سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران

نسیم معرفت
 

بیش از 1142 سال (شمسی) و 4 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 41 دقیقه و 58 ثانیه است کسی منتظر 313 مرد است و زمان  همچنان در گذر است ، آه... مرد شدن چقدر زمان میخواهد....

 نسیم ادب (سعادت)               

تاریخ عضویت در پارسی بلاگ: 92/10/4

ویژگی های شخصیتی علامه طباطبایی (ره)

استاد وشاگردش

 

                               **سایت حکیم عسکری گیلانی**

 * جاهل بروز فتنه ره خانه گم کند    عالم چراغ جامعه وچشم عالم است


 

** حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 
تصاویر متحرک از گل و دسته گلهای زیبا (2)





نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - یکشنبه 93 آذر 3 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

نتیجه تصویری برای محسن قرائتی

***نسیم معرفت***

به نام خدا

با سلام و ادب واحترام


 حفظ حرمت انسان بخصوص انسان مسلمان شیعه  بر همه  لازم است. در روایت است که حرمت مومن از حرمت کعبه هم بالاتر است . با توجه به اینکه برخورد حضرت استاد محسن قرائتی با آقای حسین نمازی معروف به دوربینی  در میان جمع نوعی تحقیر  وی را  در پی داشته و تبعات نامطلوب اجتماعی نیز برآن مترتب است لذا  این فعل و کار استاد بزرگوار  قابل  دفاع نیست مخصوصا اینکه نگاه همه به ایشان به عنوان معلم قرآن کریم و کلاس هم  کلاس تربیتی و دینی باشد  ولی در عین حال با توجه به اینکه ایشان خدمات بزرگی جهت ترویج فرهنگ قرآنی و دینی نموده و با عنایت  به اینکه همه انسان ها به غیر از حضرات معصومین علیهم السلام  در معرض خطاها و اشتباهات هستند و مصونیت از خطا و لغزش ندارند  می توان  از این اشتباه استاد صرف نظر  نمود مخصوصا که ایشان عذرخواهی هم از آقای حسین نمازی نمودند و دامن زدن به این مساله جهت تخریب این استاد گرانمایه جایز نیست و چه بسا گناه بزرگ محسوب گردد. ....  ....

(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) 

  بیست و ششم مهر 1396 . از جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

 


آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی







نوشته شده در تاریخ جمعه 96 مهر 28 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: تخریب این استاد گرانمایه جایز نیست استادقرائتی نسیم معرفت

 

***نسیم معرفت***

26 /مهر/ 1396

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی:

اگر طرف مقابل برجام را پاره کند، ما آن را ریز ریز می‌کنیم

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار صدها نفر از نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی، جوانان نخبه میهن را مایه امید به آینده درخشان ایران خواندند و با اشاره به ضرورت هوشیاری در مقابل مکر و حیله شیطان بزرگ، خطاب به مردم، مسئولان و فعالان سیاسی و مطبوعاتی هفت نکته مهم را درباره قضایای اخیر پیرامون برجام مورد تأکید قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای، وابستگی سیاسی را بسیار خطرناک و مایه توسری‌خوری ملتها دانستند و با اشاره به قطع کامل وابستگی ایران به امریکا خاطرنشان کردند: دشمن با رصد تحولات و فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران، از تبدیل ایران از «کشوری عقب افتاده و وابسته» به کشوری «اثرگذار، متنفذ و برخوردار از اقتدار روزافزون سیاسی، دفاعی و علمی»، کاملاً عصبانی و به‌شدت نگران است.
رهبر انقلاب، دشمنی رژیم امریکا با ملت ایران را از همان روزهای اول پیروزی انقلاب یادآور شدند و افزودند: آن روزها نه مسئله انرژی هسته ای مطرح بود و نه موشک و نفوذ منطقه ای، اما امریکایی ها فهمیده بودند که با پیروزی انقلاب، ایران را به‌عنوان کشوری «زیردست، مطیع و بسیار پرمنفعت» از دست داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، الگو شدن ایران در ذهن ملتها را موجب خشم و نا امیدی بیشتر سلطه گران خواندند و افزودند: ملت ایران در چهل سال اخیر به جهانیان ثابت کرده است که می‌توان از ابرقدرتها نترسید، در مقابل آنها ایستادگی کرد و با وجود تحریم ها و فشارها، به رشد و پیشرفت روزافزون نیز دست یافت.
ایشان، پیشرفتهای نظامی و موشکی ایران در عین تحریم کامل را موجب حیرت و حتی تحسین برخی دشمنان کینه ورز خواندند و افزودند: مقاله چند سال قبل یک ژنرال صهیونیست در این خصوص، نمونه ای از این واقعیت است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه «نمی خواهیم وقت جلسه خوب و مفید با نخبگان جوان را با پاسخگویی به رئیس جمهور امریکا ضایع کنیم»، افزودند: با وجود این، همه باید به یک نکته مهم توجه کنیم و آن، ضرورت شناخت دشمن است زیرا هر ملتی دشمنانش را نشناسد و او را دوست یا بی‌طرف بداند، حتماً مورد تهدید و در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
ایشان افزودند: امیرمؤمنان در نهج البلاغه می فرمایند «خواب نمی روم و می فهمم که در اطرافم چه می گذرد»، و ملت و مسئولان ایران نیز نباید دچار خواب گرفتگی و غفلت شوند چرا که در این صورت به ما شبیخون می زنند و غارت می شویم.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به پاسخ های خوب و درست مسئولان کشور به اباطیل ترامپ، رئیس جمهور و هیأت حاکمه امریکا را به علت درک نکردن تحولات ایران و منطقه، دچار «عقب افتادگی ذهنی» خواندند و خاطرنشان کردند: آنها می خواهند ایرانِ جوان، مؤمن، انقلابی و پیشرفته را به 50 سال قبل برگردانند، البته معلوم است که این کار، شدنی نیست اما آنها به علت عقب‌ماندگی از درک این واقعیت عاجزند و به همین علت دچار اشتباه محاسباتی و شکست‌های پی در پی از ملت ایران شده و می شوند.
رهبر انقلاب، رژیم بسیار شرور امریکا را به تعبیر حقیقتاً درست امام راحل «شیطان بزرگ» و «شیطان اکبر» خواندند و خاطرنشان کردند: نظام امریکا، کارگزار شبکه خطرناک و خبیث صهیونیزم بین الملل، دشمن ملت‌های مستقل و عامل اغلب جنگها در منطقه و جهان است و مانند زالو درصدد مکیدن دار و ندار ملت‌هاست.
ایشان با یادآوری سخنان ترامپ در مبارزات انتخاباتی مبنی بر بوجود آمدن داعش به‌دست امریکا افزودند: طبیعی است که سردمداران امریکا اکنون علیه سپاه پاسداران که اهداف خطرناک امریکا و داعش را در منطقه سد کرده است، نعره بکشند و سخنرانی کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، خنثی شدن نقشه های امریکا در منطقه از جمله در سوریه، لبنان و عراق را علت دیگر عصبانیت و خشم مقامات امریکایی برشمردند و افزودند: جمهوری اسلامی نقشه های شوم امریکا را برهم زده است.
رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین علل عصبانیت و ناامیدی امریکایی ها به بیان هفت توصیه مهم به مردم، مسئولان و فعالان سیاسی و مطبوعاتی درباره قضایای اخیر پرداختند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای در اولین نکته تأکید کردند: همه یقین و مسلم بدانند که امریکا این بار هم از ملت انقلابی ایران تودهنی و شکست خواهد خورد.
توصیه دوم رهبر انقلاب، «پرهیز از غفلت در مقابل مکر و حیله امریکا» بود.
ایشان خاطرنشان کردند: نباید بلاهت نشان دادن رئیس جمهور امریکا، موجب شود که از مکر و توطئه دشمن غافل شویم و آن را حقیر بشماریم، بلکه باید همه با تدبیر و هوشیاری و آمادگی کامل در صحنه باشیم.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته جنگ نظامی اتفاق نمی افتد اما مسائلی هست که اهمیتش از جنگ کمتر نیست، بنابراین باید پیش بینی کنیم و مراقب باشیم.
رهبر انقلاب در توصیه سوم، به دشمنی امریکا با عناصر قدرت ایران اشاره و تأکید کردند: برعکسِ دشمن، همه باید این عناصر را تقویت کنیم.
ایشان علم و قدرت دفاعی را از جمله عناصر اصلی قدرت ملت ایران خواندند و افزودند: توان موشکی باید به کوری چشم دشمن هر روز افزایش یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای اقتصاد را از دیگر عناصر قدرت ایران برشمردند و تأکید کردند: باید به کاهش وابستگی و افزایش قدرت درون زای اقتصادی اهتمام جدی کرد.
رهبر انقلاب در همین زمینه یادآور شدند: بارها گفته ایم که با سرمایه گذاری خارجی از جمله غربی ها مشکلی نداریم اما نباید اقتصاد کشور به ستونی متکی باشد که با نعره شخصی مثل ترامپ بلرزد.
ایشان افزودند: اقتصاد ایران باید به «ستونِ توان و ظرفیت داخلی» تکیه کند و سیاستهای اعلام شده اقتصاد مقاومتی، پیگیری و اجرا شود.
«بی اعتنایی به القائات دشمن»، چهارمین توصیه مهم رهبر انقلاب درباره قضایای اخیر است.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: در برجام دشمن القا می کرد اگر توافق حاصل شود دشمنی ها برطرف می شود، توافق کردیم اما دشمنی ها بیشتر هم شد.
ایشان تأکید کردند: امروز هم نباید مطالبی مطرح شود که اگر مثلاً در فلان قضیه توافق نکردیم چنین و چنان می شود، این از القائات مورد نظر دشمن است و ما باید بی اعتنا به این القائات، مصالح خودمان را خودمان بفهمیم و آن را از دشمن نشنویم.
پنجمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی یعنی افزایش قدرت دفاعی بر تجربه دفاع مقدس متکی بود.
ایشان خاطرنشان کردند: در آن سالها که تهران زیر موشکباران صدام و حامیان غربی اش بی دفاع بود، جوانان کشور برای حل این معضل از صفر شروع کردند و به تدریج به چنان توانایی دست یافتند که دشمن وقتی توانایی مقابله به مثل ما را دید، متوقف شد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اکنون نیز باید توان دفاعی کشورمان را افزایش دهیم تا دشمنان گستاخ و جَری نشوند و به حمله و دست از پا خطا کردن، تشویق نگردند.
رهبر انقلاب در توصیه بعدی به موضوع رفتار اروپایی ها در مسئله اخیر پرداختند.
ایشان گفتند: اروپایی ها با درک اینکه برجام به نفع آنها و امریکایی هاست، با سخنان رئیس‌جمهور امریکا درباره پاره کردن برجام مخالفت کردند که این موضعگیری خوب است اما کافی نیست.
رهبر انقلاب گفتند: تا طرف مقابل، برجام را پاره نکند، ما آن را پاره نمی‌کنیم، اما اگر برجام را پاره کنند ما آن را ریز ریز می کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اروپایی ها باید مقابل اقدامات دولت امریکا از جمله نقض برجام همچون تحریم هایی که انتظار دارند از کنگره بیرون بیاید بایستند و از هم صدایی با امریکایی‌ها در مسائلی نظیر قدرت دفاعی ایران و حضور ایران در منطقه بپرهیزند چرا که ما مطلقاً هم آوازی اروپایی ها با زورگویی های امریکا را قبول نمی کنیم.

رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: آنهایی که موشک و سلاح اتمی دارند ملت ایران را از داشتن موشک 2 یا 3 هزار کیلومتری نهی می کنند، این موضوع و دیگر مسائل مربوط به ایران به شما چه ربطی دارد؟
آخرین توصیه رهبر انقلاب، «جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی و اصول آن» از جمله تولید داخلی، منع واردات غیرضروری، جلوگیری از قاچاق کالا و ایجاد اشتغال بود.
ایشان خاطرنشان کردند: بیش از نیمی از سال، گذشته است و باید برای تحقق اهداف و جبران عقب‌ماندگی‌های ناشی از حرفهای انتخاباتی، تلاش مضاعف شود تا اقتصاد ایران از اتکاء به نفت، به اقتصادی مبتنی بر ارزش افزوده تبدیل شود.
رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از سخنانشان، دیدار با نخبگان جوان را جلسه ای شیرین و مطلوب و سرشار از امید به آینده و افق های پیش رو خواندند و با تأکید بر اینکه نخبگان، نعمت های الهی هستند و باید شکر این نعمت را بجا آورد، گفتند: من عمیقاً و قویاً، نخبه‌باور هستم و مسئولان نیز باید باور کنند که نخبه داریم و این نخبه ها می توانند سرنوشت کشور را تغییر دهند.
ایشان، پیشرفت علمی را زمینه ساز اقتدار کشور دانستند و خاطرنشان کردند: کشور ما با وجود سابقه درخشان در زمینه علم، متأسفانه در دوران سلطه بیگانگان از قافله علم عقب افتاد که باید این عقب افتادگی جبران شود.
رهبر انقلاب اسلامی، اصلی ترین راه جلوگیری از غرب زدگی کشور را، از بین بردن وابستگی دانستند و با تأکید بر اینکه از عناصر اصلی رهایی از وابستگی، پیشرفت علمی است، خاطرنشان کردند: در مسیر پیشرفت علمی و فناوری نباید هیچ مانعی از جانب دستگاههای مختلف بوجود آید.
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به ظرفیت های فوق العاده کشور، بستر پیشرفت علمی و فناوری را مهیا دانستند و با ابراز رضایت از اقدامات بنیاد نخبگان و معاونت علمی ریاست جمهوری افزودند: البته نباید به این حد از پیشرفت قانع بود، زیرا تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنان خود به یک نکته اساسی اشاره کردند و گفتند: در پیشرفت علمی باید رویه‌سازی و جریان‌سازی شود تا سلائق و روشهای مدیریتی در دولتهای مختلف، در این مسیر تأثیرگذار نباشد و پیشرفت علمی کشور متوقف نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای چند نکته را نیز درخصوص مسائل مرتبط با علم و فناوری بیان کردند.
«افزایش کیفیت ضوابط شرکتهای دانش بنیان»، «لزوم افزایش بودجه علم و فناوری»، «مدیریت صحیح منابع مالی در این بخش» و «ضرورت ارتقاء کیفیت مقالات علمی»، نکاتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آنها اشاره کردند.
ایشان، معاونت علمی ریاست جمهوری و بنیاد نخبگان را به استفاده بیش از پیش از ظرفیت های دستگاهها، توصیه مؤکد کردند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین گفتند: باید برای صنعت کشور، فکری اساسی شود زیرا صنعت گرفتار آفت مونتاژکاری شده است و تا وقتی که این آفت وجود دارد، نوآوری مورد توجه قرار نخواهد گرفت و تحرک و کار علمی نیز متوقف خواهد شد و در چنین شرایطی، میان دانشگاه و صنعت، ارتباطی برقرار نخواهد بود.
ایشان به موضوع لزوم اهمیت دادن به فعالیتهای فرهنگی در معاونت علمی ریاست جمهوری و بنیاد نخبگان نیز اشاره کردند و افزودند: خطرناک تر و تلخ تر از ترور فیزیکی که در سالهای گذشته انجام شد و تعدادی از دانشمندان ما شهید شدند، اسیر فکری و فرهنگی شدنِ دانشمندان است، بنابراین نخبگان باید با تقوا از خود مراقبت کنند.
رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنان خود، شرایط امروز و جهت گیری کشور را بهترین فرصت برای جوانان به منظور افزایش ایمان، تلاش علمی در جهت پیشرفت و برطرف کردن اشکالات دانستند و گفتند: مطمئن هستم که شما جوانان، ایرانی به مراتب بهتر، پیشرفته تر و منظم تر، پیشِ رو خواهید داشت.
در ابتدای این دیدار دکتر ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به لزوم تغییر در رویکرد اقتصادی، از اقتصاد نفتی به سمت اقتصاد مبتنی بر نیروی انسانی خلاق و مؤمن و خودباور، گفت: طراحی مدل موفق آموزشی، تمرکز بر توانمندسازی نخبگان، جذب ایرانیان خارج از کشور و ایجاد شبکه نخبگانی از مهمترین فعالیت‌ها و رویکردهای بنیاد ملی نخبگان بوده است.
در ابتدای این مراسم، شش تن از نخبگان در سخنانی دغدغه ها و پیشنهادهای خود را بیان کردند.
آقایان:
-    محمد سالاری نسب – مهندس مکاترونیک و برگزیده جشنواره خوارزمی سال 90
-    محمد امین صادقی – دکترای کامپیوتر و دارنده نشان برنز المپیاد جهانی کامپیوتر
-    محمد حق شناس – دانشجوی دکترای مدیریت و رتبه یک کنکور سراسری
-    سیدرضا کاظمی – کارشناس ارشد فلسفه علم و مدیرعامل شرکت دانش بنیان
-    عیسی زارع پور – دکترای مهندسی کامپیوتر
و خانم فاطمه خوشنویسان – دانشجوی دکترای مدیریت و برگزیده جایزه بنیاد ملی نخبگان
بر محورهای زیر تأکید کردند:
- ضرورت ایجاد فضای آرام و به دور از تنش در مراکز علمی و آموزشی
- لزوم بکارگیری نخبگان در صنعت و دستگاه‌های تصمیم‌ساز
- لزوم تغییر رویکرد دانشگاه‌ها به سمت پژوهش‌های کاربردی و بومی
- ضرورت مقابله با واردات در فضای مجازی از طریق تولید محتوای سالم و داخلی
- لزوم اصلاح قوانین شرکت‌های دانش‌بنیان و کسب و کارهای نوین

http://www.leader.ir/fa/content/19524/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D8%AE%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1






نوشته شده در تاریخ جمعه 96 مهر 28 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: اگرطرف مقابل برجام را پاره کندما آن را ریز ریزمیکنیم نسیم معرفت

نتیجه تصویری برای امام سجاد

***نسیم معرفت***


** شخصیت حضرت سید الساجدین  زین العابدین علیه السلام

وجود مقدّس او از جانب حضرت ربّ العزّه به عنوان چهارمین اختر تابناک امامت، برای اینکه تمام عالمیان در همهّ شئون جنابش را برای یافتن سعادت دنیا و آخرت اُسوه و سرمشق قرار دهند، انتخاب شد، و همین مسئله در باز شناساندن شخصیت و عظمت حضرت در تمام جهات حیات کافی است.
امام علیه السّلام همچون سلف صالح و خلفت پاکش از تمام محاسن و محامد اخلاقی بهره جامع داشت، و ازهرگونه عیب و نقصی در زمینه اخلاق و سائر شئون حیات پاک بود. هیچ برخورد و حادثه و مصیبتی آن حضرت را از تجلّی دادن حسنات الهی بازنداشت، و وی را به سیّئات اخلاقی آلوده نکرد.
برخی از ویژگیهای شخصیتی ان حضرت:
1. برخورد آن مایه الهی با مردی تندخو
مردی از نزدیکانش به آن حضرت دشنام داد و ناسزا گفت، حضرت جواب وی را نداد تا به بدگوئیش پایاین داد و رفت. آنگاه اآن منبع فیض به دوستانش رو کرد و فرمود: شنیدید به من چه گفت؟ من دوست دارم مرا همرهی کنید تا پاسخ مرا به وی بشنوید.
عرضه داشتند: با تو می آئیم. حضرت حرکت کرد و در حالی که قدم بر می داشت این آیه را قرئت می کرد:
وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُـحْسِنِینَ.
... و آنانکه خشم را فرو می خورند، واز مردم گذشت کننده اند; و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.
برای ما معلوم شد که حضرت کاری به دشنام دهنده ندارد. چون به در خانه آن مرد رسیدیم، حضرت فرمودند: به صاحب خانه بگوئید علی بن الحسین است. صاحب منزل در حالیکه نگران تلافی بود و در این داستان شکّی نداشت، به در خانه آمد. حضرت به او فرمودند: لحظاتی قبل مطالبی را درباره من گفتی، اگر در من وجود دارد، به خاطر آن از حضرت حق طلب مغفرت می کنم، اگر در من نیست و تو اشتباه کردی، برای تو عفو و بخشش می خواهم!!
صاحب خانه پیشانی حضرت سجّاد را بوسید، و عرضه داشت: یابن رسول اللّه آنچه گفتم در تو نبود، این منم که باید مورد عفو حقّ قرار بگیرم.
2. رفتار با آسیب دیدگان از جذام
در حال سواره بر جمعی گذشت که گرفتار بیماری خطرناک و مهلک جذام بودند و کسی حاضر نبود با آنان نشست و برخاست کند!!
آنان سفره غذا انداخته و می خواستند مشغول خودرن شوند، تا حضرت را دیدند وی را با غذا خوردن با خود دعوت کردند.
فرمود: اگر روزه نبودم پیاده می شدم و کنار سفره شما می نشستم. چون به منزل رسید دستور داد غذائی مخصوص آماده کنند، سپس همه جذامیان را به خانه خواست و همراه آنان سر یک سفره نشست، و از آنان بدینگونه دلجوئی فرمود.
بیائیم همچون سیّد عابدان، و زینت عبدت کنندگان، و فخر سالکان به فریاد آنان که به فریادشان نمی رسند برسیم، و دست نوازش به سر آنان که دستی بر سرشان نمی کشند بکشیم، و به رفع نیاز آنان که کسی به رفع نیازشان بر نمی خیزد اقدام کنیم، و خلاصه در این چند روزه عمر کسب معرفت و فضیلت کنیم، و به اخلاق اولیاء حقّ و عاشقان جمال و جلال آراسته گردیم.
3. گذشت عجیب امام از استاندار معزول
هشام بن اسماعیل از طرف عبدالملک مروان به استانداری مدینه منصوب شد.
مقام ریاست او را به دایره غرور و کبر و ستم و ظلم کشید7 حقّ را ناحقّ کرد، و هر چه در توان داشت به میدان آورد. از افرادی که ازاو رنج بسیار و آزار فراوان دیدند حضرت زین الابدین علیه السّلام بود.
پس از مدّتی از مقامش عزل شد. استاندار جدید مدینه به نام وَلید، وریّت یافت استاندار قدیم را در برابر مردم به ستونی ببندد، تا هر کس بخواهد آزارهای او را تلافی کند بتواند!
در چنان حالی می گفت تمام وحشت من از برخورد با زین العابدین است، زیرا وی را زیاد آزار داده ام.
امام در آن هنگام به یاران و دوستانش فرمود، به هیچ صورت متعرّض وی نشوید، آنگاه به دیدن هشام بن اسماعیل رفت و فرمود: پسر عمو از آنچه برایت پیش آمده ناراحتم، آنچه دوست داری از من بخواه که من در اجابت درخواست تو مضایقه ندارم. هشام بن اسماعیل فریاد زد:
اَللّهُ أعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ:
4. از تو درامانم
وجود مقدّسش، روزی یکی از خدمتکارانش را دوبار صدا زد، از پاسخ دادن خودداری کرد. چون بار سوّم جواب داد، حضرت فرمود: صدای مرا در دوبار گذشته نشدنیدی؟ عرضه داشت: چرا، فرمود: چرا جوابم را نمی دادی؟ گفت: یا ابن رسول اللّه از سیاستت درامان بودم. امام چهارم زبان به شکر گشود و به پیشگاه حقّ عرضه داشت: خدا را سپاس که مملوکان من خودشان را از این بنده ربّ در امان می بینند.
5. اینهمه عنایت از کجاست
خانواده های فقیری در مدینه بودند که از وسائل زندگی و خورد و خوراک آنچه کم داشتند تأمین می شد، ولی نمی دانستند اینهمه لطف و مرحمت و اینگونه مهر و عنایت از کجاست. چون زین العابدین علیه السّلام شهید شد و تمام آن برنامه ها به تعطیلی رسید، دانستند که منبع آنهمه فیض و فضیلت حضرت سجّاد علیه السّلام بود!
6. دیونت بر عهده من است
زید بن اُسامة بن زید به وقت مشاهده آثار مرگ به سختی گریست. حضرت سجّاد در حالی که ناظر وضع او بود، سبب گریه و ناله او را پرسید. عرضه داشت: پانزده هزار درهم بدهکارم، آنچه از من می ماند خلإ قرضم را پُر نمی کند. حضرت فرمود: تمام دیونت بر عهده من است، از گریه خودداری کن که هم اکنون به هیچ کس بدهکار نیستی. آنگاه به ادای دَین زید اقدام کرد و او را از سختی حقّ النّاس نجات داد.
7. در مسیر مسجد
در شبی سرد غلامی از غلامانش آن حضرت را در مسیر مسجد دید در حالیکه جبّه و لباس و عمامه ای از خز بر سر داشت و با خوشبوترین عطرخود را زینت داده بود. عرضه داشت: مولای من در این ساعت با این وضع و شکل کجا می روی؟ فرمود: مسافر مسجد جدّم رسول خدایم، تا برنامه ازدواج با حورالعین را برای خود فراهم آورم...
چه نیکوست که تمام مسلمانان برای رفتن به مسجد جهت انجام نماز جماعت علاوه بر نیّت خالص، از بهترین لبس و خوشبوتریت عطر استفاده کنند، تا در برخورد با یکدیگر غرق در نشاط و انبساط گشته، و محلّ عبادت هم بطور دائم از بهداشت و طهارت برخوردار باشد.
8. روزی حلال صدقه خدا بر بندگان است
برای کسب معاش اوّل صبح از خانه بیرون می رفت. چون به آن حضرت می گفتند: این وقت روز کجا می روی؟ می فرمود: جهت صدقه دادن به عیالاتم می روم. با تعجّب عرضه می داشتند؟ صدقه پاسخ می داد: آری آنچه از حلال به دست می آید، صدقه حقّ بر بندگان است.
9. دوست دارم تسلیم محض باشم
امام چهارم علیه السّلام می فرماید: به بیماری سختی دچار شدم. پدرم حضرت حسین علیه السّلام به من فرمود: چه میل داری؟ عرضه داشتم: میل دارم نسبت به خود برای حضرت حقّ تعیین تکلیف نکنم; او آنچه به نفع من است از باب لطف و مهرش تدبیر می کند، من علاقه دارم در پیشگاه حضرتش تسلیم محض باشم. پدرم فرمود: آفرین، با ابراهیم خلیل هماهنگ شدی، به هنگامی که می خواستند او را در آتش بیندازند، جبرئیل به او گفت: چه حاجتی داری؟ پاسخ داد برای حقّ تعیین تکلیف نمی کنم; او مرا کفایت می فرماید که بهترین وکیل من در تمام شئون حسات است.
10. سرگذشتی عاشقانه
روزی از روزها کنیزش از ابریقی گلین به روی دستش جهت وضو آب می ریخت، از بی توجّهی کنیز آفتابه رها شد و پیشانی حضرت را مجروح کرد!
حضرت سربلند کرد; کنیز عرضه داشت: خداوند عزّوجلّ می فرماید:
وَ الْکاظِمینَ الْغَیظَ
(و آنانکه خشم خود را فرو می خورند)
حضرت فرمود: خشمم را فرو خوردم.
عرضه داشت:وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ
(و آنانکه ازمردم گذشت می کنند)
فرمود: از تو گذشت نمودم.
گفت:وَ اللّه یُحِبُّ الْمُحْسرنینَ
(و خداوند نیکوکاران را دوست دارد) فرمود: برو در راه خدا آزادی!
11. داستانی بسیار عجیب
امام صادق علیه السّلام می فرماید: مرد هرزه ای در مدینه بود که مردم از اطوار و افعال و حرکات و اداهای او می خندیدند.
روزی در حالی که حضرت علی بن الحسین با دو نفر از خادمانش در حرکت بود، به دنبال آن جناب آمد و قصد کرد کاری خنده دار انجام دهد; در برابر دیدگان مردم عبای حضرت را از گردن آن جناب کشید، سپس دور شد; دوباره آمد عبا را برداشت و فرار کرد; آنگاه بازگشت و عبا را به طرف آنجناب انداخت. حضرت بدون آنکه به وی التفات کند، فرمودند: این شخص کیست؟ عرضه داشتند: دلقکی است که مردم مدینه را می خنداند، حضرت فرمودند: به او بگوئید: برای خداوند روزی است که در آن روز اهل باطل غرق در خسارتند.
12. واقعه ای حیرت آور
امام صاق علیه السّلام می فرمایند: حضرت سجّاد در سفرهای خود با کسانی همراه می شدند که آن حضرت را نشناسند، و با آنان شرط می کرد در تمام امور قافله را خدمت کند!
همراه با قافله به سفر رفت; از هیچ خدمتی نسبت به آنان مضایقه نفرمود. شخصی در برخورد به کاروان حضرت را شناخت. از اهل قافله پرسید، این انسان والا را می شناسید؟ گفتند: نه!
گفت: او حضرت علی بن الحسین علیه السّلام است. به جناب حضرت هجوم بردند و دستو پایش را غرق بوسه کردند و آن مقام بزرگ عرضه داشتند: می خواستی دچار عذاب حقّ شویم! اگر ترا نمی شناختم وخدای ناخواسته با دست و زبان به آزارت بر می آمدیم چه می کردیم! بی شک به هلاکت ابدی دچار می شدیم.
حضرت سجّاد فرمودند: من یک بار با قافله ای همفسر شدم; آنان مرا می شناختند; محض رسول خدا به آنچه شایسته آن نبودم از من پذیرائی و احترام کردند; من به آن خاطر از کار خیر باز ماندم; اینبار با شما آمدم که مانند گذشته گرفار نشوم، که اینگونه سفر برای من محبوب تر است!!
13. این است محبّت و عدالت
حضرت زین العابدین به وقت وفات، به فرزندش حضرت باقر علیه السّلام فرمود: باشتری که دارم بیست مرتبه به حجّ خانه حقّ رفتم، و برای یک باراین حیوان را تازیانه نزدم.چون شتر بمیرد، او را در زمینی دفن کن تا پیکرش نصیب درندگان نشود، که رسول الهی صلّی اللّه علیه و آله فرمود: شتری که هفت بار در سفر حجّ به موقف عرفات قرار بگیرد، از نعمت های بهشت است و خداوند در نسلش برکت قرار می دهد. چون شتر مُرد، حضرت باقر بر اساس وصیّت پدر عمل کرد.
14. این است نهایت جود و کرم
امام صادق علیه السّلام می فرماید: حضرت زین العابدین علیه السّلام روزی که روزه می گرفتند، امر می فرمودند گوسپندی را ذبح کنند و آن را قطعه قطعه کرده در دیگ بریزند تا پخته شود بوی لذّت بخش آبگوشت به مشامش می خورد در حالیکه نزدیک افطار بود; دستور می داد چند عدد سینی حاضر کنند;
غذای پخته را قسمت قسمت می کرد و می فرمود: این غذاها را در خانه فلان و فلان برسانید. آنگاه حخود حضرت با قطعه ای نان و مقداری خرما افطار می کردند!!
15. رسیدگی به نیازمندان
امام باقر علیه السّلام می فرماید: چون تاریکی شب همه جا را فرا می گرفت پدرم حضرت سجّ اد انبانیاز چرم به دوش می گرفت، در حالیکه در آن انبان مایحتاج نیازمندان را قرر داده بود، آنگاه خانه به خانه می رفت و هر کس را به مقدار نیازش کمک می فرمود، ولی به خاطر اینکه صورت مبارکش را می پوشاند او را نمی شناختند!!
به وقت غسل بدن شریفش، آثار به دوش کشیدن آن انبان را به صورت سیاهی پوست بر شانه مبارکش مشاهده کردند.
16 بی اعتنایی به زر و زیور دنیا
امام صادق علیه السّلام می فرماید: لباسش از پشم بود، و چون قصد نماز می کرد لباسی خشن می پوشید، و از نماز روی فرش و تشک و جانماز خاص پرهیز داشت، سجاده اش بر زمین بود. به کوه جَبّان که در نزدیکی مدینه قرار داشت می آمد و بر سنگی سوزان قیام و قعود می نمود. آنچنان از عشق و خوف خدا در سجده های عاشقانه اش می گیریست که چون سر بر می داشت گوئی چهره مبارکش را در آب فرو برده!!
17. در کنار قرآن
امام سجّاد حضرت زین العابدین علیه السّلام می فرمود:
لَوْماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أنْ یَکونَ الْقُرْآنُ مَعی:
اگرتمام انسانهای مشرق و مغرب یکجاب بمیرند، و جز من کسی در روی زمین نماند، به خاطر اینکه اهل قرآنم و اُنس
با این منبع فیض حقّ شدید است، وحشتی نخواهم کرد.
18. برنامه ای حیرت آور
یکی از پسرعموهای زین العابدین از نظر معیشت در سختی و مشقّت بود.
امام چهارم شبانه بدون اینکه شناسائی شود برای او پول می برد، او هر کجا می نشست می گفت: علی بن الحسین اهل صله رحم نیست، خداوند جزایش را از وی دریغ کند. امام چهارم می شنید و برای حفظ آبروی او تحمّل می کرد.
چون از دنیا رفت، پسر عمّش متوجّه داستان شد، از شدّت غصّه کنار قبر حضرت می آمد و مدّتها بر آنجناب ناله و ندبه داشت!
19. اخلاق الهی حضرت سجّاد
روزی با غلامانش از راهی می گذشت، مردی به آن حضرت ناسزا گفت. غلامان به سوی او هجوم کردند، حضرت فرمود: دست نگاه دارید. خودش روبروی آن مرد آمد و فرمود: آنچه از ما بر تو پوشیده است خیلی بیش از آنست که می دانی، اگر نیازی داری بگو تا برآورده کنم. آن شخص خجالت کشید، حضرت عبای خود را به او داد، و دستور داد هزار درهم به او بپردازند. آن مرد پس از آن می گفت: شهادت می دهم که تو از اولاد انبیائی.
20. نمونه ای از عظیم ترین بردباری
برای حضرت زین العابدین مهمان رسیده بود. غلامان حضرت درآوردن غذای گرم در یک سینی بزگر عجله کرد، سینی از دستش رها شد و از بالای پلّه ها به سر یکی از فرزندان حضرت فرود آمد و او را از بین برد. امام در حالی که غلام در اضطراب سختی قرار داشت فرمودند: برو در راه خدا آزادی، تو در این برنامه عمدی نداشتی!
21. بهترین اُسوه فضیلت
امام باقر علیه السّلام می فرماید: پدرم خادمش را دنبال کاری فرستاد، و او در آن کار، کندی به خرج داد; حضرت یک تازیانه غلام زد، غلام گفت: اللّه، ای پسر حسین به من کار رجوع می کنی، تازیانه هم می زنی! حضرت گریه کرد و فرمود: ای محمّد بن علی پسر عزیزم، کنار قبر رسول خدا برو و دو رکعت نماز بخوان و بگو: خدایا در روز قیامت از علی بن الحسین بگذر. آنگاه رو به غلام کرد و فرمود: برو در راه خدا آزادی. ابو بصیر می گوید: به حضرت عرضه داشتم: آیا آزادی کفّاره یک ضربه تازیانه است؟ امام پاسخ نگفتند.
منبع: استاد حسین انصاریان / دیار عاشقان(شرح و تفسیر صحیفه سجادیه) / ج1

 






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96 مهر 24 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: نسیم معرفت شخصیت حضرت سید الساجدین زین العابدین ع

 

 

نتیجه تصویری برای تصویر کتاب کفایة الاصول

***نسیم معرفت***


** درس کتاب کفایةُ الأُصول (جلد اول از ابتداء) +شماره 1 + از روی متن کتابِ کفایه سه جلدی چاپ انتشارات جامعه مدرسین قم


 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اَلحَمدُ لِلهِ  رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ وَ بَعدُ فَقَد رَتَّبتُهُ عَلی مُقَدَِّمَةِِ وَ مَقاصِدَ وَ خاتِمَةِِ

اَمَّا المُقَدَِّمَةُ  فَفِی بَیانِ اُمُورِِ :

اَلأَوَّلِ : [مَوضُوعِ العِلمِ وَ مَسائِلِهِ]

اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ وَ هُوَ الَّذی یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّةِ : اَی  بِلاواسِطَةِِ فِی العُروضِ - هُوَ نَفسُ مَوضُوعاتِ مَسائِلِهِ عَیناََ وَ ما یَتّحِدُ مَعَها خارِجاََ وَ اِن کانَ یُغایِرُها مَفهُوماََ تَغایُرَ الکُلِّیِّ وَ مَصادیقِهِ وَ الطَّبیعِیِّ وَ اَفرادِهِ

ترجمه : حمد و سپاس مخصوص پروردگار عالم است  و  درود و سلام قلبی و لسانی بر  محمد و خاندان پاکش و لعنت خداوند بر همه دشمنانشان باد .

و بعد از حمد و ثنای الهی چنین می گویم که کتاب کفایةُ الأصول را به سه بخش مقدِّمه و مقاصد و خاتمه مرتب و منظم کردم .

و اما در  مقدمه کتاب  چند امر و مطلب ذکر می شود :

امر اول در رابطه با موضوع علم اصول و مسائلش می باشد .

موضوع هر علمی که در آن از عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود ، در واقع و عینا نفس همان موضوعات مسائلش است که در خارج و مصداقاََ  با آن ها (به حمل شایع صناعی) اتحاد دارد اگرچه از نظر معنی و مفهوم و به حمل اوّلی  ، این دو [یعنی موضوع علم و موضوعات مسائلش] با هم مغایرت و غیریّت دارند همانند مغایرت کلی طبیعی و افرادش (که از نظر معنی و مفهوم لفظی غیر هم هستند ولی در خارج و مصداقاََ و به حمل شایع صناعی نفس و عین هم می باشند  .)

توضیح متن :

مرحوم آیت الله مُلاّمحمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی کتاب ارزشمند کفایةُ الأصول خود را بر اساس یک مقدمه (که مشتمل بر سیزده امر است) و مقاصد اصلی هشتگانه و یک خاتمه (یعنی مبحث اجتهاد وتقلید)  تنظیم و مرتب نموده است .
در مقدمه کتاب به سیزده امر پرداخته است که یکی از آن ها در باره موضوع علم اصول است و  قبل از بررسی موضوع علم اصول ، به  موضوع مطلق علم اعم از علم اصول و غیره (به عنوان یکی از عناوین رؤوس ثمانیه) اشاره نموده است . قُدَماء از منطقیین در اوائل کتابشان جهت استفاده بهتر طالبینِ علم( اعمّ از معلِّمین و متعلِّمین) هشت چیز را به عنوان رؤوس ثمانیه یا مبادی هشتگانه ذکر می کردند که عبارتند از :
1- تعریف علم
2-موضوع علم
3-فائده علم
4-مؤلِّف علم
5- ابواب و مباحث علم(عناوین یا فهرستی از ابواب و فصول علم)
6- مرتبه علم یعنی مقام و مرتبه آن علم نسبت به علوم دیگر
7-غرض و غایت علم  یعنی مقصود و هدف از تحصیل آن علم چیست؟  البته فایده علم مترتب بر غرض آن است  مثلا غرض از تحصیل علم منطق تمییز بین حق و باطل است و فایده آن مصونیت از خطا در فکر و اندیشه است ...
8-اَنحاء تعلیمیه یا  شیوه ها  و روش های تعلیم و آموزش (متدلوژی یا روش شناسی) . اَنحاء تعلیمیه عبارتند از تقسیم و تحلیل و تحدید و برهان . [علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران بخش فلسفه و حکمت (طبقه سوم از فلاسفه) ص 540  می فرماید : مبتکر اَنحاء تعلیمیه معلِّم ثانی یعنی  جناب ابونصر محمدبن محمد فارابی بوده است. ]
چون این امور هشتگانه  اجمالا و  سربسته  به  اصل و  ریشه  و رأسِ مقاصد و مطالبِ اصلی کتاب و علم موردنظر اشاره دارند لذا آن ها را رؤوس ثمانیه می گویند

در کتابِ «أَلحاشِیَة عَلی تهذیبِ المَنطِق» چاپِ انتشارات جامعه مدرسین  که همراه با حواشی میرزا محمد علی تبریزی  است در ص 119  در باره وجه تسمیه «رُؤوس ثمانیه» چنین آورده است :

قَولُ المُصَنِّفِ : وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ :  اَقُولُ : اَمّا تَسمِیَتُهُم بِالثَّمانِیَّةِ فَظاهِرُُ وَ اَمّا بِالرُّؤُسِ فَلِأَنَّها لَمّا کانَت مُشعِرَةََ بِالمَقاصِدِ المَذکُورَةِ فِی العِلمِ عَلی سَبیلِ الأِجمالِ ، کانَت کَأَنَّها رُؤُسُها وَ اُصولُها  .

مرحوم میرزا محمد علی تبریزی صاحب حواشی بر حاشیه ملّا عبدالله می گوید :  در باره  قول مصنِّف (یعنی  ملّا سعد تفتازانی) که در متن کتاب گفته است :وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ : یعنی قُدماءِ از منطقیین ذکر می کنند آنچه را که نامگذاری می نمایند به رؤوس ثمانیه ،  چنین می گویم : اما نامگذاری رُؤوس ثمانیه (اصول هشتگانه) به ثمانیه روشن و واضح است چون هشت تا است . و اما نامگذاریش به رُؤوس به این جهت است که  هنگامی که این رُؤوس (اصول هشتگانه) به نحو اجمال و سربسته به مقاصد و مقصد های علمِ موردِ نظر  ، اِشعار و اشاره دارد گویا به منزله رُؤوس و ریشه ها و اصول آن مقاصد محسوب می شود .

 

مرحوم آخوند خراسانی از میان رؤوس ثمانیه به دو مورد از آن ها در آغازین کتاب خود اشاره نموده است که یکی از آن ها  تعریف علم و دیگری موضوع علم است . نخست  به موضوع مطلقِ علم می پردازد و می فرماید :
موضوع هر علمی  آن چیزی است که در آن علم از حالات و اوصاف و عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود .  مثلا در علم نحو از عوارض و احوالات کلمه و کلام (مثل  اَلفاعِلُ مَرفُوعُُ - اَلمُبتَدا مَرفُوعُُ - اَلخَبرُ مَرفُوعُُ - اَلمُضافُ اِلَیهِ مَجرُورُُ - اَلمَفعُولُ مَنصُوبُُ...) بحث می شود پس موضوعِ علمِ نحو  کلمه و کلام است و حالات و احوالاتی مانند مرفوعیّت و منصوبیّت و مجروریّت و .... حَولِ مِحورِ «کلمه و کلام»  مطرح می گردد. و اینها از عوارضِ ذاتی کلمه و کلام محسوب می شوند .

سؤال : مراد از عَوارِض ذاتیه چیست ؟

پاسخ : در پاسخ به این پرسش می گوییم که در مبحث کلّیات خمس  در منطق  یک ذاتی داریم و یک عَرَضی  . در کتاب اَلمَنطِق از مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا مظفر ص 90 در باره ذاتی چنین آمده است :  هُوَ المَحمُولُ الَّذی تَتَقَوَّمُ ذاتُ المَوضُوعِ بِهِ غَیرُ خارِجِِ عَنها ... یعنی  ذاتی آن محمولی است که ذات و حقیقت موضوع مُتقوِّم به آن می باشد و داخل در ذات موضوع و جزیی از آن است و به عبارت دیگر قوام موضوع وابسته و متوقف برآن است و ماهیت و حقیقت موضوع تحقق پیدا نمی کند مگر بواسطه آن . مثل  اَلأِنسانُ حَیوانُُ - اَلأِنسانُ  ناطِقُُ که در این دو قضیه کلمه انسان که نوع است  ، موضوع واقع شده و کلمه حیوان و ناطق که جنس و فصل هستند هریک جزیی از ذاتیات انسان را تشکیل می دهند و به عنوان ذاتی بر او حمل می شوند 

و در باره عَرَضی چنین ذکر شده است : هُوَ المَحمُولُ الخارِجُ عَن ذاتِ المَوضُوعِ ...  یعنی  عَرَضی آن محمولی است که خارج از ذات و حقیقتِ موضوع می باشد و بر آن حمل می گردد  مثل اَلأنسانُ کاتِبُُ  که کلمه کاتب و کتابت خارج از ذاتِ انسان است (جزیی از ذات نیست ) و بر آن حمل شده است .  حال که مراد از ذاتی و عَرَضی در کلیات خمس را دانستیم بر می گردیم به عنوانِ «عوارض ذاتیه» که مرحوم آخوند خراسانی در متن کتابش به آن اشاره کرده است  .کلمه اَعراض جمع عَرَض و  کلمه عوارض جمع عارض است و مراد از عارِض و عَرَض در اینجا (که از آن عَرضَی اراده می شود)  در مقابل ذاتی باب کلیات خمس است . یعنی چیزی است که خارج از ذاتِ موضوع و معروض است و بر آن عارض و حمل می شود . مشهور از منطقیین(علماء منطق)  عَرَض را  9 قسم کرده اند که سه قسم آن را به اتفاق ، عرض ذاتی نام نهادند و سه قسم دیگر را به اتفاق ، عرض غریب می گویند و  یک مورد هم مورد اختلاف است که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب و دو مورد هم وضعیت روشنی ندارد و مسکوت گذاشته شده و مورد عنایت و توجه منطقیین واقع نشده و محل بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟ و می توان در ردیف عَرض غریب محسوب نمود .

[ علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب شرح مبسوط منظومه جلد دوم ص153  در باره عَرَض چنین می گوید : ... در گذشته گفتیم که کلمه عَرَض را یک وقت در باب مَقولات عَشر بکار می برند . اگر در باب مقولات بکار برند در مقابل جوهرِِ مصطلح قرار می گیرد که شامل کیف و کم و ...  یعنی آن نُه مقوله معروف می شود . قهرا وقتی جوهر بگوییم آن یک مقوله ای می شود که در مقابل اَعراض است . جوهر و عَرَض به این معنی که در مقولات عشر ذکر می گردند از امور نسبی نیستند یعنی اینطور نیست که این شئ نسبت به یک شئ  ، جوهر باشد و نسبت به شئ دیگر عَرَض . آنچه که عَرَض است ، عَرَض است و آنچه که جوهر است ، جوهر است  ولی یک وقت هست که ما می گوییم عَرَض و مقصودمان این است که چیزی با مقایسه با چیز دیگر  ذاتی آن نیست که اصطلاح بهتر این است که بگوییم عَرَضی یعنی این شئ را وقتی با شئ دیگر مقایسه بکنید ذاتی آن نیست بلکه عَرَضی است ولی ممکن است با مقایسه با شئ دیگر ذاتی آن باشد یعنی یک امر مقایسه ای و نسبی است مثلا ناطق ذاتی انسان است ولی ذاتی حیوان نیست بلکه عَزَضی حیوان است .  (ناطق) ذاتی انسان است چون جزءِ انسان است ولی ذاتی حیوان نیست چون جزءِ حیوان نیست  . و نیز علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب آشنایی با علوم اسلامی ص 31و32  در باره  عوارض ذاتیه چنین می گوید : ... عبارتی که از منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوعِ علم بکار برده اند این است :مَوضُوعُ کُلِّ عِلمِِ  هُوَ ما یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّة ... این دانشمندان بجای اینکه بگویند موضوعِ هر علمی عبارت است از آن چیزی که آن علم از احوال و خواص و آثار او بحث می کند بجای احوال و آثار ،  کلمه قلمبه «عوارض ذاتیه» را بکار برده اند . چرا ؟ بی جهت ؟!  نه  ، بی جهت نیست . آنها دیده اند که احوال و آثاری که به یک چیز نسبت داده می شود بر دوقسم است . گاهی واقعا مربوط به خود اوست (مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ)  و گاهی مربوط به او نیست بلکه مربوط به چیزی است که با او یگانگی (و اتحاد) دارد  مثلا می خواهیم در احوال انسان بحث کنیم ، خواه و ناخواه از آن جهت که انسان ، حیوان هم هست و با حیوان یگانگی دارد ، خواص حیوان هم در او جمع است ( مثل اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ لِأَنَّهُ حَیوانُُ  که در این مثال تحرُّک و حرکت و مُتَحَرِّکُُ از خواص حیوان است که به انسان حمل شده است. حیوان با انسان مرتبط است زیرا که حیوان جرءِ ذاتی انسان می باشد و حرکت و تحرُّک بواسطه حیوان به انسان عارض و حمل شده است   لذا مُتحرِّک بودن عَرَض غریب برای انسان محسوب می گردد ) از این رو کلمه عَرَض ذاتی را بکار برده اند و آن کلمه را با تعریفی مخصوص مشخص کرده اند که این اشتباه از بین برود و به اصطلاح عوارض غریبه خارج شود . ]

ما در اینجا تمام اقسام 9 گانه عرض(اعم از ذاتی و غریب)  را  بر طبق گفته منطقیین با ذکر مثال بیان می کنیم و بعد نظر مرحوم آخوند خراسانی را ذکر می کنیم که آیا ایشان در تعریفی که برای موضوع علم آورده (اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ و هو الَّذی یُبحَثُ فیه عن عَوارضِهِ الذّاتیة : ای  بلاواسطةِِ فی العُروضِ... ) موافق با نظر منطقی ها می باشد یا نه ؟

اقسام نُه گانه عَرَض :  این اقسام نه گانه به سه صورت قابل تصویر است :

صورت اول : چیزی(عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد بدون واسطه که سه قسم است :

1-نسبت بین عارض و معروض تساوی است مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ . در کتاب مُنتَهَی الدِّرایَة ج 1 ص 16 آمده است که گفته شده  وصف تَعَجُّب( مُتَعَجِّبُُ) بدون واسطه بر انسان عارض می شود    ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است )

2- عارض اعمّ از معروض است  مثل  اَلنّاطِقُ حَیوانُُ - اَلأَربَعَةُ زَوجُُ . در این مثال ها کلمه حَیوانُُ اعم از اَلنّاطِقُ است و برآن عارض و حمل شده است ( حیوانیت جزء ناطق نیست بلکه جزء انسان است) و کلمه زَوجُُ اعمّ ازاَلأَربَعَةُ می باشد و بر آن حمل و عازض شده است     ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)

3- عارض اخصّ از معروض است مثل اَلحَیوانُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه ناطِقُُ اخصّ از اَلحَیوانُ می باشد و بر آن عارض شده است ( ناطقیت جزء حیوان نیست بلکه جزء انسان است. ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)

تذکر : در مثال های بالا خودِ ذاتِ معروض(اَلأِنسانُ - اَلنّاطِقُ - اَلأَربَعَةُ - اَلحَیوانُ )  اقتضاء آن عوارض (مُتَعَجِّبُُ - حَیوانُُ - زَوجُُ - ناطِقُُ ) را دارد نه چیز دیگری . واسطه ای در این حمل ها  و اتصاف ها وجود ندارد .

صورت دوم  : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه داخلیه( یعنی از اجزاء داخلی موضوع و معروض است) که دوقسم است :

1- عارض برشئ (معروض)می شود با واسطه داخلیه اعمّ که جنس باشد مثل  اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ لِأَنَّهُ حَیوانُُ . در این مثال کلمه «حَیوانُُ» که جنس می باشد  واسطه داخلیه اعمّ است برای عُروض و حملِ «مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ» بر اَلأِنسانُ . کلمه انسان از نظر منطقی ، نوع است و نوع از دوجزء داخلی تشکیل شده که عبارتند از جنس وفصل .     (مورد اختلاف است به این معنی که قُدَماء و متقدّمین آن را از اَعراض غریبه و مُتأخرین آن را از عوارض ذاتیه شمرده اند  ) + این مورد از نظر مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است

2- عارض بر شئ (معروض)می گردد با واسطه داخلیه  ای که با معروض نسبت تساوی دارد مثل اَلأِنسانُ مُتَکَلِّمُُ لِأَنَّهُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه «ناطِقُُ» که فصل می باشد واسطه داخلیه مساوی است برای عُروض و حملِ«مُتَکَلِّمُُ» بر اَلأِنسانُ .     ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است )

تذکر : چیزی که جزئیت دارد و جزئی از حقیقت و ذات شئ را تشکیل می دهد یا جنس است و یا فصل (مثل انسان که از نظر منطقی  به آن نوع گفته می شود و با تحلیل ذهنی و عقلی  متشکل از دوجزء یعنی جنس و فصل می باشد )  . اگر جنس باشد  اعمّ از موضوع(معروض) خواهد بود و اگر فصل باشد ، نسبت تساوی با موضوع(معروض) خواهد داشت و فرض سومی قابل تصور نیست که که اخصّ از ذاتِ موضوع و معروض باشد زیرا که جزء مُقوِّمِ ذاتِ موضوع ، یا جنس است که اعمّ است و یا فصل است که نسبت تساوی با ذاتِ موضوع دارد و شئ ثالثی در کار نیست که اخصّ از موضوع باشد

صورت سوم : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه خارجیه(یعنی خارج از ذاتِ موضوع و معروض) که چهار قسم است :

1- گاهی واسطه خارجیه با معروض  مساوی است مثل اَلأِنسانُ ضاحِکُُ لِأَنَّهُ مُتَعَجِّبُُ . در این مثال کلمه « مُتَعَجِّبُُ » واسطه خارجیه  مساوی است که سبب عُروض و حمل «ضاحِکُُ» بر اَلأِنسانُ  شده است .( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است )

2- گاهی واسطه خارجیه اخصّ از معروض است مثل اَلحَیوانُ کاتِبُُ لِأَنَّهُ انسانُُ . در این مثال  کلمه«انسانُُ»  واسطه خارجیه اخصّ است که سبب عُروض و حمل«کاتِبُُ» بر اَلحَیوانُ شده است . از نظر منطقی«انسان» جزء  «حیوان» نیست بلکه از عوازض حیوان می باشد .  (عرض غریب) + این مورد از نظر مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است

3- گاهی واسطه خارجیه اعمّ از معروض است مثل  اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ لِأَنَّهُ ماشِِ  -  اَلأِنسانُ مُتعِبُُ لِأَنَّهُ ماشِِ (مُتعِب یعنی خسته) . در این مثال ها  کلمه «ماشِِ»  به عنوان واسطه خارجیه سبب عُروض و حملِ «مُتَحَرِّکُُ» و «مُتعِبُُ» بر اَلأِنسانُ شده است . ماشی و رونده بودن جزء ذاتیات انسان نیست بلکه جزو عوارض عام برای انسان می باشد .  ( عرض غریب) + این مورد از نظر مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است

... توضیحات  ادامه دارد ......  ....     + کلیک کنید

 ** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید


**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید

 






نوشته شده در تاریخ شنبه 96 مهر 15 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

baradareazizam

***نسیم معرفت***

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

**  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


خواب بودم ، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کَن سنگ لحد را گِل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا   گرزهای   آتشین

قبر من پُر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنهکار سیه دل، بسته پر
نام  اربابان خو  د یک یک ببر

گوییا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نام های خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم می شد سرخ و زرد
بار دیگر بر  سرم   فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط اَلَم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که مأموران حقِّ داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آن جا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

ناامید از هر کجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشم هایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مِهرش عجب بنشسته بود

کی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده این جا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوییا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین
من کجا و دیدن روی حسین

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

این که این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مُهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حُب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم ، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت می دهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خَجِل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان

* شعر از سید امیر حسین میرحسینی


 ** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک


** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه







نوشته شده در تاریخ جمعه 96 مهر 14 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: نسیم معرفت خواب بودم خواب دیدم مرده ام شعرازسیدامیرحسین میرحسینی


***نسیم معرفت***

 

*** ( از سمت چپ : نفر اول حجت الاسلام صفر علی حسن نیا اهل امامده لاهیجان- نفر سوم حجت الاسلام سید رحمت الله کیایی لاهیجانی رئیس اداره تبلیغات اسلامی سیاهکل- نفر ششم حجت الاسلام محمد رضا سکشسته دل امام جمعه محترم سیاهکل-گیلان - نفر هفتم حجت الاسلام سیدحسین گلمیرزاده معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان )

رئیس اداره تبلیغات اسلامی سیاهکل در نشستی که با حضور روحانیون در دفتر امام‌جمعه سیاهکل برگزار شد، گفت: در طول تاریخ به‌ویژه تاریخ معاصر، روحانیون در راستای دفاع از ارزش‌ها و اصول اسلامی همواره پرچم‌دار واقعی میدان‌ها و نهضت‌ها بوده‌اند.

 

به گزارش خبرنگار درسیاهکل، حجت‌الاسلام سید رحمت کیائی در نشستی که با حضور روحانیون در دفتر امام‌جمعه سیاهکل برگزار شد، اظهار داشت: محرم بهترین زمان برای انتشار معارف اهل‌بیت (ع) به‌خصوص شناخت امام حسین (ع) و اصحاب وفادارش است و مردم در این ماه آمادگی بیشتری برای دریافت معارف اسلامی رادارند، لذا مبلغین و روحانیون مستقر باید از این فرصت به‌خوبی بهره‌مند شوند و مردم به‌خصوص جوانان را با واقعیت‌های عاشورا آشنا کنند.

وی، نقش علماء و روحانیون را در روشنگری جامعه حائز اهمیت دانست و تصریح کرد: در طول تاریخ به‌ویژه تاریخ معاصر، روحانیون در راستای دفاع از ارزش‌ها و اصول اسلامی همواره پرچم‌دار واقعی میدان‌ها و نهضت‌ها بوده‌اند.

سیاهکل (2)

***نسیم معرفت***

 

*** ( از سمت راست نفر اول  حجت الاسلام مرتضی نجم صادقی گابیه لاهیجی - نفر هفتم حجت الاسلام سیدحسین گلمیرزاده معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان - نفر هشتم حجت الاسلام محمد رضا سکشسته دل امام جمعه محترم سیاهکل-گیلان )

رئیس اداره تبلیغات اسلامی سیاهکل بر اجرای فعالیت‌های مضاعف مبلغین با محوریت دین و مذهب در راستای ارتقاء آموزه‌های دینی و باورهای مذهبی جوانان و نوجوانان تأکید کرد و گفت: در این برهه از زمان که استکبار جهانی با ترفندهای مختلف و هجمه‌های فرهنگی و جنگ نرم، جوانان کشور را هدف قرار می‌دهد، وظیفه روحانیون و سنگربانان عرصه فرهنگ و تبلیغ دوچندان است.

حجت‌الاسلام کیائی بابیان اینکه روحانیان نقش اساسی در ترویج دین مقدس اسلام و آشنایی جوانان با معارف اسلامی دارند، بیان کرد: در این برهه که جوانان ما موردتهاجم فرهنگی قرارگرفته‌اند، لازم است روحانیان نهایت سعی و تلاش خود را جهت آشنایی جوانان و نوجوانان با معارف اسلامی و مفاهیم قرآنی و مقابله با تهاجم فرهنگی به‌کارگیرند و با اتحاد و همدلی فعالیت‌های فرهنگی مؤثر در سطح شهرستان انجام دهند.

سیاهکل (3)

وی، وجود روحانی در هر منطقه و روستا به‌منظور رفع مسائل دینی و فرهنگی و معضلات اجتماعی آن منطقه بسیار ضروری است و افزود: اگر در روستاها برنامه‌های فرهنگی به‌خوبی اجرا شود؛ جوانان و نوجوانان به سمت‌وسوی فرهنگ غرب نخواهند رفت.

به گزارش درسیاهکل، در این نشست حجت‌الاسلام شکسته دل امام جمعه سیاهکل، حجت‌الاسلام گلمیرزاده معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان نیز حضور داشتند.

تصاویر

سیاهکل
***  ( از سمت راست نفر اول  حجت الاسلام مرتضی نجم صادقی گابیه لاهیجی )

سیاهکل (4)

سیاهکل (5)
***  ( از سمت راست نفر اول  حجت الاسلام مرتضی نجم صادقی گابیه لاهیجی )

 

تاریخ انتشار خبر: 02 مهر 1396

**روحانیون درطول تاریخ پرچمدارواقعی دفاع ازارزشها+حجت الاسلام سید رحمت الله کیایی

http://www.darsiahkal.ir/91601/%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%be%d8%b1%da%86%d9%85%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/






نوشته شده در تاریخ سه شنبه 96 مهر 4 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: نسیم معرفت رحمت الله کیایی روحانیون درطول تاریخ پرچمدارواقعی دفاع ازارزشها


baradar

 

baradareazizam

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

 

 

11

baner

15

 

** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک

 

 

** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک

 

 

** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک

 

 

** پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک

 

http://hakim-askari.rozblog.com/






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96 مهر 2 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: پیامهای تسلیت رحلت مرحوم سیدحسن سعادت میرقدیم

***نسیم معرفت***

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین     (عَلَیهِ السَّلامُ )

 
#سلام بر حسین بن علی
(عَلَیهِما السَّلامُ ) که حیات و دوام  و پویایی دین #محمد (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   به قیام و عاشورای سیدالشهداء (عَلَیهِ السَّلامُ ) گره خورده است
سلام بر حسین بن علی 
(عَلَیهِما السَّلامُ )  و پیروان راستین او و سلام بر پیروان و #پاسداران راه #حق و #حقیقت. سلام بر حافظان و نگهبانان #ارزش های مقدس ...
حسین بن علی
 (عَلَیهِما السَّلامُ ) مصباح هدایت و  سفینه نجات بشریت و سرور آزادگان عالم  است .ما درس حریت و آزادی و استقلال و عزت و سرافرازی و سعادت و ایستادگی و مقابله در برابر #طاغوتیان و #مستکبران و #استعمارگران و #غارتگران و #چپاولگران و #دفاع از حریم دین و قرآن و نبوت و ولایت را از قیام وکربلای حسین بن علی(عَلَیهِما السَّلامُ ) آموخته ایم و هیچگاه سر سازش با ستمگران و مستکبران و  سازشکاران  و خیانت پیشگان و فتنه گران و #اصحاب_خدعه و نیرنگ نداریم و نخواهیم داشت .


پیش دشمن نمی شود تسلیم
هرکه دارد به دل ولای حسین .


.

#سید_اصغر_سعادت_میر_قدیم_لاهیجی.
.

#اول_محرم_الحرام1438 ه.ق
# 31شهریور 1396 ه.ش
#ماه_محرم
#امام_حسین_  
(عَلَیهِ السَّلامُ )
#سید_الشهداء_     (عَلَیهِ السَّلامُ )
#کربلا
#قیام
#عاشوراء
#حریت
#عزت
#آزادگی
#استقلال
#دین
#قرآن
#ارزشها

#دلدادگی

#عشق
#عزاداری

 

**  آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96 مهر 2 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: سلام بر حسین بن علی (عَلَیهِما السَّلامُ )

pedareshahid

***نسیم معرفت***






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 96 شهریور 29 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
طبقه بندی: مرحوم سید یوسف سعادت میرقدیم لاهیجی