او جوشید و برکاتش به همه عالَم و به خصوص به دنیای اسلام رسید. دوم : علم و فقاهت و حدیث است که این شهر پرچمدار آن بوده است ، حوزه علمیه ای که از 1200 سال قبل تا امروز در این شهر مقدس همیشه پابرجا و برپا بوده است ، علمای بزرگ، فقهای بزرگ، فلاسفه با ارزش، مُحدِّثان عالی مقام و مؤلفان عالی قدر از این شهر برخاستند یا به این شهر پناه آوردند و در زیر پرتو مرقد مُطهّر پاره تن امامت و ولایت، یعنی حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) اقامت گزیدند. نقطه سوم : برجستگی شما مردم مُؤمن و شجاع و آگاه و زمان شناس این شهر است.


2- حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی

... امام هشتم (عَلَیهِ السَّلامُ) در تجلیل از خواهرش ـ حضرت معصومه  (عَلَیهَا السَّلامُ) ـ مستقیماً دخالت کرده و زیارت مأثور برای او دارد. فرمود خواهرم را زیارت کنید. تمام این برکات 1200 ساله ای که از این بانو به امت اسلامی رسیده، به خاطر وجود قبر او در این شهر است و نشانگر آن است که حیات و مَمات اینها یکسان است. به زیارت این بزرگوار بسنده کردن، حداقلِّ آن است. اینها به علوم زیادی اِشراف دارند و خیلی چیزها یاد می دهند، خیلی مشکل هم حل می کنند. کرامت واقعی آنها در این نیست که چهار تا مریض را شفا می دهند، یا مشکل مالی کسی را برطرف می کنند، کرامت واقعی آن حضرت در این است که بیابانی خشک و غریب، به برکت وجود او می شود، چیزی همانند حوزه کُهَن سال نجف.


3- حضرت آیت الله فاضل لنکرانی «رَحمةُ اللهِ عَلَیهِ»

... به نظر من نباید دایره کرامت حضرت معصومه  (عَلَیهَا السَّلامُ) را به اموری مادی محدود کنیم، به اینکه مثلاً ایشان کوری را بینا می کند یا مریضی را شفا می دهد و مسائل دیگری مثل اینها که بسیار فراوان است. ولی ایشان کرامت های بالاتر از این دارند که آنها باید مورد توجه واقع شود. ما قمی ها می دانیم که واقعاً در کنار سفره آن حضرت نشسته ایم و این همه آثار و برکاتی که شامل ما شده، همه به برکت حضرت معصومه  (عَلَیهَا السَّلامُ) است و الّا قم، نه آب و هوای مناسبی دارد و نه جای دیدنی حسابی دارد. وجود قبر مطهر کریمه اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) در این جا مزیّتی است که در جاهای دیگر پیدا نمی شود جز آنجایی که امام مدفون است.


4-حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی

... درباره حضرت فاطمه معصومه علیها السلام مطالبی است که درباره کمتر کسی از امام زادگان دیده می شود. امام صادق علیه السلام فرمود: «فرزندی از ما در قم دفن می شود که به برکت او شیعیان وارد بهشت می شوند.» این، تعبیر خیلی وسیع و گسترده ای دارد که شامل آنان که قابل شفاعتند و لیاقت شفاعت را دارند، می شود. در زیارت نامه آن حضرت می خوانیم: «یا فاطِمَةُ اِشْفَعِی لی فِی الْجَنَّةِ» ای فاطمه معصومه برای من برای ورود به بهشت، شفاعت کن! و باز می خوانیم: «فَإنَّ لَک عِندالله شأناً مِن الشأن» که این عبارت، گویای نهایتِ عظمتِ آن حضرت است.


5- حضرت علامه محمد حسین  طباطبایی «رَحمةُ اللهِ عَلَیهِ»

 

... یکی از سیره های زیارتی علامه طباطبایی رحمه الله زیارت قبر حضرت معصومه علیها السلام بود. از شهید مطهری پرسیدند که: دلیلِ این همه تجلیل شما از علامه طباطبایی رحمه الله برای چیست و چرا هر وقت اسم او را می آورید، می گویید: روحی فداه (روح من فدای او باد)؟ آن مرحوم در پاسخ فرمود: من فیلسوف و عارف، بسیار دیده ام و احترام من به ایشان به خاطر فیلسوف بودن ایشان نیست، بلکه از این جهت است که او عاشق و دل باخته اهل بیت علیهم السلام است. علامه طباطبایی در ماه رمضان، روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه علیها السلام افطار می کرد، ابتدا پیاده به حرم مطهر، مشرف می شد، ضریح مقدس را می بوسید، سپس به خانه می رفت و غذا میل می کرد. این ویژگی اوست که مرا به شدت شیفته ایشان نموده است. (سیری در سیره علمی و عملی علامه طباطبایی از نگاه فرزانگان. قم: اسوه. چاپ اول. مراد علی شمس)


6- حضرت امام خمینی «رَحمةُ اللهِ عَلَیهِ»

...یکی از شاگردان امام «ره» می گوید:  زمانی که امام در صحن بزرگ حضرت معصومه علیها السلام تدریس می فرمودند، هر روز بعد از درس به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مُشرَّف می شدند. این برای هر طلبه ممکن نبود. حتی من سراغ ندارم که مراجع بزرگ هم، هر روز به زیارت حضرت معصومه علیها السلام مشرف شوند.  امام تا وقتی که در قم بودند، به طور مرتب هر روز پس از درس صبح و گاهی هم پس از درس عصر، به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مشرف می شدند.  ( برداشت هایی از سیره امام خمینی «رَحِمَهُ اللهُ» . تهران: مُؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی «رَحِمَهُ اللهُ». چاپ چهارم. غلام علی رجایی)


7- حضرت آیت الله بهجت «رَحمةُ اللهِ عَلَیهِ»

...فرزند آیت الله بهجت درباره اهتمام ایشان به زیارت حرم حضرت معصومه علیها السلام می گوید: ایشان از وقتی که به قم مشرف شدند، یعنی از حدود سال های 1335، هر روز حرم می رفت حتی وقتی منزلشان از حرم دور بود، از آنجا ایشان می آمد برای حرم و درس. ایشان به زیارت حرم حضرت معصومه علیها السلام مقید بود، و بیشتر از یک ساعت و نیم در حرم حضرت معصومه (س) به سر می برد، و زیارت جامعه و زیارت امین الله ـ این زیارت های مأثوره ـ را می خواند. (فصلنامه فرهنگ زیارت، 1390: شماره هفتم سال سوم:ص 64)


8- حکیم مُلّاصدرای شیرازی «رَحمةُ اللهِ عَلَیهِ»

محدث قمی درباره توجه ملاصدار به زیارت حرم حضرت معصومه (عَلَیهَا السَّلامُ) و توسل به آن حضرت می نویسد: «بدان که چنان که از بعضی از اساتید خود شنیدم، مرحوم ملاصدرا به واسطه بعضی گرفتاری ها، از مکان خود به دارالایمان قم، که حرم آل محمد و اهل بیت علیهم السلام است مهاجرت کرد و به حکمِ: «آنگاه که فتنه ها و بلایا فراگیر شد، پس بر شما باد به قم و اطراف و نواحی آن؛ چرا که بلایا از آن، برداشته شده است.» پناه برد به روستایی از روستاهای اطراف قم که در چهار فرسخی قم واقع است و نامش کهک می باشد، و گاهی که برخی از مطالب علمی بر او مشکل می شد، از کهک به زیارت حضرت سیده جلیله فاطمه معصومه علیها السلام مشرف می شده، و از آن حرم، فیض بر او افاضه می شده است.(اَلفَوائِدُالرَّضَوِیَّة جلد2 ص 618 . تحقیق: ناصر باقری بیدهندی. قم: بوستان کتاب. چاپ اول.)

علامه حسن حسن زاده آملی در این باره می نویسد:

«جناب استادم «علامه رفیعی قزوینی» در اولِ رساله ای که درباره حرکت جوهری نوشته، فرمود: در حاشیه «اسفارِ» خطی که به خط مرحوم «میرزا علی اکبر حِکمی یزدی» است، به نقل از ملاصدرا آمده است:«هنگامی که این مطالب را در این مقام می نویسم، در کهک که یکی از روستاهای قم است، می باشم، پس به زیارت دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) به قم رفتم، تا از آن بانو کمک بطلبم و این زمان، روز جمعه بود. پس با یاری خدای تعالی این موضوع برای من کشف شد. (اتحاد عاقل به معقول -علامه حسن حسن زاده آملی. قم: مؤسسه بوستان کتاب. چاپ اول.ص  117 و 118)

 

 

 

 

 


...   ...   ...   ...   ...  ... ...  ...  ادامه دارد


* کتاب «شهیده غربت» در باره حضرت معصومه (س)  از یوسف علی یوسفی .


https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3872/8023/105350/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-

************************************


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 




تاریخ : شنبه 98/9/16 | 11:21 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

تصویر مرتبط


روش قواعد آیت‌الله خامنه‌ای تفسیر قرآن کریم


 

 * روش و قواعد حضرت آیت‌الله  امام خامنه‌ای در تفسیر قرآن کریم

 

درس تفسیر قرآن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) ازجمله فعالیت‌های مبنایی مُعَظّمٌ‌لَه در مشهد بوده است. به‌طور خاص و از سال 1347 به درخواست چند تن از طلاب و در «مسجد صدیقیها» (مسجد بازار) و پس از مدّت کوتاهی و به دلیل کثرت حاضران در «مدرسه‌ی علمیه‌ی میرزا جعفر» این‌گونه جلسات برگزار شده و تداوم یافته است. پس از مدتی و با اطلاع دستگاه‌های امنیتی رژیم پهلوی از میزان استقبال از این جلسات از ادامه‌ی برگزاری آن جلوگیری به عمل آمد. بدون تردید یکی از علل حساسیت رژیم پهلوی نسبت به این درس، اقبال اقشار فرهیخته به آن و توجّه آیت‌الله خامنه‌ای به مباحث روز و استفاده از مبانی قرآنی در فهم نیاز روز و شناخت معضلات جامعه بود. پس‌ازاین و در سال‌های بعد نیز جلسات تفسیر قرآن هر بار پس از آزادی معظّمٌ‌له از زندان‌های رژیم پهلوی ادامه می‌یافت. در طول برگزاری درس تفسیر، سوره‌های مبارکه‌ی مائده، انفال، توبه و بخشی از سوره‌ی مبارکه‌ی یونس مورد بحث و تفسیر ایشان قرار گرفت. کتاب «مروری بر مبانی روش و قواعد تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه» به‌صورت خاص به مطالعه مباحث مطرح شده در تفسیر سوره توبه ایشان پرداخته و درصدد است تا روش و قواعد تفسیری مورد استفاده‌ی معظّمٌ‌له را از بیانات ایشان استخراج کند.

کتاب دارای 4 بخش اصلی است که در آن؛ روش تفسیر، گرایش تفسیر، مبانی و قواعد تفسیری و ویژگی‌ها و امتیازات تفسیر معظّمٌ‌له در تفسیر سوره توبه آمده است. از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر 120 صفحه‌ای، بهره‌گیری مستند و دقیق علمی از سبک و سیاق علما و مفسران قرآن کریم و بررسی مقایسه‌ای آن با شیوه‌ی تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. دسته‌بندی منظم و در عین ‌حال زبان روان و قابل‌ فهم مباحث ارائه شده، این اثر را بیش‌ازپیش خواندنی کرده است.

در بخش نخست این اثر؛ «روش تفسیری» آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. با ذکر این مقدمه که مقصود از «روش» در اینجا استفاده از ابزار یا منبع خاص در تفسیر است که معانی و مقصود آیه را روشن ساخته و نتایج مشخصی را به دست دهد، و اینکه مهم‌ترین روش‌های تفسیری  عبارتند از: روش تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی، تفسیر علمی، تفسیر عقلی و اجتهادی، تفسیر اشاری و تفسیر کامل، از بررسی تفسیر معظّمٌ‌له چنین برمی‌آید که روش تفسیر ایشان «روش اجتهادی» است که در کنار آن، به‌طور چشمگیر، از روش قرآن به قرآن و روایی نیز، بهره گرفته ‌شده است. مراد از روش اجتهادی، کوشش فکری و بکار بردن نیروی عقل در فهم آیات و راهیابی به مقاصد آن است. در تفسیر اجتهادی، بر عقل و نظر و تدبّر تأکید می‌شود در مقابلِ تفسیر نقلی، که تأکید فزونتر بر نقل است. منظور از تفسیر قرآن به قرآن نیز آن است که آیه‌ای به کمک آیات دیگر، تفسیر می‌گردد و مقصود آن روشن می‌شود. همچنین مراد از روایی نیز توجّه به روایات و بهره‌گیری از آن‌ها در فهم آیات است که به‌طور گسترده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه مورد استفاده قرارگرفته است.

در بخش دوم این اثر به بررسی گرایش تفسیری معظّمٌ‌له در تفسیر سوره توبه پرداخته‌ شده است. مقصود از «گرایش» تأثیر باورهای مذهبی- کلامی، جهت‌گیری‌های عصری و سبک‌های برداشت از تفسیر قرآن است که بر اساس عقاید، نیازها، ذوق و سلیقه و تخصّص علمی مفسّر شکل می‌گیرد. مهم‌ترین گرایش‌های تفسیری عبارتند از: گرایش ادبی، فقهی، فلسفی، اجتماعی، اخلاقی، تاریخی، علمی، کلامی و نیز جهت‌گیری معنوی- تربیتی، جهادی، تقریبی و سیاسی مفسّر. در این چارچوب گرایش برجسته در این تفسیر، گرایش اجتماعی- سیاسی با جهت‌گیری هدایتی- تربیتی است و نکات ادبی، فقهی و کلامی نیز، به‌گونه‌ای کم‌رنگ‌تر در آن مشاهده می‌گردد.


*** ویژگی‌های مهّم گرایش اجتماعی عبارتند از:



- به آیاتی از قرآن که مسائل اجتماعی را بیان می‌کند، بیشتر پرداخته می‌شود.

- به مشکلات جامعه‌ی اسلامی در عصر خویش توجّه شده و با عرضه‌ی آن‌ها بر آیات، راه حلّ آن‌ها در قرآن جست‌وجو می‌شود.

- به گرایش‌های فلسفی، مذهبی و سبک‌های ادبی و فقهی توجّه کمتری می‌شود.

- به جهت‌گیری‌های عصری در مورد دشمن‌شناسی و جهاد با دشمنان اسلام و استعمارگران و حرکت تقریبی (وحدت بین مسلمانان) توجّه می‌شود.

- به آموزهای تربیتی و ارشادی قرآن و بُعد هدایتی آن توجّه ویژه می‌شود.

- مفسّر تلاش می‌کند سنّت‌های اجتماعی (= قوانین ثابت جهانی در عرصه‌ی اجتماعی) را بررسی و بر نیازهای عصر تطبیق دهد.

- در موارد لزوم، از علوم تجربی و بشری نیز برای تفسیر آیات استفاده ‌شده است و ضمن آنکه از اسرائیلیات و روایات مجعول و خرافی، پرهیز می‌شود با بیان شیوا، رسا و ساده تلاش می‌شود تا تفسیر برای عموم مردم قابل ‌استفاده باشد.

همچنین تفسیر آیت‌الله خامنه‌ای از سوره توبه ضمن وفاداری به مؤلفه‌ها و محورهای بیان‌شده از جهت «گرایش اجتماعی» آن در تفسیر، به موارد زیر پایبند است؛

- تحلیل بیماری‌های اجتماعی و راه‌ حل قرآنی آن‌ها؛ به‌عنوان‌مثال؛ در این تفسیر و ذیل آیه‌ی 113، این بحث مطرح‌شده که احساس غرور و عُجب ناشی از قدرت و اکثریت، از بزرگ‌ترین بیماری‌های است که ممکن است هر گروه و ملتی به آن مبتلا گردد. ازاین‌روی، قرآن برای جلوگیری از این آسیب، آموزه‌هایی دارد که اهمّ آن، امربه‌معروف، نهی از منکر و توصیه‌ی یکدیگر به ‌حق و صبر است، همان‌طور که جامعه اسلامی به سبب بی‌توجّهی به این تعلیمات، به آنان مبتلا گردید.

- ایده‌ی تشکیل حکومت اسلامی؛ برای نمونه ذیل تفسیر آیات 12-13-38-40-111 سوره توبه به این موضوع اشاره‌ شده است.

- پاسخگویی به شبهات قرآنی؛ به‌عنوان نمونه در ذیل تفسیر آیه 43 سوره توبه و با توجه به عبارت «عَفَا اللهُ عَنکَ» به شبهاتی که پیرامون عصمت پیامبر(ص) مطرح شده، به ‌تفصیل پاسخ‌ داده‌ شده است.

- بیان سنّت‌های الهی؛ به‌عنوان نمونه و در ذیل آیه‌ی 40 سوره توبه بیان‌ شده که ما در مسیر جریان سنّت‌های خدایی در جهان قرار گرفته‌ایم و سنّت خدایی آن است که اسلام در جهان فراگیر شود.

- هدفمندی و هدایتگری قرآن؛ قرآن کریم در آیاتی متعدّد به اهداف خود اشاره ‌کرده و بالاترین هدف خود را هدایت مردم معرفی کرده است. توجّه به هدفمندی و هدایتگری قرآن در فهم و تفسیر آن، تأثیر مهمّی دارد، چرا که به تفسیر آیات جهت می‌دهد و موجب می‌گردد مفسّر، با نگاهی هدایتگرانه بنگرد و پیام‌های تربیتی آن را دریابد و این، از ویژگی‌های مهمّ تفسیر با «گرایش اجتماعی» است.



بخش سوم این اثر به بحث درباره «مبانی و قواعد تفسیری» آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) در تفسیر سوره توبه پرداخته است.


*** مهم‌ترین مبانی تفسیری این تفسیر عبارتند از:



1. امکان و جواز فهم و تفسیر آیات قرآن؛ از مبانی اساسی و پیش‌فرض‌های تفسیر قرآن، امکان و جواز تفسیر آن است، و اگر این مطلب مورد پذیرش واقع نشود، وجهی برای تفسیر نمودن قرآن باقی نمی‌ماند. تردیدی نیست که مبنای آیت‌الله خامنه‌ای در این تفسیر، امکان و جواز فهم و تفسیر قرآن است، زیرا روش این تفسیر، شیوه‌ی اجتهادی و عقلی است که پیش‌فرض مسلّم آن، مبنای یاد شده است.

2. حجّیّت ظواهر قرآن و توجّه به آن در تفسیر؛ بی‌تردید پایبندی به ظواهر قرآن برحسب متفاهم عرفی، آنجا که قرینه‌ای برخلاف آن وجود نداشته باشد، افزون بر آنکه فهم و تفسیری ضابطه‌مند را ارائه می‌دهد، از بهترین و استوارترین دلایل بر داوری بین دیدگاههای تفسیری است.

3. توقیفی و حکیمانه بودن چینش آیات؛ از مسائل علوم قرآنی که در مباحث تفسیری نیز تأثیرگذار است، بحث چینش توقیفی آیات در سوره است. مشهور محقّقان برآنند که چینش آیات قرآن، توقیفی است. یعنی خداوند خود آیات را با نظم کنونی آن در هر سوره نازل فرموده و یا در مواردی معدود، به فرمان پیامبر(ص) آیه‌ای در سوره‌ای خاص جای‌داده شده است. بنابراین، مسلمانان در تنظیم آیات، نقشی نداشته‌اند. این مبنا، آثار و نتایجی را در بر دارد که ازجمله آن، حکیمانه بودن نظم کنونی آیات در هر سوره است، چه، سخن حکیم  و تنظیم و تنسیق او، بدون دلیل و حکمت نیست.

4. توجّه به غرض کلّی سوره و دسته‌بندی موضوعات آن؛ نیک روشن است که کشف غرض کلّی و اهداف سوره، خود ثمرات مثبت فراوانی در تفسیر دارد که از آن جمله‌اند: توجه به اهداف قرآن و توقف نکردن در مصادیق و جزئیات، نگاه مجموعی و سیاقی به آیات و پرهیز از یکسونگری و فهم زاویه‌ای، دسته بندی موضوعات سوره و فهم روشمند محتوای آن. چنانکه این موضوع، خود زیرساخت مبحث تناسب آیات و پاسخگوی شبهات پیرامون پراکندگی موضوعی و محتوایی سوره می‌باشد.

5. کشف غرض آیه از کلمات کلیدی: گاه در آیه، واژه‌ای کلیدی وجود دارد که غرض آیه، هدف اصلی و پیام آن را نشان می‌دهد. برای نمونه، مفسّر بزرگوار، در تفسیر آیه‌ی 86: «وَ إِذا اُنزِلَت سُورهُ أَن آمِنُوا بِاللهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ استَأذَنکَ أُولُوا الطَّولِ مِنهُم» به این نکته توجّه داده‌اند که: « اگر در این آیه هم، بسان آیات پیشین، صرفاً نفاق مورد نظر بود و میخواست آن را نکوهش کند، واژه «أولُوا الطَّول» چندان مفید معنی نبود، بنابراین، آیه می‌خواهد یکی دیگر از ویژگی‌ها و اختصاصات طبقه‌ی اشرافی ثروتمند و مترف را بیان کند. این مطلب، نشانگر آن است که واژه کلیدی در آیه، می‌تواند جهت و غرض آن را نشان دهد و در این آیه «أولُوا الطَّول» واژه اصلی است. چنانکه تخلف اصلی ثروتمندان یادشده در آیه، سرپیچی از دستور «جاهِدُوا مَعَ رَسُولِه» است و فرمان «آمِنُوا بِاللهِ» بعنوان مقدّمه ذکر شده است.

6. استعمال لفظ در اکثر معنا؛ از مبانی مهم تفسیری آنست که آیا بطور کلی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا مجاز است، بدین معنا که آیا متکلم می‌تواند از یک لفظ، دو معنی متفاوت را – در مشترک لفظی- اراده کند و آیا شنونده و مخاطب، می‌تواند سخن کسی را بر بیش از یک معنا حمل کند؟ در مورد این مسئله، میان محققان اختلاف‌نظر وجود دارد: 1- برخی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا را مُحال دانسته‌اند. 2- عده‌ای دیگر هرچند امکان آن را پذیرفته‌اند، لیک آن را خلاف متعارف دانسته‌ ازاین‌روی، حمل آیات و روابط بر اکثر معنا را تجویز نکرده‌اند  3- و شماری دیگر، آن را ممکن و مجاز دانسته‌اند، و گاه آن را نشانه‌ی فصاحت و بلاغت گوینده نیز به‌ حساب آورده، و از آنجا که قرآن کریم، در اوج فصاحت و بلاغت است، حمل آیه بر چند معنا را، مجاز و مطلوب دانسته‌اند. بررسی موارد متعدّد این تفسیر، نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای نیز مبنای اخیر را پذیرفته‌اند.

7. توجه به مسئله وجوه و نظایر؛ از مباحث علوم قرآنی، بحث وجوه و نظایر است. وجوه درباره محتملات معانی بکار می‌رود و نظایر، درباره‌ی الفاظ و تعابیر. اگر در لفظ یا عبارتی چند احتمال رود این معانی را «وجوه» گویند، و هنگامی ‌که چند لفظ معنای تقریبی واحدی را افاده کنند، «نظایر» بکار می‌رود. به‌ عنوان نمونه؛ بحث معظّمٌ‌له در ذیل تفسیر آیه 60 سوره توبه در مفهوم شناسی واژه‌ی صدقه و زکات در همین چارچوب قابل ‌بررسی است.

8. مسئله‌ی مکّی و مدنی بودن آیات؛ آیت‌الله خامنه‌ای از آن دسته از محققانی در عصر حاضر به شمار می‌روند که به این نتیجه رسیده‌اند که سوره‌ی مکّی، تمامی آیاتش مکّی، و سوره مدنی نیز یکدست مدنی است. ایشان ذیل تفسیر آیه‌ی اول سوره توبه و در مقدّمه بحث، ضمن رد روایاتی که دو آیه از سوره را مکّی دانسته‌اند، تمام سوره را مدنی اعلام می‌کنند.

9. توجّه به فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نزول سوره؛ در مقدّمه‌ی تفسیر سوره توبه و بر اساس گزارشات تاریخی، فضای کلی نزول سوره به ‌تفصیل بیان شده، همچنین ذیل تفسیر آیات مختلف فضای سیاسی- اجتماعی نزول آیات ترسیم شده است.

10. توجّه به شأن نزول و نقش آن در فهم صحیح آیه؛ معظّمٌ‌له با توجه به ظرافت‌های موجود در تفسیر آیات قرآن و با در نظر گرفتن 5 اصل؛ تشخیص صحّت و اعتبار، سودمندی و کاربرد شأن نزول در فهم بهتر و تأیید یکی از احتمالات، محدود نکردن آیه به سبب شأن نزول و ردّ شأن نزول به سبب عدم مطابقت با آیه به بررسی بحث شأن نزول آیات پرداخته‌اند.

11. مسئله‌ی نسخ و تحلیل صحیح آن؛ آیت‌الله خامنه‌ای، در مقدّمه‌ی سوره، با اشاره به تفاوت احکام این سوره درباره‌ی کفار و منافقین با سوره‌های دیگر، ضمن ارائه‌ی مفهومی صحیح از نسخ و در واقع ردّ ادعای نسخ اصطلاحی در مورد این آیات، تغییر احکام موجود را، ارائه‌ی تاکتیک‌های متعدّد در قالب استراتژی مشخصی می‌دانند که یک هدف را دنبال می‌کند و به دیگر سخن، تغییر این احکام، به سبب تغییر شرایط و موقعیت‌ها بوده و با بازگشت شرایط پیشین، احکام قبلی نیز باز می‌گردد.

12. توجّه به مبانی ادبی و لغوی: مباحث ادبی شامل بحث‌های لغت(تحلیل مفهوم کلمات)، صرف، نحو و علوم بلاغی، در این تفسیر، نمودی گسترده دارد.

13. توجّه به «لوازم» سخن در برداشت از آیه؛ گاه به طریق اقتضاء تضّمن یا اشاره، مطالبی از کلام قابل ‌استفاده است که جزء دلالت مطابقی لفظ به شمار نمی‌رود. نمونه‌ی این بحث در تفسیر آیه‌ی 91 سوره توبه است. معظّمٌ‌له از جمله‌ی «وَ لا عَلَی المَرضی وَ لا عَلَی الَّذینَ لا یَجِدُونَ ما یُنفِقُونَ حَرَج» چنین استفاده کرده‌اند که وسایل جنگی را خود داوطلبان جنگ از مال خود می‌خریدند و چنین نبود که حکومت اسلامی آن را تهیه کند.

14. تعلیل مستفاد از ذیل آیات؛ جمله‌هایی که ذیل آیات می‌آیند، در موارد بسیاری می‌تواند به‌عنوان «تعلیل» حکم یادشده در آیه تلقی شوند. برای نمونه معظّمٌ‌له در تفسیر آیه‌ی 91 سوره توبه، جمله‌ی «ما عَلَی المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ» در ذیل آیه را، دلیل حکم مطرح در صدر آن دانسته‌اند.

15. کارکرد روایات در تفسیر؛ در تفسیر معظّمٌ‌له به ‌تناسب و در بخش‌های مختلف کاربرد روایات ازجمله برای بیان شأن نزول آیات، مفهوم شناسی اصطلاحات قرآنی و توضیح معارف قرآنی که بیشتر جنبه‌ی هدایتی، تربیتی و ارشادی دارند، نمود گسترده‌ای دارد.

16. عدم حجّیّت اقوال صحابه و تابعان در تفسیر؛ معظّمٌ‌له در تفسیر خود بر نفی حجّیّت دیدگاه‌های صحابه در تفسیر، تصریح نموده و فقط روایات معصومین(علیهم‌السّلام) را حجت دانسته‌اند. تردیدی نیست که حجت نبودن گفتار صحابه، عدم حجّیّت اقوال تابعان را نیز در بردارد.

17. نقش شناخت راویان و جاعلان حدیث در ردّ دیدگاه‌های تفسیری مبتنی بر منقولات آنان؛ روشن است که هوشمندی مفسّر و آگاهی او از تاریخ تفسیر مأثور و شناخت راویان، می‌تواند سره را از ناسره مشخص سازد. این هوشمندی و شناخت، در این تفسیر در مباحث مختلف، ازجمله؛ در توضیح آیات 34، 69، 73 و 79 نمود یافته است.

18. حجّیّت قرائات و نقش آن در تفسیر؛ از دیدگاه معظّمٌ‌له، قرائات غیر مشهور و غیر متواتر؛ که با خبر واحد ثابت می‌شوند، حجّیّتی ندارند و هرگز در تحلیل معارف قرآنی و پاسخ به اشکالات، نباید به آنها پناه برد.

19. کاربرد تاریخ و سیره در تفسیر؛ در موارد فراوانی مفسّر بزرگوار برای تحلیل آیات از حوادث تاریخی سود جسته‌اند. همچنین گاه برای نقد آراء تفسیری، روایات و قرائات غیر مشهور نیز، به تاریخ صدر اسلام استناد کرده‌اند.
20. تعمیم‌بخشی به مفاهیم قرآنی؛ شماری از مفسّران، برخی از واژه‌های قرآن را که بظاهر، مفهومی عام دارند، در موردی خاص منحصر کرده‌اند. معظّمٌ‌له با نقد این انحصارگرایی، بر تعمیم واژه‌ها به مواردی دیگر، تأکید کرده‌اند و از این راه، گستره معارف قرآن را اثبات نموده‌اند.

21- تفاوت سطح معرفتی آیه به تناسب مخاطبین؛ از مبانی دیگر این تفسیر می‌توان به این نکته اشاره کرد که معارف ارائه ‌شده در آیات، به‌ تناسب مخاطبین، متفاوت است: آنجا که مخاطب آیه، خواص هستند، استدلال و برهان مطرح می‌شود و زمانی که مخاطب توده‌های مردم باشند، مطالبی قابل ‌فهم و در سطح آنان ارائه می‌گردد.

22. امکان رشد معارف دینی؛ توجّه به این نکته باعث می‌شود مفسّر، به اندیشه‌های ارائه ‌شده از سوی پیشینیان بسنده نکند و بگونه‌ای عمیق به کشف و تبیین حقایق و معارف الهی قرآن بپردازد. و در عین ‌حال، از هرگونه افراط‌ و تفریط در این عرصه، که به تغییر اصل معارف و التقاط یا جمود و تحجر و سلفی‌گری منتهی می‌گردد، پرهیز نماید.

23. پرهیز از برداشت‌های ذوقی بعنوان تفسیر و جداسازی آن‌ها؛ بطور خاص معظّمٌ‌له ذیل آیه‌ی 46 سوره‌ی توبه، پس از بیان تفسیر آیه، احتمال دیگری را نیز مطرح کرده و از آن بعنوان استنباط ذوقی- و نه معنی آیه- یاد می‌کنند تا مرز بین تفسیر و برداشت‌های ذوقی حفظ گردد.

24. نفی جزم‌اندیشی در تفسیر متشابهات؛ مفسّر بزرگوار، در مواردی که دلیل قاطعی بر یک برداشت و تفسیر وجود نداشته، از جزم‌اندیشی و اظهارنظر قطعی، پرهیز کرده‌اند.

25. تعامل با دیدگاه‌ها و احتمالات مختلف در تفسیر آیه و ارزیابی آن‌ها؛ معظّمٌ‌له در ذیل تفسیر آیات به ارائه احتمالات مختلف در تفسیر پرداخته و گاهی آن تفسیر را که درست‌تر دانسته بعنوان احتمال قوی‌تر بیان فرموده‌اند.

26. محدود نکردن آیه به مصداق خاص؛ از دیگر مبانی مفسّر آن است که نباید مفاد آیه را در مصداق یا مصادیقی خاص منحصر نمود و آنچه مفسّران پیشین و صدر اول نیز در این ‌باره گفته‌اند، نباید بعنوان انحصار تلقی شود.

همچنین در بحث از «قواعد تفسیری» در کنار مبانی پیش‌گفته اصول و قواعد مورد استفاده در تفسیر سوره توبه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) عبارت‌اند از:


**قاعده‌ی منع تفسیر به رأی

**قاعده‌ی تأویل(کشف پیام آیه و تطبیق آن بر مصادیق عصری)

**قاعده‌ی جَری و تَطبیق(انطباق الفاظ و آیات قرآن بر مصادیق غیر از آنچه آیات درباره‌ی آن‌ها نازل ‌شده است)،

**قاعده‌ی سیاق(سیاق در واقع فضای معنایی ویژه‌ای است که از قرار گرفتن کلمات و جملات در کنار هم ‌شکل می‌گیرد و در معنای واژه یا عبارت تأثیر می‌گذارد)،

**قاعده‌ی« اَلتَّأسیسُ اَولَی مِنَ التَّأکیدِ» (تلاش گردیده از حمل کلمات به ظاهر مشابه، بر تکرار و تأکید، پرهیز شده و گاه با نقد دیدگاه مشهور مفسّران، تفاوت محتوایی اینگونه تعابیر مورد اشاره قرارگرفته است)،

**قاعده‌ی «اصاله عدم التقدیر»،

**قاعده‌ی تَعریض(آیاتی که به ظاهر مخاطب شخص رسول خدا  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) است اما در واقع دیگران مخاطب آیه می‌باشند)،

**توجّه به تناسب محتوایی آیات،

**توجّه به ترکیب اِعراب و نقش آن در معنا،

**استفاده از مَبانی و مُحکَمات دینی در تفسیر،

**تقدم ظهور آیه بر مُفاد روایت و عدم حجّیّت فتوای فقیهان در فهم آیه.



در بخش پایانی این اثر نیز برخی از ویژگیها و امتیازات این تفسیر آمده است؛



استنباط اصولِ کلی و معیارهای اسلام از آیات، ارائه‌ی موضوعات مستقلّ در ذیل تفسیر آیات، بهره‌گیری از تمثیل در تبیین آیه، طرح مباحث جامعه‌شناسانه، تحلیل روایات  مربوط به فضائل سُوَر، تحلیل فلسفه‌ی احکام قرآنی، تبیین اهداف و فلسفه‌ی نقل تاریخ در قرآن، انتقاد از مفسّران در تحمیل رأی خود بر قرآن، تبیین مصادیق مختلف هر یک از آیات، دقت‌نظر در واژه‌های آیه و کشف نکته‌های آن، دسته‌بندی مطالب آیات، توجّه به قواعد و احکام فقهی، دقّت در اصطلاح‌شناسی قرآنی، مطرح ساختن مسائل کلامی- اعتقادی به حسب نیاز در توضیح آیات، طرح مباحث روانشناسانه(تحلیل حالات روانی انسان ذیل تفسیر آیات)، نقد روایات مجعول، تبیین درسهای قرآن، نقد برخی از ترجمه‌های فارسی موجود از قرآن کریم و توجّه و اهتمام به شاگردپروری و تقویت روحیه‌ی تفکر.


http://book-khamenei.ir/index.aspx?pageid=128&newsview=185

***********************************

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 




تاریخ : پنج شنبه 98/9/14 | 11:11 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

عالِمی از خِطّه بُرخوار؛

**شیخ مسلم داوری دولت آبادی را بیشتر بشناسید

 

شیخ مسلم داوری دولت آبادی را بیشتر بشناسید

 

آیت الله حاج شیخ مُسلم داوری دولت آبادی اصفهانی  یکی از این بزرگان و علمای شهرستان بُرخوار و اهل شهر دولت آباد است، کسی که امروز عنوان پدر علم رجال را بر او نهاده اند و در این زمینه حرفی برای گفتن دارد.

به گزارش چشم برخوار؛ شهرستان بُرخوار مهد پرورش بزرگان، علما و نخبگان علمی و ورزشی بوده و هست، شهرستانی که از دل آن بزرگ مردان و زنانی تربیت شده اند که امروز نامی آشنا برای مردم کشور و حتی کل جهان دارند.

آیت الله حاج شیخ مسلم داوری یکی از این بزرگان و علمای شهرستان بُرخوار و اهل شهر دولت آباد است، کسی که امروز عنوان پدر علم رجال را بر او نهاده اند و در این زمینه حرفی برای گفتن دارد.

آیت الله شیخ مسلم داوری در شهر دولت آباد، در سال 1322 هـ.ش در یک خانواده مُؤمن و متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. پدرشان مرحوم کربلایی صمد داوری، یکی از شیفتگان اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) و از خدمتگزاران مردم شریف آن خطه و مادرشان نیز از دوستداران و محبان اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) بودند.

در حال حاضر شاگردان و دانشمندان زیادی از محضر وی استفاده کرده اند و بنا به گفته بسیاری از شاگردان وی، وجه تمایز آیت الله داوری نسبت به دیگر علماء را می توان در دقت علمی و عمق نظر زیاد و دیدگاه خاص وی نسبت به سخنان فقهاء و برخورداری از روشی نوین در تدریس و همچنین در علم حدیث و رجال و اختلافات طبقات در آن ها نسبت داد که از این حیث بسیار بی نظیر بوده و یکی از اساتید مطرح در این علوم هستند.

این عالم گرانقدر دارای تالیفاتی مهم و ماندگار در زمینه های مختلف است که هر یک به نوبه خود زبانزد محافل علمی حوزه و دانشگاه هستند.

به سراغ آیت الله داوری رفتیم تا علاوه بر معرفی بیشتر این استاد حوزه و دانشگاه به مردم شهرستان، با آثار و افتخارات وی آشنا شویم.

تا پایان با ما باشید:

چشم برخوار: مختصری درباره سابقه تحصیلی و علمی تان بفرمائید؟

بعد از تکمیل دوره ابتدائی، به تحصیل دروس حوزوی پرداختم و مقدمات علوم حوزوی را در شهر اصفهان (مدرسه نیم آور) به مدت پنج سال تا تکمیل لمعتین نزد اساتید مشهور آن دوره قرار گرفتم.

بعد از آن به دستور مراجع به نجف اشرف عزیمت کردم زیرا در آن زمان محصلین ممتاز را از شهرهای مختلف ایران به هزینه خود به نجف اشرف برای ادامه تحصیل اعزام می کردند و بنده یکی از کسانی بودم که به نجف اشرف برای ادامه تحصیل عزیمت کردم و در آنجا سطح عالی را تکمیل و بحث خارج را نزد فقهاء بزرگ آن حوزه مبارک گذراندم.

در بحث خارج اصول و فقه آیت الله العظمی خوئی (رحمه الله علیه) یک دوره کامل اصول و فقه از بحث صلاة تا آخر مباحث فقهی ایشان شرکت کردم.

ضمن حضور در بحث استاد، خود نیز مشغول به تدریس بحث خارج در نجف اشرف بودم. همچنین دروسی نیز در محضر مراجع عالی قدر آن زمان همچون حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (رحمة الله علیه) و در درس اصول حضرت آیت الله العظمی سید محمود روحانی (رحمة الله علیه) به مدت دو سال شرکت کردم.

بنده از همان اوائل تحصیل خود در نجف اشرف مشغول به تدریس کتاب های حوزوی مانند علوم عربی و فقه و اصول و عقائد شدم و بعد از آن تدریس سطح عالی فقه و اصول را سال ها ادامه دادم تا این که شاگردان زیادی را -که بعضی از آنها هم اکنون جزو نخبگان حوزه هستند- آموزش و پرورش دادم.

تدریس بحث خارج فقه و اصول را در حوزه علمیه نجف اشرف سال ها ادامه دادم تا اینکه بنا به دلایلی مجبور به ترک سرزمین و بارگاه مقدس حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و حوزه کهن نجف اشرف شدم و در میهن خود ایران و شهر مقدس قم (حرم اهل بیت علیهم السلام) مستقر و مشغول به تدریس بحث خارج اصول، فقه، رجال و تفسیر شدم.

 در حال حاضر شاگردان و دانشمندان زیادی از محضر وی استفاده کرده اند و بنا به گفته بسیاری از شاگردانشان، وجه تمایز ایشان نسبت به دیگر علماء را می توان در دقت علمی و عمق نظر زیاد و دیدگاه خاص ایشان نسبت به سخنان فقهاء و برخورداری از روشی نوین در تدریس ایشان و همچنین در علم حدیث و رجال و اختلافات طبقات در آنها نسبت داد که از این حیث بسیار بی نظیر هستند و یکی از اساتید مطرح در این علوم می باشند. ایشان دارای تالیفاتی مهم و ماندگار در زمینه های مختلف هستند که هر یک به نوبه خود زبانزد محافل علمی حوزه و دانشگاه می باشند.

چشم برخوار: تالیفات خودتان را نام ببرید؟

1- أصول علم الرجال بین النظریة والتطبیق ، ج 1 و2.

تقریراً لبحث سماحة آیة الله الحاج الشیخ مسلم الداوری
تألیف: الشیخ محمّـد علی صالح المعلّم
تصحیح: الشیخ حسن العبودی
الطبعة: الثانیة 1426 هـ / 2005 م

از امتیازات مهم کتاب می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

1- در این کتاب بحث هاى علمی دقیق در تصحیح بسیارى از راویان و روایات شده است، به خصوص روایات کتب أربعه ، تصحیح و دفاع از کتب و اصول روائى مهم و بیان راههاى علمى دقیق در اعتبار روایات و خروج آن ها از ضعیف بودن.
2- تصحیح کردن بسیارى از کتب و پی بردن و کشف کردن راه هایى که بتوانیم به روایات آن ها عمل کنیم از جمله آن کتاب (مستطرفات‌ السرائر) که بحث آن  نزد حضرت آیة الله العظمى خوئى رحمة الله علیه عرضه شد و ایشان این تحقیق را بسیار خوب و مورد قبول دانستند.
3- اولین بار بحث در باره ى موسوعات روائی مهم مانند وسائل و مستدرک و … و بحث در باره آن ها از حیث مؤلف، روش و مضمون آن ها و بیان روش تمییز دادن آنچه که می توان اعتماد کرد بر آنچه که غیر معتمد است.
4- جمع آورى اسناد روایات و همچنین اسماء راویانى که مورد توثیق هستند از کتاب هایى که دلیل بر توثیق رواة و احادیث آن ها است مانند تفسیر على بن ابراهیم قمی و مستثنى از کتاب نوادر الحکمة و مشایخ ابن قولویه و نجاشی و آن هایى که مشایخ ثقات را از آنها روایت کرده اند و …
5- بررسی و تحقیق مسالة توثیقات عامه به نحو دقیق و علمى.
6- بحث کامل در باره چهارده شخص از بزرگان راویان از ائمة علیهم السلام که هر کدام از آن ها احاطه کامل بر روایات احکام دارند و بیان اقوال علماء رجال درباره آنها و تحقیق در توثیقات و تضعیفات آن ها. همچنین رفع اشکلات زیادی که در آن ها شده است و روش پاسخ دادن به آنها از دیگر مزایاى کتاب است که خواننده محترم هنگام مطالعه ملاحظه خواهد کرد . شایان ذکر است به خاطر اهمیت این کتاب نزد علماء و محققان، سالیانی است که این کتاب در بسیارى از حوزه ها و دانشگاه ها به عنوان منبع تدریس اساتید حوزه  و دانشگاه قرار دارد.

2ـ التقیة فی فقه أهل البیت (علیهم السلام) ج 1 ـ 3.

تقریراً لبحث سماحة آیة الله الحاج الشیخ مسلم الداوری
تألیف: الشیخ محمّـد علی صالح المعلّم
الطبعة: الاُولى 1420 هـ

این کتاب فقهی استدلالى است که یکی از مهم ترین مسائل فقهى شیعه را که تقیه است مورد بحث قرار داده و از اول کتاب طهارت تا آخر کتاب دیات که تقیه در آن است بحث شده است. حضرت استاد محقق آیت الله داوری دام ظله متعرض موارد تقیه در همه ابواب فقهی مختلف می شوند و  از طریق استناد و استدلال از قران مجید و روایات اهل البیت علیهم السلام بیان می کنند که در کدام یک از این مسائل و فروع تقیه، واجب یا جائز است و در کدام موارد جائز نیست. در مقدمه کتاب بحثی تاریخی از تقیه از زمان انبیاء سابقین علیهم السلام و اولیاء و مصلحین قبل از اسلام و در زمان نبی اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و بعد از وفات آن حضرت و بعد از آن آورده شده است و در ادامه معناى لغوی و اصطلاحی تقیه را بیان نموده و استدلال بر مشروع بودن و واجب بودن آن ها به ادله اربعه  را توضیح داده اند.

3- العدالة فی‌ فقه‌ أهل‌ البیت (علیهم السلام) . .

تقریراً لبحث سماحة آیة الله الحاج الشیخ مسلم الداوری
تألیف: الشیخ محمّـد علی صالح المعلّم
تحقیق: الشیخ حسن العبودی
الطبعة: الاُولى 1425هـ / 2004 م
این کتاب شامل بر مباحث فقهی است که مختص به مساله عدالت است که از مهمترین موارد آن می توان به امتیازات زیر اشاره کرد:
1- بیان مفهوم عدالت که مناقشه در اقوال وارده بر آن شده است.
2- بحث و تحقیق بر آنچه عدالت را خدشه دار می کند از گناهان کبیره و یا اصرار بر گناهان صغیره و یا ترک آنچه خلاف مروت است.
3- بحث در باره توبه و بیان اینکه آیا عدالت  با توبه کردن بر می گردد یا خیر.
4- بحث در باره راه هایی که با آن عدالت ثابت می شود .
5- بحث  در مورد عدالت اجتماعی  در مقدمه کتاب .

4- إیضاح الدلائل فی شرح الوسائل ج1 .

تقریراً لبحث سماحة آیة الله الحاج الشیخ مسلم الداوری
تألیف: السید عباس الحسینی ، والشیخ محمد عیسى البنای .
الطبعة: الأولى 1427هـ / 2006 م

این کتاب شرحى است بر کتاب وسائل الشیعه که مؤلف آن شیخ حر عاملی اعلى الله مقامه الشریف و آنچه این شرح را داراى امتیاز کرده است عبارتند از:
1- بحث در دلالت روایات (فقه الحدیث).
2- بحث در اشخاص سند روایات به طور تفصیلى.
3- شامل بر قواعد مهمه در تعریف عدة و تمییز مشترکات و اصطلاحات صاحب وسائل.
4- بیان طرق : طریق سند شیخ صدوق رحمة الله علیه و همچنین شیخ طوسى رحمة الله علیه و غیر آنها به روایات.
5- بیان قواعدى که می توان روایات را با آنها تصحیح کرد.
6- شرح هر باب و بیان اقوال امامیة و اهل سنت در آن ها و بیان اقوال علماء در هر حکم به نحو تفصیلى.

7-شامل بر یک جدول در خصوص ترجمه رواة در آخر کتاب.

5ـ النبی الأعظم صلى الله علیه وآله ووجوده النوری .

تألیف: آیة الله الشیخ مسلم الداوری
تحقیق: موسسة الامام الرضا علیه السلام للبحث والتحقیق العلمی
الطبعة: الاُولى – 1429هـ / 2008 م

امتیازهای کتاب:

1. أنّه أوّل کتاب یتناول بشکل مستقلّ الأحادیث الدالّة على: أنّ أول الخلیقة هو الوجود النوری للنبی الأعظم محمد (صلى الله علیه و آله) ، مع ذکر الشواهد والمؤیّدات بشکل موسّع وعلمی رصین.
2.ـ استکشاف اتّفاق المسلمین على الحقیقة النوریة للنبی الأعظم (صلى الله علیه و آله) .
3. الإشارة إلى مراتب الوجود النوری للنبی الأعظم (صلى الله علیه و آله) وخصائص مقامات هذا الوجود والتی من شأنها أن تعید للأمّة وحدتها وکرامتها لو رُجع إلیها وفُهمت بشکل سلیم، کما أراد الله تعالى ذلک.
4. تفنید الشبهات المثارة فی بعض موارد البحث، وردّ شبهة الغلوّ وغیرها مما یمکن أن یخطر فی بعض الأذهان القاصرة عن فهم مقام النبیّ الأعظم (صلى الله علیه و آله) ببیان واضح ودقیق.

6ـ زیارة عاشوراء، تحفة من السماء .

تألیف: السید عباس الحسینی
بحوث سماحة آیة الشیخ مسلم الداوری الاصفهانی دام ظله
تحقیق: موسسة الامام الرضا علیه السلام للبحث والتحقیق العلمی
الطبعة: الثالثة – 1436 هـ / 2014 م
وهو کتاب یتناول البحث عن زیارة عاشوراء من جهة السند وتصحیح المتن الموجود فی نسخ کامل الزیارات، ومصباح المتهجد، والجواب عن الاشکالات الواردة على هذه الزیارة وهی عشرة امور، ثم بیان کیفیة زیارة عاشوراء، وبیان الملحقات وهی الشعائر الحسینیة.

ومن امتیازات الکتاب:

1. التحقیق فی سند زیارة عاشوراء وبیان إنه من الأحادیث القدسیة المعتبرة.
2. إستعراض الشبهات حول الزیارة والجواب عنها.
3. بیان الکیفیات الواردة فی قراءة زیارة عاشوراء والمنتخب منها.
4. بیان حکم: الشعائر وتعظیمها، المأتم الحسینی، إنشاد الشعر، لبس السواد، لطم الخدود والصدور وشق الجیوب، المشی إلى الزیارة، إطعام الطعام، سقى الماء، الصرخة، البکاء و…

چشم برخوار: چه کتبی در دست  چاپ و تحقیق دارید؟

کتاب تفسیر القرآن الکریم، دوره اصولیه کامله، رسائل فی أسانید الزیارات، کتاب الطهاره، کتاب الخمس، کتاب الحجّ، کتاب الاجتهاد و التقلید و مجموعه من الرسائل فی بعض القواعد الأصولیه و الفقهیه از جمله کتاب هایی است که در مرحله چاپ و یا تحقیق بر روی آن ها هستم.








*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی




تاریخ : سه شنبه 98/9/12 | 10:55 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
نتیجه تصویری برای آیت الله خامن های
رهبر معظم انقلاب:

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به فرارسیدن زمان ثبت‌نام انتخابات مجلس یازدهم (انتخابات در تاریخ دوم اسفند 98 است) ، تأکید کردند: برخی‌ها بی‌مُحابا برای انتخابات مجلس اسم‌نویسی می‌کنند.

اگر توان مدیریتی ندارید، مسئولیت نپذیرید/ برخی بی‌محابا کاندیدا می‌شوندبه گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی صبح روز یکشنبه دهم آذر 98  پیش از آغاز جلسه درس خارج فقه، با شرح روایتی درباره توصیه پیامبر اعظم (ص) خطاب به جناب ابوذرّ، ضمن انتقاد به ثبت‌نام بی‌مُحابای برخی افراد در انتخابات مجلس، تاکید کردند: هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر توانایی‌ای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. باید دید که آیا می‌توانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است».

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاةُ و السّلامُ علی سَیِّدِنا محمّد و آله الطّاهرین وَ لَعنَةُ الله علی اعدائهم اجمعین.

عَن اَبی ذَرٍّ (سَلامُ اللّهِ عَلَیهِ) اَنَّ النَّبیَّ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی اِنّی اَراکَ ضَعیفاً فَلا تُؤَمِّرَنَّ عَلی اِثنَینِ وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیمِِ . (1)


قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی


خود جناب ابی‌ذر این توصیه‌ پیغمبر (ص) به خودش را ذکر میکند؛ برای ما‌ها هم درس است، درس بسیار بزرگی است. حضرت به او فرمود من هر چه برای خودم دوست میدارم، برای تو هم دوست میدارم؛ یعنی آن چیزی که میخواهم به تو بگویم، از روی کمال محبّت است؛ چون انسان به خودش کمال محبّت را دارد. خُب حالا آن حرفی که حضرت میخواهد به ابی‌ذر بزند چیست؟


اِنّی اَراکَ ضَعیفا


من جنابعالی را در مدیریّت، ضعیف میبینم. خیلی آدم خوبی هستی، مُجاهِد فی‌سبیل‌اللّه، رُک‌گو، و آسمان بر راست‌گوتر از او سایه نیفکنده، زمین راست‌گوتر از او را بر خودش حمل نکرده؛ این‌ها همه به جای خود محفوظ، امّا شما آدم ضعیفی هستی.


فَلا تُؤَمِّرَنَّ عَلی اِثنَین


حالا که آدم ضعیفی هستی، مواظب باش بر دو نفر هم ریاست نکنی! یعنی پیدا است آن ضعفی هم که حضرت فرمودند، ضعف در مدیریّت است؛ یعنی تو آدمی هستی که مدیریّت نداری؛ اگر چنانچه بر دو نفر یا بیشتر ریاست پیدا کردی، نمیتوانی کار آن‌ها را به سامان برسانی. این، درس برای ما‌ها است. ما -حالا همه‌ی ما نه؛ بعضی‌مان این جوری هستیم- به مجرّد اینکه یک مَسندی، یک جایی، یا خالی میشود یا ممکن است خالی بشود، فوراً چشم میدوزیم که برویم آنجا! خُب شما اوّل نگاه کن ببین میتوانی یا نمیتوانی. حالا بحث اسم‌نویسی برای انتخابات مجلس است، گفتند شروع شده، همین طور بدون مُحابا میروند! خُب شما که میخواهی بروی آنجا، آنجا سؤال دارد؛ این توانایی‌ای که خدا به من و شما میدهد، کنارش مسئولیّت هست. این [مطلبی]که عرض میکنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است. شما هم همین جور؛ یعنی آن کسانی که مسئولیّتی دارند، همین جور. هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر توانایی‌ای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. میتوانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است.

وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیم


هیچ مال یتیمی را هم شما به عهده نگیر. نه از باب اینکه احتمال این وجود دارد که خدای نکرده مثلاً ایشان دست‌درازی میکند به مال یتیم. خُب مقام ابی‌ذر خیلی بالاتر از این حرف‌ها است، نزدیک مقام عصمت است مقام او؛ پس این احتمال در او نیست. علّت اینکه میگویند تَولیّت مال یتیم را قبول نکن، این است که نمیتوانی حقّ یتیم را به او بدهی؛ دیگران می‌آیند دست‌درازی میکنند، جنابعالی هم آدم ضعیفی هستی، تدبیر لازم را نداری و نمیتوانی. برجستگی‌های نظام اسلامی و نظام ارزش‌های اسلامی این‌ها است؛ یعنی در درجه‌ی اوّل، من و شما خودمان مسئولیم که ببینیم این کار را قبول بکنیم؟ نکنیم؟ میتوانیم؟ نمیتوانیم؟ این بسیار مسئله‌ی مهمّی است.



 (1) امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص. 384؛ «از ابوذر روایت است که رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمود:‌ای ابوذر! من آنچه برای خود دوست میدارم برای تو نیز دوست میدارم؛ همانا تو را ناتوان میبینم، پس هیچ گاه به دو نفر امر نکن و به هیچ وجه عهده‌دار مال یتیم مباش.»

 


**** حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ، حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْمُقْرِئُ، حَدَّثَنَا سَعِیدُ بْنُ أَبِی أَیُّوبَ، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی جَعْفَرٍ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِی سَالِمٍ الْجَیْشَانِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی ذَرٍّ، قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ): «یَا أَبَا ذَرٍّ إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفًا، وَ إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی فَلَا تَأَمَّرَنَّ عَلَى اثْنَیْنِ وَلَا تَوَلَّیَنَّ مَالَ یَتِیمٍ» قَالَ أَبُو دَاوُدَ: «تَفَرَّدَ بِهِ أَهْلُ مِصْرَ»

(سُنَن أَبِی داودسجَستانی،     جلد : 3  صفحه : 114.)


**** وَ رُوِیَ عَنْهُ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) أَنَّهُ قَالَ: یَا أَبَا ذَرٍّ إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی وَ إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً فَلاَ تَأَمَّرْ عَلَى اِثْنَیْنِ وَ عَلَیْکَ بِخَاصَّةِ نَفْسِکَ . (عیون اخبارالرضا «ع»)

 


**** عَنْ أَبِی ذَرٍّ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: یَا أَبَا ذَرٍّ إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفاً فَلاَ تَأَمَّرَنَّ عَلَى اِثْنَیْنِ وَ لاَ تَوَلَّیَنَّ مَالَ یَتِیمٍ . (اَلاَمالی لِلشَّیخِ الطُّوسِی ص384 .)

 


**** وَ عَنْهُ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) أَنَّهُ قَالَ: یَا أَبَا ذَرٍّ إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی وَ إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً فَلاَ تَأَمَّرْ عَلَى اِثْنَیْنِ وَ عَلَیْکَ بِخَاصَّةِ نَفْسِکَ .


(مُستَدرَکُ الوَسائِلِ وَ مُستَنبَطُ المَسائِلِ , جلد 17 , صفحه 345. عنوان باب اَلجُزءُ السّابِع عَشَرَ - کِتَابُ اَلْقَضَاءِِ - أَبْوَابُ صِفَاتِ اَلْقَاضِی وَ مَا یَجُوزُ أَنْ یَقْضِیَ بِهِ - بَابُ نَوَادِرِ مَا یَتَعَلَّقُ بِأَبْوَابِ صِفَاتِ اَلْقَاضِی وَ مَا یَجُوزُ أَنْ یَقْضِیَ بِهِ)

 

**** در صحیح مُسلِم، جلد 3، صفحه 1457 دو حدیث می خوانیم که در یکی آمده اَبِی ذَرّ به پیامبر اکرم (ص) گفت: به من مسئولیتی واگذار کنید یا رَسُولَ اللهِ ،   اَلا تَستَعمِلُنِی؟ فَضَرَبَ بِیَدَیهِ عَلَی مِنکَبَتِی ثُمَّ قالَ : یا أَباذَرِِّ اِنَّکَ ضَعیفُُ وَ اِنَّها أَمانَةُُ (وَ الأَمانَةُ ثَقیلَةُُ) وَ اِنَّها یَومَ القِیامَةِ خِزیُُ وَ نَدامَةُُ اِلّا مَن أَخَذها بِحَقِّها وَ اََدَّی الّذی عَلَیهِ فیها .  در حدیث دیگری می خوانیم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : یَا ابَاذَرٍّ! إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفاً فَلا تَأَمَّرَنَّ عَلَی اِثْنَیْنِ وَ لا تَوَلَّیَنَّ مَالَ یَتِیمٍ . أمالِی شیخ طوسی، ص 384.

 


 

****  وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیمِِ . یعنی نباید مال یتیم را بر عهده بگیری -  مال یتیم را بر عهد مگیر :  تَوَلَّیَنَّ در اصل  تَتَوَلَّیَنَّ بوده که تاء اول آن به جهت تخفیف افتاده است و نون مُشدّد در آن  ، نون تأکید ثَقیله می باشد .
 

 


https://www.yjc.ir/fa/news/7156795/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C

 

****************************************

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 





تاریخ : دوشنبه 98/9/11 | 1:8 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

نتیجه تصویری برای گل در گلدان زیبا

***نسیم معرفت***

 

به نام خدا


به نام خدایی که در همه حال نظاره گر اعمال ماست

 

# پنچ چیزاست که عزت آورد:

 

1- یاد حضرت پروردگار

2-وقار در رفتار

3-صداقت در گفتار

4-همنشینی با اَخیار

5-پرهیز از اعمال ناهنجار

 

#سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

***********************************************

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 

 






تاریخ : شنبه 98/9/9 | 9:10 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
نتیجه تصویری برای وزیر کشور رحمانی


***نسیم معرفت***

 

به گزارش درسیاهکل، عبدالرضا رحمانی فضلی در برنامه تلویزیونی نگاه یک در تشریح حوادث اخیر و پاسخ به ابهامات موجود در طرح مدیریت سوخت کشور گفت: ما در این چند روز ابهامات و شبهات زیادی را که مطرح شده بود، داشتیم. قطعاً طرحی به این بزرگی در اجرا سوالاتی را برای مردم پیش می‌آورد که ما باید به آنها پاسخ دهیم. همه دولت‌ها و حکومت‌هایی که تجلی اراده مردم هستند، برای آنها امنیت، آرامش و توسعه می‌خواهند. به ویژه دولت ما که دولتی اسلامی است و علاوه بر تعهدات قانونی به لحاظ شرعی هم این تعهد را دارد.

وی افزود: ما دشمن داریم و 40 سال است که آنها از طرق مختلف با ما درگیر بودند و خواسته‌اند کارآمدی و عملکرد نظام را دچار اشکال کنند. باید قبول کنیم مشکلاتی در حوزه اقتصادی و معیشتی داریم که بخشی از آن به بعد ساختار و مشکلات تاریخی برمی‌گردد و حتی پیش از انقلاب نیز این مشکلات وجود داشته البته تغییرات زیادی داشته اما کماکان بخشی از آن باقی است.

وزیر کشور بیان کرد: در این 40 سال نوع عملکردها نیز باعث شده بخشی از مشکلات انباشته شود هرچند که روند کلی مثبت بوده است.

رحمانی فضلی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به دخالت‌های خارجی اشاره کرد و افزود: دخالت‌های خارجی از جمله تحریم‌ها با این هدف بوده که نمی‌خواهند ما رشد و توسعه داشته باشیم. در مورد بنزین حتما مردم به یاد دارند که از زمان دولت سازندگی که بحث سیاست تعدیل مطرح شد موضوع یکسان‌سازی و آزادسازی نرخ‌ها به ویژه در حوزه انرژی مطرح شد. در دولت‌های بعدی یعنی دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد و دولت ما نیز این بحث مطرح است. حجم یارانه‌ها و استفاده از انرژی به‌گونه‌ای است که قطعا همه مردم به آن توجه ویژه‌ای دارند.

وی افزود: در دولت آقای احمدی‌نژاد آزادسازی صورت گرفت که در آن مقطع با دو یا سه روز اغتشاشات در کشور مواجه شدیم. در آن هنگام دو یا سه ساعت زودتر این موضوع به اطلاع مردم رسید که به تبع آن صف‌های طولانی در پمپ‌های بنزین تشکیل شد و نهایتاً اغتشاشاتی رخ داد.

وزیر کشور تاکید کرد: در دولت ما دو بار نرخ بنزین تغییر کرد. یک بار به 700 تومان رسید و بار دیگر از 700 تومان به 1000 تومان رسید. مرتبه سوم سال 1396 قصد تغییر قیمت بود و تمامی مبانی قانونی انجام شده بود و اراده دولت هم بر اجرای این موضوع بود.

رحمانی فضلی با تاکید بر اینکه بعد امنیتی این موضوع به شورای امنیت برمی‌گردد، افزود: لازم است اینجا اشاره‌ای به اعضای شورای امنیت داشته باشم. سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، ارتش، وزارت کشور و صداوسیما عضو این شورا هستند و بعد از آنها نیز شوراهای تامین استان‌ها و شهرستان‌ها قرار می‌گیرند. در سال 1396 با توجه به اینکه همه امکانات برای تغییر قیمت سوخت آماده شده بود ولی با توجه به وقایعی که در دی‌ماه 96 رخ داده بود نهایتاً این تصمیم گرفته شد که تغییر قیمت سوخت به تعویق بیفتد  .....  .....   ..... ...... ادامه مطلب را در سایت (در سیاهکل) جستجو نمایید .


http://www.darsiahkal.ir/110116/%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%b9(سایت در سیاهکل)

 


** فاجعه بنزین+جناب وزیر علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد


آقای وزیر سلام علیکم . جناب وزیر علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد – اصل مصوبه به فرض که درست باشد اما اجرای مصوبه بنزین شتاب زده و غیر منطقی بوده و فاجعه ایجاد کرد و دشمنان داخلی و خارجی را به طمع انداخت و حوادث تلخ و دردناکی بوجود آورد- دولت امید و تدبیر با دست خود برای ملت فاجعه ایجاد کرد – واقعا بی تدبیری کردند – آیا بهتر نبود که حد اقل دوهفته کارشناسان می آمدند تو تلویزیون راجع به سهمیه بندی بنزین و منافع و یا زیان های آن بحث می کردند و نیز با مردم مصاحبه هایی در این زمینه انجام می گرفت تا مردم فهیم ما مطلع شوند. اطلاع رسانی صحیح حق مردم است . آیا این مسئله به این مهمی کمتر از چیپس و پوفک و … است که تبلیغات گسترده تلویزیونی و مانند آن دارد!! آقای وزیر به آقای دکتر حسن روحانی و سائرین برسانید که تصمیم تان -در اجرای سهمیه بندی بنزین – عجولانه و شتاب زده و غیر منطقی و غلط بوده است. کار غلط را توجیه کردن خود غلطی بزرگ تر است !! دنیا که به آخر نرسیده بود کمی دیگر صبر می کردند تا مسئله سهمیه بندی بنزین بهتر اجرا می شد … آیاکمی عاقلانه تر با اطلاع رسانی بهتر به ملت شریف ایران این طرح را عملی می کردید و می کردند بهتر نبود؟!!! خواهش می کنم با بی تدبیری در امور کشور طمع دشمنان را برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران افزایش ندهید و گرگ های خون خوار را بر مردم و مال و اموال و ناموسشان مسلط نکنید . خواهش می کنم که مسؤولان کشور اعم از دولتی ها و مجلسی ها و متولیان امور کشور بعدها راجع به تصمیم گیری های دیگر داخلی و خارجی از این غلط ها را دیگر تکرار نکنند و خون به دل رهبر عزیز ما حضرت آیت الله امام خامنه ای نکنند و فاجعه نیافرینند و مایه خشنودی دشمنان را فراهم ننمایند و باعث آزار و زحمت ملت نشوند . سعی کنند که واقعا خدمتگزار ملت فهیم و عزیز و انقلابی باشند . خواهش می کنم که دولتمردان و مسؤلین با مردم صاف و صادق باشند . یک رو باشند . و در نهایت پیرو راستین امام خامنه ای عزیز و متعهد به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام باشند …

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی . ششم آذر 1398.

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


http://www.darsiahkal.ir/110116/%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%b9(سایت در سیاهکل)

 

 

**********************************

 

 

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 

 




تاریخ : پنج شنبه 98/9/7 | 12:42 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
تاریخ : جمعه 98/8/24 | 11:21 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

دومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه با اساتید


***نسیم معرفت***

 

** گزارشی از دومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه با اساتید در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به تاریخ 15 / 8  /  1398 . چهارشنبه شب+پانزدهم آبان 98 .


 

حوزه/ دومین نشست شورای­ عالی حوزه­ های علمیه،با موضوع «امور آموزش» و با حضور اعضای شورای­ عالی حوزه‌ های علمیه، مدیر حوزه­ های علمیه، معاونین و مسئولان مرکز مدیریت و با حضور 180 نفر از اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم برگزار گردید.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»  دومین نشست شورای­ عالی حوزه­ های علمیه،با موضوع «امور آموزش» و با حضور اعضای  شورای­ عالی حوزه‌ های علمیه، مدیر حوزه­ های علمیه، معاونین و مسئولان مرکز مدیریت و با حضور 180 نفر از اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم، در سالن اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، برگزار گردید. در این نشست، 14 نفر از اساتید به ­صورت شفاهی به ارائه نظر و پیشنهاد پرداختند که گزارش کامل این نشست به این شرح است:


حجت‌الاسلام والمسلمین  رحیمیان مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه

 

در ابتدای جلسه حجت‌الاسلام والمسلمین  رحیمیان مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه ضمن عرض خیر مقدم گزارشی از اولین نشست شورای عالی حوزه‌های علمیه با اساتید که در ابتدای اردیبهشت ماه سالجاری [1398] با موضوع «اساتید» برگزار شده بود ارائه نموده و سپس از اساتید  حاضر درخواست نمود در خصوص برگزاری دومین نشست با حضور اساتید که با موضوع«امور آموزشی حوزه‌های علمیه» با محورهای ذیل اعلام شده بود، نقطه نظرات خود را مطرح نمایند:

1- محدوده‌های درسی و پیشنهادهای سازنده

2- نظام ارزشیابی تحصیلی متناسب با معیارهای حوزوی

3- متون  درسی و نحوه اصلاح و ارتقاء کیفی آنها

4- نحوه حفظ ، احیاء و ارتقاء سنت‌های سَلَف صالح در تعلیم و تربیت

5- علم‌محوری و پرهیز از مدرک‌گرایی

6- گسترش رویکرد اجتهادی در همه رشته‌ها

7- توسعه مباحث قرآنی و حدیثی در برنامه‌های آموزشی

8- ایجاد انگیزه در طلاب جهت کسب علم


 حجت­ الاسلام و المسلمین عبدالمجید مقامی :

                                                                 

وی ضمن تشکر از شورای ­عالی نسبت به برگزاری این نشست که منجر به ارتقای حوزه در راستای بسترسازی برای تمدن نوین اسلامی خواهد شد، بر لزوم ایجاد انگیزه تحصیل در طلاب، ارتباط استاد و شاگرد برای سلوک معنوی در کنار مسائل علمی، مدیریت تعطیلات تابستان و ماه مبارک رمضان و بازبینی و اصلاح متون درسی سطوح عالی بدون تغییر در محتوا، تأکید نمود.


حجت ­الاسلام و المسلمین سیدصادق محمدی :

                                                            

 وی، ضمن تأکید بر حفظ سنّت مُباحَثَه و ... که سیره سَلَفِ صالح است، بر پلکانی بودن مسیر تدریس و پرهیز از تدریس قارچی و اینکه داشتن 1500 استاد سطوح مفید هست یا نه؟، لزوم تدقیق اصولی و فقهی و ... را، یادآور شد.

 

 حجت ­الاسلام و المسلمین جواد مجتهد شبستری :

                                                              

وی، با ذکر ناتمام ماندن محدوده­ های درسی و سرفصل­ها، پیشنهاد واگذاری بخش ­های ساده و روان متون درسی سطوح عالی به طلاب و یا بازنویسی آن متون به­ صورت ساده و روان را دادند. وی همچنین، تطویل در دوره خارج را ضروری، اما در دوره سطح و مقدمات را، غیرضروری عنوان نمود.


  حجت ­الاسلام و المسلمین وَلِیُّ­ الله لَونی الیگودرزی:

                               

وی، ضمن تشکر از شورای­ عالی در خصوص انتخاب مدیر حوزه­ های علمیه، مطالب خود را در دو عنوان: مهجوریت ثَقَلَین و مظلومیت فقه و اصول بیان نمود. 4 دوره اصول در حوزه تدریس می ­شود، اما به قرآن و حدیث توجه کمتری می­ شود و بایستی فقه را متناسب با نیازها پاسخگو کنیم.

 

حجت­ الاسلام و المسلمین عبدالجواد ابراهیمی­ فر:

                                                             

وی، با تشکر از شورای­عالی، در خصوص ایجاد انگیزه در طلاب که متوجه اساتید بوده و بایستی شورای­ عالی اساتید را برای این مهم آماده نماید، لزوم ارائه متونی درباره بصیرت­ افزایی و اهتمام به مباحث اخلاقی(چهارشنبه­ ها)، مطالبی ایراد داشت.

 

   حجت­ الاسلام و المسلمین سیّداصغر سعادت میرقدیم :

                                                              

وی، ضمن بیان اینکه در خصوص تغییر کتب درسی سطوح عالی سه دیدگاه سنتی، اصلاحی و تغییر بنیادین وجود دارد، موضوعات زیاد بودن محدوده ­های درسی ، لزوم حفظ اِتقان کتب حوزوی(کبریات حفظ و تنها صغریات تغییر یابد)، جدا نبودن تربیت از آموزش ، برنامه­ های مهارت‌افزایی برای اساتید، عدم طرح سطح 5 در حوزه و برگزاری درس فقه­ الأِقتصاد، را نیز مطرح نمود.


 حجت­ الاسلام و المسلمین علی صابری:

                                                           

 وی، ضمن تأکید بر حفظ متون فعلی سطوح عالی، پنج پیشنهاد، شامل: تدوین متون درباره تاریخچه تُراث حوزه، آشنایی طلاب با بزرگان فقه، روش تحقیق علمی، آشنایی با تحقیقات جهان اسلام و جهان علم و آشنایی با روان­شناسی و جامعه شناسی را مطرح کرد.


  حجت­ الاسلام و المسلمین علی رحمانی سبزواری:

                                                          

این استاد حوزه، با بیان اینکه پنج دانش در دروس سنتی حوزه حفظی بود شامل: صرف(کلمه ­شناسی)، نحو(اِعراب­شناسی)، منطق(استدلال ­شناسی)، معانی و بیان که در گذشته بایستی طلاب قبل از ورود به سطح این علوم را حفظ می­ کردند. مرحله دوم مَبادی شناسی است. رسائل و مکاسب تغییر نکند ، اما رتبه­ بندی شود.


 حجت ­الاسلام و المسلمین مجید محمدی:

                                          

وی پیشنهاد تعیین رشته تخصصی فقه و اصول و کُتُب مخصوص آن، کتب بَدیل برای رشته­ های غیر فقه و اصول، مطالعه ای شدن کتاب رسائل به جای متن درسی بودن، الزام طلاب به مُباحَثَه، ارتقای جایگاه اساتید، آموزش مبانی انقلاب، کاهش تعطیلات تابستان، الزام اساتید به استفاده از امکانات به روز و ...، ارائه داد.


 حجت­ الاسلام و المسلمین محمد اسماعیل مشفقی‌پور:

                                   

وی، ضمن یادآوری ضرورت بین­ المللی شدن حوزه که مورد تأکید مراجع معظم نیز هست، بر لزوم آموزش زبان، به ویژه زبان عربی و اگر برای همه طلاب مقدرو نیست، حداقل یک مدرسه به این امر اختصاص یابد، تأکید نمود. 


حجت­ الاسلام و المسلمین مصطفی منتظری:

                                                         

وی، ضمن تشکر از اعضای شورای­ عالی و دعا برای آیت ­الله مؤمن(عضو اسبق شورای­عالی)، پیشنهاد در اختیار اساتید قرار گرفتن یک­ چهارم نمره امتحانات طلاب، تشویق طلاب ممتاز، سطح­ بندی طلاب براساس نیازها و اهداف، ساماندهی تعطیلات حوزه، لزوم ضابطه­ مند نمودن عناوین و القاب حوزوی و اِحیای اجازه اجتهاد در حوزه را ارائه داد.


حجت ­الاسلام و المسلمین سیّدمحمّدصادق عَلَمُ ­الهُدی:

                                                         

وی با ذکر عدم تناسب محدوده ­های متون با ایام درسی و نامتناسب بودن تقطیع کتب درسی سطوح عالی، پیشنهاد تدوین نسخه­ آموزشی کتاب­ های فعلی با حفظ بخش­ هایی که مَعرَکه آراست و چاره اندیشی در خصوص از بین رفتن انگیزه طلاب و گرایش آنها به سمت دانشگاه و مشاغل متعدد را، مطرح نمود.


حجت­ الاسلام و المسلمین اَسَدُالله شُکریان:

                                                           

وی، پیشنهاد تشکیل کارگروه برای بررسی محدوده­ های درسی، الزام طلاب به پژوهش، توجه به دغدغه­ های اعتقادی طلاب، نفوذ جریان‌های انحرافی، ایجاد انگیزه در طلاب و ... را مطرح کرد.


 حجت­ الاسلام و المسلمین میر رجبعلی محمدی‌ مُتَکازینی:

                                                             

وی، ضمن تأکید بر ایجاد انگیزه در میان طلاب، بر لزوم توجه به نیازهای بدنی و جسمی طلاب، اجتهاد در دروس مُقدّمات و سطح قبل از ورود به درس خارج ، توسعه برنامه های قرآنی و حدیثی حوزه را خواستار شد.

سخنرانی اعضای  شورای ­عالی حوزه ­های علمیه


آیت­ الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه:

آیت ­الله اعرافی مدیر  حوزه‌های علمیه در ابتدای سخنرانی خود به موضوعات مطرح شده اساتید در این جلسه پاسخ‌های لازم را ارائه نمود و ضمن تشکر از اساتید به عنوان ارکان تعلیم تربیت حوزه­ و اعضای شورای­عالی به خاطر همراهی ایشان در طرح­ها و برنامه­ های گسترده ­ای که مرکز مدیریت داشته، برای آیت­ الله حسینی بوشهری، دبیر  شورای­عالی حوزه ­های علمیه، از خداوند متعال طلب شفای عاجل و سلامتی درخواست نمود.

وی در ادامه، بعضی از محورهایی که در مرکز مدیریت انجام شده و یا در حال اجراست اشاره داشتند که عبارتند از: طرّاحی نظام جامع آموزش، طرح اصلاحی برنامه امتحانات شفاهی حوزه، طرح هدایت علمی و تحصیلی طلاب، نهایی ­سازی بررسی محدوده­ های درسی، تدوین رشته ­ها و درختواره علوم حوزوی، شناسایی 1100 استعداد برتر حوزوی، تدوین کارویژه­ های روحانیت و آمایش، طرح القاب حوزوی و ...

آیت­ الله سیّداحمد خاتمی عضو شورای عالی حوزه های علمیه

وی با تشکر از نظم اساتید و ورزیده بودن نظرات آنها، اظهار داشت: «همه شما، کارکرده سخن گفتید و در این جلسه تصمیم نگرفتید، بلکه از قبل با تحقیق و مطالعه صحبت کردید و این باعث پربار کردن جلسه شد؛ در بیانات شما عزیزان، راهکار بود؛ همه مشکلات را می ­دانند، البته راهکار زمینی و نه راهکار آسمانی. شهید بهشتی در یکی از جلسات گفتند: "فلانی راهکارهای بسیار خوبی دارد، اما به درد آسمان می­ خورد، نه زمین". اساتید، رؤسای حوزه هستند و آنها هستند که فکر حوزه را روشنی می دهند و این جمع که در خدمت شما هستیم[شورای­عالی]، کار ستادی می­ کنند.»

آیت­ الله مرتضی مقتدایی

وی، ضمن تشکر از اساتید، اظهار داشت: شورای­عالی اعتقادش این است که اساتید ارکان حوزه هستند و انتظار دارند اساتید در برنامه ­ها و سیاست­گذاری­ های حوزه، اگر نقدی دارند، تذکر بدهند؛ چون اساتید در متن حوزه قرار دارند. کار اساتید، ساختن طلاب است؛ چرا که اخلاق ، طبق فرمایش مقام­ معظم رهبری(مُدَّظِلُّهُ ­العالی) "گفتنی نیست، بلکه ساختن افراد است". همچنین، اساتید طلاب را ملزم به تبلیغ در مناطق نیارمند کنند.

 آیت ­الله جواد مروی

وی با بیان اینکه شورای­عالی بر آزاد بودن دروس سطوح عالی و خارج تأکید دارد، گفت: «جلسه مُغتَنم بود و بحث، پاسخگویی به شما نیست و اَنظار شما مکتوب و جمع­ بندی می­شود و بعد در شورای عالی مورد بحث قرار می­گیرد و آنچه قابلیت اجرایی دارد مُصوَّب می­ شود.

وی افزود: تأکید شورای­عالی بر فضای آزاد در دروس سطوح عالی و خارج که از امتیازات ویژه است و باید باقی بماند و حفظ شود [می باشد] . البته، ساماندهی و آسیب­ شناسی بحث دیگری است و اشکالاتی بر دروس نظام آموزشی جدید شده که قسمتی از این ملاحظات وارد است و باید مورد بررسی قرار گیرد. برخی از اساتید گفتند: "این جلسات دیر شروع شده"؛ این در حالی است که شورای عالی با سفر به استان­ها، این برنامه را از قبل شروع کرده است و سیاست بر این بود که از دور شروع شود، لذا شورا به بیشتر استان­ها سفر نمود و بعد هم به قم برسد که الان در خدمت شما هستیم.  اَنظار اساتید [استان­ها]، شنیده شد و پس از پیاده­ سازی و جمع­ بندی، مورد بررسی و در نهایت مورد اجرا قرار گرفت و این ملاحظات به مرکز مدیریت منتقل شده است.»

عضو شورای عالی حوزه های علمیه  در ادامه بیان داشت: «بحث محدوده درسی، نکته درستی است و شورای عالی، مرکز مدیریت را موظف نموده که مورد بررسی قرار دهد. همچنین، بعضی از این نکات در جلسات "مرکز مطالعات راهبردی حوزه و روحانیت"، مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است. در مَباحِث اخلاقی، ما خدمت هر کدام از بزرگان و مراجع عظام رسیدیم، بر این نکته تأکید داشتند که نقش اساتید در انتقال قولی و عملی مَباحِث اخلاقی به طلاب و شاگردان خود بسیار زیاد است. یکی از اساتید ما مرحوم آیت­ الله سید ابراهیم عَلَم‌ُالهُدی از قول مرحوم حضرت آیت­ الله ­العُظمی میلانی(ره) که ایشان فرمودند در درس مرحوم حضرت آیت ­الله مُحقِّق اصفهانی بودیم و ایشان مطلبی را از قول استادشان آخوند خراسانی نقل فرمودند و گفتند: "إِنَّ هذا مِنهُ وَهمُُ" و چهره متغیر شد و بعد تأملی کردند و جزوه را بستند و به منزل مراجعت نمودند. فردا درس نیامدند و مرحوم میلانی مأمور به پیگری موضوع می­ شود و به ایشان عرض می­کند : "چرا نیامدید؟" که ایشان گریه می­ کنند و می­ گویند: "کسی که نسبت به استاد خود این­قدر ارزش قائل نباشد و بگوید: "إِنَّ هذا مِنهُ وَهمُُ"، چگونه می­ تواند استاد باشد و مرحوم میلانی گفتند: "از آن موقع تا به حال، هر وقت می­خواهم نظری را بحث و ردّ کنم، به یاد آن قضیه می­افتم و تأمل می­کنم که چگونه آن را بیان کنم."»

 آیت­ الله سیّدمحمّد غروی

این عضو شورای عالی حوزه، ضمن تبریک ایام گفت: «جلسه خوبی بود و تَلقّی بنده هم همین است و آنچه بیان شد ، معلوم نیست که همه پذیرفته شود ؛ البته مسائل نظری هستند و باید مکتوب شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرند.» 

  

 

***********************************************

*** در نشست اساتید حوزه با شورای عالی چه گذشت؟ - خبرگزاری رسا

** گزارشی ازدومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه بااساتیددرجامعه مدرسین حوزه علمیه قم+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 

**در نشست اساتید حوزه با شورای عالی حوزه علمیه قم ... - شبکه اجتهاد ...

 

 

 

 




تاریخ : پنج شنبه 98/8/23 | 2:15 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

نتیجه تصویری برای السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما

***نسیم معرفت***


 


**  نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده


 

 

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

مرد و زن دزد را به جزاى کارى که انجام داده‌اند دستشان را قطع کنید. این کیفرى است از سوى خداوند و خداوند مقتدر حکیم است.   ( سوره مائده آیه 38 .)


حرف (واو) در اول آیه شریفه به اصطلاح استینافى است ، یعنى مى رساند که مجددا کلام جدید و تازه اى آغاز مى شود و این کلام در مقام تفصیل یعنى احکام هر موضوعى را جدا جدا ذکر کردن است ، و حرف واو خاصیت حرف «اَمّا» را دارد، کَانّه فرمود (اما مرد و زن دزد را چنین کنید، و اما توبه کاران ایشان را چنان و به همین جهت حرف (فاء) بر سر خبر یعنى جمله(فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) در آمده براى اینکه به طورى که گفته اند در معناى جواب براى کلمه «اَمّا» است

وجه اینکه در (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) (اَیدى) به صورت جمع آمده است و  اینکه کلمه (ید : دست ) را به صیغه جمع (ایدى ) آورده با اینکه هر انسانى دو دست بیشتر ندارد، و طبق قاعده باید با صیغه تثنیه بیاورد و بفرماید: (فَاقْطَعُوا یَداهُما) پس دو دست آن زن و آن مرد را قطع کنید). بعضى از مفسرین گفته اند علتش این بوده که چنین استعمالى شایع است ، (خود ما هم وقتى مى خواهیم بگوییم دو دست من درد مى کند مى گوئیم دست هایم درد مى کند). ولى وجه صحیح این است که بعضى از اعضاى بدن آدمى ، و یا بیشتر آنها جفتى است ، مانند دو طرف پیشانى ، دو ابرو، دو چشم ، دو گوش ، دو دست دو پاى ، دو قدم و... وقتى به ضمیر دو نفر و یا به دو چیز و دو نفر اضافه شود قهرا دو جفت مى شود، ساده تر بگوییم : دو دستِ دو نفر چهار دست مى شود و چهار دست ، جمع است ، پس در باره دو نفر باید به صیغه جمع بگوییم : (اَعیُنهما) و (اَیدیهما) و (اَرجُلهما)، و امثال آن ، و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند، یعنى وقتى خواستند بگویند: (من پشت و شکم آن دو نفر را از ضربت شلاقم پر از سیاهى کردم )، مى گویند: (مَلَأَت ظُهُورُهُما وَ بُطُونُهُما ضَرباََ)، و ظَهر و بَطن را به صیغه جمع مى آورند، با اینکه ظَهر و بَطنِ دو نفر (ظَهرَین و بَطنَین یا ظَهران و بَطنان ) است ، در قرآن کریم هم این طور تعبیر آمده و فرموده : (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما .اگر شما دو نفرافشاگرِ راز و شنونده آن به سوى خدا توبه کنید، به نفع شماست. زیرا دل‌هاى شما مُنحرف گشته است. سوره تحریم آیه 4 .) در این آیه نیز  قلوب ، جمع قلب است  و چون برای دو نفر بکار رفته ظاهرا می بایست «قََلباکُما» آورده می شد ولی «قُلُوبُکُما» ذکر شده است و این به جهت همان نکته ای که بیان گردید : (و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند) .

[

https://www.yjc.ir/fa/news/6480443/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%B3%DB%B6-%D8%AA%D8%A7-

]

 

** در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت : الف - شرائط مجازات سارق . قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه : 1 - متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار باشد. 2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود. 3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد. 4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند. 5 - سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد. 6 - سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند. 7 - کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است . و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است ، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است . ب - اندازه قطع دست سارق . معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند. ج - آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز است ! بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد. در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که : اولا - همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند. ثانیا - با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند. ثالثا - بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت .

خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد. رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند. جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى شود! .  د - بعضى اشکال مى کنند. که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است . اتفاقا همین سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید - از عالِم بزرگ اسلام ، عَلَمُ الهُدَى مرحوم سید مرتضى ،در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:  یَدُُ بِخَمسِ مِئینَ عَسجَدِِ وُدِیَت ما بالُها قُطِعَت فِى رُبعِ دِینارِِ! یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار است . چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود! سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود: عِزُّ الأَمانَةِ اَغلاها وَ اَرخَصَها ذُلُّ الخِیانَةِ فَافهَم حِکمَةَ البارى یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد. و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان . [تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 380]

** دِیَه در لغت به معنای راندن و رد کردن است و در اصطلاح به معنای خون بها  و یا مالی که در صورت  وقوع جنایت بر نفس و یا اعضای بدن  باید داده شود ، می باشد . دِیه که مفرد دِیات است  از ریشه «وَدْی» به معنای راندن و رد کردن است . دِیه مصدر است و  اصلش «وَدْی» بوده که «واو» آن حذف شده و بجای آن «ها» آورده شد .

 


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی





تاریخ : جمعه 98/8/10 | 11:9 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر




  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی