سفارش تبلیغ
صبا
http://nasimemarefat.parsiblog.com/ 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

بیش از 1142 سال (شمسی) و 4 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 41 دقیقه و 58 ثانیه است کسی منتظر 313 مرد است و زمان  همچنان در گذر است ، آه... مرد شدن چقدر زمان میخواهد....

 نسیم ادب (سعادت)               

تاریخ عضویت در پارسی بلاگ: 92/10/4

ویژگی های شخصیتی علامه طباطبایی (ره)

استاد وشاگردش

 

                               **سایت حکیم عسکری گیلانی**

 * جاهل بروز فتنه ره خانه گم کند    عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

 

ostad

 

** حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 
تصاویر متحرک از گل و دسته گلهای زیبا (2)

[ یادداشت ثابت - یکشنبه 93/9/3 ] [ 6:28 عصر ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی

نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی

نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر داعش در بوکمال

***نسیم معرفت***

** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت اسلامی بر حکومت خود خوانده داعش


بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ

سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر مدافعان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت اسلامی

سلام خدا بر سرداران  رشید اسلام  که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تبهکاران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای اسلام و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر شهداء جنگ تحمیلی و شهداء مدافعان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف

  سلام بر عزت 

 سلام بر غیرت

سلام بر حرّیت و آزادی


پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت اسلامی در قالب های سپاه قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و ارتش سوریه و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و سوریه و حزب الله لبنان با هدایت ها و رهبری های حکیمانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام سید علی خامنه ای  در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّابیت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم امام زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  امام خامنه ای و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های شهداء مدافعِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و سوریه و لبنان و ملت ها و آزادیخواهان جهان  و نیز به رهبرحزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و سپاه پاسداران و ارتش جمهورشی اسلامی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده سپاه سردار محمد علی جعفری و نیروهای سپاه قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


[ سه شنبه 96/8/30 ] [ 11:56 عصر ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر داعش در بوکمال

 

***نسیم معرفت***

** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت اسلامی بر حکومت خود خوانده داعش


بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ

سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر مدافعان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت اسلامی

سلام خدا بر سرداران  رشید اسلام  که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تبهکاران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای اسلام و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر شهداء جنگ تحمیلی و شهداء مدافعان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف

  سلام بر عزت 

 سلام بر غیرت

سلام بر حرّیت و آزادی


پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت اسلامی در قالب های سپاه قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و ارتش سوریه و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و سوریه و حزب الله لبنان با هدایت ها و رهبری های حکیمانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام سید علی خامنه ای  در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّابیت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم امام زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  امام خامنه ای و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های شهداء مدافعِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و سوریه و لبنان و ملت ها و آزادیخواهان جهان  و نیز به رهبرحزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و سپاه پاسداران و ارتش جمهورشی اسلامی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده سپاه سردار محمد علی جعفری و نیروهای سپاه قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


[ سه شنبه 96/8/30 ] [ 6:3 عصر ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای شهادت امام رضا تسلیت

***نسیم معرفت***


** شخصیت امام رضا(ع) اززبان علماى اهل سنت+آیت الله مکارم شیرازی


پرسش : علماى اهلدرباره شخصیت امام رضا(علیه السلام) چه گفتارى دارند؟

 

پاسخ : فضائل و مناقب بسیارى از زبان علماى اهلدرباره شخصیت والاى امام رضا(علیه السلام) نقل شده؛ که ما در اینجا به کلمات برخى از آنان اشاره مى کنیم:
1 ـ اِبن حَجَر هَیتَمى
«و َکانَ اولادُ مُوسَى بنِ جَعفَرَ حِینَ وَفاتِهِ سَبعَةَ وَ ثَلاثینَ ذَکَراً وَ اُنثى، مِنهُم عَلِىُّ الرِّضا وَ هُوَ اَنبَهَهُم ذَکَراً وَ اَجَلُّهُم قَدراً»(1)؛ (اولاد موسى بن جعفر ع هنگام وفاتش 37 نفر دختر و پسر بود ،  از آن جمله علىّ الرضا ع  است که مورد توجه عموم بوده و از همه جلیل القدرتر بود).
2 ـ سَمهُودى
«عَلِىُُّ الرِّضا بنُ مُوسَى الکاظِمِ، کانَ اَوحَدَ زَمانِهِ، جَلیلَ القَدرِ، اَسلَمَ عَلى یَدِهِ اَبُومَحفُوظِِ مَعرُوفُ الکَرخِى»(2)؛ (على الرضا ع فرزند موساى کاظم ع ، بهترین فرد زمانش و مردى جلیل القدر بود و «مَعروف کَرخى» به دستشآورد).
3 ـ اِبن حَجَر عَسقَلانى
«کانَ الرِّضا مِن اَهلِ العِلمِ وَ الفَضلِ مَعَ شَرَفِ النَّسَبِ»(3)؛ (رضا
(علیه السلام) از اهل علم و فضل بوده و نسبى شریف داشت).
4 ـ ذَهَبى
«اَلأِمامُ السَّیِّدُ اَبُوالحَسَنِ الرِّضا... وَ کانَ مِن اَهلِ العِلمِ وَ الدِّینِ وَ السُّودَدِ بِمَکانِِ» . (4) «امام، ابوالحسن على الرضا
 (علیه السلام) ... داراى مرتبه اى عالى از علم و دین و بزرگى و آقایی و سروری  بود».
او همچنین مى نویسد: «وَ قَد کانَ عَلِىُُّ الرِّضا کَبیرَ الشَّأنِ ، اَهلاََ لِلخَلافَةِ»(5)؛ (على الرضا 
(علیه السلام)  مردى بزرگوار بود و براى اهمیت و شایستگی داشت).
5 ـ خَیرُالدِّین
زِرِکْلی
عَلِىُّ بنُ مُوسَى الکاظِمِ بنِ جَعفَرَ الصّادِقِ، اَبُوالحَسَنِ ، اَلمُلَقَّبِ بِالرِّضا، ثامِنِ الأَئِمَّةِ الأِثنَى عَشَرَ عِندَ الأِمامِیَّةِ وَ مِن اَجِلّاءِ السّادَةِ اَهلَ البَیتِ وَ فُضَلائِهِم...»(6)؛ (على فرزند موسى کاظم فرزند جعفر صادق، ابوالحسن، ملقّب به رضا، هشتمین نفر از دوازده امام نزد امامیه است. او از بزرگان سادات و فضلاى آنان است...).
6 ـ شَیخ عبدالله شَبراوى شافعى
«عَلِىُُّ الرِّضا ـ (رَضِیُ عَنهُ) ـ کانَت مَناقِبُهُ عَلِیَّةََ وَ صِفاتُهُ سَنِیَّةََ ... وَ کِراماتُهُ اَکثَرَ مِن اَن تُحصَى وَ اَشهَرَ مِن اَن تُذکَرَ»(7) . (على الرضا ـ (رضی عنه) ـ داراى مناقب عالى و صفات ارزشمند بود... کرامات او بیشتر از آن است که شمارش شود و مشهورتر از آن است که ذکر گردد).
7 ـ عَبدالله بن اَسعَد یافِعِى
اَلأِمامُ الجَلیلُ ، اَلمُعَظَّمُ ، سُلالَةُ السّادَةِ الأَکارِمِ ، اَبُوالحَسَنِ عَلِىُّ بنُ مُوسَى الکاظِمِ بنِ جَعفَرَ الصّادِقِ بنِ مُحَمَّدِِ الباقِرِ(علیهم السلام)... اَحَدُ الأَئِمَّةِ الأِثنَى عَشَرَ ، اُولِى الَّذینَ انتُسِبَتِ الأِمامِیَّةُ اِلَیهِم وَ قَصَّرُوا بِناءَ مَذهَبِهِم عَلَیهِم»(9)؛ (امام جلیل معظّم، سلاله سادات مکرّم، ابوالحسن على بن موسى الکاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمّد باقر(علیهم السلام)... یکى از امامان دوازده گانه است. کسانى که داراى مناقب بوده و امامیه به آنان منتسب هستند و مذهب خود را بر کلمات آنان بنا ساخته اند).
8 ـبن یُوسف ابوالعبّاس قَرَمانى
او درباره امام رضا
(علیه السلام) گفته است: « وَ کانَت مَناقِبُهُ عَلِیَّةََ وَ صِفاتُهُ سَنِیَّةََ، وَ کِراماتُهُ کَثیرَةََ وَ مَناقِبُهُ شَهیرَةََ، وَ کانَ قَلیلَ النَّومِ، کَثیرَالصَّومِ . وَ کانَ جُلُوسُهُ فِی الصَّیفِّ عَلى حَصیرِِ وَ فِی الشِّتاءِ عَلى جِلدِ شاةِِ »(9)؛ (مناقب او عالى و صفاتش جلیل و کراماتش بسیار و مناقبش مشهور است. او مردى کم خواب بوده و بسیار مى گرفت. در تابستان بر روى حصیر و در زمستان بر پوست گوسفند مى نشست).
9 ـ یوسف بن اسماعیل نبهانى

«عَلِىُُّ الرِّضا بنُ مُوسَى الکاظِمِ بنُ جَعفَرَ الصّادِقِ ، اَحَدُ اَکابِرِ الأَئِمَّةِ وَ مَصابِیحُ الأُمَّةِ مِن اَهلِ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعادِنُ العِلمِ وَ العِرفانِ وَ الکَرَمِ  وَ الفُتُوَّة ، کانَ عَظیمَ القَدرِ، مَشهُورَ الذِّکرِ، وَ لَهُ کِراماتُُ کَثیرَةُُ مِنها اَنَّّهُ قالَ لِرَجُلِِ صَحیحِِ سَلیمِِ: اِستَعِدَّ لِما لابُدَّ مِنهُ، فَماتَ بَعدَ ثَلاثَةَ اَیّامِِ »(10)؛ (على الرضا فرزند موساى کاظم فرزند جعفر صادق، یکى از بزرگان امامان و چراغان امت از اهل بیتبود. همانان که معادن علم و عرفان و کرم و مردانگى بودند. او عظیم القدر و مشهور بود. داراى کراماتى بود . از آن جمله این که به مردى صحیح و سالم فرمود: آماده آنچه برایش چاره اى نیست باش. او بعد از سه روز از دنیا رفت).

10 ـ اِبن اِبى الحَدید مُعتَزِلى
او مى گوید: « وَ مِن رِجالِنا مُوسَى بنُ جَعفَرَ بنِ مُحَمَّّدِِ وَ هُوَ العَبدُ الصّالِحُ، جَمَعَ مِنَ الفِقهِ وَ الدِّینِ وَ النَسکِ وَ الحِلمِ وَ الصَّبرِ. وَ ابنُهُ عَلِىُّ بنُ مُوسَى المُرَشَّحُ لِلخَلافَةِ وَ المَخطُوبُ لَهُ بِالعَهدِ. کانَ اَعلَمَ النّاسِ وَ اَسخَى النّاسِ وَ اَکرَمَ النّاسِ اَخلاقاً»(11)؛ (و از رجال ما موسى بن جعفر فرزند محمّد معروف به عبد صالح است. او بین و دین و عمل صالح و و صبر را جمع نمود. و فرزندش على بن موسى است، کسى که براى کاندید شده و براى او به عهد خلافت خوانده شد. او عالم ترین و سخى ترین و کریم ترین مردم در اخلاق بود).   [ کلمه «اَلنَّسک»  به معنای پرهیزکاری و اخلاص به حرکات ثلاثه  ضم و فتح و کسر نون صحیح است]
11 ـ محمّد امین سُویدى
«کانَت اَخلاقُهُ عَلِیَّةََ وَ صِفاتُهُ سَنِیَّةََ... کِراماتُهُ کَثیرَةََ وَ مَناقِبُهُ شَهیرَةََ لا یَسَعُها مِثلُ هذَا المَوضِعِ»(12)؛ (اخلاقش عالى و صفاتش جلیل بود...کراماتش بسیار و مناقبش مشهور است، به حدّى که این کتاب وسعت نقل آن ها را ندارد).
12 ـ محمّد بن وهیب
«وَ کِراماتُهُ کَثیرَةََ ـ (رَضِیَ عَنهُ) ـ اِذ هُوَ فَریدُ زَمانِهِ»(13)؛ (کرامات او بسیار بود ـ (رَضِیَعَنهُ) ـ زیرا او یگانه زمان خود به حساب مى آمد).(14)

پی نوشت:
(1). الصواعق المحرقة، ص 122.
(2). جواهر العقدین، ص 353.
(3). تهذیب التهذیب.
(4). سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 387و388.
(5). سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 392.
(6). الأعلام، ج 5، ص 26.
(7). جامع کرامات الأولیاء، ج 2، ص 312.
(8). مرآة الجنان، ج 2، ص 11.
(9). اخبار الدول، ص 114.
(10). جامع کرامات الاولیاء، ص 311.
(11). شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 278.
(12). سبائک الذهب، ص 75.
(13). جوهرة الکلام، ص 143.
(14). گردآوری از کتاب: اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، مسجد مقدس جمکران، قم ، 1385 ه.ش، ص 138.

مطالب مرتبط

شهادت امام رضا (ع)

موضع امام رضا(ع) در مقابل سیاست مأمون

سیاست مأمون در مدارا با امام رضا(ع)

شبهه در اسلام آوردن «معروف کرخى» توسط امام رضا(ع)

عدم وجود روایتى از امام رضا(ع) در منابع حدیثى

http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=23&lid=0&mid=249082&catid=24093&start=1&pageindex=0

** اعراب گذاری متن عربی و تصحیح برخی کلمات توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


[ یکشنبه 96/8/28 ] [ 11:27 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]


نتیجه تصویری برای آیت الله خامنه ای و قرآن

***نسیم معرفت***

 

** قرآن در کلام آقا امام خامنه ای دام ظله العالی-پایگاه بزرگ قرآنی طه+کلیک کنید

انس با قرآن


** حقیقت این است که ما هنوز از قرآن خیلى دوریم و خیلى فاصله داریم. دلهاى ما باید قرآنى بشود. جان ما باید با قرآن انس بگیرد. اگر بتوانیم با قرآن انس بگیریم، معارف قرآن را در دل و جان خودمان نفوذ بدهیم، زندگى ما و جامعه‌ى ما قرآنى خواهد شد؛ احتیاج به فعالیت و فشار و سیاستگذارى ندارد. اصل این است که دلمان، جانمان و معرفتمان حقیقتاً قرآنى باشد.

** امروز همه‌ى بشر محتاج قرآنند؛ اما ما مسلمانان اگر به قرآن عمل نکنیم، خسارتمان، بیشتر از دیگران است؛ چون ما این نسخه و این دستورالعمل را داریم، تجربه‌ى تاریخى آن را هم داریم. بشریت در صدر اول به برکت عمل به قرآن، در علم، در اخلاق، در عمل و در پیشرفتهاى گوناگون مادى و معنوى، اوج پیدا کرد. قرآن، همیشه زنده است. قرآن، نیازهاى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهد. قرآن در هر عصرى مى‌تواند بهترین نسخه‌ى سعادت انسانها باشد

** انس با قرآن دلهاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد کرد. هرچه در دنیاى اسلام کمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است. قرآن کتاب حکمت است، کتاب علم است، کتاب حیات است. حیات امتها و ملتها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى این معارف و عمل به احکام قرآنى است. انسانها اگر طالب عدالتند و از ظلم بیزارند، راه مبارزه‌ى با ظلم را باید از قرآن فرا بگیرند. انسانها اگر طالب علمند و به وسیله‌ى معرفت و آگاهى و علم میخواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمین کنند، راهش به وسیله‌ى قرآن نشان داده میشود. انسانها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.

 

** باید به قرآن نزدیک شد. شما جوانهای عزیز و همه‏ی جوانهایی که این حرف را در سرتاسر کشور می شنوید، بدانید در قرآن حکمت هست، نور هست، شفاء هست. عقده‏هایی که بر اثر چالشهای موجود مادی دنیا در دل و جان انسان به وجود می آید، سرانگشت حکمت قرآنی می تواند همه‏ی این عقده‏ها را باز کند؛ این واقعیت است؛ دلها را باز می کند، شرح صدر می دهد، امید می دهد، نور می دهد، عزم راسخ برای حرکت در صراط مستقیم می دهد. با قرآن باید مواجه شد و اینها را گرفت.

** در فضاى زندگى ما باید قرآن حکومت کند و برکات قرآنى موج بزند. در سایه‌ى قرآن است که معرفت و بصیرت و شجاعت و اقدام ما معنا پیدا مى‌کند و به سمت هدف‏هاى درست متوجه مى‌شود. عزیزان من! این تلاوت که ما این قدر بر آن اصرار داریم، قدم اولِ لازم است. قرآن، خودش را به زبانهاى مختلف تعریف مى‌کند….. قرآن، انسان را به بهترین راه، بهترین کار، بهترین نظام، بهترین شیوه، بهترین اخلاق و بهترین روشهاى عمل فرد و جامعه هدایت مى‌کند… قرآن، همیشه زنده است. قرآن، نیازهاى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهد. قرآن در هر عصرى مى‌تواند بهترین نسخه‌ى سعادت انسانها باشد.

** هر چه بیشتر با قرآن انس پیدا کنید، دلبستگی‏تان به آن بیشتر می‌شود. قرآن مثل یک دریای عمیق است. در سطح، انسان چیزهای مشاهده می‌کند؛ هر چه به اعماق بیشتر فرو بروید، چیزهای تازه‌ای مشاهده می‌کنید؛ و این البته به برکت انس با قرآن حاصل می‌شود. این‏طور نیست که هر کس یک مقدار در قرآن مطالعه کرد، بگوید من به اعماق آن دست پیدا کردم؛ نه، چیزهایی وجود دارد که متعلق به راسخین در علم است. باید رسوخ در علم پیدا کرد و این به برکت انس طولانی و بلند مدت با قرآن برای انسان پیش می‌آید و هدایت قرآنی شامل حال انسان می‌شود. هرچه بیشتر با قرآن اُنس پیدا کنید، دلبستگی‌تان، به آن بیشتر می‌شود. هرچه به اعماق قرآن بیشتر فرو بروید، چیزهای تازه‌تر و مطالب خیره‌کننده‌تری در آنجا مشاهده، می‌‌کنید؛ و این البته به برکت انس با قرآن حاصل می‌شود.

** قرآن در کلام آقا امام خامنه ای دام ظله العالی-پایگاه بزرگ قرآنی طه+کلیک کنید

http://tahaquran.ir/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B8%D9%84%D9%87-%D8%A7/

 

 


[ یکشنبه 96/8/28 ] [ 7:42 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای قرآن

***نسیم معرفت***

به نام خدا

** اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی‏ ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَی اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ . خداوند بهترین سخن را نازل کرده ، کتابی که آیاتش ( هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان) همانند یکدیگر است آیاتی مکرّر دارد ( با تکراری شوق انگیز ) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند می افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا می شود این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می کند و هر کس را خداوند گمراه سازد ، راهنمایی برای او نخواهد بود.   (سوره زمر آیه 23 .)

«اَحسَنُ الحَدیث» از دو کلمه مرکّب شده است :  اَحسَن + الحَدیث .أَحْسَنَ الْحَدِیثِ یعنی زیباترین کلام و بهترین سخن . لغت‌شناسان  هر نو ظهورى اَعمّ از شىء  و سخن  و خبر را حدیث می گویند  که رایج‌ترین معناى حدیث در قرآن، همان معنای سخن و کلام و گفتار است  .  کلمه حدیث 23 بار در قرآن ذکر شده است . مُفسِّران ، نوآورى‌ها  و تازگى و نو بودن  نزول قرآن در مقایسه با کتاب‌هاى آسمانى پیشین ، و نیز کلام و خبر جدید بودن آن را دلیل وصف یا نامگذارى قرآن به حدیث مى‌دانند. همچنین متکلّمان و مُفسِّرانِ طرفدارِ نظریه حدوثِ قرآن ، نام‌گذارى این کتاب به حدیث را شاهدى بر ادعاى خود مى‌شمارند .  قرآن نه ‌تنها «حدیث» بلکه نیکوترین حدیث و سخن یعنی (اَحسَنُ الحَدیث) به ‌شمار مى‌آید و آیاتش (در لطف، زیبایى، عمق و محتوا) همانند یکدیگر است. در ‌حالى ‌که بسیارى از مفسران، اَحسَن‌ُالحَدیث را به ‌معناى نیکوترین کلام مى‌دانند برخى با عنایت و توجه به  مفهوم و معنای تکرار که در« مَثانِى و مُتشابِه» نهفته است که   با داستان‌هاى مکرَّر قرآن مناسبت دارد و نیز با توجه به کلمه  (حَدیثُ مُوسی) در آیه 9 از سوره طه (وَ هَلْ أَتاکَ حَدیثُ مُوسیو شأن نزول این آیه ،  اَحسَن‌ُالحَدیث در آیه 23 زُمَر را به  «اَحسن‌ُالقَصَص» تفسیر کرده‌اند. ( دائِرةُ المَعارِف قرآن کریم  جلد 2، صفحه 298-300. ) 

علامه محمد تقی مصباح یزدی در کتاب قرآن شناسی جلد اول صفحه 41  در باره معنای کلمه «اَحسَنُ الحَدیث» و «حدیث» چنین می گوید : [ کلمه «حَدیث» در چهار مورد بر قرآن اطلاق شده است؛ مانند فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ إِن کَانُوا صَادِقِینَ.  (سوره طور:آیه 34) «پس سخنی همانند آن را بیاورند اگر راستگویان‌اند». همچنین احتمالاً مقصود از حدیث در آیه 185 سوره اعراف و 50 مرسلات، قرآن است؛ اما وصف «اَحسَنُ الحَدیث» که فقط در آیه 23 سوره زُمَر آمده، حتماً در مورد قرآن است. واژه «حدیث» به دو معنا به کار می‌رود: یکی به معنای تازه و جدید، و دیگری به معنای سخن و کلام؛ گرچه اصل و ریشه این واژه به معنای «تازه» است  و شاید در کلام هم به همین عنایت که اجزای آن، یکی پس از دیگری و تازه به تازه به وجود می‌آید، استعمال شده است. این واژه، در مورد خواب دیدن نیز به لحاظ آنکه نوعی گفت‌وگو است، به کار می‌رود؛ ولی در کاربرد فعلی آن، عنایتی به تازه بودن مفهوم و مضمون کلام نیست؛ بنابراین، «حدیث» هنگامی که در مورد قرآن به کار می‌رود، به معنای «سخن» و «احسن الحدیث» به معنای بهترین سخن است.]

در برخی از روایات  از قرآن کریم به عنوان (اَحسَنُ الحَدیث) یاد شده است چنانکه در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است که فرمود : وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِیثِ‏ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ‏ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ‏ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لَا یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ‏ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَیْهِ أَعْظَمُ‏ وَ الْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ‏ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَم‏ُ . و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دل‏هاست. از نور آن شفا و بهبودى خواهید که شفاى سینه ‏هاى بیمار است، و قرآن را نیکو تلاوت کنید که نافع ترین و سود بخش ‏ترین داستان‏هاست، زیرا عالمى که به غیر علم خود عمل کند،همچون جاهل سرگردانى است که از بیمارى نادانى شفا نخواهد گرفت، بلکه حجّت بر او قویتر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا سزاوارتر به نکوهش است.  (نهج البلاغه فیض الأسلام خطبه 109 ) گسترده ترین و بیشترین بحث درباره آیه 23 سوره زُمَر درباره  نام‌گذارى قرآن به «اَحسَنُ الحَدیث»   است .  اغلبِ مُفسِّران در باره اََحسَنُ الحَدیث بودن قرآن   به جنبه‌هاى لفظى و یا  معنایى قرآن پرداخته‌اند و یکی از جامع‌ترین دیدگاه‌ها در باره اَحسن الشحدیث بودن قرآن ، نظر فخر رازى است که هر دو بُعد یاد ‌شده را در نظر داشته‌ است . قرآن کریم بواسطه جامعیت و حقانیت و استواری و فصاحت و بلاغت و لطف و زیبایی و عمق و محتوا به عنوان اَحسنُ الحَدیث نامیده شده است . در کتاب المیزان جلد 17 صفحه 271 ذیل آیه  23 از سوره زُمَر  چنین آورده است  : [ فَقَولُهُ تَعالَی :  « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ »  هُوَ القُرآنُ الکَریمُ وَ الحَدیثُ هُوَ القَولُ کَما فِی قَولِهِ تَعالی فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ (سُورةُ الطُّور . اَلآیَة 34) وَ قَولُهُ : فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ (سُورَةُ المُرسَلات. اَلآیَة50) فَهُوَ اَحسَنُ القَولِ لِاشتِمالِهِ عَلی مَحضِ الحَقِّ الَّذی لا یَأتیهِ الباطِلُ بَینَ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ .   یعنی مـنـظـور از اَحسَنُ الحَدیث   در کلام خداوند  که فرمود : « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ » قرآن کریم است و کلمه «حدیث»  بـه مـعناى  قول و سخن است همچنان که در آیه فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ و نیز در آیه  فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ   نیز به همین معنا است. پس قرآن اَحسَنُ الحَدیث و بهترین قول و سخن است بـه جهت ایـنـکـه مـشـتـمـل اسـت بـر آنچه که  مـحـض حـق و حقیقت است  حـقـى کـه هرگز بـاطـل  به آن راه پیدا نمی کند  نه در عصر نزولش، نه بعد از آن .]

سؤال : منظور از مُتَشابِهاََ و مَثانِی در آیه 23 ازسوره زُمَر چیست؟  پاسخ[حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش چنین گفته است : کتابى است که آیاتش هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان، همانند یکدیگر است . منظور از «تشابُِه» در اینجا کلامى است که قسمت هاى مختلف آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگ مى باشد، هیچ گونه تضاد و اختلافى در میان آنها نیست، خوب و بد ندارد، بلکه یکى از یکى بهتر است. این درست بر خلاف کلمات انسان ها است که هر قدر در آن دقت شود، هنگامى که گسترده و وسیع گردد، خواه ناخواه اختلافات و تناقض ها و تضادهائى در آن پیدا مى شود، بعضى در اوج زیبائى است، و بعضى کاملاً عادى و معمولى، بررسى آثار نویسندگان معروف و بزرگ، اعم از نثر و نظم، نیز گواه زنده این مطلب است. اما کلام خدا قرآن  مجید این چنین نیست انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهیم، فصاحت و بلاغت بى نظیرى که در همه آیاتش حاکم است گواهى مى دهد که از کلام انسان ها نیست. سپس مى افزاید: ویژگى دیگر این کتاب این است که «مَثانِیَ» (مکرر است) . این تعبیر، ممکن است اشاره به تکرار مباحث مختلف داستانها، سرگذشت ها، مَواعِظ و اندرزها بوده باشد، اما تکرارى که هرگز ملالت آور نیست، بلکه شوق انگیز است و نشاط آفرین، و این یکى از اصول مهم فصاحت است که انسان به هنگام لزوم چیزى را براى تأثیر عمیق بخشیدن، تکرار کند، اما هر زمان به شکلى تازه و صورتى نو که ملالت خیز نباشد. به علاوه، مطالب مکرّر قرآن، مفسِّر یکدیگر است، و بسیارى از مشکلات از این طریق حل مى شود. بعضى نیز آن را اشاره به تکرار تلاوت قرآن و کهنه نشدن بر اثر تکرار تلاوت دانسته اند . و بعضى، اشاره به تکرار نزول قرآن که یک بار به صورت دفعى بر قلب پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  در «شب قدر» نازل شده، و یک بار هم به صورت تدریجى طى 23 سال . این احتمال نیز، وجود دارد که مراد، تکرار حقیقت قرآن در هر زمان و تجلّى تازه اى از عَینیّت آن با گذشت سال و ماه است. از میان این تفسیرها ، تفسیر اول  مناسب تر به نظر مى رسد، هر چند تضادى در میان آنها نیست، و جمع همه آنها ممکن است. + برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم شیرازی]  بعضی از مفسران از عبد الله بن مسعود نقل کرده اند که روزی جمعی از صحابه پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  که ملالت خاطری پیدا کرده بودند عرض کردند: ای رسولخدا چه می شد حدیثی برای ما بیان می کردی تا زنگار ملالت از دلهای ما بزداید؟ در اینجا بود که   آیه 23 از زُمَر   نازل شد و قرآن را به عنوان (اَحسَنُ الحَدیث ) معرفی کرد .  این شان نزول با تغییرات متفاوتی در تفسیر کَشّافِ زمخشری  ( جلد 4 صفحه 123 ) و تفسیر قُرطُبی و آلوسی و اَبُوالفُتوح رازی و غیر آن ذیل آیات مورد بحث آمده است  . (تفسیر نمونه جلد 19 ص 431 ).  و نیز سَعد بن ابى وقّاص نقل کرده است که قرآن به تدریج بر رسولخدا نازل مى گردید و پیامبر   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) هم آن را براى مردم قرائت می‌فرمود سپس عده اى به پیامبر گفتند: یا رسول اللّه چه خوب بود اگر خبر و حدیث تازه اى براى ما ذکر می‌نمودى  که  این آیه نازل گردید.

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

 

 


[ شنبه 96/8/27 ] [ 8:41 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای شهادت پیامبر و امام حسن تسلیت

***نسیم معرفت***


به نام خدا

محمد (ص) پیامبر رحمت و یاور ستمدیدگان

ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جهالت و ... همه جای جزیرة ‌العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می کردند. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آخر تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم  غارت ببرند و بخورند .  خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هرکس دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد  با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ...  . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها  توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و اسلام به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی اسلام و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد  و بعد از خودش  دوازده  گوهر  تابناک آسمان  امامت و ولایت را  جهت هدایت بشریت به تناوب  بجای خویش گماشت  و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک  بخصوص ابن عمش یعنی امام الموحدین حضرت علی بن ابیطالب(ع) بنمود  و اینک  این  قرآن و اهلبیت علیهم السلام   و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده  که باید بکوشیم تا  حرمت  این امانات   از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام  شرمنده نباشیم .

قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ...  .  همانا من‌ درمیان‌ شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت)  گذاشته ام : کتاب‌ خدا (قرآن کریم) و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بیت‌ من هستند .  مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج  11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106   .   )

 
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق


 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

******************************************

 

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه

** از دو متنی که برای  حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیح‌تر است؟ +اسلام کوئیست


[ جمعه 96/8/26 ] [ 3:15 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

امام حسن

***نسیم معرفت***

تاریخ مخابره :1394/9/19

در گفتگو با استاد حوزه بررسی شد؛

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+حوزه نیوز

حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است... 

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.

............               ................               ..............

* دورنمایی از مشکلات امام حسن (ع) در دوران حکومتشان

عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان امام حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.

الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه امام حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و امیرالمؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت امام حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که امیرالمؤمنین(ع) را خانه نشین کردند، مشکلاتی را برای امام حسن مجتبی(ع) ایجاد کردند که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با امام (ع) مقابله کند.

در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت کردند؛ فاصله قرارگرفتن امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ استاد مطهری در این باره می گوید:

«امام حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاویه هم به عنوان یک حاکم (گو اینکه تا آن وقت خودش را به عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین نمى ‏خواند) و به عنوان یک نفر طاغى و معترض در زمان امیرالمؤمنین (ع) قیام کرد، به عنوان این که من خلافت على (ع) را قبول ندارم به این دلیل که على کشندگان (ع) عثمان را که خلیفه بر حق مسلمین بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خلیفه مسلمین شرکت داشته است، پس على خلیفه بر حق مسلمین نیست. معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض و به عنوان یک دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حکومتى که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [قیام کرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏کرد و مردم نیز او را تحت عنوان «امیرالمؤمنین» نمى ‏خواندند؛ همین ‏طور مى‏ گفت که ما یک مردمى هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت(خلافت علی ع) پیروى کنیم. امام حسن (ع) بعد از امیرالمؤمنین (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گیرد. معاویه هم روز به روز نیرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاریخى، وضع حکومت امیرالمؤمنین (ع) در زمان خودش- که امام حسن (ع) هم وارث آن وضع حکومت بود- از نظر داخلى تدریجاً ضعیف ‏تر مى‏ شود به طورى که نوشته ‏اند بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، به فاصله هجده روز (که این هجده روز هم عبارت است از مدتى که خبر به سرعت به شام رسیده و بعد معاویه بسیج عمومى و اعلام آمادگى کرده است) معاویه حرکت مى‏ کند براى فتح عراق. (2)                         

لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با امام حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.

بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ امام حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ساکت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ساکت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی کردند و از باب ناچاری همراه امام (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج امام (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.

 

ostad

* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.

الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.

 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌کردند زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس کردند که حضور در زیر پرچم امام حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ سیاسی هم بررسی کردند. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های سیاسی آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای اسلامی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!

 

* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج امام ساکت بودند؟.

یک جواب این است که تحلیل سیاسی مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای نماز جماعت و نماز جمعه داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب جمعه و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.

دوران امام حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط سیاسی و اجتماعی که به امام حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط امیرالمؤمنین (ع) و حتی امام حسین (ع) بود.

در عرصه کربلا یزید در برابر امام حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان امام حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری امام حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم اسلامی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان امام حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان امام حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که امام حسن (ع) نماز جمعه برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر اسلام به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران امام حسن ع با شرایط زمان امام حسین ع فرق می کند وامام حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کردن کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. امام حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.

* چرا امام حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر اسلامی حکومت خود سعی وافری داشت؟.

معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.

اول: تجویز معاملات ربوی

وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.

دوم: تعطیلی حدود الهی

مثلاً دزدی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، دزدی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.

سوم: تغییر برخی از احکام حج

در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.

چهارم: معاویه خطبه های نماز عید فطر را قبل از نماز می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.

پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.

ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.

هفتم: لعن امیرالمومنین علیه السلام را رواج داد.

آشکارا لعن به امیرالمؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی امیرالمؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در نماز جمعه سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر داعش که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به کودکان آموزش ‌دهند.

هشتم: کارخانه جعل حدیث.

معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد امیرالمؤمنین (ع) قیام کردند؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی امیرالمؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم اسلامی فاجعه است.

متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، نماز جمعه می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، امام (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.

* برخورد امام (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.

وظیفه اصلی و اولیه امام حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی سپاه را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به سپاه معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به امام علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با سپاه اصلی به آنها ملحق شود.

«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با سپاه معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.

طولی نکشید به امام علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.

پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه سپاه و تزلزل موقعیت نظامی امام علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان امیرمؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور امام حسن علیه السلام فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد.

معاویه تنها به خریدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان ارتش امام مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر امام مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم سپاه) با معاویه سازش کرده و در میان سپاه قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.

کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور امام علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات کردند و پس از خروج از چادر امام (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.

مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد امام (ع) شورش کردند؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل امام برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.

* نرمش قهرمانانه امام(ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی

در نهایت امام حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری کردند که عرصه بر امام بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.

تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی کردند؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه امام حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که امام حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه امام حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پشت پرده پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به امام (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به امام حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.

این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا امام حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!

 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط امام (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین امام حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.

* مواد قرارداد صلح

1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره پیامبر و سیره خلفا عمل کند. استاد مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)

2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.

3- معاویه باید لعن نسبت به امیرالمؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.

4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.

5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.

سؤال این است که امام حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اهداف تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر امام (ع) بود( که به قول استاد مطهری زمینه ساز قیام امام حسین (ع) است) امام علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.

حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که پیامبر اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ امام حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت کردند تا به اهدافی که مورد نظرش بود بپردازند.

* پس از صلح تحمیلی علت حضور امام (ع) در مدینه چه بود؟.

1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد

یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. امام ساکت نماندند و در مدینه اقداماتی کردند.

2-نشر فرهنگ اصیل اسلام

چون آن زمان اسلام از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم اسلام آمریکایی داریم و هم اسلام ناب محمدی، هم اسلام وهابیت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ماهواره ای دارند.

امام حسن علیه السلام با نشر اسلام اصیل در مقابل نشر اسلامی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.

3-مباره با بدعت های معاویه

4-رسیدگی به نیازمندان

5-حمایت های سیاسی از موالیان

6-افشاگری علیه اهداف شوم فرهنگ معاویه

امام چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب امیر المؤمنین (ع) بودند. ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.

 

پاورقی:

(1)- کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 54.

(2)-مجموعه آثار شهید مطهری؛ صلح امام حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 638.

(3)- مجموعه آثار شهید مطهری، صلح امام حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 644.

*حوزه نیوز :اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)

 

http://hawzahnews.com/detail/News/363869


** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه

 


[ جمعه 96/8/26 ] [ 2:41 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

ostad

***نسیم معرفت***


به نام خدا


فروغ وجدان

 

 
 ** فروغ وجدان+وجدان چیست؟


  هر انسانی علاوه بر قوه تفکر و تعقل و تدبر و اراده و قوّه خیال و وَهم و خشم و شهوت  ، دارای قوه و نیرویی است که آن را وجدان می گویند همان چیزی که این بیت شعر از حافظ ( علیه الرحمه) به آن اشاره دارد:

دراندرون من خسته دل ندانم که چیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 و در اینکه تعریف وجدان و   حقیقت وجدان  چیست  ؟ وآیا واقعیت دارد یا نه و اینکه محدوده درک وقضاوت آن تا کجا و چه اندازه است و آیا همه قضاوت های وجدانی صحیح است یا نه ؟  بحث های زیادی در میان دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی و روانشناسان صورت گرفته است که باید به کتاب هایی که دراین زمینه نگاشته شده است مراجعه نمود   .

یکی از ابعاد مهمی  که در رابطه با  انسان ، شایسته است که  کارشناسان دینی و تربیتی بیشتر به آن توجه کنند و  و مورد تبیین و بحث و بررسی قرار دهند  مسئله وجدان آدمی است . شناخت وجدان و آثار بسیار مهم آن نقش به سزایی در تربیت انسان و جامعه و خانواده و محیط دارد . لازم به تذکر است که بحث از وجدان ،  مُنفک و جدای از مسئله روح و نفس و فطرت نیست و بدون توجه به روح و نفس و فطرت به درستی نمی توان در رابطه با بحث وجدان به نتیجه صحیحی رسید زیرا که این امور یعنی وجدان و نفس و روح و فطرت با هم پیوند و ارتباط دارند .  بسیاری از پرسش ها از قبیل : چرا انسان ها ایثار می کنند ؟  چرا انسان ها عدالت را دوست دارند؟ چرا آدم ها حقجو و حق طلب هستند ؟ چرا نباید تن به ذلت داد ؟  چرا باید در قبال خوبی و احسان دیگران حقشناسی نمود؟ چرا باید صادق و درستکردار باشیم؟ چرا باید انسان موحد و خدا پرست باشد ؟ چرا باید به دیگران احترام کنیم ؟ ....   که برای ما انسان ها بوجود می آید در نهایت به امر وجدانی برمی گردد و از این جهت بحث از وجدان می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. به جهت اهمیت مسئله وجدان  شخصیت های مختلف فلسفی و عرفانی و اجتماعی و روانشناسی در رابطه با مقوله وجدان به بحث و بررسی نشستند . علامه  استاد شهید مرتضی مطهری و علامه مصباح محمد تقی یزدی و علامه محمد تقی جعفری و کانت فیلسوف آلمانی و زیگموند فروید اُتریشی و  ویکتور هوگوی فرانسوی  و بِرتراند راسل انگلیسی و ژان ژاک رُوسوی سوئیسی و ... از کسانی هستند که در آثارشان درباره موضوع وجدان به نحو مطلق و یا وجدان اخلاقی  بحث های مهمی مطرح نمودند .

برخی در تعریف وجدان چنین گفته اند : به نیروی درونی هر فرد که خوب و بدِ کردار را به وسیله آن ادراک می‌کند، وجدان گفته می‌شود.(فرهنگ عمید) و در اصطلاح روان‌شناسی گفته اند که وجدان عبارت است از نیروی باطنی که خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهد و انسان را به سوی خوبی ها سوق داده و از بدی ها جلو گیری می نماید .

تعریفی که بنده از وجدان ارایه می دهم چنین است که  وجدان  که در ردیف عقل عملی قرار دارد عبارت است از قوه و نیرو ی باطنی نورانی و ملکوتی  و  غریزه خاص الهی است که خداوند متعال همراه خلقت انسان در ذات و نهاد و فطرت و سرشت  او قرار داده است که بدی ها و خوبی ها  و رذایل و فضایل را بِالفِطره بدون نیاز به استدلال و دلیل و برهان  تشخیص می دهد و او را به خوبی ها امر و از بدی ها نهی می نماید  و کارهای پسندیده و نیکو را تحسین و افعال زشت و نکوهیده را تقبیح می نماید و آدمی را بر ارتکاب اعمال قبیح و پلید و زشت  ملامت و سرزنش می کند . وجدان نیرویی  است باطنی    و فطری و ذاتی و عمومی  که  وظیفه و کار اصلی آن نظارت بر رفتار و کردار و اعمال آدمی است .وجدان یکی از ویژگی ها و خصوصیات روح انسان است که منشا امر و نهی و  حکم کننده به خوبی ها و باز دارنده نسبت به بدی ها از عمق جان و روح آدمی است  و همه انسان ها از بدو تولد تا آخر عمر  با هر دین و آیینی از این موهبت الهی (یعنی وجدان) برخوردارند مگر کسانی که  با معاصی فراوان و جُرم و جنایت ها و طغیانگری ها  دچار مرگ وجدانی شده باشند .  خداوند در درون هر انسانی دادگاه کوچکی به نام وجدان قرار داده که او را در برابر رفتار و اعمالش حسابرسی می کند و این نمونه و نازله ای از دادگاه عدل الهی است که در روز قیامت  همه انسان ها باید در برابر خداوند نسبت به کردارهایشان پاسخگو باشند . وجدان بهترین قاضی و داور و حکم کننده می باشد که خداوند آن را همیشه همراه ما قرار داده است  وکسانی که وجدان خود را خاموش ویا از بین برده اند از محدوده و دایره انسانیت خارج هستند . از وجدان با تعابیر گوناگونی  همچون وجدان اخلاقی فطری و غریزه ملکوتی و صدای فطرت  و ندای الهی و نفس لَوّامه و واعظ درونی و ضمیر آدمی  و.... یاد شده است .  در  قرآن کریم از آن به نفسِ لَوّامه و ملامتگر یاد شده  که انسان را در انجام اعمال زشت  و ناپسند ملامت می کند . در سوره قیامه آیه 2 چنین آمده است :  وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ وسوگند به نفس لوّامه و وجدان بیدار و ملامتگر (که قیامت و رستاخیز حق است )

البته خود وجدان هم اقسامی دارد از قبیل وجدان توحیدی ،وجدان پرستش ، وجدان  خدا جویی ، وجدان اخلاقی فطری و ذاتی   ، وجدان  حقیقت جویی ، وجدان علم جویی و وجدان زیبایی طلبی ، وجدان کمال طلبی ، وجدان دینی و مذهبی ، وجدان عقلائی ، وجدان فطری(غیر کسبی) ، وجدان کسبی و اکتسابی ، وجدان عمومی که مربوط به همه انسان ها با هر دین و آیین می باشد( وجدان بشریت )   و وجدان خصوصی که مربوط به هر فرد خاص می باشد و  وجدان ملت ها و قوم ها و  وجدان سیاسی و اقتصادی و  وجدان کاری  ...  که به نظر بنده همه این اقسام گویای یک حقیقت است که همان وجدان فطری خدادای است  که در مقایسه با حقایق و اشیاء  دیگر به صورت اقسام گوناگون وجدان  در آمده است . به عبارت دیگر  در واقع  حقیقت وجدان یک چیز است که به نسبت با حقایق و چیزهای دیگر به اقسام مختلف تقسیم می شود .

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 

*********************************************


** فروغ وجدان+وجدان چیست؟ (آیت الله سیداصغر سعادت میر قدیم لاهیجی)+نسیم معرفت


[ پنج شنبه 96/8/25 ] [ 1:45 عصر ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]

نتیجه تصویری برای تسلیت کرمانشاه زلزله

***نسیم معرفت***

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

انا لله و انا الیه راجعون

حادثه دلخراش و غمبار زلزله سهمگین که با قدرتِ
هفت مُمیّز سه دهم (3 / 7)  ریشتر  در یکشنبه شب  21 آبان 96 در کرمانشاه به وقوع پیوست و سبب جان باختن صدها و مجروح شدن هزاران نفر از هموطنان عزیز ما در شهرهای کرمانشاه و سرپُل ذهاب و قصر شیرین و سایر جاها شد یکی از بزرگترین زلزله ها در تاریخ غرب کشور محسوب می شود . در این حادثه تلخ و ناگوار خانواده های زیادی داغدار شدند . اینجانب با حزن و اندوه فراوان این مصیبت وارده را به وَلِیُّ اللهِ الأَعظَم حضرت حُجَّتِ بنِ الحسن العسکری (عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف) و مقام معظم رهبری  حضرت آیت الله خامنه ای و ملت شریف ایران بویژه به مردم شهرهای آسیب دیده در غرب کشور تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای جان باختگان طلب رحمت و مغفرت و برای مجروحین شفای عاجل و برای خانواده های داغدار صبر و اجر جزیل مسالت دارم.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 



[ چهارشنبه 96/8/24 ] [ 10:52 صبح ] [ سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ایمیل :saadat_110@mihanmail.ir هرگونه کپی برداری از مطالب بدون درج نام وبلاگ و لینک دادن به مطلب ، ممنوع است. تاریخ عضویت در پارسی بلاگ: 92/10/4 صفحه اصلی وبلاگ : http://nasimemarefat.parsiblog.com/
موضوعات وب