سفارش تبلیغ
صبا ویژن
به نام خدا

تذکر

( یک خواب جالب)

در شب شنبه به تاریخ 31 /  5 / 1394  برابر با هفتم ذی القعده 1436 ه ق در نیمه های  شب  در عالم خواب بین اینجانب سیداصغرسعات میرقدیم  و جناب حجت الأسلام آقای حمید عبد سرمدی گیلانی  و جناب حجت الأسلام کریم نوروزی لاهیجی  گفتگویی درباره  ابوبصیر که از اصحاب باقِرین علیهما السلام است ، صورت گرفت. بنده درباره عظمت این شخصیت بزرگوار وجایگاه علمی او برای جناب آقای حمید عبدسرمدی گیلانی  بیان می کردم وایشان با دقت گوش می دادند وچیزی در رد ویا اثبات نمی گفتند ولی جناب آقای کریم نوروزی لاهیجی اشکال می کردند و قبول نداشتند که ابو بصیر چنین جایگاه وعظمتی داشته باشد.  به نظر می رسد که  شاید از جهتی حق با آقای کریم نوروزی بوده ،چون اول باید مشخص شود که مراد از ابوبصیر که از اصحاب باقِرین علیهما السلام  می باشد ،  کدامیک از شخصیت هایی است که این  کنیه ( ابوبصیر) بین آنها  مشترک می باشد؟ البته اشکال آقای کریم نوروزی  (در عالم خواب ) هیچ منافاتی با آنچه که بنده درباره عظمت جناب ابوبصیر می گفتم ندارد چون بیان بنده درباره ابوبصیری بود که  (از اصحاب باقِرین علیهماالسلام) بوده  نه ابوبصیر مطلق و بدون قید  اگرچه در اصطلاح رجالی ودر منابع روایی  وقتی که ابوبصیر به نحو مطلق گفته می شود ، مراد از آن  ابوبصیری است که اصحاب باقِرین علیهما السلام  می باشد. در هرصورت این خوابی که  درتاریخ فوق الذکر دیدم سبب شد که درباره این شخصیت بزرگوار بیشتر تحقیق نمایم.

والسلام

سیداصغرسعادت میرقدیم

لَیث ،  اَلمُرادی، اِبنُ البَختری  ، اَلمُرادی ،  اَبُوبَصیر{ابوبصیر اصغر  ، لَیثُ بن المُرادی البَختَری  }

ابو بصیراصغر نیز گفته شده. از اصحاب امام باقر و صادق و کاظم علیهم السلام از بزرگان و اَجِلَّه اصحاب ائمه علیهم السلام است در روایاتی از امام صادق (ع) به عنوان یکی از پرچم داران دین معرفی شده است. در روایتی فرمود اصحاب پدرم (امام باقر) باعث زینت و افتخارند-زنده و مرده آنها- زراره و محمد بن مسلم و از جمله لیث بختری و برید عطبی اینها برپا کنندگان قسط و عدل و راستی هستند.

علامه -ره -در خلاصه بعد از ذکر روایتی که امام صادق (ع) متواضعان درگاه خدا را بشارت به بهشت داده و برید عطبی و ابوبصیر ایث بن البختری المرادی و محمد بن مسلم و زراره را به عنوان اهل بهشت و نجباء و امین خدا بر حلال و حرامش شمرده و فرموده اگر اینها نبودند آثار نبوت منقطع می شد و نشانه های دین از بین می رفت. علامه بعد از ذکر این روایت کلام بن غضائری را نقل کرده و فرموده ابوبصیر به نظر من مورد اطمینان است به خاطر حدیثی که ذکر شد و کلام ابن غضائری موجب لعن نمی شود. در هر صورت سخن محکمی که بتواند معارضه کند با کلام امام صادق و توثیقات علما وجود ندارد نکته دیگر آن است که ابوبصیر مشترک است بین دو یا سه نفر. یکی همین لیث بختری که ذکر شد، دوم یحیی بن قاسم الاسدی، ابوبصیر الاسدی این فرد در بعضی از کلمات اصحاب رجال تضعیف شده و نسبت تخلیط (انحراف از حق، مخلوط کردن حق و باطل)به او داده شده.
در بعضی از موارد بین ابوبصیرمرادی و اسدی خلط شده. در بعضی از منابع یحیی بن القاسم الاسدی جزء افراد شمرده شده که اصحاب اجماع بر صحت آنها کرده اند و در منبع دیگر لیث البختری اسدی آمده و همین خلط بین ابوبصیرها سبب بعضی نسبت ها به ابوبصیر معروف شده است. نسبت «مُخَلِّط» (قاطی کردن، خلط بین حق و باطل) در کلام اصحاب به یحیی بن ابی القاسم داده شده و نه به ابوبصیر مشهور و شاید اشتراک کنیه سبب این مشکل شده است. نکته دیگر اشتراک یحیی بن القاسم، بین یحیی ابن ابی القاسم که کنیه او ابی بصیر است و نابینا بوده و اسم پدر او اسحق و از اصحاب امام باقر و کاظم علیهما السلام بوده و یحیی بن ابی القاسم الحذّاء که واقفی بوده و از اصحاب امام باقر و کنیه او ابوبصیر نبوده و یحیی بن القاسم که در سال 150 هجری فوت کرده و نمی توانسته واقفی باشد زیرا واقفی کسی است که بر امام هفتم توقف کرده باشد بعد از وفات امام هفتم ایشان را امام غائب بداند و امام هفتم در سال 183 رحلت کرده اند.
ابوبصیر یکی از
اصحاب اجماعاست که اجماع بر صحت حدیث و فقه اوست. صاحب مستدرک گفته مقصود از ابوبصیر یحیی بن القاسم الاسدی است. ولی هم چنان که گفته شد در بعضی از منابع به جای اسدی لیث البختری آمده است. در بعضی ذکر شده که ابوبصیر مشترک بین 4 نفر است. 1- لیث بختری 2- عبدالله بن محمد الاسدی 3- یحیی بن قاسم 4- یوسف بن حارث لکن گفته شد که غیر از لیث بختری و اسدی فرد دیگری کنیه ابوبصیر ندارد. در هر صورت لیث بختری (ابوبصیر) مشکلی ندارد و اخبار زیادی در مدح او وارد شده و کلام ابن غضائری نمی تواند معارضه کند با اخبار مدح ضمن این که خود ابن غضائری تصریح به وثاقت او در حدیث کرده است, لکن با ید توجه داشت که وثاقت ابو بصیر دلیل بر صحت تمامی روایات وی نمی باشد بلکه راویان دیگری که در سلسله سند حدیث واقع شده اند نیز باید مورد بررسی واقع شود در صورتی که انان نیز ثقه باشند روایت صحیح خواهد بود .

*******************************************************

دکتر : « {ابوبصیر مرادی} این همان ابوبصیر است که به امام موسى کاظم علیه السلام توهین کرد روزى پرسید اگر مردى بازن شوهر دارى ازدواج کند چه حکمى دارد؟ امام فرمودند:" سنگسار میشود البته اگر کسى چیزى نداند عیبى نیست " ابوبصیر استهزاء کنان گفت : " طورى که معلوم میشود دوستمان هنوز علمش کامل نشده! " رجال کشى ص/154 ».

نویسنده : روایت ضعیف است زیرا در سند آن على بن محمد و محمد بن احمد و محمد بن الحسن قرار دارند که هیچ کدام توثیقى ندارند ، البته بنا به فرمایش مرحوم آیة الله العظمى خوئى دو روایت دیگر را با سند معتبر مرحوم شیخ نقل میکند که مراد از ابوبصیر در آندو روایت یحى بن قاسم است نه لیث مرادى .

*****

دکتر : « روزى ابن ابویعفور با أبو بصیر(لیث ابن البختری) درباره دنیا گفتگو میکردند ابوبصیر گفت: " اگر دوست شما(امام جعفر صادق علیه السلام ) دسترسى پیداکند دنیا را به کس دیگرى نخواهد داد!! ناگهان متوجه شد –ابوبصیر- دید سگى در کنار او پایش را بالا گرفته میخواهد بشاشد، حماد بن عثمان بلند شد که آنرا بترساند ابن ابوالیعفور گفت بگذارش ، او آمده است که در گوش ابوبصیر بشاشد!! " رجال کشى ص/154.

پس چونکه او به امام صادق علیه السلام توهین کرد و حضرتش را به محبت دنیا و علاقه به جمع آورى آن متهم نمود خداوند براى تنبیه او سگى فرستاد که در گوشش بشاشد » .

نویسنده : اولا روایت ضعیف است زیرا از راویان آن على بن احمد است که توثیقى ندارد و محمد بن احمد است که مجهول است .

ثانیا صاحب معالم در حاشیه تحریر طاووسى احتمال داده است که مراد از ابوبصیر در این روایت یحى بن قاسم باشد نه لیث بن بخترى مرادى.

ثالثا در روایت کلمه (صاحبکم) یا به تعبیر مترجم (دوست شما) آمده است و معلوم نیست که مراد امام صادق علیه السلام باشد بلکه اگر مراد آنحضرت میبود باید گفته میشد (صاحبنا) یعنى سید و مولاى ما ، پس احتمال میرود که مراد شخصى بوده که با مخاطبین گوینده در ارتباط بوده است .

*****

دکتر : « از حماد ناب نقل شده که گفت: " ابوبصیر دم دروازه امام صادق علیه السلام نشسته بود تا اینکه برایش اجازه ورود داده شود، امّا اجازه نمیرسید گفت اگر ما هم دست پُرى میداشتیم حتما به ما اجازه میداد، در این اثنا سگى آمد و برچهره ابوبصیر شاشید !!، ابوبصیر ( که نابینابود) گفت : اٌف اٌف این چیست ؟ کسى که با او نشسته بود گفت این سگى بود که برچهره ات شاشید! " رجال کشى ص/155 » .

نویسنده : اولا در سند روایت افرادى چون جبریل بن احمد فاریابى و غیر او که از ضعفا هستند قرار دارند و ثانیا مراد از ابوبصیر در این روایت یحى بن قاسم است زیرا که او نابینا بوده و نه ابوبصیر لیث بختری و جاى تعجب است از مدعى اجتهاد 90 یا 200 ساله که هنوز این نکته را نمى دانسته است .

*****

دکتر : « ابوبصیر از نظر اخلاقى نیز مرد پستى بود چنانکه خودش علیه خود گواهى میدهد و میگوید: " زنى را درس قرآن میدادم ، روزى با او شوخى نامناسبى کردم ، او خدمت امام باقر علیه السلام آمده و از من شکایت کرد ، امام فرمودند: " ابوبصیر به زن چه گفتی؟ بادستم اشاره کردم و گفتم اینطور کردم و چهره ام را از خجالت پوشیدم ، امام فرمودند: دو باره تکرار نکنی" رجال کشى ص/145 توخود خوان تفصیل این مجمل ».

نویسنده : اولا در سند روایت ، عبیدى وجود دارد که از نامهاى مشترک است و چند نفر به این نام وجود دارد و معلوم نیست که اینجا کدام آنهاست ، پس روایت ضعیف است .

ثانیا در روایت از آمدن آن زن پیش امام باقر علیه السلام و شکایت او سخنى گفته نشده است و دکتر این جمله را از پیش خود اضافه نموده است بلکه امام علیه السلام (برفرض صحت روایت) با قدرت امامت متوجه شده اند .

ثالثا شاید ابوبصیر متوجه حرمت آن نوع مزاح نبوده و امام او را منع فرموده تا حرمت را بیان فرماید .

رابعا شاید اصلا آن مزاح حرام نبوده و امام علیه السلام او را منع فرموده تا کار از مزاح کوچک به مزاح بزرگ و از مکروه به حرام نکشد ، و با این همه احتمال استدلال به یک جهت خاص باطل میشود .

وانگهى تعجب است از دکتر و هم فکرانش که خالد بن ولید را بخاطر هم بستر شدنش با زن مالک بن نویره آنهم در شبى که شوهر او را بقتل رسانیده است مورد ملامت و مذمت قرار نمیدهند و زناى او را از استنباطات اجتهادى او میدانند و روایاتش را بدون هیچ مشکلى مى پزیرند ، سنتش را واجب الاتباع و اقتداء به او را سبب اهتداء میدانند ، اما بخاطر یک روایت ضعیف السند که حکایت از یک شوخى دارد ، ابوبصیر را محکوم نموده و جزء عوامل نفوذى بیگانگان مى شمارند .

*****

دکتر : « ابوبصیر در روایت حدیث نیز مخلط بود از محمد بن مسعود نقل شده که گفت : " از على بن حسن در باره ابوبصیر پرسیدم فرمود: ابوبصیر قبل از این به ابومحمد شهرت داشت و غلام آزاد شده بنى اسد بود و درهمان زمان نابینا بود ،پرسیدم که آیا به "غلو" هم متهم شده؟ فرمود"غلو" نه هیچ وقت متهم نشده اما " مخلط "بوده است " رجال کشى /145 » .

نویسنده : خیانت دکتر را ملاحظه فرمائید ، اول روایت را نقل نمیکند تا بتواند خواننده را فریب داده و ابوبصیر مرادى را که از اجلاى اصحاب ائمه علیهم السلام است متهم و بدنام کند .

اول روایت این چنین است : " محمد بن مسعود گفت از على بن حسن فضال در رابطه با ابوبصیر سؤال کردم گفت : اسم او یحى بن قاسم است ........... در حالیکه ابوبصیر مورد بحث اسمش لیث مرادى است و آنکه نابینا بوده یحى بن قاسم است نه لیث مرادى .

 

 

 

*منزلت صحابه از دیدگاه شیعه

http://najafabadnews.ir/book/book/EMAAMIEH/defaa_mazhab_ahlbait_hojjat_12.html

گل تقدیم شما*امام محمد باقر علیه السلام

*یحیى بن القاسم - مؤسسة الإمام الخوئی

*ابوبصیر کیست؟!! ( ویکی شیعه)

*ابوبصیر - ویکی فقه

*اصحاب اجماع

*ابو بصیر - کتابخانه مدرسه فقاهت

*شخصیت های مهم شیعه اثنی عشری (قرن اول و دوم ق) ( اسلام پدیا)

*داستان ابو بصیر

*ابوبصیر (دائره المعارف اسلامی ، طهور)

*ابوبصیر اسدی - دانشنامه‌ی اسلامی

*شاگردان امام محمد باقر (علیه السلام)


http://quran.porsemani.ir/node/2914


http://www.al-khoei.us/books/?id=8051

****************************************************************************************

گل تقدیم شماچه زحمت ها کشید سلمان ، ابوذرها شوند پیدا

***نسیم معرفت***

 

به نام خدا

 

چه زحمت ها کشید سلمان ، ابوذرها شوند پیدا


اصل آن است که خواب را اعتباری نیست مگر خواب انبیاء و کُمّلین وکسانی که با شواهد وقراین واصول تعبیر خواب ، خوابشان مورد تصدیق باشد اگرچه از تُجّار یا فُجّار باشند. این بنده سراپا تقصیر موارد متعددی در طول سال ها خواب های گوناگون دیده که برخی از آن ها در دفتری ثبت گشته و امید است که در ردیف اَضغاث اَحلام نباشد. درتاریخ 21 مرداد 1394 برابر با  بیست وششم شوال 1436 ه ق در شب چهار شنبه  یک ساعت به اذان صبح در عالم خواب و رؤیا چنین دیدم که  در روز جمعه وارد یک مسجد بزرگ شدم که پُر از جمعیت بوده و افراد زیادی در چهار دیواری مسجد تکیه داده اند و بسیاری هم در وسط مسجد نشسته اند وهمینکه از درب مسجد وارد شدم شخصی با صدای بلند گفت : بر محمد و آل محمد صلوات. مردم در حالی که همه برخاسته بودند صلوات دادند و بنده در وسط سمت چپ دیوار مسجد(سمت چپ ناحیه ای که وارد مسجد شده بودم) نشستم و بعد از احوالپرسی واظهار ادب واحترام به کسانی که در اطراف من به دیوار تکیه داده بودند ، شنیدم که یکی از آن افرادی که در اطرافم بود اشعاری زیبایی می خواند که یک نیم مصرع از آغازین آن اشعار چنین بود:

چه زحمت ها کشید سلمان ، ابوذرها شوند پیدا         ....................................................................

که با کمال تأسف بعداز بیداری فقط همین نیم مصرع  در خاطرم ماند.


برمحمد وآل محمد صلوات


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی





تاریخ : شنبه 94/5/31 | 12:53 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر




  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی