سفارش تبلیغ
صبا ویژن

Image result for ?سیداصغرسعادت میرقدیم?‎

* پایگاه جامع قرآن کریم انهار

 

Image result for ?تصویر امام خمینی و خامنه ای?‎

نسیم معرفت

* تصویر مربوط به آبان 1398 است

 

استاد سید اصغر سعادت میرقدیم

** تصویر مربوط به تاریخ 10/  10 /  1396  در مشهد مقدس

 

 

        استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی1393 . قم

 


 

  

 

** عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) رَجُلٌ رَاوِیَةٌ لِحَدِیثِکُمْ یَبُثُّ ذَلِکَ فِی النّاسِ وَ یُشَدِّدُهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ قُلُوبِ شِیعَتِکُمْ وَ لَعَلَّ عَابِداً مِنْ شِیعَتِکُمْ لَیْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرِّوایَةُ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ ؟!  قَالَ : اَلرّاوِیَةُ لِحَدِیثِنَا یَشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ . معاویة بن عمّار می گوید: به امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) عرض کردم : مردى است که از شما روایت و حدیث بسیار نقل می کند و میان مردم انتشار می دهد و آن را در دل مردم و دل شیعیانتان استوار می نماید و شاید عابدى از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک از آن دو برتر و بهترند؟ فرمود : آن کس که احادیث ما را روایت می کند و دل هاى شیعیانمان را استوار می سازد از هزار عابد بهتر است .  (اصول کافى جلد 1 ص :40 حدیث 9 .)

***************************************


حضرت علی (عَلَیهِ السَّلامُ)  در پاسخ کسی که پرسید: برای غَضِّ بَصَر(چشم فرو بستن از محرّمات) از چه چیزی کمک بگیریم؟ فرمود: «بِالْخُمُودِ تَحْتَ سُلْطَانِ الْمُطَّلِعِ عَلَى سِرِّکَ»؛ به واسطه شناخت عظمت الهی و فروتنی در برابر عظمت سلطنت خداوند که بر راز تو آگاه است .  یعنی برای این‌که بتوان چشم از محرمات پوشاند، باید به یاد آورد که خداوند عالَم به جمیع افعال و اعمال انسان مُطّلع است و به هر چه می‌کند ؛ اعم از نیک و بد، علم و احاطه دارد. انجام این راهکار موجب می‌شود میل به مُحرّمات از دل انسان زدوده ‏شود و از ارتکاب آن منصرف گردد.

*مِصْبَاحُ اَلشَّرِیعَةِ ، قَالَ اَلصَّادِقُ  (عَلَیهِ السَّلامُ) : مَا اِغْتَنَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اِغْتَنَمَ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ فَإِنَّ اَلْبَصَرَ لاَ یُغَضُّ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ إِلاَّ وَ قَدْ سَبَقَ إِلَى قَلْبِهِ مُشَاهَدَةُ اَلْعَظَمَةِ وَ اَلْجَلاَلِ وَ سُئِلَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِمَا ذَا یُسْتَعَانُ عَلَى غَضِّ اَلْبَصَرِ فَقَالَ : بِالْخُمُودِ تَحْتَ سُلْطَانِ اَلْمُطَّلِعِ عَلَى سِرِّکَ وَ اَلْعَیْنُ جَاسُوسُ اَلْقَلْبِ وَ بَرِیدُ اَلْعَقْلِ فَغُضَّ بَصَرَکَ عَمَّا لاَ یَلِیقُ بِدِینِکَ وَ یَکْرَهُهُ قَلْبُکَ وَ یُنْکِرُهُ عَقْلُکَ قَالَ اَلنَّبِیُّ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) : غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ تَرَوْنَ اَلْعَجَائِبَ وَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ وَ قَالَ عِیسَى اِبْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوَارِیِّینَ : إِیَّاکُمْ وَ اَلنَّظَرَ إِلَى اَلْمَحْذُورَاتِ فَإِنَّهُ بَذْرُ اَلشَّهَوَاتِ وَ نَبَاتُ اَلْفِسْقِ وَ قَالَ یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا : اَلْمَوْتُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَظْرَةٍ لِغَیْرِ وَاجِبٍ وَ قَالَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ لِرَجُلٍ نَظَرَ إِلَى اِمْرَأَةٍ قَدْ عَادَهَا فِی مَرَضِهَا : لَوْ ذَهَبَتْ عَیْنَاکَ لَکَانَ خَیْراً لَکَ مِنْ عِیَادَةِ مَرِیضِکَ وَ لاَ تَتَوَفَّرُ عَیْنٌ نَصِیبَهَا مِنْ نَظَرٍ إِلَى مَحْذُورٍ إِلاَّ وَ قَدِ اِنْعَقَدَ عُقْدَةٌ فِی قَلْبِهِ مِنَ اَلْمُنْیَةِ وَ لاَ تَنْحَلُّ إِلاَّ بِإِحْدَى اَلْحَالَتَیْنِ إِمَّا بِبُکَاءِ اَلْحَسْرَةِ وَ اَلنَّدَامَةِ بِتَوْبَةٍ صَادِقَةٍ وَ إِمَّا بِأَخْذِ حَظِّهِ مِمَّا تَمَنَّى وَ نَظَرَ إِلَیْهِ فَأَخَذَ اَلْحَظَّ مِنْ غَیْرِ تَوْبَةٍ فَمَصِیرُهُ إِلَى اَلنَّارِ وَ أَمَّا اَلتَّائِبُ اَلْبَاکِی بِالْحَسْرَةِ وَ اَلنَّدَامَةِ عَنْ ذَلِکَ فَمَأْوَاهُ اَلْجَنَّةُ وَ مُنْقَلَبُهُ اَلرِّضْوَانُ . ترجمههیچ کس غنیمتى چون چشم پوشى نصیبش نشد، زیرا چشم از نظاره کردن به محارم خداوند متعال بسته نمى شود، مگر آن که پیش از آن ، قلبش ، عظمت وشکوه (خدای تعالى ) را مشاهده کرده باشد.امیر مؤ منان (عَلَیهِ السَّلامُ) را پرسیدند: چگونه انسان مى تواند صفت چشم پوشى و غَضِّ بَصَر را در خویش تقویت کند؟ فرمود: به واسطه شناخت عظمت الهی و فروتنی در برابر عظمت سلطنت خداوند که بر راز تو آگاه است .چشم ، جاسوس قلب ها وپیام رسانِ  قلب و عقل است . پس چشمت را از آنچه با دینت سازگارى ندارد و قلبت از آن اکراه دارد و عقلت آن را نمى پسندد، فرو بند.رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) فرمود: چشمانتان را فرو بندید تا شگفتى ها (وانوار معرفت الهی ) را نظاره کنید.خداوند متعال می فرماید: (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ : مؤ منان را بگو که در برابر مَحارِم چشم فرو بندند و فروج خود را [از حرام ] باز دارند.)حضرت عیسى (ع ) فرمود: از نگریستن به آنچه شما را از آن منع کرده اند بپرهیزید، زیرا این نگاه بذر شهوت و میوه فسق است .حضرت یحیى (ع ) فرمود: مرگ برایم محبوب تر از نگاه غیر ضرورى است .زنى در بستر بیمارى افتاده بود ومردى به عیادتش رفته وبه او نگریست . عبداللّه بن مسعود خطاب به آن مرد گفت : اگر دو چشمت از دست مى رفت ، از چنین عیادتى بهتر بود. چشمى که به حرام بنگرد، بهره اى نمى برد و آرزو بر دل او (پنجه اندازد و) گره افکند وگشایشى در آن حاصل نمى شود، مگر به دو چیز: 1- گریه حسرت و پشیمانى  همراه با توبه اى حقیقى وتوبه اى صادق 2-  و یا رسیدن به چیزى که بدان نگریسته و آرزویش را دارد. و اگر بدون آن که توبه کند و از دنیا برود مَصیر و بازگشتش به آتش جهنم است، ولى چنانچه با حسرت و پشیمانى از این عمل توبه نماید، جایگاهش بهشت و بازگشتش به رضوان و خشنودى الهى خواهد بود .

 

 

 




تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 93/9/3 | 6:28 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

(تصویر مربوط به آبان 1398 است)


** دل آدمی آیینه جمال حضرت حق است  که به انوار الهی مُشعشَع می شود به شرطی  که به غُبار گناه و معصیت منکوس نگردد .

 

**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 




تاریخ : جمعه 98/8/24 | 11:21 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

دومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه با اساتید


***نسیم معرفت***

 

** گزارشی از دومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه با اساتید در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به تاریخ 15 / 8  /  1398 . چهارشنبه شب+پانزدهم آبان 98 .


 

حوزه/ دومین نشست شورای­ عالی حوزه­ های علمیه،با موضوع «امور آموزش» و با حضور اعضای شورای­ عالی حوزه‌ های علمیه، مدیر حوزه­ های علمیه، معاونین و مسئولان مرکز مدیریت و با حضور 180 نفر از اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم برگزار گردید.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»  دومین نشست شورای­ عالی حوزه­ های علمیه،با موضوع «امور آموزش» و با حضور اعضای  شورای­ عالی حوزه‌ های علمیه، مدیر حوزه­ های علمیه، معاونین و مسئولان مرکز مدیریت و با حضور 180 نفر از اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم، در سالن اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، برگزار گردید. در این نشست، 14 نفر از اساتید به ­صورت شفاهی به ارائه نظر و پیشنهاد پرداختند که گزارش کامل این نشست به این شرح است:


حجت‌الاسلام والمسلمین  رحیمیان مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه

 

در ابتدای جلسه حجت‌الاسلام والمسلمین  رحیمیان مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه ضمن عرض خیر مقدم گزارشی از اولین نشست شورای عالی حوزه‌های علمیه با اساتید که در ابتدای اردیبهشت ماه سالجاری [1398] با موضوع «اساتید» برگزار شده بود ارائه نموده و سپس از اساتید  حاضر درخواست نمود در خصوص برگزاری دومین نشست با حضور اساتید که با موضوع«امور آموزشی حوزه‌های علمیه» با محورهای ذیل اعلام شده بود، نقطه نظرات خود را مطرح نمایند:

1- محدوده‌های درسی و پیشنهادهای سازنده

2- نظام ارزشیابی تحصیلی متناسب با معیارهای حوزوی

3- متون  درسی و نحوه اصلاح و ارتقاء کیفی آنها

4- نحوه حفظ ، احیاء و ارتقاء سنت‌های سَلَف صالح در تعلیم و تربیت

5- علم‌محوری و پرهیز از مدرک‌گرایی

6- گسترش رویکرد اجتهادی در همه رشته‌ها

7- توسعه مباحث قرآنی و حدیثی در برنامه‌های آموزشی

8- ایجاد انگیزه در طلاب جهت کسب علم


 حجت­ الاسلام و المسلمین عبدالمجید مقامی :

                                                                 

وی ضمن تشکر از شورای ­عالی نسبت به برگزاری این نشست که منجر به ارتقای حوزه در راستای بسترسازی برای تمدن نوین اسلامی خواهد شد، بر لزوم ایجاد انگیزه تحصیل در طلاب، ارتباط استاد و شاگرد برای سلوک معنوی در کنار مسائل علمی، مدیریت تعطیلات تابستان و ماه مبارک رمضان و بازبینی و اصلاح متون درسی سطوح عالی بدون تغییر در محتوا، تأکید نمود.


حجت ­الاسلام و المسلمین سیدصادق محمدی :

                                                            

 وی، ضمن تأکید بر حفظ سنّت مُباحَثَه و ... که سیره سَلَفِ صالح است، بر پلکانی بودن مسیر تدریس و پرهیز از تدریس قارچی و اینکه داشتن 1500 استاد سطوح مفید هست یا نه؟، لزوم تدقیق اصولی و فقهی و ... را، یادآور شد.

 

 حجت ­الاسلام و المسلمین جواد مجتهد شبستری :

                                                              

وی، با ذکر ناتمام ماندن محدوده­ های درسی و سرفصل­ها، پیشنهاد واگذاری بخش ­های ساده و روان متون درسی سطوح عالی به طلاب و یا بازنویسی آن متون به­ صورت ساده و روان را دادند. وی همچنین، تطویل در دوره خارج را ضروری، اما در دوره سطح و مقدمات را، غیرضروری عنوان نمود.


  حجت ­الاسلام و المسلمین وَلِیُّ­ الله لَونی الیگودرزی:

                               

وی، ضمن تشکر از شورای­ عالی در خصوص انتخاب مدیر حوزه­ های علمیه، مطالب خود را در دو عنوان: مهجوریت ثَقَلَین و مظلومیت فقه و اصول بیان نمود. 4 دوره اصول در حوزه تدریس می ­شود، اما به قرآن و حدیث توجه کمتری می­ شود و بایستی فقه را متناسب با نیازها پاسخگو کنیم.

 

حجت­ الاسلام و المسلمین عبدالجواد ابراهیمی­ فر:

                                                             

وی، با تشکر از شورای­عالی، در خصوص ایجاد انگیزه در طلاب که متوجه اساتید بوده و بایستی شورای­ عالی اساتید را برای این مهم آماده نماید، لزوم ارائه متونی درباره بصیرت­ افزایی و اهتمام به مباحث اخلاقی(چهارشنبه­ ها)، مطالبی ایراد داشت.

 

   حجت­ الاسلام و المسلمین سیّداصغر سعادت میرقدیم :

                                                              

وی، ضمن بیان اینکه در خصوص تغییر کتب درسی سطوح عالی سه دیدگاه سنتی، اصلاحی و تغییر بنیادین وجود دارد، موضوعات زیاد بودن محدوده ­های درسی ، لزوم حفظ اِتقان کتب حوزوی(کبریات حفظ و تنها صغریات تغییر یابد)، جدا نبودن تربیت از آموزش ، برنامه­ های مهارت‌افزایی برای اساتید، عدم طرح سطح 5 در حوزه و برگزاری درس فقه­ الأِقتصاد، را نیز مطرح نمود.


 حجت­ الاسلام و المسلمین علی صابری:

                                                           

 وی، ضمن تأکید بر حفظ متون فعلی سطوح عالی، پنج پیشنهاد، شامل: تدوین متون درباره تاریخچه تُراث حوزه، آشنایی طلاب با بزرگان فقه، روش تحقیق علمی، آشنایی با تحقیقات جهان اسلام و جهان علم و آشنایی با روان­شناسی و جامعه شناسی را مطرح کرد.


  حجت­ الاسلام و المسلمین علی رحمانی سبزواری:

                                                          

این استاد حوزه، با بیان اینکه پنج دانش در دروس سنتی حوزه حفظی بود شامل: صرف(کلمه ­شناسی)، نحو(اِعراب­شناسی)، منطق(استدلال ­شناسی)، معانی و بیان که در گذشته بایستی طلاب قبل از ورود به سطح این علوم را حفظ می­ کردند. مرحله دوم مَبادی شناسی است. رسائل و مکاسب تغییر نکند ، اما رتبه­ بندی شود.


 حجت ­الاسلام و المسلمین مجید محمدی:

                                          

وی پیشنهاد تعیین رشته تخصصی فقه و اصول و کُتُب مخصوص آن، کتب بَدیل برای رشته­ های غیر فقه و اصول، مطالعه ای شدن کتاب رسائل به جای متن درسی بودن، الزام طلاب به مُباحَثَه، ارتقای جایگاه اساتید، آموزش مبانی انقلاب، کاهش تعطیلات تابستان، الزام اساتید به استفاده از امکانات به روز و ...، ارائه داد.


 حجت­ الاسلام و المسلمین محمد اسماعیل مشفقی‌پور:

                                   

وی، ضمن یادآوری ضرورت بین­ المللی شدن حوزه که مورد تأکید مراجع معظم نیز هست، بر لزوم آموزش زبان، به ویژه زبان عربی و اگر برای همه طلاب مقدرو نیست، حداقل یک مدرسه به این امر اختصاص یابد، تأکید نمود. 


حجت­ الاسلام و المسلمین مصطفی منتظری:

                                                         

وی، ضمن تشکر از اعضای شورای­ عالی و دعا برای آیت ­الله مؤمن(عضو اسبق شورای­عالی)، پیشنهاد در اختیار اساتید قرار گرفتن یک­ چهارم نمره امتحانات طلاب، تشویق طلاب ممتاز، سطح­ بندی طلاب براساس نیازها و اهداف، ساماندهی تعطیلات حوزه، لزوم ضابطه­ مند نمودن عناوین و القاب حوزوی و اِحیای اجازه اجتهاد در حوزه را ارائه داد.


حجت ­الاسلام و المسلمین سیّدمحمّدصادق عَلَمُ ­الهُدی:

                                                         

وی با ذکر عدم تناسب محدوده ­های متون با ایام درسی و نامتناسب بودن تقطیع کتب درسی سطوح عالی، پیشنهاد تدوین نسخه­ آموزشی کتاب­ های فعلی با حفظ بخش­ هایی که مَعرَکه آراست و چاره اندیشی در خصوص از بین رفتن انگیزه طلاب و گرایش آنها به سمت دانشگاه و مشاغل متعدد را، مطرح نمود.


حجت­ الاسلام و المسلمین اَسَدُالله شُکریان:

                                                           

وی، پیشنهاد تشکیل کارگروه برای بررسی محدوده­ های درسی، الزام طلاب به پژوهش، توجه به دغدغه­ های اعتقادی طلاب، نفوذ جریان‌های انحرافی، ایجاد انگیزه در طلاب و ... را مطرح کرد.


 حجت­ الاسلام و المسلمین میر رجبعلی محمدی‌ مُتَکازینی:

                                                             

وی، ضمن تأکید بر ایجاد انگیزه در میان طلاب، بر لزوم توجه به نیازهای بدنی و جسمی طلاب، اجتهاد در دروس مُقدّمات و سطح قبل از ورود به درس خارج ، توسعه برنامه های قرآنی و حدیثی حوزه را خواستار شد.

سخنرانی اعضای  شورای ­عالی حوزه ­های علمیه


آیت­ الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه:

آیت ­الله اعرافی مدیر  حوزه‌های علمیه در ابتدای سخنرانی خود به موضوعات مطرح شده اساتید در این جلسه پاسخ‌های لازم را ارائه نمود و ضمن تشکر از اساتید به عنوان ارکان تعلیم تربیت حوزه­ و اعضای شورای­عالی به خاطر همراهی ایشان در طرح­ها و برنامه­ های گسترده ­ای که مرکز مدیریت داشته، برای آیت­ الله حسینی بوشهری، دبیر  شورای­عالی حوزه ­های علمیه، از خداوند متعال طلب شفای عاجل و سلامتی درخواست نمود.

وی در ادامه، بعضی از محورهایی که در مرکز مدیریت انجام شده و یا در حال اجراست اشاره داشتند که عبارتند از: طرّاحی نظام جامع آموزش، طرح اصلاحی برنامه امتحانات شفاهی حوزه، طرح هدایت علمی و تحصیلی طلاب، نهایی ­سازی بررسی محدوده­ های درسی، تدوین رشته ­ها و درختواره علوم حوزوی، شناسایی 1100 استعداد برتر حوزوی، تدوین کارویژه­ های روحانیت و آمایش، طرح القاب حوزوی و ...

آیت­ الله سیّداحمد خاتمی عضو شورای عالی حوزه های علمیه

وی با تشکر از نظم اساتید و ورزیده بودن نظرات آنها، اظهار داشت: «همه شما، کارکرده سخن گفتید و در این جلسه تصمیم نگرفتید، بلکه از قبل با تحقیق و مطالعه صحبت کردید و این باعث پربار کردن جلسه شد؛ در بیانات شما عزیزان، راهکار بود؛ همه مشکلات را می ­دانند، البته راهکار زمینی و نه راهکار آسمانی. شهید بهشتی در یکی از جلسات گفتند: "فلانی راهکارهای بسیار خوبی دارد، اما به درد آسمان می­ خورد، نه زمین". اساتید، رؤسای حوزه هستند و آنها هستند که فکر حوزه را روشنی می دهند و این جمع که در خدمت شما هستیم[شورای­عالی]، کار ستادی می­ کنند.»

آیت­ الله مرتضی مقتدایی

وی، ضمن تشکر از اساتید، اظهار داشت: شورای­عالی اعتقادش این است که اساتید ارکان حوزه هستند و انتظار دارند اساتید در برنامه ­ها و سیاست­گذاری­ های حوزه، اگر نقدی دارند، تذکر بدهند؛ چون اساتید در متن حوزه قرار دارند. کار اساتید، ساختن طلاب است؛ چرا که اخلاق ، طبق فرمایش مقام­ معظم رهبری(مُدَّظِلُّهُ ­العالی) "گفتنی نیست، بلکه ساختن افراد است". همچنین، اساتید طلاب را ملزم به تبلیغ در مناطق نیارمند کنند.

 آیت ­الله جواد مروی

وی با بیان اینکه شورای­عالی بر آزاد بودن دروس سطوح عالی و خارج تأکید دارد، گفت: «جلسه مُغتَنم بود و بحث، پاسخگویی به شما نیست و اَنظار شما مکتوب و جمع­ بندی می­شود و بعد در شورای عالی مورد بحث قرار می­گیرد و آنچه قابلیت اجرایی دارد مُصوَّب می­ شود.

وی افزود: تأکید شورای­عالی بر فضای آزاد در دروس سطوح عالی و خارج که از امتیازات ویژه است و باید باقی بماند و حفظ شود [می باشد] . البته، ساماندهی و آسیب­ شناسی بحث دیگری است و اشکالاتی بر دروس نظام آموزشی جدید شده که قسمتی از این ملاحظات وارد است و باید مورد بررسی قرار گیرد. برخی از اساتید گفتند: "این جلسات دیر شروع شده"؛ این در حالی است که شورای عالی با سفر به استان­ها، این برنامه را از قبل شروع کرده است و سیاست بر این بود که از دور شروع شود، لذا شورا به بیشتر استان­ها سفر نمود و بعد هم به قم برسد که الان در خدمت شما هستیم.  اَنظار اساتید [استان­ها]، شنیده شد و پس از پیاده­ سازی و جمع­ بندی، مورد بررسی و در نهایت مورد اجرا قرار گرفت و این ملاحظات به مرکز مدیریت منتقل شده است.»

عضو شورای عالی حوزه های علمیه  در ادامه بیان داشت: «بحث محدوده درسی، نکته درستی است و شورای عالی، مرکز مدیریت را موظف نموده که مورد بررسی قرار دهد. همچنین، بعضی از این نکات در جلسات "مرکز مطالعات راهبردی حوزه و روحانیت"، مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است. در مَباحِث اخلاقی، ما خدمت هر کدام از بزرگان و مراجع عظام رسیدیم، بر این نکته تأکید داشتند که نقش اساتید در انتقال قولی و عملی مَباحِث اخلاقی به طلاب و شاگردان خود بسیار زیاد است. یکی از اساتید ما مرحوم آیت­ الله سید ابراهیم عَلَم‌ُالهُدی از قول مرحوم حضرت آیت­ الله ­العُظمی میلانی(ره) که ایشان فرمودند در درس مرحوم حضرت آیت ­الله مُحقِّق اصفهانی بودیم و ایشان مطلبی را از قول استادشان آخوند خراسانی نقل فرمودند و گفتند: "إِنَّ هذا مِنهُ وَهمُُ" و چهره متغیر شد و بعد تأملی کردند و جزوه را بستند و به منزل مراجعت نمودند. فردا درس نیامدند و مرحوم میلانی مأمور به پیگری موضوع می­ شود و به ایشان عرض می­کند : "چرا نیامدید؟" که ایشان گریه می­ کنند و می­ گویند: "کسی که نسبت به استاد خود این­قدر ارزش قائل نباشد و بگوید: "إِنَّ هذا مِنهُ وَهمُُ"، چگونه می­ تواند استاد باشد و مرحوم میلانی گفتند: "از آن موقع تا به حال، هر وقت می­خواهم نظری را بحث و ردّ کنم، به یاد آن قضیه می­افتم و تأمل می­کنم که چگونه آن را بیان کنم."»

 آیت­ الله سیّدمحمّد غروی

این عضو شورای عالی حوزه، ضمن تبریک ایام گفت: «جلسه خوبی بود و تَلقّی بنده هم همین است و آنچه بیان شد ، معلوم نیست که همه پذیرفته شود ؛ البته مسائل نظری هستند و باید مکتوب شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرند.» 

  

 

***********************************************

*** در نشست اساتید حوزه با شورای عالی چه گذشت؟ - خبرگزاری رسا

** گزارشی ازدومین نشست شورای عالی حوزه های علمیه بااساتیددرجامعه مدرسین حوزه علمیه قم+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 

**در نشست اساتید حوزه با شورای عالی حوزه علمیه قم ... - شبکه اجتهاد ...

 

 

 

 




تاریخ : پنج شنبه 98/8/23 | 2:15 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

نتیجه تصویری برای السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما

***نسیم معرفت***


 


**  نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده


 

 

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

مرد و زن دزد را به جزاى کارى که انجام داده‌اند دستشان را قطع کنید. این کیفرى است از سوى خداوند و خداوند مقتدر حکیم است.   ( سوره مائده آیه 38 .)


حرف (واو) در اول آیه شریفه به اصطلاح استینافى است ، یعنى مى رساند که مجددا کلام جدید و تازه اى آغاز مى شود و این کلام در مقام تفصیل یعنى احکام هر موضوعى را جدا جدا ذکر کردن است ، و حرف واو خاصیت حرف «اَمّا» را دارد، کَانّه فرمود (اما مرد و زن دزد را چنین کنید، و اما توبه کاران ایشان را چنان و به همین جهت حرف (فاء) بر سر خبر یعنى جمله(فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) در آمده براى اینکه به طورى که گفته اند در معناى جواب براى کلمه «اَمّا» است

وجه اینکه در (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) (اَیدى) به صورت جمع آمده است و  اینکه کلمه (ید : دست ) را به صیغه جمع (ایدى ) آورده با اینکه هر انسانى دو دست بیشتر ندارد، و طبق قاعده باید با صیغه تثنیه بیاورد و بفرماید: (فَاقْطَعُوا یَداهُما) پس دو دست آن زن و آن مرد را قطع کنید). بعضى از مفسرین گفته اند علتش این بوده که چنین استعمالى شایع است ، (خود ما هم وقتى مى خواهیم بگوییم دو دست من درد مى کند مى گوئیم دست هایم درد مى کند). ولى وجه صحیح این است که بعضى از اعضاى بدن آدمى ، و یا بیشتر آنها جفتى است ، مانند دو طرف پیشانى ، دو ابرو، دو چشم ، دو گوش ، دو دست دو پاى ، دو قدم و... وقتى به ضمیر دو نفر و یا به دو چیز و دو نفر اضافه شود قهرا دو جفت مى شود، ساده تر بگوییم : دو دستِ دو نفر چهار دست مى شود و چهار دست ، جمع است ، پس در باره دو نفر باید به صیغه جمع بگوییم : (اَعیُنهما) و (اَیدیهما) و (اَرجُلهما)، و امثال آن ، و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند، یعنى وقتى خواستند بگویند: (من پشت و شکم آن دو نفر را از ضربت شلاقم پر از سیاهى کردم )، مى گویند: (مَلَأَت ظُهُورُهُما وَ بُطُونُهُما ضَرباََ)، و ظَهر و بَطن را به صیغه جمع مى آورند، با اینکه ظَهر و بَطنِ دو نفر (ظَهرَین و بَطنَین یا ظَهران و بَطنان ) است ، در قرآن کریم هم این طور تعبیر آمده و فرموده : (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما .اگر شما دو نفرافشاگرِ راز و شنونده آن به سوى خدا توبه کنید، به نفع شماست. زیرا دل‌هاى شما مُنحرف گشته است. سوره تحریم آیه 4 .) در این آیه نیز  قلوب ، جمع قلب است  و چون برای دو نفر بکار رفته ظاهرا می بایست «قََلباکُما» آورده می شد ولی «قُلُوبُکُما» ذکر شده است و این به جهت همان نکته ای که بیان گردید : (و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند) .

[

https://www.yjc.ir/fa/news/6480443/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%B3%DB%B6-%D8%AA%D8%A7-

]

 

** در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت : الف - شرائط مجازات سارق . قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه : 1 - متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار باشد. 2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود. 3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد. 4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند. 5 - سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد. 6 - سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند. 7 - کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است . و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است ، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است . ب - اندازه قطع دست سارق . معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند. ج - آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز است ! بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد. در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که : اولا - همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند. ثانیا - با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند. ثالثا - بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت .

خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد. رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند. جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى شود! .  د - بعضى اشکال مى کنند. که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است . اتفاقا همین سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید - از عالِم بزرگ اسلام ، عَلَمُ الهُدَى مرحوم سید مرتضى ،در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:  یَدُُ بِخَمسِ مِئینَ عَسجَدِِ وُدِیَت ما بالُها قُطِعَت فِى رُبعِ دِینارِِ! یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار است . چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود! سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود: عِزُّ الأَمانَةِ اَغلاها وَ اَرخَصَها ذُلُّ الخِیانَةِ فَافهَم حِکمَةَ البارى یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد. و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان . [تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 380]

** دِیَه در لغت به معنای راندن و رد کردن است و در اصطلاح به معنای خون بها  و یا مالی که در صورت  وقوع جنایت بر نفس و یا اعضای بدن  باید داده شود ، می باشد . دِیه که مفرد دِیات است  از ریشه «وَدْی» به معنای راندن و رد کردن است . دِیه مصدر است و  اصلش «وَدْی» بوده که «واو» آن حذف شده و بجای آن «ها» آورده شد .

 


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی





تاریخ : جمعه 98/8/10 | 11:9 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای گنبد امام رضا

***نسیم معرفت***

 


* روایتی از پنج تن که در جوار امام رضا «ع» مدفون و مشهورند

 

از بین 27 هزار تن ار مشاهیر اهل قبور در «حَرم امام رضا عَلَیهِ السَّلامُ» پنج نفر مشهورترند .


** روایتی از این پنج تن :

 

نُخودکی اصفهانی

 
آقا علی اکبر اصفهانی است. معروف به نخودکی، از آن آدم‌هایی که روز و شب نمی‌شناخت برای بیتوته کردن در حرم و دل نمی‌کند از این حریم. خلاصه رفیق «آقاعلی بن موسی الرضا
عَلَیهِمَا السَّلامُ» بود. حالا هم پای درِ ورودی صحن سقّاخانه دفن است. گفته بود می‌خواهم، مزارم زیر پای زائران باشد.

راز مقبره 5 چهره عجیب در حرم حضرت رضا (ع) / از «نخودکی» و «پالاندوز» تا «جیگی‌جیگی» نوازنده

روزی که از دنیا رفت ، خراسان را نیرو‌های شوروی اشغال کرده بودند، اما شهر، دیگرگون شد و تمام شهر تعطیل بود و حالت فوق‌العاده اعلام شد و سربازان روسی سراسر مسیر تشییع جنازه او از سمرقند تا خود حرم زیر نظر داشتند.


تُربتی


راز مقبره 5 چهره عجیب در حرم حضرت رضا (ع) / از «نخودکی» و «پالاندوز» تا «جیگی‌جیگی» نوازنده

مُلّاعباس راشد تربتی است که به «حاج آخوند» معروف بود. کشاورزی بود اهل دل و فقط روز‌های آخر هفته وقت داشت درس دیانت بخواند. شب و روزش رسیدگی به کار و مشکلات مردم بود. وقتی سال 1301، در تربت حیدریه زلزله آمد، تمام شهر، دور مدیریت او می‌گشت. چنانکه آمریکایی‌ها کمک‌های نقدیشان را برای «راشد» فرستادند و او کمک‌ها را پس فرستاد و نپذیرفت.  رئیس الوزای وقت احمدشاه، پس از حل مشکلات مردم در زلزله برای او ابلاغ تلگراف تشکر فرستاد. سال 1326 قمری، هفت ماه طول کشید تا پیاده رفت کربلا و برگشت. عاشق «آقا علی ابن موسی الرضا عَلَیهِمَا السَّلامُ» بود و مزارش هم شد، گوشه‌ای از صحن آزادی.


پیر پالاندوز


راز مقبره 5 چهره عجیب در حرم حضرت رضا (ع) / از «نخودکی» و «پالاندوز» تا «جیگی‌جیگی» نوازنده


آقا محمدعارف عباسی  مشهور به «پیر پالاندوز» است . معاصر شیخ بهایی بود. شغلش کفش‌دوزی بود و خط ثلث را به زیبایی می‌نوشت. درس نخوانده بود، اما جانش، مساله آموز صد مُدرس شده بود.  آقا محمد ، علم کیمیاگری می‌دانست و آنچه می‌دید و می‌شنید را کسی نمی‌دید. چنان با عشق «آقا علی ابن موسی الرضا
عَلَیهِمَا السَّلامُ» می‌زیست که گفته بود «آقا» را می‌بیند و با وی گفتگو می‌کند. وقتی که درگذشت ، مردم و مریدان، بیداد می‌کردند. سلطان محمد خدابنده دستور داد آرامگاهی در ضلع شرقی حرم برایش بنا کردند.


شیخ جعفر مجتهدی تبریزی


راز مقبره 5 چهره عجیب در حرم حضرت رضا (ع) / از «نخودکی» و «پالاندوز» تا «جیگی‌جیگی» نوازنده

جعفر آقای مجتهدی تبریزی هرچه دار و ندار و املاک داشت را برای مردم محروم خرج کرد و بخشید. آنچنانکه «پینه دوز» شد. زندگی اش را پای فراگیری عرفان گذاشت. در اشتیاق زیارت عتبات به عراق مهاجرت کرد که به علت نداشتن جواز ورود، دستگیر و در عراق زندانی شد. خودش می‌گفت: زندان، توفیق اجباری شد تا به خلوت و شناخت خود بپردازد. بعداز آزادی از زندان، یک سال در نجف و هشت سال تمام شب‌ها را تا سحر در حرم امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) می‌گذراند. زندگی اش از راه دوختن کفش‌های کهنه می‌گذشت. بعد‌ها در بحبوحه ناامنی کودتای عبدالکریم قاسم بر ضد مَلِک فَیصل (پادشاه عراق) به ایران برگشت و شهر به شهر، گمنام می‌چرخید تا به مشهد مقدس رسید و ماند. عاشق اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ)  بود. چنان با جانش در حریم «آقا علی ابن موسی الرضا (عَلَیهِمَا السَّلامُ)» انس گرفته بود که آخرش در حجره‌ 24 صحن آزادی آرام گرفت .


جیگی جیگی

 معروف است به «جیگی جیگی» ، اسم واقعی اش را هیچ کس ندانست. خانواده‌ای هم نداشت. دوره گرد بود و دَف و تُنبَک می‌زد و به آوازخوانی شهره بود. اما آوازخوانی که چنان عشق اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) را در دل داشت که در ایام شهادت و خصوصا کل دو ماه محرم و صفر را دست به دَفّ و دایره نمی‌برد و کسی او را در شهر نمی‌دید. «جیگی جیگی»  هر روز صبح می‌آمد مقابل حرم می‌ایستاد و به امام رضا (عَلَیهِ السَّلامُ) سلام می‌داد . در باره او گفته اند که : هر باری که گنبد و بارگاه حرم «آقا علی ابن موسی الرضا عَلَیهِمَا السَّلامُ» را می‌دید، تُنبَکش را به نشانه احترام و ادب، پشت سر یا زیر لباس مُندرسش پنهان می‌کرد و پس از سلام به حضرت ، آوازه خوانی و تنبک زنی می‌کرد. خانه او درسطح شهر، مشهور بود به «غار». اتاقکی غار مانند در داخل کال (کانال) انتهای کوچه نوغان جایی نزدیک دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ.


«جیگی جیگی» چگونه در حرم دفن شد؟


چون هیچ خانواده‌ای نداشت، جنازه‌اش را به غسّالخانه شهر در میدان طبرسی بردند. یک شب در غسّالخانه ماند و قرار شد توسط ماموران شهرداری در قبرستان «گلشور» - قبرستان عمومی شهر- دفن شود. همزمان با انتقال جسد «جیگی جیگی» به سردخانه، جنازه یکی از تُجّار معروف مشهد را شبانه به غَسّالخانه آوردند. صبحگاه خانواده مَردِ تاجر، جنازه را تحویل گرفتند و پس از انجام مراسمی خاص، راهی حرم حضرت رضا (عَلَیهِ السَّلامُ) شدند. کارگران شهرداری هم جنازه موجود را برای دفن به قبرستان عمومی شهر بردند و بی کس و تنها، کفن و دفنش را به سرعت انجام دادند. هنگام وداع و دفنِ تاجر ، وقتی کفن را کنار زدند، متعجبانه متوجه شدند که این جنازه او نیست. وقتی به غسّالخانه برگشتند، فهمیدند این جنازه «جیگی جیگی» بوده است. خانواده مَردِ تاجر وقتی به قبرستان «گلشور» مراجعه کردند، دیدند که جنازه پدرشان دفن شده و هرچه تلاش کردند، مراجع تقلید مشهد مجوز نبش قبر ندادند. از سوی دیگر هم به دستور مراجع، جنازه «جیگی جیگی» در همان قبر مَردِ تاجر در حرم دفن شد. به این ترتیب آن نوازنده‌ دوره گرد و گمنام، در ایوان شمالی صحن عباسی (انقلاب) آرام گرفت. همان بارگاهی که «جیگی جیگی»، هر روز صبح، طنین آوازش را با سلام به امامش آغاز می‌کرد .


آمدم‌ ای شاه پناهم بده

خطّ امانی زِ گناهم بده‌

ای حرمت مَلجأ درماندگان

دور مَران ، از در و راهم بده


لایق وصل تو که من نیستم 

اذن به یک لحظه نگاهم بده

 

 

**************************

آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست
شوق و سبک خیزی کاهم بده
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشکرشیطان به کمین من است
بی کسم ای شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری، یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله  حاجات مرا هم بده


شعر از مرحوم استاد حبیب‌الله چایچیان معروف و مُتخلِّص به حِسان


https://www.yjc.ir/fa/news/7120656/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%82

 

 

*********************************


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 




تاریخ : چهارشنبه 98/8/8 | 12:20 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای پیامبر اسلام

***نسیم معرفت***

 

* هرگز دست از تبلیغ رسالت بر نمی دارم
 


گروهی از بزرگان قریش برای چندمین بار به محضر ابوطالب (ص)  شرف یاب شدند. او نیز از حضرت محمد  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) خواست که در آن جلسه حضور یابد. آن گاه به محمد  (ص) عرض کرد: برادرزاده ام! به پیشنهادهای سران قریش گوش بده و بخشی از آن را بپذیر تا هم خودت راحتی شوی و هم ما به زحمت زیادتر گرفتار نشویم. حضرت فرمود: عمو جان! اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارند، هرگز دست از تبلیغ رسالت بر نمی دارم؛ یا باید پیروز شوم و یا جانم را بر سر آن بگذارم. سپس رسول خدا  (ص) گریه کنان برخاست. ابوطالب او را صدا زد و گفت: عزیزم! برگرد و آن چه دوست داری بگو، به خدا قسم، هرگز از یاری تو دست بر نخواهم داشت .


*سیرةُ النَّبیّ «ص»، ج 1، ص 278 - تاریخُ الأُمَمِ وَ المُلُوک، ج 2، ص 67.


https://hawzah.net/fa/Magazine/View/5387/5404/50593/%D9%88%DB%8C%DA%98

 

*********************************

 


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 




تاریخ : شنبه 98/8/4 | 7:11 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
** دانایی در احکام و مسائل شرعی یک نوع فقاهت است (آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)

post

 


Ask Eslam

 نظر علمای اسلام در مورد ازدواج دختران دوقلوی به هم چسبیده چیست؟ حکم ازدواج با دو خواهر بطور همزمان چطور؟ آیا حرام است؟

 این مسئله از چند جهت قابل بحث و بررسی است که هر کدام می تواند احکام جداگانه ای داشته باشد.

1- یا این دوقلوها هر دو دختر هستند.  
2- یا هر دو پسر هستند.  
3- یا یکی دختر و دیگری پسر هستند. 
4- هر دو دارای دو جسم کاملا مُجزّا بوده (از قبیل: آلت تناسلی جداگانه) و تنها در بعضی ناحیه به همدیگر چسبیده شده اند. 
5- آنها دارای یک آلت تناسلی هستند.

در فرض یک تا چهار مراجع عظام تقلید فرموده اند تا زمانی که ضرورتی برای ازدواج نباشد باید از ازدواج صرف نظر کنند، و اگر ضرورت قطعی و غیر قابل اجتناب بود هر کدام می توانند همسری انتخاب کنند. ولی باید مسائل مربوط به محرم و نامحرم و دیگر وظائف شرعیه را رعایت نمایند.

اما در مسئله پنجم که هر دو دارای یک آلت تناسلی هستند، چند فرض به شرح زیر برای آنها قابل تصور است: 

1- هر دو یک احساس کاملا مشترک از آلت تناسلی دارند. اگر هر دو بطور یکسان و همزمان می توانند از آلت تناسلی مشترک خود لذات را احساس کنند، اما در بقیه اعضاء مثل سر از همدیگر مجزا هستند، در صورتی که بلحاظ پزشکی نتوانند آلت تناسلی جداگانه ای برای هر یک ایجاد کنند، و نیز برای ازدواجشان ضرورت قطعی و غیر قابل اجتناب باشد، آنها می توانند با یک مرد بطور همزمان ازدواج کنند. 
2- هر دو احساس متفاوتی از آلت تناسلی دارند. در صورتی که احساس آنها از آلت تناسلی متفاوت باشد، یعنی هر کدام بتوانند این مسئله را جداگانه کنترل کنند در آن صورت می توانند با در نظر گرفتن شروط ذکر شده در فرض قبلی به نوبت به ازدواج مرد واحدى در آیند. به این ترتیب که آن فرد یکى را به عقد خود در آورد و بعد از طلاق و گذشتن عدّه، دیگرى را عقد کند (البتّه براى این که گرفتار مشکلات طلاق هاى متعدّد نشوند مى توانند از عقد موقّت استفاده کنند). در این صورت لازم است که هر کدام در زمانی که در عقد ازدواج با آن مرد نیستند مراعات وظایف شرعیه را بکنند.  
3- آلت تناسلی تنها به یکی از آنها تعلق دارد. در این صورت با در نظر گرفتن فروض قبلی ذکر شده در دو حالت پیشین می توانند با یک مرد به شروطی که ذکر شد ازدواج کنند. آلت تناسلی به هر یک که تعلق دارد در همان زمان ازدواج می تواند دخول صورت گیرد. و در صورتی که وی را طلاق داد و عده گذشت و با فرد دیگری ازدواج کرد نمی تواند دخول داشته باشد. یعنی ازدواج به شرط عدم دخول.

نکته: از آنجا که این گونه مسائل بسیار نادر است، طبعاً احکام آن هم عجیب به نظر مى‌رسد.

پاسخ مراجع عظام تقلید (حَفِظَهُمُ اللهُ) در مورد این سؤال به شرح زیر می باشد.

امام خمینی (ره): ‏‏می توانند ازدواج کنند ولی باید مراعات وظایف شرعیه را‏‎ ‎‏بنمایند.‏[1] ایشان در پاسخ به این سؤال که دو دختر بچه ای که سر هر دو به هم وصل شده است،‏ وقتی که کبیره شدند راجع به شوهر کردن تکلیفشان چه می باشد؟‏ می فرمایند: مجرد وصل سرهای آن دو نفر مانع ازدواج نیست و با‏‎ ‎‏مراعات وظایف و شرایط شرعیه می توانند ازدواج کنند.‏[2]

آیت الله بهجت (ره): بعض موارد آن مشکل است.[3]

آیت الله تبریزی (ره): تا وقتى که دوقلوها به هم چسبیده هستند ازدواج با آنها اشکال دارد، و اللّه العالم.[4]

آیت الله سیستانی: دو قلوهای به هم چسبیده نمی توانند با هیچ کس ازدواج نمایند.[5]

آیت الله مکارم شیرازی: اگر دوقلوها پسر و دیگرى دختر باشد، در صورتى که ضرورتى نباشد باید از ازدواج صرف نظر کنند، و اگر ضرورت قطعى و غیر قابل اجتناب باشد، هر کدام مى‌توانند همسرى انتخاب کنند. ولى تا آنجا که ممکن است باید جهات مربوط به محرم و نامحرم را رعایت نمایند، و از آنجا که این گونه مسائل بسیار نادر است، طبعاً احکام آن هم عجیب به نظر مى‌رسد.[6]

اگر هر دو دختر باشند: در صورتى که بتوانند ترک ازدواج و عمل به احتیاط کنند و به عسر و حرج شدید گرفتار نشوند، احتیاط آن است که از ازدواج صرف نظر نمایند و اگر ناچار از ازدواج ند، آن دو دختر مى توانند به نوبت به ازدواج مرد واحدى در آیند. به این ترتیب که یکى را به عقد خود در آورد و بعد از طلاق و گذشتن عدّه دیگرى را عقد کند (البتّه براى این که گرفتار مشکلات طلاق هاى متعدّد نشوند مى توانند از عقد موقّت استفاده کنند).

اگر هر دو پسر باشند: در مورد دو پسر نیز احتیاط آن است که اگر ممکن است ازدواج نکنند و در صورت ضرورت انتخاب یک همسر در زمان واحد جایز نیست، ولى مى توانند به طریق بالا با یک زن ازدواج کنند و به هر حال با توجّه به این که وجود چنین افرادى بسیار کم است ذکر این احکام شرعى نیز اگر عجیب به نظر برسد، جاى بحث و گفتگو نیست.[7]


حکم ازدواج با دو خواهر:


مراجع عظام تقلید: انسان نمى‌تواند با دو خواهر، اگر چه رضاعى باشند یعنى بواسطه شیر خوردن، خواهر یکدیگر شده باشند ازدواج کند و چنانچه دو زن را عقد کند و بعد بفهمد خواهر بوده‌اند، در صورتى که عقد آنان در یک وقت بوده هر دو باطل است و اگر در یک وقت نبوده، عقد اولى صحیح و عقد دوّمى باطل مى‌باشد.

آیات اراکى، خوئى، تبریزى: در صورتى که عقد آنان در یک وقت بوده شوهر مخیّر است هر کدام را بخواهد اختیار کند ..صافى: در صورتى که عقد آنان در یک وقت بوده در اختیار هر یک از آنها مخیّر است ولى احتیاط ترک نشود به طلاق هر دو و عقد جدید به یکى از آنها ..[8] .


[1] . استفتاءات (امام خمینى)، ج‌3، ص: 125‌، مسأله 121?

[2] . همان‌، مسأله 122?

[3] . استفتائات بهجت، ج 4، ص 120، مسأله 4999؛ مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجهت (قدس سره)، احکام متفرقه ازدواج، س 446?

[4] . استفتائات جدید تبریزی، ج 2، ص 334، مسأله 1377?

[5] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، ازدواج.

[6] . استفتاءات جدید (مکارم)، ج‌3، ص: 273‌، س 729

[7] . همان، ج‌1، ص 246، س 874؛ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی، پرسش و پاسخ، ازدواج دوقلوهای هم جنس چسبیده به هم.

[8] . تَوضیحُ المَسائِل (مُحَشّی – امام خمینی)، ج 2، ص 510، مسأله 2483 .

 

 

http://askislam.ir/fa/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D9%88%D9%82%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9.

*********************************************

 


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 
** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید

 

 

** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .


** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .

 


** [ احکام خمس+سایت حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی+پرسش و پاسخ ...:http://hakim-askari.rozblog.com/post/508 ]

 





تاریخ : دوشنبه 98/7/29 | 12:13 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 


نتیجه تصویری برای کربلای امام حسین


بارش خون در روز عاشورا

 


آیا واقعاً روز عاشورا از آسمان خون بارید و خاک و سنگ خون گریست، یا این تعابیر استعاره است، یا مربوط به عالَم غیب می‌باشد – چه سندی می‌توان ارائه داد؟ اگر چنین بود، چرا ایمان نیاوردند؟


ایکس – شبهه / پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات :  خیر .  استعاره نیست ، بلکه واقعاً از آسمان خون بارید. البته منظور این نیست که خونی با ترکیبات خون انسان بارید، بالاخره آب ترکیب خودش را دارد و سنگ و خاک هم ترکیب خودشان را دارند . بلکه منظور این است که خونین فام (به رنگ خون) شدند.

در مورد "سند"های تاریخی در وقایع گذشته (در هر موردی)، نظر به اینکه معمولاً منکران حتی بدون رجوع و تحقیق پیرامون صحّت و سُقم یک گزاره‌ی تاریخی، به راحتی می‌گویند : "ما قبول نداریم"، به تناسب مخاطبین [شیعه، سنی و دیگران]، به دسته سند می‌توانید استناد نمایید :

الف شیعیان :

برای ما شیعیان، کلام معصوم حجت است، خواه در احکام باشد و یا در نقل گزاره‌های تاریخی. لذا سعی حدیث شناسان در علم حدیث و علم رجال و نیز مورّخین، بر این است که اَسناد و ناقلین را بررسی کنند تا مطمئن شوند که جمله بیان شده، عین آن مطلبی است که معصوم (عَلَیهِ السَّلامُ) فرموده است. و در این باب احادیث مُوثّق بسیاری وجود دارد. از جمله:

حضرت زینب (عَلَیهَا السَّلامُ) در بیانات خود خطاب به اهل کوفه و سرزنش آنها فرمودند: «أَفَعَجِبتُم أَن مَطَرَتِ السّماءُ دَماََ؟ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‌ وَ أَنْتُمُ لا تُنْصَرُونَ «با اقتباس از آیه 16 سوره فُصِّلَت»  (خطبه حضرت زینب«سلام الله علیها» در کوفه)

ترجمه: آیا تعجب می‌کنید که از آسمان قطره‌های خون بر زمین می چکد؟ اما بدانید که خواری و عذاب رستاخیز سخت تر خواهد بود و برای شما یار و کمک رسانی نخواهد بود.

و البته روایاتی که دلالت بر خون گریستن آسمان و سنگ و خاک دارد، در بیانات نورانی ائمه اطهار (عَلَیهِمُ السَّلامُ)، از جمله امام رضا (عَلَیهِ السَّلامُ) بسیار است.

ب اهل سنّت:

برای اهل سنّت نیز باید آن چه در کتب معتبر خودشان آمده و به ویژه هر سخنی که با مستندات شیعی و اقوال اهل عصمت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) نیز تطابق دارد، حجت باشد، چرا که از یک سو علمای اهل سنّت بر آن تصدیق کردند و از سوی دیگر هیچ اختلافی در آن نیست.

این ماجرا که جبرئیل خاک قبر سیدالشهداء (عَلَیهِ السَّلامُ) را برای رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) آورد و ایشان آن را لمس کرده، بوییدند و بوسیده‌اند و ...، در مستندات مُوثّق حدیثی و تاریخی اهل سنت و شیعه به تواتر نقل شده است. در حدیثی که از ابن عباس نقل شده آمده است: بوی خوشی از آن خاک که جبرئیل برای پیامبر (ص) آورد به مشام می‌رسید که خداوند به برکت اینکه آنجا محل دفن امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) خواهد شد این خصوصیت را در آن قرار داده است  .

شیعه و سنی نقل کرده‌اند: «این خاک در نزد اُمّ سَلَمَه بود تا روز شهادت حضرت امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) که تبدیل به خون شد و اُمّ سَلَمَه فهمید که حضرت حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) به شهادت رسیده‌اند.» (حاکم نیشابوری این روایت را در کتاب مُستَدرَک خود آورده است «اَلمُستَدرَکُ عَلَی الصَّحیحَینِ + حاکم نیشابوری» و بیش از 12 تن از علما و مُحدِّثین اهل سنت نیز آورده‌اند - تَهذیبُ التَّهذیب، ج 2، ص 347 + اِبن حَجَر عَسقَلانی)

ج دیگران:

منظور از دیگران، کسانی هستند که نه تنها اهل تشیع یا تسنن نیستند، بلکه اصلاً مسلمان نبوده و نیستند.

کتاب تاریخ آنگُلُوساکسُون (Anglo-Saxons) یکی از مهم‌ترین اَسناد تاریخی است که از دوران قرون وُسطی به جای مانده است. در دائرةُ المَعارِف بریتانیا، در باره این کتاب آمده است: «‌این کتاب ابتدا به فرمان پادشاه آلفِرد کبیر در حدود سال 890 میلادی گردآوری شد ، و تا اواسط قرن دوازدهم میلادی توسط نویسندگان و مُورِّخین مختلف، وقایع سال‌های بعد به آن افزوده شد. ما فکر می‌کنیم که این کتاب به عنوان کامل‌ترین سند تاریخ بریتانیا از آغاز آن تا دوره حکمفرمایی پادشاه اِستِفَن در سال 1154 میلادی باشد. اگرچه این کتاب ممکن است تاریخ فراگیر و بی‌نقصی نباشد، ولی این مساله از ارزش بی‌بدیل آن در به دست آوردن تصویری روشن‌تر از تاریخ هزار سال پیش بریتانیا نمی‌کاهد».

در وقایع نگاری این کتاب آمده است:

«A.D. 685 -This year, there was in Britain a bloody rain, and milk and butter were turned to blood.»

ترجمه: (685 میلادی، مُصادِف با سال 61 هجری قمری+سال شهادت امام حسین «عَلَیهِ السَّلامُ» ) – این سال، سالی بود که در آن در سرتاسر بریتانیا، باران خون بارید، و شیرها و کره‌ها، همه مُبدَّل به خون (خونین) شدند.

د – اما اینکه چرا ایمان نیاوردند و نمی‌آورند؟  در پاسخ به این پرسش باید گفت که این چیز عجیبی نیست؛ انسان اگر نخواهد چیزی را قبول و باور کند، نمی‌کند. حتی پیامبران را دیدند، بَیّنه‌ها و دلایل عقلی آنان را شنیدند، معجزات عینی آنها را با چشم دیدند و لمس کردند، باز هم ایمان نیاوردند.

قوم موسی (عَلَیهِ السَّلامُ)، پس از دیدن انواع معجزات و حتی خون شدن تمامی آب‌هایی که آل فرعون برای نوشیدن بر می‌داشتند را دیدند، شکافتن نیل و رد شدن خود و غرق شدن فرعونیان را نیز دیدند و تجربه کردند، اما بعد گوساله پرست شدند !!! در امّت حضرت محمد مصطفی (صَلواتُ اللهِ عَلَیهِ وَ آلِهِ) نیز از این نوع اشخاص بسیار بوده و هستند.

بَشرِ کافِر ، عَنُود و لَجُوج، همیشه توجیه می‌کند. اگر با چشم ببیند، می‌گوید: سِحر بود – می‌گوید: صُدفَه و اتفاقی بود ؛ و اگر نتواند اینگونه توجیه و فرار کند ، به دنبال یک دلیل علمی می‌گردد و اگر چیزی یافت، می‌گوید: دلیل علمی داشت !!!  گویا هر چه دلیل علمی داشته باشد ، دیگر کار خدا نیست و کار خدا باید حتماً (اَلعَیاذُ بِاللهِ) غیر علمی باشد ، در حالی که او علیم و حکیم است و عالَم همه تَجلّی عِلم اوست و عالِم باید به این علوم واقف گردد . لذا به خاطر عنادشان مصداق "خَتَمَ اللهُ" می‌شوند و قبول نمی‌کنند.

«خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ» (اَلبَقَره، 7)

ترجمه: خداوند بر دل‏ها و بر گوش‏هاى آنان مُهر (شقاوت) نهاده، و بر دیدگانشان پرده ‏اى (از غفلت) است و عذابى بزرگ خواهند داشت.

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ» (اَلأَعراف، 179)

ترجمه: و حقّا که ما بسیارى از جِن و اِنس را (گویى) براى دوزخ آفریده ‏ایم، زیرا که دل‏ها دارند ولى (حقایق را) بدان نمى‏فهمند، و چشم‏ها دارند ولى بدان (به عبرت) نمى ‏نگرند و گوش‏ها دارند ولى بدان (مَعارِف حَقّه را) نمى‏ شنوند ، آنها مانند چهارپایانند بلکه گمراه‏ ترند (زیرا با داشتن استعداد رُشد و تکامل، به راه باطل مى ‏روند) و آنها همان غافلانند.

http://www.x-shobhe.com/shobhe/5536.html

*واقعه کربلا در تاریخ آنگُلُوساکسُون در سال 685 میلادی+https://www.parsine.com/fa/news/153190/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9.


** آیاواقعاًروزعاشورا ازآسمان خون باریدوخاک و سنگ خون گریست؟!+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی

**********************************************

 


 

** آثاروبرکات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی(ع) - پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی...

 


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

 




تاریخ : چهارشنبه 98/7/24 | 9:11 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای تصویر متحرک اربعین حسینی

***نسیم معرفت***

 

 

به نام خدا


** آثاروبرکات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی  (ع)


ایام اربعین حسینی یادآور خاطره جانسوز کربلا و شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و یاران و اصحاب و خاندانِ حسین بن علی (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و یادآور  دوران اسیری اهل بیت و خاندان امام حسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) مخصوصا اسیری حضرت سیّدالساجدین زین العابدین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و پیام رسان کربلاء «اُختُ الحسین» حضرت زینب (سَلامُ اللهِ عَلَیها ) دختر حضرت فاطمه (سَلامُ اللهِ عَلَیها ) و علی (عَلَیهِِ السَّلامُ) است .  راهپیمایی عظیم اربعین حسینی که بحمدالله هر سال باشکوه تر از سال های قبل با حضور میلیون ها نفر از دلدادگان و عاشقان و محبان حسینی برگزار می شود یکی از شعائر بسیار بزرگ اسلامی و معنوی و حماسی است که آثار و برکات زیادی برای اسلام و مسلمین به ارمغان  آورده و می آورد که برخی از آن ها عبارتند از :

1- وحدت و اتحاد و همدلی

2- اظهار عشق و ارادت به اهل بیت پیغمبر (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)

3-عزت و اعتلاء و اقتدار و عظمت مسلمین بخصوص که جمعیت راهپیمایی عظیم اربعین حسینی به حسب گزارش ها  از 20 میلیون زایر هم بیشتر است .

4- ایثار و انفاق که به اوج خود می رسد

5-نیکی و احسان و محبت و کمک به دیگران

6-اطعام و پذیرایی گسترده و غیر قابل وصف از زُوّار حسینی

7-انتقال و نشر فرهنگ حسینی و نهضت کربلا

8-احیاء ارزش های دینی و انسانی

9- برخوردارشدن از روح  جهاد و مقاومت و شهادت

10-ارتقاء روحی و فکری و نشاط معنوی

11-دشمن شناسی و بصیرت

12-سازش ناپذیری در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)

13-آشنایی جهانیان و مردم عالَم با حرکت و قیام حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ)

14-افشاگری نسبت به جنایات مستکبرین و یزیدیانِ زمان(آمریکای جنایتکار-اسرائیل غاصب-آل سعود خون آشام- داعش و تکفیری های بی رحم و منحرف ... )

15-زیارت خالصانه حرم حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و سائر اماکن مقدسه

16-راهپیمایی اربعین حسینی تجلّی عظمت نهضت حضرت سیدالشهدا (عَلَیهِِ السَّلامُ) است که سیل خروشانی را بر ضد ظلم و ستم و جنایت و بی عدالتی و ... بوجود می آورد .

17-راهپیمایی اربعین حسینی بیانگر اعلام آمادگی همه جانبه جهت خدمت به دین و احیاء ارزش های دینی و الهی و فداکاری با جان و مال و بیان و قلم و هنر برای ارزش هایی است که حسین بن علی (عَلَیهِِما السَّلامُ) و یاران و اصحاب باوفایش برای آن ها به شهادت رسیدند .

18- راهپیمایی اربعین حسینی بیانگر آن است که مسمانان جهان باید به هویت اصیل اسلامی و دینی خود بازگردند .


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

*********************************************


 

** آثاروبرکات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی(ع) - پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی...

 


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 
** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید

 

 

** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .


** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .

 


 


 




تاریخ : سه شنبه 98/7/23 | 7:11 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 Image result for اهل بیت ع

***نسیم معرفت***



*سفارش پیغمبر«ص»درباره حَسَنَین و فاطمه «عَلَیهِمُ السَّلامُ»


حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سَلَمَةَ الْأَهْوَازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقفِیُّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُوسَى ابْنِ أُخْتِ الْوَاقِدِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو قَتَادَةَ الْحَرَّانِیُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْعَلَاءِ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (عَلَیهِمُ السَّلامُ) فَقَالَ اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَ أَکْرَمُ النَّاسِ عَلَیَّ فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ [فَأَحْبِبْ مَنْ أَحَبَّهُمْ] وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ والِ مَنْ والاهُمْ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُمْ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ وَ اجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِینَ مِنْ کُلِّ رِجْسٍ مَعْصُومِینَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ أَیِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْکَ ثُمَّ قَالَ (ص) یَا عَلِیُّ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهَا بَعْدِی وَ أَنْتَ قَائِدُ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْجَنَّةِ وَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی ابْنَتِی فَاطِمَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی نَجِیبٍ مِنْ نُورٍ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ عَنْ یَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ بَیْنَ یَدَیْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِی إِلَی الْجَنَّةِ... ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی عَلِیٍّ  (عَلَیهِ السَّلامُ) فَقَالَ : یَا عَلِیُّ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی یَسُوؤُنِی مَا سَاءَهَا وَ یَسُرُّنِی مَا سَرَّهَا وَ إِنَّهَا أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْل بَیْتِی فَأَحْسِنْ إِلَیْهَا بَعْدِی وَ أَمَّا الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَیْنُ فَهُمَا ابْنَایَ وَ رَیْحَانَتَایَ وَ هُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیُکْرَمَا عَلَیْکَ کَسَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ ثُمَّ رَفَعَ  یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ اَللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی مُحِبٌّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُمُ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُمْ.

 

اَحمد بن زیاد بن جعفر هَمَدانی با سلسله اَسناد و سَنَدهایی از سعید بن مُسیّب و او از ابن عباس نقل می کند که  روزی رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) در مجلسی نشسته بودند و در نزد ایشان حضرت علی   و حضرت فاطمه   و حضرت امام حسن و حضرت امام حسین (عَلَیهِمُ السَّلامُ) حضور داشتند. حضرت رسول الله (ص) فرمودند: پروردگارا می دانی که اینان اهل بیت من و گرامی ترین مردم نزد من هستند پس دوست بدار هر که آنان را دوست می دارد و بُغض و کینه و دشمنی بَورز با هر که با آنان کینه و بغض می ورزد و دوست بدار و حمایت کن کسی را که آنها را دوست می دارد و حمایت می کند و دشمن بدار هر که آنان را دشمن می دارد و یاری نما هر که آنان را یاری می کند و آنان را از هر آلایشی پیراسته و مُنزَّه قرار بده و از جمیع گناهان مَصون و محفوظ نگهدار و از جانب خود با روحُ القدس تائید و تقویشان بفرما... سپس پیامبر (ص) متوجّه حضرت علی بن ابیطالب (عَلَیهِ السَّلامُ) شد و فرمود : یا علی تو امامِ امّتِ من و خلیفه‌ من خواهی بود ، تو مُؤمنین را به سوی بهشت رهبری خواهی کرد . گویا من دخترم فاطمه (سَلامُ اللهِ عَلَیها) را می‌بینم که فردای قیامت بر شتری نجیب که از نور باشد سوار است و از طرف راست وی هفتاد هزار مَلَک و از سمت چپ او هفتاد هزار مَلَک و در مقابلش هفتاد هزار مَلَک و در پشت سرش هفتاد هزار مَلَک خواهد بود. دختر من زنان مؤمنه‌ امّتم را به جانب بهشت رهبری خواهد کرد .... سپس مُجدّدا پیغمبر اکرم (ص)  متوجّه حضرت علی (عَلَیهِ السَّلامُ) شده و فرمود : یا علی فاطمه (س) پاره‌ تن من و نور چشم و میوه‌ دل من است، آنچه که باعث ناراحتی او باشد باعث ناراحتی من و آنچه که موجب خشنودی وی شود ، موجب خشنودی من خواهد شد. فاطمه (س) اوّلین کسی از اهل بیتم است که به من مُلحق می‌شود . بعد از من با دخترم فاطمه (س)  نیکو رفتار باش و اما حسن و حسین دو پسر و دو رَیحان من هستند و آنان سرور جوانان اهل بهشت هستند . باید نزد تو همچون چشم و گوشت عزیز و گرامی باشند . سپس حضرت دستشان را به سوی آسمان گرفتند و عرضه داشتند : خداوندا گواه باش که من دوستدارِ دوست آنها و دشمنِ دشمنان آنها هستم و در صُلح هستم با هر کسی که با ایشان در صُلح است و در جنگ هستم با هر که با ایشان در جنگ است و دشمن هستم با هر که بدخواه آنان است و دوست هستم با هر کسی که آنها را دوست دارد.


* اَلأَمالی لِلصَّدُوقِ ،  صفحه 487 – 486  حدیث 18 -  بِحارُالأَنوار جلد 37 ص84حدیث 52 .

 


** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

*******************************************

 


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 
** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید

 

 

** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .


** مجموعه مقالات وگفتمانهای اقتصادی وبانکداری اسلامی و ... +بانظارت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی - (**)+کلیک کنید + http://hakim-askari.rozblog.com/post/543 .

 

 




تاریخ : یکشنبه 98/7/14 | 2:30 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی