سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
دو عکس دیده نشده از آیت‌الله سیستانی خارج از منزل


ازطرف هشتمین ستاره گیلانی-لاهیجانی
 



تاریخ : چهارشنبه 93/2/31 | 11:49 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
اولین نامزد زن محجبه پارلمان اروپا در گفتگو با مشرق:
چرا کشورهای اروپایی نسل‌کشی در کشور برمه یا دموکراسی‌های آفریقای مرکزی را محکوم نمی‌کنند، بلکه فقط می‌خواهند به کشورهای دیگر حمله کنند. این یعنی سیاست‌‌های دوگانه.

گروه بین‌الملل مشرق- "آنا استامو" زن مسلمان یونانی است که به عنوان اولین نامزد محجبه انتخابات پارلمان اروپا معرفی شده است. وی نماینده حزب "اکو گرین" یونان و مدیر بازاریابی و روابط عمومی انجمن مسلمانان این کشور است. آنا در یک خانواده مسیحی ارتدوکس متولد شده است و می‌گوید که خانواده اش زمانی که وی در 30 سالگی به دین اسلام گرویده شد، متعجب شدند. شناخته شدن مسلمانان به عنوان شهروندان قانونی و ساخت یک مسجد در شهر آتن، از جمله اولویت های مهم نخستین کاندیدای مسلمان و محجبه این کشور در انتخابات پارلمان اروپا است. مصاحبه خبرنگار بین‌الملل مشرق با این فعال سیاسی مسلمان اروپایی در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

 

آنا استامو

***فعالیت‌های سیاسی خود را چگونه و از کجا آغاز کردید؟

آنا استامو: من جدای از این‌که یک مسلمان هستم، یک فعال سیاسی هم بوده‌ام، به ویژه در زمینه حمایت از حقوق ملت فلسطین. سال‌هاست عضوی از پروژه "کشتی به غزه" هم هستم. سال 2010 این پروژه از طریق به راه انداختن کاروان آزادی با کشتی‌ها و قایق‌های زیادی سعی داشت وارد غزه شود. اما پیش از آن هم با قایق‌های کوچک‌تر سعی کرده بودیم محاصره غزه را بشکنیم. بنابراین من از مدت‌ها قبل یک فعال سیاسی بوده‌ام و در فعالیت‌های داوطلبانه حضور داشته‌ام.

 

همه این پروژه‌ها من را بیش‌تر در دنیای سیاست غرق کرد و از آن‌چه در دنیا اتفاق می‌افتد بیش‌تر مطلع شدم. درخواست از من برای کاندیداتوری پارلمان اروپا هم از طرف رئیس پروژه "کشتی به غزه" مطرح شد. بنابراین ما به دنبال گسترش دیدگاه خود و دست یافتن به عدالت اجتماعی در همه جای دنیا هستیم، نه تنها درون مرزهای یونان.

 

اسلام‌هراسی در سراسر اروپا به سرعت در حال پیشرفت است/برخی کشورهای اتحادیه اروپا اعتقادی به حقوق بشر ندارند/از اینکه دوست ایرانم افتخار می‌کنم

***آیا به خاطر حجابتان محدودیتی برایتان ایجاد نمی کنند؟

 

 آنا استامو: خیر. ما در چارچوب قانون عمل می‌کنیم و هیچ تضادی بین نظریات و ایده‌آل‌های من با ایده‌آل‌های پارلمان اروپا وجود ندارد. هرجا که این پارلمان اقدامی انجام می‌دهد، فرصت خوبی است تا درباره مسائل عدالت اجتماعی در آن‌جا بیش‌تر آگاه بشوم. اگر جایی درباره موضوعی که به من مربوط است عادلانه عمل نکردند، معلوم می‌شود زمان آن رسیده که در این‌باره فکر کنند. وقتی برخی افراد در پارلمان اروپا درباره عدالت اجتماعی صحبت کنند، کم‌کم شرایط هم در این پارلمان تغییر می‌کند.

 

 

***در برخی کشورها مثل فرانسه داشتن حجاب ممنوع است. در این‌باره چه کاری می‌توان کرد؟

 

 آنا استامو: این ممنوعیت به دلایل سیاسی اعمال می‌شود. در کشور من داشتن حجاب ممنوع نیست و نمی‌توان آن را ممنوع کرد، چون بخشی از جمعیت بومی یونان مسلمان هستند. بنابراین نظام قضایی یونان حجاب را بیش‌تر می‌پذیرد. البته تعصب‌ها، تبلیغات و اسلام‌هراسی در یونان هم وجود دارد. اما به نظرم اکنون فرصت خوبی است تا صرف‌نظر از آن‌چه مردم می‌پوشند صدای آن‌ها را بشنویم و ببینیم چه کسانی هستند.

 

حضور من نه تنها به عنوان یک مسلمان، نه به عنوان زنی که حجاب دارد، بلکه به عنوان یک فعال سیاسی باعث می‌شود تا همه گوش بدهند به این‌که مسلمانان چه حرفی برای گفتن دارند، و تنها تمرکز نکنند بر این‌که مسلمانان چه می‌پوشند یا چه اعتقاداتی دارند.

 


***اگر به نمایندگی پارلمان اروپا انتخاب شوید، برنامه‌تان برای مقابله با اسلام‌هراسی در اروپا چیست؟

 

آنا استامو: این وظیفه بزرگی است، چون اسلام‌هراسی در سراسر اروپا دارد به سرعت پیشرفت می‌کند. اما به نظر من این مسئله را می‌توان با باز کردن جوامع و بحث باز و آزاد درباره این موضوع حل کرد. ابهامات و ترس‌هایی مخفی درباره مسلمانان وجود دارد، این‌که چه کسانی هستند و چه می‌کنند. مسلمانان همه جا هستند. حدود 20 میلیون مسلمان هم‌اکنون شهروند اروپا هستند. تصور کنید که نیمی از این افراد زن هستند و چه تعداد از آن‌ها حجاب دارند.

 

باید در این‌باره بحث کرد. باید خود را نشان دهیم، پیشرفتمان را نشان دهیم، نه بر اساس دینمان، بلکه بر اساس ارزش‌های انسانی‌مان. من تمام تلاش خود را خواهم کرد تا به مردم نشان دهم مسلمانان که هستند، چه می‌کنند، چه نیازهایی دارند. اما آن‌چه از نظر من برای مقابله با اسلام‌هراسی مهم‌تر است، این است که به مسلمانان کشور خودم بیاموزم تا خودشان بیش‌تر فعال شوند. می‌خواهم آن‌ها را بیش‌تر در فعالیت‌های داوطلبانه حاضر ببینم.

 

به عنوان مثال، یونان اکنون دچار بحران اقتصادی است. من از مسلمانان انتظار دارم فعال‌تر باشند و بیش از پیش خود را وارد جامعه کنند، نه این‌که در جوامع کوچک خود بمانند و درباره مشکلات داخلی‌شان شکایت کنند. این مسئله باید دو طرفه باشد. از یک طرف شهروندان اروپا ببینند مسلمانان چه کسانی هستند و چه نیازهایی دارند و از طرف دیگر مسلمانان باید فعال‌تر و پویاتر شوند.

 

آنا استامو

***به نظر شما علاوه بر نقش غیر فعال مسلمانان، موانع دیگر مثل لابی صهیونیستی و سایر دشمنان مسلمانان در اروپا و غرب در این زمینه مؤثر نیستند؟

 

 آنا استامو: سیاست خارجی اتحادیه اروپا مشکلات زیادی دارد که باید آن‌ها را رفع کند. به نظر من دلیل آن هم مشکلات داخلی است که در این اتحادیه وجود دارد. من نمی‌توانم بگویم اگر حزب من وارد پارلمان اروپا شود این مسائل را بلافاصله حل می‌کند، چون آن‌چه لابی‌ها انجام می‌دهند از دهه‌ها پیش در جریان بوده است، در حالی که مسلمانان آن‌گونه که باید فعال نبوده‌اند. اگر از همان ابتدای تشکیل پارلمان اروپا مسلمانان در آن فعالیت می‌کردند، مسائل کنونی را نداشتیم.

 

متأسفم که می‌بینم به خاطر حقوق بشر افراد را متهم می‌کنند، اما خودشان اعتقادی به حقوق بشر ندارند. مثلاً نمی‌بینم که کشورهای اروپایی نسل‌کشی در کشور برمه یا دموکراسی‌های آفریقای مرکزی را محکوم کنند، بلکه فقط می‌خواهند به کشورهای دیگر حمله کنند. این یعنی سیاست‌‌های دوگانه درباره کشورهای دیگر.

 

مثلاً درباره کشور شما، حالا که تحریم‌ها کم‌تر شده است، همه کشورهای اتحادیه اروپا می‌خواهند با ایران ارتباط برقرار کنند. بنابراین از یک طرف ایران را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند، که به نظر من جنبه سیاسی دارد، اما از طرف دیگر می‌خواهند در همین کشور سرمایه‌گذاری کنند. من خودم در ایران بوده‌ام و می‌دانم که در این کشور زنان با مردان بیش‌تر برابر هستند تا در کشور من. تعداد اعضای زن پارلمان ایران از کشور من بیش‌تر است، این فرضیه که زنان ضعیف‌تر هستند در ایران وجود ندارد. اما تبلیغات رسانه‌ای در اروپا نمی‌گذارد این‌گونه دیدگاه‌ها وارد کشورهای اروپایی شوند. این وضعیت باید به تدریج عوض شود.

 

اسلام‌هراسی در سراسر اروپا به سرعت در حال پیشرفت است/برخی کشورهای اتحادیه اروپا اعتقادی به حقوق بشر ندارند/از اینکه دوست ایرانم افتخار می‌کنم

***درباره سفرتان به ایران بگویید. چه زمانی و چرا به ایران سفر کردید؟

 

 آنا استامو: من برای حضور در چندین کنفرانس به ایران سفر کرده‌ام. واقعاً موفقیت‌هایی را ستایش می‌کنم که مردم ایران علی‌رغم تحریم‌های بسیار شدید به دست آورده‌اند. من خودم یک نفر هستم و شاید نظر شخصی خودم را بگویم، اما همراه با چند نفر دیگر از دانشگاه‌های یونان به ایران سفر کرده بودیم و آن‌ها هم به شدت شگفت‌زده شده بودند و ناراحت بودند که رسانه‌های یونانی تصاویری کاملاً متفاوت را از ایران مخابره می‌کنند. تا جایی که وقتی به ایران سفر کردیم، باورشان نمی‌شد و می‌گفتند این چه کشوری است! چه‌قدر پیشرفته است. البته نمی‌گویم که مشکلی وجود ندارد، هیچ کشوری در دنیا بدون مشکل نیست. اما ایران بسیار پیشرفته است و هم از نظر هنر و هم از نظر علم در سطح بالایی قرار دارد.من خودم دوست دارم بیش‌تر درباره ایران یاد بگیرم. هر وقت فرصت پیدا کنم، به ایران سفر می‌کنم، چون باعث پیشرفت خودم می‌شود. من صادقانه بهترین تصویر را از ایران در ذهن خود دارم.

 

آنا استامو

***به نظر شما تأسیس یک لابی اسلامی در پارلمان اروپا برای حمایت از کشورها و ارزش‌های اسلامی در دنیا چه اندازه مهم است؟

 

 آنا استامو: نمی‌دانم آیا تأسیس یک لابی واقعاً آن چیزی است که مسلمانان نیاز دارند یا نه. به نظر من اگر چندین مسلمان از کشورهای مختلف به عضویت پارلمان اروپا دربیایند، شاهد تغییر در سیاست‌‌های این پارلمان خواهیم بود، چون ارزش‌های اسلامی اگر به آن‌ها عمل شود، نه این‌که آموزش داده شوند، یعنی به جای آن‌که اسلام را تبلیغ کنیم، اسلامی زندگی کنیم، آن وقت می‌توانند روی همه تأثیرگذار باشند. برای تأثیرگذاری نیازی به تأسیس لابی نیست، نه نظر من این کار تأثیری در اروپا نخواهد گذاشت.

 

مردم اروپا به چیزی شفاف نیاز دارند، نیازی ندارند به این‌که بدانند یک فرد چه اعتقاداتی دارد. افرادی در اروپا هستند که هیچ دینی ندارند. اما فردی که ارزش‌های اسلامی را داشته باشد می‌تواند به همه احترام بگذارد. به این ترتیب می‌توان بر تمام اروپا تأثیر گذاشت، نه فقط بر کشورهای اسلامی. خود اروپایی‌ها باید به وضوح ببینند که به نفعشان است که اعضای مسلمان در پارلمان این قاره حضور داشته باشند.

 

همچنین می‌توان روابط را هم تقویت کرد. تصور کنید اگر مسلمانان در پارلمان اروپا حضور داشته باشند، چه اندازه اقتصاد پیشرفت می‌کند. می‌توانیم به عنوان مثال تورهایی به ایران یا کشورهای مسلمان دیگر بفرستیم، که باعث افزایش سرمایه‌گذاری و همکاری‌های متقابل شود. باید این درها را باز کرد. و اروپا به این درهای جدید نیاز دارد، به جاهای جدید و شیوه‌های جدید برای سرمایه‌گذاری در اقتصاد و علم نیاز دارد.

 

این حوزه‌های جدید از طرف شرق باید بیاید، دیگر نمی‌تواند از سمت غرب بیاید. بازارهای جدید و آینده‌دار بازارهایی هستند که در حال پیشرفت هستند و اکنون کشورهای شرقی هستند که دارند پیشرفت می‌کنند، کشورهای مسلمان هستند که به سرعت در حال پیشرفت هستند.

 

آیا مطلبی هست که بخواهید در انتها به مخاطبین ایرانی این مصاحبه بگویید؟

 

فقط می‌خواهم بگویم که من بسیار مفتخرم از این‌که با ایران دوست هستم. و واقعاً ستایش می‌کنم آن چه را که شما علی‌رغم تحریم‌ها به دست آورده‌اید و اگرچه برخی از مردم ایران تصور می‌کنند فشار تحریم‌های روزافزون بر ایران بسیار زیاد است، اما باید بدانید که شما بسیار، بسیار جلوتر از اروپا هستید. به همین خاطر است که در اروپا درباره ایران زیاد صحبت می‌شود، چون شما بسیار پیشرفته هستید.

 

همین‌گونه ادامه دهید و به قدرت خود اعتقاد داشته باشید. هیچ‌کس نمی‌تواند به مردم ایران تلقین کند که قدرتمند و باهوش نیستند. من واقعاً کشور شما را ستایش می‌کنم.

 

 




تاریخ : چهارشنبه 93/2/31 | 11:22 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
رهبرانقلاب در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)؛
ما در پاسخ به عصبانیت آمریکا از پیشرفت ملت ایران تکرار می‌کنیم که از عصبانیت بمیرید!/ رویش‌های انقلاب بر ریزش‌ها غلبه کرده است

گروه سیاسی - رجانیوز: در آستانه سوم خرداد، سالروز عملیات غرور آفرین بیت المقدس و فتح خرمشهر، صبح امروز (چهارشنبه) مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) با حضور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

Get the Flash Player to see this player.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، برای شهدای دفاع مقدس علوّ درجات را مسألت کردند.

فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین جانبازان سرافراز حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این مراسم در سخنانی تربیت جوانان مؤمن، متعهد، انقلابی، محقق و متخصص در دانشگاه افسری امام حسین(ع) را یک نمونه بارز از رویش های انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به ایستادگی ملت ایران در مقابل نظام سلطه و تقسیم بندی دنیا به سلطه گر و سلطه پذیر، تاکید کردند: امروز جبهه استکبار از پیشرفت های ملت ایران و نظام اسلامی که بدون اتکاء به آمریکا و قدرت های غربی و با تکیه بر ظرفیت ها و توانایی های داخلی بدست آمده، بشدت عصبانی است و ما در پاسخ به آنها همان جمله معروف شهید بهشتی را تکرار می کنیم که از عصبانیت بمیرید.

رهبر انقلاب اسلامی «رویش های نو به نو» در جمهوری اسلامی را یکی از مسایل مهم و اساسی برشمردند و با اشاره به نگرانی برخی در سال های قبل، درخصوص ریزش ها، افزودند: همانگونه که آن زمان گفته شد، اکنون رویش های انقلاب اسلامی بر ریزش ها غلبه کرده و نسل جوان و انقلابی در سراسر کشور، نوید بخش آینده ای روشن و همراه با پیشرفت هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای یک نکته را به نسلِ جوانِ متعهد به آرمان های انقلاب اسلامی متذکر شدند و گفتند: این نسل نو باید بر افق های دور و آینده، که همان تشکیل «تمدن نوین اسلامی» است، متمرکز شود و فقط آینده نزدیک و جلوی پای خود را نبیند.

ایشان با تاکید براینکه، اسلام تنها راه نجات بشریتِ مجروح و زخم خورده از حوادث گوناگون قرن های متمادی، و تنها مسیر تحقق کرامت واقعی انسان ها است، خاطر نشان کردند: جوانان مؤمن و متعهد، سازندگان آینده این کشور و هسته های اصلی برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی» هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به چالش هایی که نظام اسلامی درگیر آنها است، گفتند: وجود چالش، انسان های بصیر، آگاه و شجاع را هیچگاه نگران نمی کند بلکه نگاه آنها را به ظرفیت های موجود و احیاناً ظرفیت های معطل مانده داخلی معطوف می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای علت اصلی این چالش ها را توان پیشرفت و استحکام و اقتدار روزافزون در نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران بواسطه پیروزی انقلاب اسلامی، 35 سال است که در مقابل عادت نفرت انگیز و زشت ِ نظام سلطه برای تقسیم دنیا به سلطه گر و سلطه پذیر ایستاده و به همین علت، قدرت های زورگو و باج گیر بین المللی و در رأس آنها آمریکا برآشفته و خشمگین شده اند.

ایشان افزودند: البته همین ایستادگی، موجب شیفتگی ملت های دنیا بسوی ملت ایران شده است و حتی بسیاری از دولت هایی هم که جسارت ایستادگی در مقابل قدرت های زورگو را ندارند، از ایستادگی نظام جمهوری اسلامی خرسند هستند و آن را تمجید می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی طرح موضوعاتی همچون هسته ای و حقوق بشر و برخی موضوعات دیگر از طرف قدرت های زورگو را برضد ملت ایران، صرفاً بهانه دانستند و خاطر نشان کردند: تلاش آنها این است که با این بهانه ها و فشارها، ملت ایران را از ایستادگی در مقابل زورگویی ها و قلدری های خود، منصرف کنند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ملت ایران توانایی های خود را در میدان های مختلف اثبات کرده و نشان داده است که بدون تکیه بر امریکا هم می توان به پیشرفت های علمی و اجتماعی و نفوذ بین المللی و عزت سیاسی دست پیدا کرد.

ایشان تاکید کردند: ملت ایران راه درست را انتخاب کرده است و به مسیر خود ادامه خواهد داد و اکثریت دنیا نیز با این ملت است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش همیشگی امپراطوری خبری استکبار برای جلوگیری از رسیدن آوازه پیشرفت ها و موفقیت های ملت ایران به گوش جهانیان، گفتند: با وجود همه این تلاش ها، امروز جمع کثیری از مردم دنیا به ملت ایران اعتماد دارند و این ملت را ستایش می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از بکار برده شدن تعبیرِ دروغینِ «جامعه جهانی» در مقابل جمهوری اسلامی ایران، افزودند: نباید تعبیری را که دشمنان بکار می برند ما هم بکار ببریم زیرا واقعیت آن است که آنها جامعه جهانی نیستند و فقط چند دولت مستکبر ِ تحت ِ نفوذِ کمپانی های متعلق به صهیونیست های بدنام هستند.

ایشان تأکید کردند: جامعه جهانی، ملتها و دولت های مظلومی هستند که بدلیل فشار قدرت ها، جسارت اظهار مخالفت با زورگویان را ندارند اما اگر فضایی بدست آورند، قطعاً این مخالفت را ابراز خواهند کرد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: جامعه جهانی، دانشمندان و اندیشمندان و خیرخواهان و آزادیخواهان دنیا هستند.

فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود، دانشگاه افسری امام حسین(ع) را مرکزی مهم برای فراگیری دانش و تحقیق و آموزش های انقلابی و مهارت های رزمی و کسب بصیرت و معنویت دانستند و دانشجویان جوان این دانشگاه را به قدر دانستن این فرصت بزرگ و مسئولان و اساتید دانشگاه را نیز به بهره برداری حداکثری از این فرصت توصیه کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان خطاب به جوانان گفتند: کشور و آینده آن، متعلق به شما است، خود را برای فتح افق های دور دست و انجام کارهای بزرگ آماده کنید.

در این مراسم سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تولید قدرت روز افزون، توسعه‌ی توان بازدارندگی و افزایش آمادگیهای همه جانبه بعنوان برنامه‌های دائمی سپاه پاسداران در دفاع از انقلاب اسلامی یاد کرد و گفت: منبع اصلی اقتدار درونزای سپاه، نیروی انسانی مؤمن، هوشمند و انقلابیِ آن است.

سردار دریادار پاسدار مرتضی صفاری فرمانده دانشگاه امام حسین(ع) نیز گزارشی از برنامه‌ها و اقدامات علمی و فرهنگی این دانشگاه بیان کرد.

در این مراسم جمعی از فرماندهان، اساتید و مربیان، مدیران، دانش آموختگان و دانشجویان نمونه دانشگاه امام حسین(ع) هدایای خود را از دست فرمانده معظم کل قوا دریافت کردند و نماینده دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) نیز مفتخر به دریافت سردوشی شد.

اجرای طرح محتوایی «امت واحده» از جمله برنامه های مراسم امروز میثاق پاسداری دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین (ع) بود.

همچنین در این مراسم، دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین(ع)، نمایش رزمی اعتماد به نفس را اجرا کردند.

در پایان مراسم، یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

کد خبر:190520 -




تاریخ : چهارشنبه 93/2/31 | 11:8 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
چهارشنبه، 31 اردیبهشت 1393
حمایت تمام عیار دولت یازدهم از عبدالحمید، زمینه اقدامات تفرقه‎افکنانه را فراهم کرد/ جسارت ‏مولوی عبدالحمید به آیت الله مکارم شیرازی با هدف ایجاد اختلافات مذهبی

 گروه سیاسی – رجانیوز: مولوی عبدالحمید در توهینی بی سابقه به یکی از مراجع بزرگ تقلید، تلاش کرد تا مواضع ایشان را ناشی کهولت سن و زودباوری اعلام کند.

به گزارش رجانیوز ، تقدیر و حمایت کم سابقه از مولوی عبدالحمید توسط جریانات سیاسی و امنیتی نزدیک به دولت یازدهم که در ماه‎های اخیر موجب شده پای این چهره به رسانه‎های داخلی کشیده شود، زمینه را برای برخی اظهارات وحدت شکن و البته موهن وی نسبت به مراجع عظام تقلید نیز فراهم کرده است، چنانکه وی به تازگی و در یک توهین بی سابقه، بار دیگر وحدت شیعه و سنی را در سیستان و بلوچستان مورد هدف قرار داده و نسبت به یکی از مراجع عظام تقلید سخنان غیرقابل قبولی را بیان کرده است.

عبدالحمید در گفتگویی که با سایت نزدیک به جریانات سنی تندرو جنوب شرق کشور انجام داده، در پاسخ به این سوال که اخیرا برخی از مراجع و علمای مطرح کشور در خصوص جمعیت اهل‌سنت اظهار نگرانی کرده‌اند؛ علت را در چه می‌بینند و آیا چنین چیزی واقعیت دارد؟، گفته است: سخنان بعضی از علمای برجسته مانند آیت‌الله مکارم شیرازی و امام جمعه محترم مشهد، مایه نگرانی جامعه اهل‌سنت شده استزیرا هم آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع مطرح در ایران هستند و هم جناب آقای علم الهدی امام جمعه یکی از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای ایران استاین سخنان در نوع خود عجیب است، چون در گذشته چنین سخنانی مطرح نشده استاظهار نگرانی درباره افزایش جمعیت اهل سنت و یا نگرانی از پیشرفت اهل‌سنت در زمینه‌های فرهنگی و تحصیلی، خرید زمین و سکونت اهل‌سنت در مشهد و شهرهای دیگر، که مایه نگرانی این بزرگواران گردیده است، سخنان بسیار تأسف برانگیزی هستند. زمانی که ما اعتقاد به اخوت اسلامی شیعه و سنی داریم و معتقدیم شیعه و سنی مسلمان، برادر و ایرانی و دو واقعیت هستند؛ نباید چنین سخنانی را بر زبان بیاوریم. 

عبدالحمید در بخش دیگری از اظهارات تحریک آمیزش که در مصاحبه با این سایت منتشر شده، گفته است:متاسفانه برخی می‌خواهند که شیعیان را از این راه تحریک به تکثیر اولاد کنند، ولی این شیوه نادرست است، چراکه تعصبات مذهبی را بالا می‌برد. اگر افرادی چنین قصدی دارند از راه آیات و روایات آنها را تشویق کنند نه با ابراز نگرانی از جمعیت اهل‌سنت. حتی یکی از سخنرانان گفته است از همین امشب تصمیم بگیرید و دست به کار شوید و کلید 5 تا 14 فرزندی را به نیت ائمه بزنید! این آقایان قبلا کجا بودند؟! تغییر این شیوه یک قرن زمان می‌برد.

این چهره پر حاشیه در سیستان و بلوچستان افزود: البته خوشبختانه چنین سخنانی در دولت اعتدال‌گرا  و حتی در محافل اصول‌گرایان معتدل جایگاهی نداشته و اکثر مردم ایران از این قبیل سخنان خوششان نمی‌آید، اما این نگرانی وجود دارد که این حرف‌ها در میان افراطیون اثرگذار بوده و برای اهل‌سنت مشکلاتی ایجاد شود و افراد افراطی تحت تاثیر این حرف‌ها قرار بگیرند. حتی این نگرانی وجود دارد که این اظهارات منجر به تکرار قتل‌های زنجیره‌ای توسط افراطیون شود.

عبدالحمید در بخش دیگری از مصاحبه خود گفت: در رابطه با آیت‌الله مکارم شیرازی باید عرض کنم که ایشان کتاب‌های متعددی دارند و ‌بنده با مطالعه بعضی از کتاب‌های ایشان، در هیچ‌کدام از آنها مسایل اختلافی را ندیدم و توهینی به اهل‌سنت صورت نگرفته است و خود ایشان اظهار داشته است که در هیچ یک از کتب ایشان مطلبی علیه اهل‌سنت وجود ندارد. اما برخی اظهارات ایشان در شرایط کنونی برای ما نگران کننده است. زیرا سن ایشان بالا رفته و گزارش‌هایی را که به ایشان می‌دهند زودتر باور می‌کنند و بدون تحقیق آنها را مطرح می‌کنند و گزارش‌هایی که ما در ملاقات با ایشان نیز شنیدیم برای ما نگران کننده و تعجب آور بود. این قبیل سخنان برای وحدت و همچنین برای شخصیت خود ایشان ضرر دارد. در شبکه ولایت که زیر نظر ایشان و به نام ایشان اداره می‌شود،‌ فعالیت این شبکه در جهت تخریب اهل‌سنت است و نه تقریب اسلامی. گرچه گردانندگان شبکه مدعی هستند که توهین نمی‌کنند، اما ناظران بی‌طرف معتقداند که در این شبکه مسایلی بدتر از توهین مطرح می‌شود.

هر چند پیش از این و در واکنش به حمایت‎های غیرقابل توجیه دولت یازدهم از جریان عبدالحمید در جنوب شرق کشور و تلاش برای معرفی وی به عنوان نماینده اهل سنت در ایران، کارشناسان مسائل قومیت و مذاهب نسبت به ترویج رفتارهای تفرقه افکنانه در این منطقه هشدار داده بودند، اما سخنان امروز عبدالحمید نشان می‎دهد نه تنها این پروسه آغاز شده بلکه جریان مذکور که خود را مستظهر به حمایت دولت می‎بیند، وارد میدان ایجاد تنش‎های مذهبی و قومی شده است، موضوعی که اولین نمونه‎های آن را می‎توان در سخنان امروز عبدالحمید و توهین به مراجع تقلید شیعه برای برانگیختن واکنش‎های مذهبی شیعیان مشاهده کرد.

کد خبر:190169 -




تاریخ : چهارشنبه 93/2/31 | 11:1 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

 

 

next page

fehrest page

back page

 

 

ََآیه : 32 سوره مائده
آیه و ترجمه
مِنْ أَجْلِ ذَلِک کتَبْنَا عَلى بَنى إِسرءِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فى الاَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاس جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاس جَمِیعاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسلُنَا بِالْبَیِّنَتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِک فى الاَرْضِ لَمُسرِفُونَ(32)

  ترجمه :

32 - بهمین جهت بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد چنان است که گوئى همه انسانها را کشته و هر کس انسانى را از مرگ رهائى بخشد چنان است که گوئى همه مردم را زنده کرده است ، و رسولان ما با دلایل روشن بسوى بنى اسرائیل آمدند، اما بسیارى از آنها، تعدى و اسراف ، در روى زمین کردند.

  تفسیر :


پیوند انسانها
پس از ذکر داستان فرزندان آدم یک نتیجه گیرى کلى و انسانى در این آیه


 

تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 355

است نخست مى فرماید: بخاطر همین موضوع بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر گاه کسى انسانى را بدون ارتکاب قتل ، و بدون فساد در روى زمین به قتل برساند، چنان است که گویا همه انسانها را کشته است و کسى که انسانى را از مرگ نجات دهد گویا همه انسانها را از مرگ نجات داده است .
من اجل ذلک کتبنا على بنى اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فى الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا)
در اینجا سؤ ال مهمى پیش مى آید که چگونه قتل یک انسان مساوى است با قتل همه انسانها و نجات یک نفر مساوى با نجات همه انسانها مى باشد!
مفسران در اینجا پاسخهاى زیادى داده اند . در تفسیر تبیان شش پاسخ و در مجمع البیان پنج پاسخ و در کنز العرفان چهار پاسخ به آن داده شده است ولى پاره اى از آنها از معنى آیه بسیار دور است .
آنچه مى توان در پاسخ سؤ ال فوق گفت این است که : قرآن در این آیه یک حقیقت اجتماعى و تربیتى را بازگو میکند زیرا:
اولا - کسى که دست به خون انسان بیگناهى مى آلاید در حقیقت چنین آمادگى را دارد که انسانهاى بیگناه دیگرى را که با آن مقتول از نظر انسانى و بیگناهى برابرند مورد حمله قرار دهد و بقتل برساند، او در حقیقت یک قاتل است و طعمه او انسان بیگناه ، و مى دانیم تفاوتى در میان انسانهاى بیگناه از این نظر نیست ، همچنین کسى که بخاطر نوع دوستى و عاطفه انسانى ، دیگرى را از مرگ نجات بخشد این آمادگى را دارد که این برنامه انسانى را در مورد هر بشر دیگرى انجام دهد، او علاقمند به نجات انسانهاى بیگناه است و از این نظر براى او این انسان و آن انسان تفاوت نمى کند و با توجه به اینکه قرآن


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 356

مى گوید فکانما... استفاده میشود که مرگ و حیات یک نفر اگر چه مساوى با مرگ و حیات اجتماع نیست اما شباهتى به آن دارد.
ثانیا - جامعه انسانى در حقیقت یک واحد بیش نیست و افراد آن همانند اعضاى یک پیکرند، هر لطمه اى به عضوى از اعضاى این پیکر برسد اثر آن کم و بیش در سائر اعضاء آشکار مى گردد زیرا یک جامعه بزرگ از افراد تشکیل شده و فقدان یک فرد خواه ناخواه ضربهاى به همه جامعه بزرگ انسانى است . فقدان او سبب میشود که به تناسب شعاع تاثیر وجودش در اجتماع محلى خالى بماند، و زیانى از این رهگذر دامن همه را بگیرد، همچنین احیاى یک نفس سبب احیاى سائر اعضاى این پیکر است ، زیرا هر کس به اندازه وجود خود در ساختمان مجتمع بزرگ انسانى و رفع نیازمندیهاى آن اثر دارد بعضى بیشتر و بعضى کمتر.
و اگر در بعضى از روایات مى خوانیم که مجازات چنین انسانى در قیامت مجازات کسى است که همه انسانها را کشته اشاره بهمین است نه اینکه از هر جهت مساوى یکدیگر باشند و لذا در ذیل همین روایات مى خوانیم اگر تعداد بیشترى را بکشد مجازات او همان نسبت مضاعف شود!
از این آیه اهمیت مرگ و حیات یک انسان از نظر قرآن کاملا آشکار میشود، و با توجه به اینکه این آیات در محیطى نازل گردید که خون بشر مطلقا در آن ارزشى نداشت عظمت آن آشکارتر میگردد.
قابل توجه اینکه در روایات متعددى وارد شده است که آیه اگر چه مفهوم ظاهرش مرگ و حیات مادى است اما از آن مهمتر مرگ و حیات معنوى یعنى گمراه ساختن یک نفر یا نجات او از گمراهى است . کسى از امام صادق (علیه السلام ) تفسیر این آیه را پرسید، امام فرمود:
من حرق او غرق - ثم سکت - ثم قال تاویلها الاعظم ان دعاها فاستجاب له :


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 357

یعنى منظور از کشتن و نجات از مرگ که در آیه آمده نجات از آتشسوزى یا غرقاب و مانند آن است ، سپس امام سکوت کرد و بعد فرمود: تاویل اعظم و مفهوم بزرگتر آیه این است که دیگرى را دعوت به سوى راه حق یا باطل کند و او دعوتش را بپذیرد.
سؤ ال دیگرى که در آیه باقى مى ماند این است که چرا نام بنى اسرائیل بخصوص در این آیه آمده ! با اینکه مى دانیم حکم مزبور اختصاصى به آنها ندارد.
در پاسخ میتوان گفت ذکر نام بنى اسرائیل به خاطر آن است که مسئله قتل و خونریزى مخصوصا قتلهائى که از حسد و تفوقطلبى سرچشمه میگیرد در میان آنها فراوان بوده است ، و هم اکنون نیز قربانیان بیگناهى که به دست آنها کشته میشوند رقم بزرگى را تشکیل میدهند، به همین جهت نخستین بار این حکم الهى در برنامه هاى آنها گنجانیده شد!
و در پایان آیه : اشاره به قانون شکنى بنى اسرائیل کرده میفرماید: پیامبران ما با دلائل روشن براى ارشاد آنها آمدند ولى بسیارى از آنها قوانین الهى را در هم شکستند و راه اسراف را در پیش گرفتند.
(و لقد جائتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فى الارض لمسرفون ).
باید توجه داشت که : اسراف در لغت ، معنى وسیعى دارد که هر گونه تجاوز و تعدى از حد را شامل میشود اگر چه غالبا در مورد بخششها و هزینه ها و مخارج به کار میرود.


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 358

ََآیه : 33 - 34
آیه و ترجمه
إِنَّمَا جَزؤُا الَّذِینَ یحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ یَسعَوْنَ فى الاَرْضِ فَساداً أَن یُقَتَّلُوا أَوْ یُصلَّبُوا أَوْ تُقَطعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَفٍ أَوْ یُنفَوْا مِنَ الاَرْضِ ذَلِک لَهُمْ خِزْىٌ فى الدُّنْیَا وَ لَهُمْ فى الاَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(33)
إِلا الَّذِینَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَیهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(34)

 

  ترجمه :

33 - کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ بر مى خیزند و در روى زمین دست به فساد مى زنند. (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس ‍ مردم حمله مى برند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوائى آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگى دارند.
34 - مگر آنها که قبل از دست یافتن شما بر آنان توبه کنند، بدانید (خدا توبه آنها را میپذیرد) خداوند آمرزنده و مهربان است . شان نزول در شان نزول این آیه چنین نقل کرده اند که : جمعى از مشرکان خدمت پیامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواى مدینه به آنها نساخت ، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) براى بهبودى آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوائى از صحرا که شتران زکات را در آنجا به چرا مى بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواى آنجا از شیر تازه شتران به حد کافى استفاده کنند، آنها چنین کردند و بهبودى یافتند اما به جاى تشکر از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چوپانهاى مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 359

و سپس دست به کشتار آنها زدند و شتران زکوة را غارت کرده و از اسلام بیرون رفتند. پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد آنها را دستگیر کردند و همان کارى که با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام یافت ، یعنى چشم آنها را کور کردند و دست و پاى آنها را بریدند و کشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتکب این اعمال ضد انسانى نشوند، آیه فوق درباره این گونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.

 

  تفسیر :


کیفر آنها که به جان و مال مردم حمله میبرند
این آیه در حقیقت بحثى را که در مورد قتل نفس در آیات سابق بیان شد تکمیل میکند و جزاى افراد متجاوزى را که اسلحه بروى مسلمانان میکشند و با تهدید به مرگ و حتى کشتن ، اموالشان را به غارت میبرند، با شدت هر چه تمامتر بیان میکند، و میگوید: کیفر کسانى که با خدا و پیامبر به جنگ بر میخیزند و در روى زمین دست به فساد میزنند این است که یکى از چهار مجازات در مورد آنها اجراء شود: نخست اینکه کشته شوند، دیگر اینکه به دار آویخته شوند، سوم این که دست و پاى آنها به طور مخالف (دست راست با پاى چپ ) بریده شود چهارم اینکه از زمینى که در آن زندگى دارند تبعید گردند.
(انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فى الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ).
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 360

1 - منظور از محاربه با خدا و پیامبر آنچنان که در احادیث اهل بیت وارد شده و شان نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهى میدهد این است که : کسى با تهدید به اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از اینکه به صورت دزدان گردنه ها در بیرون شهرها چنین کارى کند و یا در داخل شهر، بنا بر این افراد چاقوکشى که حمله به جان و مال و نوامیس مردم میکنند نیز مشمول آن هستند.
ضمنا جالب توجه است که محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و این تاکید فوق العاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت مى کند.
2 - منظور از قطع دست و پا طبق آنچه در کتب فقهى اشاره شده همان مقدارى است که در مورد سرقت بیان گردیده یعنى تنها بریدن چهار انگشت از دست یا پا مى باشد.
3 - آیا مجازاتهاى چهارگانه فوق جنبه تخییرى دارد یعنى حکومت اسلام هر کدام از آنها را درباره هر کسى صلاح ببیند اجراء میکند، و یا متناسب با چگونگى جرم و جنایتى است که از آنها انجام گرفته ! یعنى اگر افراد محارب دست به کشتن انسانهاى بیگناهى زده اند مجازات قتل براى آنها انتخاب میشود و اگر اموال مردم را با تهدید به اسلحه ببرند انگشتان دست و پاى آنها قطع میشود و اگر هم دست به آدمکشى و هم سرقت اموال زده باشند اعدام میشوند و جسد آنها براى عبرت مردم مقدارى به دار آویخته میشود و اگر تنها اسلحه به روى مردم کشیده اند بدون اینکه خونى ریخته شود و یا سرقتى انجام گیرد به شهر دیگرى تبعید خواهند شد، شک نیست که معنى دوم به حقیقت نزدیکتر است ، و این مضمون در چند حدیث که از ائمه اهل بیت (علیهمالسلام ) نقل شده وارد


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 361

گردیده است .
درست است که در پاره اى از احادیث اشاره به مخیر بودن حکومت اسلامى در این زمینه شده است ولى با توجه به احادیث سابق منظور از تخییر این نیست که حکومت اسلامى پیش خود یکى از این چهار مجازات را انتخاب نماید و چگونگى جنایت را در نظر نگیرد زیرا بسیار بعید به نظر میرسد که مسئله کشتن و به دار آویختن همردیف تبعید بوده باشد، و همه در یک سطح .
اتفاقا در بسیارى از قوانین جنائى و جزائى دنیاى امروز نیز این مطلب به وضوح دیده میشود که براى یک نوع جنایت چند مجازات را در نظر مى گیرند، مثلا در پاره اى از جرائم ، در قانون مجازات مجرم ، حبس از سه سال تا 10 سال تعیین شده و دست قاضى را در این باره باز گذاشته اند مفهوم آن این نیست که قاضى مطابق میل خود سالهاى زندان را تعیین نماید بلکه منظور این است چگونگى وقوع مجازات را که گاهى با جهات مخففه و گاهى با جهات تشدید همراه است در نظر بگیرد و کیفر مناسبى انتخاب نماید.
در این قانون مهم اسلامى که درباره محاربان وارد شده ، چون نحوه این جرم و جنایت بسیار متفاوت است و همه محاربان مسلما یکسان نیستند طرز مجازات آنها نیز متفاوت ذکر شده است .
ناگفته پیدا است شدت عمل فوقالعاده اى که اسلام در مورد محاربان به خرج داده براى حفظ خونهاى بیگناهان و جلوگیرى از حملات و تجاوزهاى افراد قلدر و زورمند و جانى و چاقوکش و آدمکش به جان و مال و نوامیس مردم بیگناه است .
در پایان آیه میفرماید:


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 362

این مجازات و رسوائى آنها در دنیا است و تنها به این مجازات قناعت نخواهد شد بلکه در آخرت نیز کیفر سخت و عظیمى خواهند داشت .
(ذلک لهم خزى فى الدنیا و لهم فى الاخرة عذاب عظیم ).
از این جمله استفاده میشود که حتى اجراى حدود و مجازاتهاى اسلامى مانع از کیفرهاى آخرت نخواهد گردید.
سپس براى اینکه راه بازگشت را حتى به روى اینگونه جانیان خطرناک نبندد و در صورتى که در صدد اصلاح بر آیند راه جبران و تجدید نظر به روى آنها گشوده باشد میگوید: مگر کسانى که پیش از دسترسى به آنها توبه و بازگشت کنند که مشمول عفو خداوند خواهند شد و بدانید خداوند غفور و رحیم است .
(الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلموا ان الله غفور رحیم ).
از این جمله استفاده میشود که تنها در صورتى مجازات و حد از آنها برداشته میشود که پیش از دستگیر شدن به میل و اراده خود از این جنایت صرفنظر کنند و پشیمان گردند - البته نیاز به تذکر ندارد که توبه آنها سبب نمیشود که اگر قتلى از آنها صادر شده یا مالى را به سرقت برده اند مجازات آن را نبینند، تنها مجازات تهدید مردم با اسلحه برداشته خواهد شد.
و به عبارت دیگر توبه او تنها تاثیر در ساقط شدن حق الله دارد و اما حق الناس بدون رضایت صاحبان حق ، ساقط نخواهد شد (دقت کنید). و نیز به تعبیر دیگر: مجازات محارب از مجازات قاتل یا سارق معمولى شدیدتر است و با توبه کردن مجازات محارب از او برداشته میشود اما مجازات سارق و غاصب یا قاتل معمولى را خواهد داشت . ممکن است سؤ ال شود: توبه یک امر باطنى است از کجا میتوان آن را اثبات کرد؟
در پاسخ مى گوئیم : طریق اثبات براى این موضوع فراوان است از جمله


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 363

اینکه دو شاهد عادل گواهى بدهند که در مجلسى توبه او را شنیده اند و بدون اینکه کسى آنها را اجبار کند به میل خود توبه نموده اند و یا اینکه برنامه و روش زندگى خود را چنان تغییر دهند که آثار توبه از آن آشکار باشد.
ََآیه : 35
آیه و ترجمه
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَهِدُوا فى سبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(35)

 

  ترجمه :

35 - اى کسانى که ایمان آورده اید پرهیزگارى پیشه کنید و وسیله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

  تفسیر :


حقیقت توسل
در این آیه روى سخن به افراد با ایمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده :
نخست میگوید: اى کسانى که ایمان آورده اید: تقوا و پرهیزگارى پیشه کنید.
(یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ).
سپس دستور میدهد که وسیله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید
(و ابتغوا الیه الوسیلة ).
و سرانجام دستور به جهاد در راه خدا میدهند


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 364

(و جاهدوا فى سبیله ).
و نتیجه همه آنها این است که در مسیر رستگارى قرار گیرید.
(لعلکم تفلحون ).
موضوع مهمى که در این آیه باید مورد بحث قرار گیرد دستورى است که درباره انتخاب وسیله در این آیه به افراد با ایمان داده شده است .
وسیله در اصل به معنى تقرب جستن و یا چیزى که باعث تقرب به دیگرى از روى علاقه و رغبت میشود مى باشد.
بنابراین وسیله در آیه فوق معنى بسیار وسیعى دارد و هر کار و هر چیزى را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار میشود شامل میگردد که مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و جهاد و عبادات همچون نماز و زکات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاقهاى پنهانى و آشکار و همچنین هر کار نیک و خیر میباشد. همانطور که على (علیه السلام ) در نهج البلاغه فرموده است :
ل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه و تعالى الایمان به و برسوله و الجهاد فى سبیله فانه ذروة الاسلام ، و کلمة الاخلاص فانها الفطرة و اقام الصلاة فانها الملة ، و ایتاء الزکاة فانها فریضة واجبة و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب و حج البیت و اعتماره فانهما ینفیان ال
فقر
و یرحضان الذنب ، و صلة الرحم فانها مثراة فى المال و منساة فى الاجل ، و صدقة السر فانها تکفر الخطیئة و صدقة العلانیة فانها تدفع میتة السوء و صنائع المعروف فانها تقى مصارع الهوان ...
یعنى : بهترین چیزى که به وسیله آن میتوان به خدا نزدیک شد ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا است که قله کوهسار اسلام است ، و همچنین جمله اخلاص (لا اله الا الله ) که همان فطرت توحید است ، و بر پا داشتن نماز که آئین اسلام است ، و زکوة که فریضه واجبه است ، و روزه ماه


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 365

رمضان که سپرى است در برابر گناه و کیفرهاى الهى ، و حج و عمره که فقر و پریشانى را دور میکند و گناهان را میشوید، و صله رحم که ثروت را زیاد و عمر را طولانى مى کند، انفاقهاى پنهانى که جبران گناهان مینماید و انفاق آشکار که مرگهاى ناگوار و بد را دور میسازد و کارهاى نیک که انسان را از سقوط نجات مى دهد.
و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار میگردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است ، و همچنین پیروى از پیامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیکى به ساحت قدس پروردگار میباشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان میباشد جزء این مفهوم وسیع است .
و آنها که آیه فوق را به بعضى از این مفاهیم اختصاص داده اند در حقیقت هیچگونه دلیلى بر این تخصیص ندارند، زیرا همانطور که گفتیم وسیله در مفهوم لغویش به معنى هر چیزى است که باعث تقرب میگردد.
لازم به تذکر است که هرگز منظور این نیست چیزى را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور این است با اعمال صالح یا پیروى از پیامبر و امام ، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یکنوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است ) از خداوند چیزى را بخواهند این معنى نه بوى شرک مى دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و نه از عموم آیه فوق بیرون مى باشد. (دقت کنید)


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 366

قرآن و توسل
از آیات دیگر قرآن نیز به خوبى استفاده میشود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحى در پیشگاه خدا و طلب چیزى از خداوند به خاطر او، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد، در آیه 64 سوره نساء مى خوانیم :
و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما :
اگر آنها هنگامى که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهى شدند) به سراغ تو مى آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش میکردند و تو نیز براى آنها طلب عفو مى کردى ، خدا را توبه پذیر و رحیم مى یافتند.
و نیز در آیه 97 سوره یوسف مى خوانیم که : برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند براى آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت .
در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تاثیر دعاى پیامبران را درباره دیگران تایید میکند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع منعکس است .
روایات اسلامى و توسل
از روایات متعددى که از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم ، نیز به خوبى استفاده میشود که توسل به آن معنى که در بالا گفتیم هیچگونه اشکالى ندارد، بلکه کار خوبى محسوب میشود، این روایات بسیار فراوان است و در کتب زیادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها که در کتب


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 367

معروف اهل تسنن مى باشد اشاره مى کنیم :
1 - در کتاب وفاء الوفاء تالیف دانشمند معروف سنى سمهودى چنین میخوانیم که : مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش ، هم در عالم برزخ ، و هم در روز رستاخیز، سپس روایت معروف توسل آدم را به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از عمر بن خطاب نقل کرده که : آدم روى اطلاعى که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد:
یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لى .
خداوندا به حق محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از تو تقاضا میکنم که مرا ببخشى . سپس حدیث دیگرى از جماعتى از راویان حدیث از جمله نسائى و ترمذى دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد براى جواز توسل به پیامبر در حال حیات نقل میکند که خلاصه اش این است : مرد نابینائى تقاضاى دعا از پیامبر براى شفاى بیماریش کرد، پیغمبر به او دستور داد که چنین دعا کند:
اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبى الرحمة یا محمد انى توجهت بک الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى .
خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا میکنم و به تو روى مى آورم اى محمد! بوسیله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى شوم خداوندا او را شفیع من ساز.


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 368

سپس در مورد جواز توسل به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بعد از وفات چنین نقل میکند که مرد حاجتمندى در زمان عثمان کنار قبر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و نماز خواند و چنین دعا کرد.
اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نبى الرحمة ، یا محمد انى اتوجه بک الى ربک ان تقضى حاجتى .
خداوندا من از تو تقاضا میکنم و بوسیله پیامبر ما محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پیغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى شوم ، اى محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار تو مى شوم تا مشکلم حل شود.
بعدا اضافه میکند چیزى نگذشت که مشکل او حل شد.
2 - نویسنده کتاب التوصل الى حقیقة التوسل که در موضوع توسل بسیار سختگیر است 26 حدیث از کتب و منابع مختلف نقل کرده که جواز این موضوع در لابلاى آنها منعکس است ، اگر چه نامبرده سعى دارد که در اسناد این احادیث خدشه وارد کند، ولى واضح است که روایات هنگامى که فراوان باشند و به حد تواتر برسند جائى براى خدشه در سند حدیث باقى نمیماند و روایاتى که در زمینه توسل در منابع اسلامى وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله روایاتى که نقل مى کند این است که :
ابن حجر مکى در کتاب صواعق از امام شافعى پیشواى معروف اهل تسنن نقل میکند که به اهل بیت پیامبر توسل میجست و چنین میگفت :
آل النبى ذریعتى و هم الیه وسیلتى ارجو بهم اعطى غدا بید الیمین صحیفتى
خاندان پیامبر وسیله منند آنها در پیشگاه او سبب تقرب من مى باشند امیدوارم به سبب آنها فرداى قیامت نامه عمل من به دست راست


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 369

من سپرده شود.
و نیز از بیهقى نقل میکند که در زمان خلافت خلیفه دوم سالى قحطى شد بلال به همراهى عده اى از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت :
یا رسول الله استسق لامتک ... فانهم قد هلکوا...
اى رسول خدا! از خدایت براى امتت باران بخواه ... که ممکن است هلاک شوند.
حتى از ابن حجر در کتاب الخیرات الحسان نقل میکند که امام شافعى در ایامى که در بغداد بود به زیارت ابو حنیفه میرفت و در حاجاتش به او متوسل مى شد!
و نیز در صحیح دارمى از ابى الجوزاء نقل میکند که سالى در مدینه قحطى شدیدى واقع شد، بعضى شکایت به عایشه بردند، او سفارش ‍ کرد که بر فراز قبر پیامبر روزنهاى در سقف ایجاد کنند تا به برکت قبر پیامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنین کردند و باران فراوانى آمد!.
در تفسیر آلوسى قسمتهاى زیادى از احادیث فوق را نقل کرده و پس از تجزیه و تحلیل طولانى و حتى سختگیرى درباره احادیث فوق در پایان ناگزیر به اعتراف شده و چنین مى گوید:
بعد از تمام این گفتگوها من مانعى در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نمى بینم چه در حال حیات پیامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در این زمینه ، اضافه میکند توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیشگاه خدا نیز مانعى ندارد به شرط اینکه او حقیقتا در پیشگاه خدا مقامى داشته باشد.


تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 370

 

next page

fehrest page

back page




تاریخ : چهارشنبه 93/2/31 | 8:5 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 نقل از سایت مشرق نیوز-

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمودند: پروردگارم مرا به هفت خصلت امر نموده است:
دوست داشتن بینوایان و نزدیک شدن به آنها
ذکر لا حول و لا قوة الا باللّه‏ را بسیار گفتن
با خویشاوندان رابطه برقرار کردن؛ هر چند آنان قطع رابطه کنند
[و در مسائل مادى] به پایین‏‌تر از خود نگاه کنم نه به بالاتر
در راه خدا سرزنش ملامتگران را به خود نگیرم
حق را بگویم اگر چه تلخ باشد
و از کسى چیزى نخواهم.

 متن حدیث:

اَمَرَنى رَبّى بِسَبعِ خِصالٍ: حُبِّ المَساکینِ وَ الدُّنُوِّ مِنهُم و اَن أکثِرَ مِن «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏» وَ اَن اَصِلَ بِرَحِمى و اِن قَطَعَنى و اَن اَنظُرَ الى مَن هُوَ اَسفَلُ مِنّى و لا اَنظُرَ اِلى مَن هُوَ فَوقى و اَن لا یَأخُذَنى فِى اللّه‏ِ لَومَةُ لائِمٍ و اَن اَقولَ الحَقَّ وَ اِن کانَ مُرّا و اَن لا اَساَلَ اَحَدا شَیئا؛


«الاصول‌الستة‌عشر، صفحه75»






تاریخ : یکشنبه 93/2/28 | 6:16 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 

wrt44995mgh2eqqj2nun تصاویر متحرک عاشقانه باریدن باران

بااجازه شما عزیزان چندروزی سفر به گیلان_لاهیجان دارم .شماهم تشریف بیارید

 




تاریخ : یکشنبه 93/2/28 | 6:14 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

در دیده ما نقش رخ دوست اگر نیست

 

   یادش به دلم لحظه ای از سینه جدا نیست

 

در سینه ی بی کینه ما نقش تو جاریست 

 

     هر چند که در دیده ما جای تو خالیست

 

نقل از وبلاگ زندگی شیرین






تاریخ : یکشنبه 93/2/28 | 6:13 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر



سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین فرحزاد در برنامه سمت خدا مورخ 05 دی 1390

سوال – در مورد رحمت الهی در ادعیه اهل بیت توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ – السلام علیک با اباعبدالله ، السلام علیک و رحمة الله و برکاته . هر کس این سلام را بدهد در نامه ی اعمالش ثواب یک حج ثبت می شود. دعا راه ما بسوی خداست . در دعاها درس بندگی ، زندگی ، اخلاق و تربیت زیاد است . خدا می فرماید : من همنشین کسی هستم که من را یاد بکند . خدا فرموده : من را یاد بکنید تا شما را یاد کنم . در دعا امید و رجاء بسیارگسترده است . افرادی که امید و رجاء دارند ، نشاط دارند و میتوانند به مقصد برسند ولی با یاس و ناامیدی از انسان کاری سر نمی زند . امام سجاد (ع) می فرماید : اگر من را به جهنم هم ببری امیدم از تو قطع نمی شود و تو را دوست دارم . یکی از بزرگان می فرمودند که به مکه مشرف شده بودم و هرکاری می کردم در غصه و ناراحتی بودم . پرده ی کعبه را گرفتم و گفتم : خدایا به خودت قسم که تو را دوست دارم . این کلام چنان در قلب و روح من اثر کرد تمام دردها و آلام من از بین رفت . ما روایت داریم که اگر کسی را دوست دارید به او اعلام بکنید . اگر کسی به همسرش بگوید که من تو را دوست دارم هرگز این از قلب او بیرون نمی رود .

سوال – از کجا بفهمیم که رحمت خدا شامل حال ما هم خواهد شد ؟

پاسخ – اگر ما امید و رجاء در قلب مان داریم بدانیم که خدا رحمتش را شامل ما کرده است . در حالی که ما به گناهان خودمان نگاه می کنیم به لطف و عنایات خدا هم نگاه بکنیم . طاوس بال و پر زیبایی دارد و وقتی چرخ می زند به خودش مغرور می شود ولی وقتی به پاهایش نگاه می کند شرمنده می شود و سرش پایین می آید . پس ما هم باید گاهی به خودمان نگاه بکنیم که غرور ما را نگیرد . داریم که من هر وقت به گناهان خودم نگاه می کنم به فزع و جزع می آیم ولی وقتی به رحمت خدا نگاه می کنم امیدوار می شوم .
انسان مایوس حالت بسته ای پیدا می کند که نه حال عبادت ،نه حال توبه ، نه حال دنیا و نه حال آخرت دارد . خیلی از افراد در حال یاس به خودکشی دست می زنند . در مکتب ما گفته شده که هیچ وقت از رحمت خدا ناامید نباشید. رحمت خدا خیلی گسترده است .امام علی (ع) به فرزندش امام حسین (ع) می فرماید : فرزندم ، هیچ وقت گناهکار را از رحمت خدا ناامید نکن ، چه بسا کسی که اعتکاف ( ثابت ماندن در کاری )به گناه کرده اند ولی عاقبت آنها به خیر می شود . فردی به دیدن یکی از کارگزاران مامون رفت . دید که او روزه خواری می کند . پرسید که چرا روزه می خوری ؟ او گفت : من از آمرزش الهی مایوس هستم زیرا می دانم خدا من را نمی بخشد . من چندین سادات را به دستور مامون اعدام کرده ام . این جرم بزرگی است . پس من برای چه روزه بگیرم و نماز بخوانم زیرا دیگر خدا من را نمی آمرزد . آن فرد پیش امام رضا (ع) رفت و حرف کارگزار مامون را گفت . امام فرمود : گناه این حرف از گناه کشتن سادات بالاتر است . پس شما نباید ناامید باشید حتی اگر گناه بزرگی انجام داده باشید . یکی از بزرگان فرمودند : شیطان هم در طاعات و هم در گناهان ما طمع دارد . شیطان بعد از اینکه ما را به گناه وادار کرد ، می گوید که آب از سر تو گذشته است . اگر شیطان انسان را مایوس کرد کاملا بر او مسلط می شود . شیطان در عبادات ما را به غرور وا می دارد . در سوره ی یوسف ، حضرت یعقوب یاس از رحمت خدا را در حد کفر می داند . وقتی پسران یعقوب اصرار کردند که یوسف را با خودشان ببرند ، یعقوب گفت که من یوسف را به شما سپردم. حضرت یعقوب بجای اینکه یوسف را به برادرانش بسپارد باید او را به خدا می سپرد . وقتی پسران یعقوب می خواستند بنیامین را پیش یوسف ببرند ، یعقوب گفت که او را به خدا می سپارم که هم خودش و هم یوسف برگردد . خدایوسف را به پسرانش سپرد و چهل سال در فراق او بود ولی بنیامین را به خدا سپرد ، هم او برگشت و هم برادارانش را برگرداند . یعقوب در عین ناراحتی ناامید نبود . فرمود: بروید از یوسف تحسُس بکنید، ( تجسس در امور بد است مثل تجسس به عیوب دیگران . که در قرآن از آن نهی شده است ، تحسس یعنی دنبال چیزهای خوب گشتن مثل دوست خوب ، ولی خدا ) از رحمت خدا ناامید نباشید کسی که از رحمت خدا ناامید باشد کافر است . ناامیدی از کشتن انسان بالاتر است زیرا شما می گویید که خدا دیگر قدرت ندارد . یعقوب چهل سال در فراق یوسف که نور نبوت در او بوده است گریه کرد ولی ناامید نشد . فرمود : خدایا من حزن و اندوه خودم را به تو شکایت می کنیم . ما دو نوع شکایت داریم یکی شکایت از خدا . یکی از اسماء الله ، اسم محمود است . ما هیچ وقت نباید از خدا شاکی بشویم . بعضی ها فوری مایوس می شوند و با خدا قهر می کنند . گاهی ما به چیزی دل بسته ایم و خدا می خواهد امید ما را قطع بکند و از راه دیگر مددی به ما برساند . پس شکایت از خدا چیز پسندیده ای نیست . ما باید معرفت و درک پیدا بکنیم که خدا هم خودش زیباست و هم کارهایش زیباست . داریم : ای خدا تو ستایش شده هستی در همه کارها ، همه ی کارهای تو زیباست . امام سجاد (ع) وقتی به مدینه رسیدند فرمودند : اگر جدم پیامبر سفارش می کردند که ما را اذیت کنند بیشتر از این اذیت نمی کردند . آنها از مردم شکایت می کردند ولی از خدا جز زیبایی چیزی نمی دیدند . امام سجاد (ع) وقتی می خواستند مصیبت هایی که به آنها رسیده است را بگویند ،اول حمد خدا را می کردند. و می گفتند که خدا ما را امتحان کرده است و در مقام خبر بر می آمدند . شکایت دیگر ، شکایت دیگران از خدا است . ما از ظالم یا نفس اماره خودمان به خدا شکایت می کنیم . یکی از مناجات های امام سجاد (ع) مناجات شاکین است . یعنی خدایا من به تو شکایت می کنم که من را از دست نفس نجات بدهی . خدایا من به توشکایت می کنم که من را از رفیق ناباب نجاتم بدهی . بچه ای خیلی زیبا بود و فرد بد هیبتی او را بغل کرد و او گریه می کرد . به او گفتند که او را پایین بیاور او ساکت می شود ،مشکل خود تو هستی . این مثل روح ما است که لطیف است و در چنگ نفس اسیر است ، این شکایت اشکالی ندارد . ما از دست نفس باید به خدا پناه ببریم . یعقوب به خدا گفت که من از حزن خودم به تو شکایت می کنم ، تو گره من را باز کن . روایت داریم که خدا گفت که اگر حضرت یوسف مرده هم باشد ، او را زنده می کنم . بعد از چهل سال دوری به یوسف امر شد که لباس خودت را برای یعقوب بفرست . در قرآن داریم : وقتی که یوسف لباسش را آماده کرد که بفرستد یعقوب بوی پیراهن او را استشمام کرد و گفت که یوسف من پیدا شده است . اینها همه بخاطر ثمره ی امید است . حتی یعقوب از عزرائیل پرسید که تو او را قبض روح کردی ؟ عزرائیل گفت : خیر ولی جای او نامعلوم است . داریم که خدا فرمان داد که یعقوب پیراهن یوسف را به چشمش بمالد و او بینایی خودش را بدست آورد . قطعا پارچه و پیراهن شفا نمی دهد بلکه خدا شفا می دهد . ما هم معتقد هستیم که خاک به اذن خدا شفا دهنده است . ائمه هم واسطه هستند . وهابیان به ما می گویند که شما مشرک هستید . اولیاء خدا هم وسیله هستند . یوسف با اینکه در قعر چاه قرار گرفت باز ناامید نشد و گفت : خدایا به حق پدرانم من را از این چاه نجات بده . پدر او یعقوب و یعقوب فرزند اسحاق و اسحاق فرزند ابراهیم بود. خدا فرمود : تو باید رمز اصلی را بگویی . خدا فرمود که اگر می خواهی من تو را نجات بدهم به حق محمد و آل محمد قسم بده . یوسف خدا را به رموز اصل که چهارده معصوم بودند قسم داد . و بعد از چاه نجات پیدا کرد .
داستان زلیخا امیدبخش است . زلیخا با حضرت یوسف سنخیتی نداشت . او زن شوهر داری بود که خاطر خواه یوسف شده بود ولی یوسف پیامبر خدا بود. زلیخا بعد از ماجرای یوسف همه چیز خودش را از دست داد . و به پیر زن نابینایی تبدیل شد . یوسف او را شناخت و چون حقی بر گردن او داشت ، از او پرسید حالت چطور است . زلیخا گفت : تشکر می کنم خدایی که برده ها را به عزت رساند بخاطر طاعت ، بندگی ،عفت ، پاکی و شکر می کنم که خدا من را با معصیت خوار کرد . یوسف از او دستگیری کرد و پرسید که تو هنوز به من علاقه داری ؟ زلیخا گفت : به جدت قسم حاضرم تمام زندگی ام را بدهم و یک بار دیگر بینا بشوم و تو را ببینم . خدا به یوسف الهام کرد که از وصف پیامبر آخرالزمان بگو . یوسف گفت که در آخر الزمان پیامبری می آید که از من زیباتر است ، اگر تو او را ببینی چه خواهی کرد ؟ زلیخا گفت : خاطر خواه او هم می شدم . هر کس پیامبر خدا را دوست داشته باشد محبوب خدا می شود . چون محبت پیامبر در دل زلیخا آمد خدا فرمود که باید او را نجات بدهیم . خدا خطاب کرد که او را به ازدواج خودت در بیاور . با دعای یوسف زلیخا بینا و جوان شد . حدیث داریم که پیرمردها و پیر زن ها در بهشت مثل یوسف در چشمه ای زیبا می شوند. زلیخا هم به برکت پیامبر ما نجات پیدا کرد . زیرا او یاس و ناامیدی را در خودش راه نداد. و همسر یوسف شد با اینکه با او سنخیتی نداشت .

سوال – سوره ی ص آیات 43 تا 61 را توضیح بفرمایید .

پاسخ – روایت داریم که دعاها بالا نمی رود مگر اینکه در آن صلوات برده شده باشد . در روایات داریم که در اول و آخر دعا صلوات بفرستید زیرا صلوات دعای مستجاب شده است . پس خدا وسط دعا را هم استجابت می کند . ما دو خلقت داریم یکی خلقت دنیایی و ظاهری و یکی خلقت روحی و نورانی . روح ما چند هزار سال زودتر ازبدن ما خلقت شده است . علامه مجلسی می فرماید : اولین چیزی که خدا خلق کرده است نور محمد ، فاطمه و ائمه بوده است . این نور بر همه انبیاء و فرشته ها و همه ی مخلوقات عالم سبقت دارد . تمام انوار عالم به برکت این چهارده نور است . در زیارت حضرت زهرا می خوانیم : ای خانمی که قبل از خلقت امتحان شده ای . مرحوم مجلسی می فرماید : تمام فیوضاتی که به موجودات می رسد به برکت این انوار است . حضرت آدم چندین سال گریه می کرد ولی خدا توبه ی او را قبول نکرد . داریم : ما کلماتی را به آدم تلقی کردیم که اسم پنج تن بود و توبه ی او پذیرفته شد . گره ی هیچ انبیائی بدون نام آنها حل نمی شود. خدا به آدم انواری را در عرش نشان داد و پیامبر و امامان را معرفی کرد . پس انبیاء هم صلوات داشتند و به امت خودشان می گفتند که صلوات بفرستید . نور چهارده معصوم بر همه پیشی داشته است .
آیه 45 می فرماید : یاد بیاور بندگان ما را ابراهیم ، اسحاق و یعقوب را ، اینها صاحب قدرت (دست ) و بصیرت (چشم ) بودند .یعنی هم صاحب قدرت و هم صاحب بینایی بوده اند . ما یک خلوص ویژه ای به آنها دادیم ، آنها به فکر آخرت بوده اند . امام حسین (ع) به محمدبن حنفیه نامه نوشتند : فرض کن که دنیا نیست و آخرت همیشه خواهد بود . کسی قدرت و بینایی دارد که همه چیزش برای آخرت باشد . افرادی که همه ی هم و غم خودشان را برای آخرت بگذارند ، اینها صاحبان بصیرت هستند .

سوال – جمع بندی در مورد بحث توسل به ائمه بفرمایید .

پاسخ – امیرالمومنین به کمیل می گوید : غذاهای روحی خودت را از ما بگیر تا جزو ما بشویی . امام باقر (ع) فرمودند : انسان باید به غذایش بنگرد که پاک باشد ( این معنای ظاهری است ولی معنای باطنی آن یعنی غذای روحی خودت را از کجا می گیری ) . فرمود : ای کمیل زمین از دام شیاطین پر است ، کسی از دام شیطان نجات پیدا نمی کند مگر اینکه به ما اهل بیت چنگ بزند .
ما روایت داریم که پیامبر به حضرت زهرا (س) فرمودند که در هنگام خواب قرآن را ختم کن با خواندن سه بار سوره ی توحید (قل هو الله) . پس کسی که با اعتقاد سه بار سوره ی توحید را بخواند پاداش ختم یک قرآن را به او می دهند.
امیرالمومنین دیدند که کسی دعای طولانی را می خواند . حضرت به او فرمود : خدایی که دعای طولانی را می شنود ، دعای کم را هم می شنود و اجابت می کند. یعنی خودت را خسته نکن . حضرت فرمودند که من تمام دعاها را در چهار کلمه برای شما بیان می کنم : الحمدلله علی کل نعمه ، اسئله الله من کل خیر ، اعوذ بالله من کل شر ، استغفر الله من کل ذنب . دعای کوتاه جامعه کبیره هم دعای جامعه صغیره است .

نقل از جهان نیوز



تاریخ : شنبه 93/2/27 | 10:59 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
این مرد که اهل دهلی‌نو می‌باشد با بیماری نادر خود به "مرد صورت ذوب شده" معروف است.

به گزارش گروه چندرسانه‌ای باشگاه خبرنگاران؛ این مرد که اهل دهلی‌نو می‌باشد با بیماری نادر خود که نیمی از چهره‌اش را به طور کامل از دست داده است به "مرد صورت ذوب شده" معروف است.







گزارش‌های تصویری باشگاه خبرنگاران را اینجا ببینید.




تاریخ : شنبه 93/2/27 | 10:50 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی