سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ



***نسیم معرفت***

قانون کارما  (که به  زبان لاتین آن را Karma می‏خوانند) چیست؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا 
سوی  ما   آید    نداها   را     صدا

                                     ( مولوی )

در طبیعت ، قانونی داریم به نام کارما (Karma )که این قانون در واقع همان  قانون عمل و عکس العمل،  و کُنِش و واکُنِش و  تابش و بازتابش و علت و معلول می باشد.

قانون کارما (Karma ) می‏گوید : هر عملی واکنشی داشته و همچنین هر واکنشی نیز خود واکنشی دیگر به دنبال دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. قانون کارما    (Karma )میگوید شما در هر جا و هر حال و روزی که باشید، در آسمانها یا در داخل زمین، پشت محکمترین قُفلها و یا بر تخت سلطنت، کارمایِ اعمال شما دیر یا زود، به شما بازمیگردد. منظور اینکه هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی  . به طور کلی قانونِ کارما (Karma ) می گوید :   هر نیتی که میکنید و یا  هر عملی که انجام می دهید دست به دست چرخیده و همانند آن به خودتان باز می‏گردد.

کارما (Karma ) به معنای«تاوان» در برابر رفتار واعمال  است. بدین معنا که نتیجه ی اعمال نیک و بدِ فرد در زندگی کنونی و یا زندگی های بعدی و آینده وی تاثیر خواهد گذاشت.  در منظومه هستی هیچ چیز گُم نمی شود و  هر کار وعملی انجام دهیم به خود ما بازمی گردد. فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ ؛ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ  پس هر کس به اندازه  ذرّه‏ ای نیکی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دیدو هر که هموزن ذرّه ای بدی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید. (سوره زِلزال آیه 7 و8 .)   اگر ما حق کسی را پایمال می‏کنیم، اگر دل کسی را می‏ شکنیم، اگر با صدای بوقِ اتومبیلِ خود در ساعت 12 شب دیگران را می‏آزاریم، اگر پشت سر کسی غیبت می‏کنیم و یا حتی اگر خوبی می‏کنیم، دست افتاده‏ ای را می‏گیریم، دل ناشادی را شاد می‏نماییم و یا کیسه سنگین برنج را از دست پیرزنی می‏گیریم، منتظر عین عمل یا شکل تغییر یافته آن باشیم که شخصی دیگر در حق ما انجام خواهد داد.

چه زیبا سروده است مولانا جلال الدین رومی معروف به مولوی:


این جهان کوه است و فعل ما ندا 
سوی  ما   آید    نداها   را     صدا 
فعل تو کان  زاید از   جان و  تنت 
همچو   فرزندی    بگیرد     دامنت 
پس تو را هر غم که پیش آید ز درد
بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد

می‌گویند: درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی" اتفاقاً زنی مکّاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم".

زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فطیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فطیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: "من به این درویش ثابت می‌کنم که هرچه کنی به خود نمی‌کنی".

از قضا زن یک پسر داشت که هفت سال بود گم شده بود یک دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی کرد و گفت: "من از راه دور آمده‌ام و گرسنه‌ام" درویش هم همان فطیرِ شیرین  آلوده به زهر را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!"

پسر فطیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: "درویش! این چی بود که سوختم؟"

درویش فوری رفت و زن را خبر کرد. زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: "حقا که تو راست گفتی : هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.


تنظیم متن توسط : سید اصغرسعادت میرقدیم


**قانون کارما (Karma ) چیست؟ - نسیم معرفت

**قانون کارما (Karma ) چیست؟ - پایگاه اندیشوران حوزه




تاریخ : چهارشنبه 94/4/31 | 10:34 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

بسم الله الرحمن الرحیم

گل تقدیم شمااهمیت مشاوره در اسلام

فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ


به (برکت) رحمت الهى در برابر آنان (مردم) نرم شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب; و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصمیم گرفتى (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (سوره آل عمران آیه 159)

گرچه در این آیه یک سلسله دستورهاى کلى به پیامبر(صلى الله علیه وآله) داده شده و از نظر محتوا مشتمل بر برنامه هاى کلى و اصولى است ولى از نظر نزول درباره حادثه «احد» است; زیرا بعد از مراجعت مسلمانان از احد کسانى که از جنگ فرار کرده بودند، اطراف پیامبر(صلى الله علیه وآله) را گرفته و ضمن اظهار ندامت تقاضاى عفو و بخشش کردند.
خداوند در این آیه به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور عفو عمومى آنها را صادر کرد و پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آغوش باز، خطاکاران توبه کار را پذیرفت.
در آیه مورد بحث، نخست به یکى از مزایاى فوق العاده اخلاقى پیامبر(صلى الله علیه وآله)اشاره شده، مى فرماید: «در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم نرم و مهربان شدى در حالى که اگر خشن، تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى شدند» (فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ).
«فَظّ» در لغت به معنى کسى است که سخنانش تند و خشن است، و «غلیظ القلب» به کسى مى گویند که سنگدل باشد، و عملاً انعطاف و محبتى نشان ندهد.
بنابراین، این دو کلمه گرچه هر دو بمعنى خشونت است اما یکى غالباً در مورد خشونت در سخن، و دیگرى در مورد خشونت در عمل به کار مى رود و به این ترتیب، خداوند اشاره به نرمش کامل پیامبر(صلى الله علیه وآله) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهکار مى کند.
پس از آن دستور مى دهد: «از تقصیر آنان بگذر، آنها را مشمول عفو خود گردان و براى آنها طلب آمرزش کن» (فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ).
یعنى نسبت به بىوفائى هائى که با تو کردند و مصائبى که در این جنگ براى تو فراهم نمودند، از حق خود درگذر و من براى آنها نزد تو شفاعت مى کنم، و در مورد مخالفت هائى که نسبت به فرمان من کردند، تو شفیع آنها باش و آمرزش آنها را از من بطلب!
به عبارت دیگر آنچه مربوط به حق تو است عفو کن و آنچه مربوط به حق من است من مى بخشم.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) به فرمان خدا عمل کرد و آنها را به طور عموم مشمول عفو خود ساخت.
روشن است: اینجا یکى از موارد روشن عفو، نرمش و انعطاف بود که اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) غیر از این مى کرد، زمینه براى پراکندگى مردم کاملاً فراهم بود، مردمى که گرفتار آن شکست فاحش شده بودند و آن همه کشته و مجروح داده بودند (اگر چه عامل اصلى همه اینها خودشان محسوب مى شدند) چنین مردمى نیاز شدید به محبت و دلجوئى و مرهم گذاشتن بر جراحات قلبى و جسمى داشتند، تا به سرعت همه این جراحات، التیام پذیرد و آماده براى حوادث آینده شوند.
موضوع مهم دیگر این که: آیه فوق به یکى از صفات مهم که در هر رهبرى لازم است اشاره مى کند و آن: مسأله گذشت و نرمش و انعطاف، در برابر کسانى است که تخلفى از آنها سرزده و بعداً پشیمان شده اند.
بدیهى است شخصى که در مقام رهبرى قرار گرفته اگر خشن، تندخو، غیر قابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد به زودى در برنامه هاى خود مواجه با شکست خواهد شد، مردم از دور او پراکنده مى شوند و از وظیفه رهبرى بازمى ماند، به همین دلیل على(علیه السلام) در یکى از کلمات قصار خود مى فرماید: آلَةُ الرِّیاسَةِ سِعَةُ الصَّدْرِ: «وسیله رهبرى گشادگى سینه است».(1)
بعد از فرمان عفو عمومى، براى زنده کردن شخصیت مسلمانان و تجدید حیات فکرى و روحى آنان دستور مى دهد: «در کارها با آنها مشورت کن و رأى و نظر آنها را بخواه» (وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ).
این دستور، به خاطر آن است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) ـ همان طور که اشاره کردیم، قبل از آغاز جنگ احد در چگونگى مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت کرد و نظر اکثریت بر این شد که اردوگاه، دامنه احد باشد و دیدیم که این نظر، محصول رضایت بخشى نداشت. در اینجا بود که این فکر به نظر بسیارى مى رسید، پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آینده نباید با کسى مشورت کند.
قرآن به این طرز تفکر پاسخ مى گوید و دستور مى دهد: باز هم با آنها مشورت کن، هر چند نتیجه مشورت در پاره اى از موارد، سودمند نباشد; زیرا در بررسى کلى، منافع آن روى هم رفته به مراتب بیش از زیان هاى آن است و اثرى که در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود دارد از همه اینها بالاتر است.
اکنون ببینیم پیامبر(صلى الله علیه وآله) در چه موضوعاتى با مردم مشورت مى کرد؟
گرچه کلمه «الأَمْر» در «شاوِرْهُمْ فِى الْأَمْرِ» مفهوم وسیعى دارد و همه کارها را شامل مى شود، ولى مسلّم است پیامبر(صلى الله علیه وآله) هرگز در احکام الهى با مردم مشورت نمى کرد، بلکه صرفاً تابع وحى بود.
بنابراین مورد مشورت، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه پیاده کردن احکام الهى بود، و به عبارت دیگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قانونگذارى، هیچ وقت مشورت نمى کرد، بلکه در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مى خواست.
لذا هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیشنهادى را طرح مى کرد مسلمانان، نخست سؤال مى کردند: آیا این یک حکم الهى است؟ و یک قانون است که قابل اظهار نظر نباشد و یا مربوط به چگونگى تطبیق قوانین؟
اگر از قبیل دوم بود اظهار نظر مى کردند و اگر از قبیل اول بود تسلیم مى شدند، که نمونه آن در نبرد «بدر» است.
در جنگ «بدر» لشکر اسلام طبق فرمان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مى خواستند در نقطه اى اردو بزنند، یکى از یاران به نام «حباب بن منذر» عرض کرد:
اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) این محلى را که براى لشگرگاه انتخاب کرده اید، طبق فرمان خدا است که تغییر آن جایز نباشد و یا صلاحدید خود شما مى باشد؟!
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: فرمان خاصى در آن نیست.
عرض کرد: اینجا به این دلیل و آن دلیل، جاى مناسبى براى اردوگاه نیست دستور دهید لشکر از این محل حرکت کند و در نزدیکى آب براى خود محلى انتخاب نماید، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نظر او را پسندید و مطابق رأى او عمل کرد.(2)
آن گاه، قرآن در ادامه مى افزاید: «به هنگام تصمیم نهائى باید توکل بر خدا داشته باشى» (فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ).
همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در موقع اتخاذ تصمیم نهائى باید قاطع بود.
بنابراین، پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید، دودلى و آراء پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت و این همان چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده و آن تصمیم قاطع مى باشد.
قابل توجه این که: در جمله بالا مشاوره به صورت جمع ذکر شده (وَ شاوِرْهُمْ) ولى تصمیم نهائى تنها به عهده پیامبر(صلى الله علیه وآله) و به صورت مفرد ذکر شده (عَزَمْتَ).
این اختلاف تعبیر، اشاره به یک نکته مهم مى کند و آن این که: بررسى و مطالعه جوانب مختلف مسائل اجتماعى، باید به صورت دسته جمعى انجام گیرد، اما هنگامى که طرحى تصویب شد باید براى اجراى آن، اراده واحدى به کار افتد. در غیر این صورت هرج و مرج پدید خواهد آمد; زیرا اگر اجراى یک برنامه به وسیله رهبران متعدد، بدون الهام گرفتن از یک سرپرست صورت گیرد، قطعاً مواجه با اختلاف و شکست خواهد شد، به همین جهت، در دنیاى امروز نیز مشورت را به صورت دسته جمعى انجام مى دهند، اما اجراى آن را به دست دولت هائى مى سپارند که تشکیلات آنها زیر نظر یک نفر اداره مى شود.
موضوع مهم دیگر این که: جمله فوق مى گوید: «به هنگام تصمیم نهائى باید توکل بر خدا داشته باشى»، یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسائل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش مکن!
البته معناى توکل این نیست که انسان از وسائل و اسباب پیروزى که خداوند در جهان ماده در اختیار او گذاشته است، صرف نظر کند، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده:
هنگامى که ملاحظه کرد یک نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته، آن را بدون محافظ رها ساخته و این کار را نشانه توکل بر خدا مى دانست به او فرمود: اِعْقَلْها وَ تَوَکَّلْ: «پایش را ببند و سپس توکل کن»!(3)
بلکه منظور این است: انسان در چهار دیوار عالم ماده، و محدوده قدرت و توانائى خود محاصره نگردد، بلکه چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد، این توجهِ مخصوص، آرامش و اطمینان و نیروى فوق العاده روحى و معنوى به انسان مى بخشد که در مواجهه با مشکلات اثر عظیمى خواهد داشت (شرح بیشتر درباره مسأله توکل و چگونگى ارتباط آن با موضوع استفاده از وسائل جهان طبیعت را به خواست خدا در ذیل آیه 2 سوره «طلاق»: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» خواهید خواند.
در پایان آیه دستور مى دهد که افراد با ایمان باید تنها بر خدا تکیه کنند; «زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد» (إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ).
در ضمن از این آیه استفاده مى شود: توکل باید حتماً بعد از مشورت و استفاده از همه امکاناتى که انسان در اختیار دارد قرار گیرد.

در آخرین آیه این قسمت، که مکمل آیه گذشته است، نکته توکل بر خداوند بیان شده است و آن این که: قدرت او بالاترین قدرت هاست، به حمایت هر کس اقدام کند هیچ کس نمى تواند بر او پیروز گردد. همان طور که اگر حمایت خود را از کسى برگیرد هیچ کس قادر به حمایت او نیست، کسى که این چنین همه پیروزى ها از او سرچشمه مى گیرد، باید به او تکیه کرد، و از او کمک خواست، مى فرماید: «اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او شما را یارى کند»؟ (إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ).
این آیه افراد با ایمان را ترغیب مى کند، که علاوه بر تهیه همه گونه وسائل ظاهرى باز به قدرت شکست ناپذیر خدا تکیه کنند.
و در حقیقت روى سخن در آیه پیش، به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود، و به او دستور مى داد. و اما در این آیه روى سخن به همه مؤمنان است. و به آنها مى گوید: همانند پیامبر، باید بر ذات پاک خدا تکیه کنند، و لذا در پایان آیه مى خوانیم: «مؤمنان باید تنها بر ذات خداوند، توکل کنند» (وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).
ناگفته پیداست حمایت خداوند، یا ترک حمایت او نسبت به مؤمنان بى حساب نیست، و روى شایستگى ها و لیاقت ها صورت مى گیرد. آنها که فرمان خدا را زیر پا بگذارند، و از فراهم ساختن نیروهاى مادى و معنوى غفلت کنند، هرگز مشمول یارى او نخواهند بود، و بر عکس آنها که با صفوف فشرده و نیات خالص و عزم هاى راسخ و تهیه همه گونه وسائل لازم، به مبارزه با دشمن برمى خیزند دست حمایت پروردگار پشت سر آنها خواهد بود..............

موضوع مشاوره در اسلام با اهمیت خاصى تلقى شده، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) با این که قطع نظر از وحى آسمانى آنچنان فکر نیرومندى داشت که نیازى به مشاوره نداشت براى این که از یکسو، مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه هاى اساسى زندگى خود قرار دهند.
و از سوى دیگر، نیروى فکر و اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومى مسلمانان که جنبه اجراى قوانین الهى داشت (نه قانونگذارى) جلسه مشاوره تشکیل مى داد، و مخصوصاً براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود، تا آنجا که گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرف نظر مى نمود، چنان که نمونه آن را در جنگ «احد» مشاهده کردیم و مى توان گفت: یکى از عوامل موفقیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود.
اصولاً مردمى که کارهاى مهم خود را با مشورت و صلاح اندیشى یکدیگر انجام مى دهند، و صاحب نظران آنها به مشورت مى نشینند، کمتر گرفتار لغزش مى شوند.
به عکس افرادى که: گرفتار استبداد رأى هستند و خود را بى نیاز از افکار دیگران مى دانند ـ هر چند از نظر فکرى فوق العاده باشند ـ غالباً گرفتار اشتباهات خطرناک و دردناکى مى شوند.
از این گذشته، استبداد رأى، شخصیت را در توده مردم مى کشد، افکار را متوقف مى سازد، و استعدادهاى آماده را نابود مى کند، و به این ترتیب، بزرگ ترین سرمایه هاى انسانى یک ملت از دست مى رود.
به علاوه کسى که در انجام کارهاى خود با دیگران مشورت مى کند، اگر مواجه با پیروزى شود کمتر مورد حسد واقع مى گردد; زیرا دیگران پیروزى وى را از خودشان مى دانند و معمولاً انسان نسبت به کارى که خودش انجام داده حسد نمىورزد.
و اگر احیاناً مواجه با شکست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است; زیرا کسى به نتیجه کار خودش اعتراض نمى کند، نه تنها اعتراض نخواهد کرد، بلکه دلسوزى و غمخوارى نیز خواهد نمود.
یکى دیگر از فوائد مشورت این است که: انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درک خواهد کرد و این شناسائى، راه را براى پیروزى او هموار مى کند و شاید مشورت هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آن قدرت فکرى و فوق العاده اى که در حضرتش وجود داشت، به خاطر مجموع این جهات بوده است.
در اخبار اسلامى تأکید زیادى روى مشاوره شده است: در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده که فرمود: ما شَقى عَبْدٌ قَطُّ بِمَشْوِرَة وَ لا سَعَدَ بِاسْتِغْناءِ رَأْى: «هیچ کس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است».(4)

و در سخنان امام على(علیه السلام) مى خوانیم: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شاوَرَ الرِّجالَ شارَکَها فِی عُقُولِها:
«کسى که استبداد رأى داشته باشد هلاک مى شود و کسى که با افراد بزرگ مشورت کند، در عقل آنها شریک شده است».(5)
و نیز از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: اِذا کانَ أُمَرائُکُمْ خِیْارَکُمْ وَ أَغْنِیائُکُمْ سُمَحائَکُمْ وَ أَمْرُکُمْ شُورى بَیْنَکُمْ فَظَهْرُ الأَرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ بَطْنِها.
وَ اِذا کانَ أُمَرائُکُمْ شِرارَکُمْ وَ أَغْنِیائُکُمْ بُخَلائَکُمْ وَ لَمْ یَکُنْ أَمْرُکُمْ شُورى بَیْنَکُمْ فَبَطْنُ الْأَرْضَ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ ظَهْرِها:

«هنگامى که زمامداران شما، نیکان شما باشند و توانگران شما سخاوتمندان و کارهایتان به مشورت انجام گیرد، در این موقع روى زمین از زیر زمین براى شما بهتر است (یعنى شایسته حیات و زندگى هستید).
ولى اگر زمامدارانتان، بدان، و ثروتمندان، افراد بخیل باشند و در کارها مشورت نکنید در این صورت، زیر زمین از روى آن براى شما بهتر است».(6)

1ـ «نهج البلاغه»، حکمت 176.
2 ـ تفسیر «المنار»، جلد 4، صفحه 200 ـ «مستدرک حاکم نیشابورى»، جلد 3، صفحه 427، دار المعرفة بیروت، 1406 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 90، دار المعرفة، چاپ اول، 1365 هـ ق.
3 ـ «ارشاد القلوب»، جلد 1، صفحه 121، انتشارات شریف رضى، 1412 هـ ق ـ «فتح البارى»، جلد 10، صفحه 180، دار المعرفة للطباعة و النشر، طبع دوم ـ «سنن ترمذى»، جلد 4، صفحه 77 و جلد 5، صفحه 417، دار الفکر بیروت، طبع دوم، 1403 هـ ق.
4ـ تفسیر «ابوالفتوح رازى»، جلد 5، صفحه 126، ذیل آیه مورد بحث، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى ـ «مسند الشهاب ابن سلامة»، جلد 2، صفحه 6، مؤسسة الرسالة بیروت، طبع اول.
5ـ «نهج البلاغه»، حکمت 161.
6ـ تفسیر «ابوالفتوح رازى»، جلد 5، صفحه 126، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى ـ «بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 141 ـ «تحف العقول»، صفحه 136، انتشارات جامعه مدرسین.

 http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61892&lid=0&mid=25098&catid=0

http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61892&lid=0&mid=25096&catid=0





تاریخ : چهارشنبه 94/4/31 | 1:4 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زندگینامه مُفَصَّل استاد سعادت

اَلّلهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَد وَ آلِ مُحَمَد وَعَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهلِک اَعدائَهُم اَجمَعِین

گواهی می دهم که معبودی غیر از اَلّله تَبارَکَ وَتَعالی نیست واینکه  حضرت مُحَمَّد بن عبد الله صَلَّی

الّلهُ عَلَیهِ وَآلِهِ  رسول وفرستاده برحق از جانب اوست ونیز شهادت می دهم که حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب عَلَیهِ السَّلام ولیّ وحجت خداست وهریک از امامان معصومین علیهم السلام یکی پس از دیگری تا حضرت حجت بن الحسن العسکری (عجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشریف) جانشینان برحق پیامبرند.

با درود وسلام منفصل ومتصل برهمه انبیاء واوصیاء وشهداء وصدّیقین وجمیع بندگان صالح بالأخص برچهارده اختر تابناک آسمان عصمت وطهارت علیهم السلام ومخصوصا بر حضرت ولیعصرامام زمان (عج) وسالارشهیدان حضرت امام حسین ع و بویژه بر نور دیدگان  وپاره تن رسول ص  ،مظلومه شهیده حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراء (سلام الله علیها) دخت نبی مکرّم اسلام که قبر منوّر ومطهرش برمعصومین علیهم السلام وبعضی ازخواص ، هویدا و آشکار است وبر غیر آنها تا روز ظهور حضرت حجت عج  مخفی ومستور خواهد بود. لعنت خدا وفرشتگان وهمه موجودات برکسانی که  فعلا وقولا وقلما وبه هرنحو دیگر بر پیغمبر وآلش بویژه بر یادگار رسول ص واُمُّ الأئمّة النُجَباء حضرت فاطمه سلام الله علیها   ظلم وستم وجفا روا داشتند.

تولد

اینجانب سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی در روز اول اردیبهشت سال 1345 هجری شمسی در ایام فصل شکوفه وشکفتن و رویش گل ها وگیاهان  وایام گل وبلبل  وطراوت بهاری  در روستای سادات محله از توابع شهرستان لاهیجان  از شهرهای شرقی استان گیلان  در یک خانواده ریشه دار دینی ومذهبی پا به عرصه گیتی نهادم.  نام پدرم  سید یوسف ونام جدم سید ابراهیم (رحمة الله علیهما) ونام مادرم هاجر رمضانی می باشد  که در قید حیات است وخداوند اورا در پناهش حفظ فرماید. پدرم دارای 6 پسر و3 دختر بوده وبنده چهارمین نفر از فرزندان ذکور می باشم. یکی از برادرانم به نام شهید سید علی سعادت که یک سال از من بزرگتر بوده در تاریخ 19 / 11 /   1360  در سنّ تقریبا هفده سالگی در جبهه غرب کشور در منطقه نوسود -پاوه  از استان کرمانشاه به درجه پُرافتخار شهادت نایل گشت.  فاصله نوسود تا پاوه در حدود 45 کیلومتر است. روحش شاد وراهش ، پُر رهرو باد.

شهرلاهیجان

لاهیجان ، یکی از زیبا ترین شهرهای ایران، در شرق استان گیلان  واقع شده واز شمال به دریای خزر واز جنوب به کوه های دیلمان وقلّه درفک(درفک نام قله‌ای در استان گیلان و در رشته‌کوه البرز است) وشهرستان رودبار واز مشرق به شهرستان لنگرود واز مغرب به شهرستان های آستانه اشرفیه  وکوچ اصفهان ورشت متصل است.....

لاهیجان دارای لقب پایتخت گردشگری جهان اسلام است،[2]  این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد

تحصیلات غیر حوزوی

دوره تحصیلات ابتدایی تاکلاس چهارم را در دبستان سادات محله لاهیجان وپنجم ابتدایی را در قریه آهندان(که در مقابل و  روبروی سادات محله قرار دارد) گذراندم. مقارن با سال اول راهنمایی بنده ، پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری  قائد اعظم حضرت امام خمینی ره  رخ داد ونظام فاسد وطاغوتی شاهنشاهی فروپاشید ونابود شد. به جهت بعضی از مشکلاتی که وجود داشت بالأجبار یک سال(سال تحصیلی 58-57) از ادامه تحصیل محروم شدم وبعد از آن به لطف خدا تا سال اول نظری رشته تجربی( سال 62-61) در دبیرستان سهروردی لاهیجان ادامه تحصیل دادم. موفقیت بنده در دوران راهنمایی  در مدرسه شهید مفتح لاهیجان  مرهون زحمات برادرعزیزم شهید سید علی سعادت بود. او با دوچرخه اش هر روز صبح  مرا از روستای سادات محله ،  به مدرسه راهنمایی شهید مفتح ( معروف به مدرسه پیش ساخته  که می گفتند آلمانی ها آن را ساخته بودند)در شهر می رساند.  فاصله منزل ما که در انتهای سادات محله بود تا مدرسه شهید مفتح درحدود چهار یا پنج کیلومتر بود و بعضی اوقات از منزل تا مدرسه شهید مفتح  پیاده تردد می کردم ودر فصل زمستان یخبندان گهگاهی حسابی زمین می خوردم وکتاب ها ودفترهایم که توی پلاستیک بود به اطراف پراکنده می شد.

فعالیت های دینی وفرهنگی در سنین نوجوانی وجوانی

در اوج طراوت نوجوانی وجوانی  هنگامی که مشغول تحصیل در دوره راهنمایی بودم همه هفته در شب های جمعه در مسجد سادات محله دعای پرفیض کمیل برگزار می کردم ودرشب های چهار شنبه دعای توسل می خواندیم وعده ای از مردم بویژه جوانان وبعضی از خواهران شرکت می نمودند ونیز در سال دوم وسوم راهنمایی وهمچنین اول دبیرستان که بودم برای بعضی از جوانان محل در داخل مسجد ونیز در کنار مزاربرادرم شهید سید علی سعادت( که در اتاقی در جانب ورودی درب مسجد مدفون است وصندوق نذوراتی هم روی قبرش بود) کلاس قرآن برگزار می کردم ویکی از کسانی که در کلاس قرآن بنده می آمد  آقای فرهاد صفری بوده که بعدها به عنوان بسیجی عازم جبهات جنگ تحمیلی عراق علیه  ایران  شد وبه شهادت رسید.

جریان های سیاسی  اوائل انقلاب

در سال های نخست انقلاب اسلامی تقریبا در همه ایران،محافل بحث وتاخت وتاز جریان های فکری وسیاسی  ، خیلی داغ وپرسر وصدا بوده ودر منطقه گیلان بویژه در لاهیجان وسیاهکل ورشت  در عین حال که عموم مردم ، متدین وپیرو انقلاب وامام خمینی  ره  بودند اما متأسفانه گروه هایی از قبیل مجاهدین خلق(منافقین) ودیگر منحرفین فعالیت داشتند وروش های مختلفی را درسطح وسیع وگسترده برای انحراف مردم بالأخص جوانان بکار می گرفتند. در میدان ها وجاهای پر تردد به طور آشکارا  نشریات انحرافی خود را پخش می کردند. عناصر ضد انقلاب ومجاهدین خلق در محله پُردسَرِ لاهیجان چاپخانه برای نشریات گمراه کننده خود داشتند که توسط انقلابیون به آتش کسیده شد.  به لطف خدا وبا هوشیاری مردم وعناصر فعال بویژه با مجاهدت وفداکاری های سردار رشید گیلان شهید حاج شیخ ابوالحسن کریمی ، ریشه فتنه ها کنده شد ولانه ها وآشیانه های آشوب وانحراف ویران شد. در همین کشمکش ها ودرگیری های سیاسی در شهر لاهیجان افرادی مورد ضرب وجرح واقع شدند از جمله اینکه در پارک ملی لاهیجان برادرعزیزم شهید سید علی سعادت از سوی گروه های منافقین ومنحرفین مورد ضرب وجرح  شدید قرار گرفت به طوری که اگر نیروهای انقلابی ومردم  به کمک ودادش نمی رسیدند در آن زمان  به شهادت می رسید.

 بنده در آن زمان تا حدی آشنای به جریان های سیاسی بودم ودر سال های دوم وسوم راهنمایی ونیز اول دبیرستان در مدرسه از این قبیل بحث ها یعنی بحث های سیاسی و... با دیگران داشتیم وبا عنایات الهی جذب هیچکدام از دسته های منحرفین نشدم بلکه برای تقویت انقلاب ونظام جمهوری اسلامی  ومنویات حضرت امام خمینی ره ، نشریات وپوسترها وعکس هایی از امام از بعضی مراکز آن زمان (مثل سازمان تبلیغات اسلامی ونمایندگی دفتر حزب جمهوری اسلامی و...))دریافت می کردم وپخش می نمودم. ودر روزهای جمعه ،برخی از جوانان محل خود را به سوی نماز جمعه می بردم.   

یادم هست که در اوائل انقلاب یک روزی عده زیادی از مردم از لاهیجان تاسیاهکل راهپیمایی وتظاهرات کردند ودر طول مسیر راهپیمایی( لاهیجان_کوی زمانی_ بوجایه_ سادات محله_ ....سیاهکل)  روی در ودیوار آرم مخصوص مجاهدین می زدند ونیز یادم هست که اینها در اکثر منطقه ها ومیدان های شهر  چادرهایی زده بودند وبرای فریب مردم  اجناسی را به قیمت ارزان ویا رایگان در اختیار مردم قرار می دادند وبعضی از جوانان فریب خورده در همه میدان های شهر مستقر می شدند وبا در دست داشتن نشریه های مجاهدین خلق ومانند آن سعی در گمراه کردن جوانان داشتند که اگر هوشیاری وبیداری عناصر فعال بویژه شهید حاج ابو الحسن کریمی( که توسط منافقین با زمینه سازی بعضی ها به شهادت رسید) نبود شاید منطقه گیلان  ، کردستان دیگری می شد. شهید کریمی  به همراهی نیروهای انقلابی وکمک های مردمی همه گروه های منافقین ومنحرفین رادر استان گیلان بویژه در رشت ولاهیجان وسیاهکل  قلع وقمع کرد وقابل توجه اینکه تنها در شهر لاهیجان  تعداد قابل توجهی از منافقین از زن ومرد وپسر ودختر در اوائل انقلاب اعدام شدند وبرگزاری هرگونه مجالس برای آنها از سوی خانواده هاشان ممنوع بود وجلوگیری می شد. منافقین در آن زمان غائله های زیادی در شهرهای گیلان به ویژه در رشت ولاهیجان و...ایجاد کردند وافراد زیادی را در استان گیلان به شهادت رساندند که در تاریخ سیاسی گیلان ثبت شده است.

امر به معروف ونهی از منکر

بنده قبل از اینکه طلبه شوم وزمانی که مشغول تحصیل در دوره راهنمایی بودم با منکرات ومفاسد برخورد می کردم. به اندازه ای که آشنا به اسلام ودستورات آن بودم دوستان ورفقا وآشنایان را راهنمایی می کردم واگر کسی خلافی مرتکب می شد تذکر می دادم. از باب نمونه اگر کسی در ماه رمضان علناً روزه خواری می کرد شدیداً تذکر می دادم واین در حالی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده بودم ولی چون در یک خانواده مذهبی ودینی رشد کرده بودم از سنین قبل از بلوغ به نماز وروزه و... می پرداختم ودعاهای مفاتیح الجنان را زیاد می خواندم واکنون نیز مفاتیح الجنان قدیمی  که مرحوم پدرم از روی آن دعا می خواند در اختیار بنده است . یکی از خاطراتی که در باب امر به معروف ونهی از منکر در خاطرم مانده وجالب است اینکه روبروی منزل ما در سادات محله لاهیجان  زمینن وسیعی بود که افراد از محل های مختلف ودور ونزدیک  حتی از شهر می آمدند ودر آنجا فوتبال و والیبال   بازی می کردند وحتی  مسابقات فوتبال بین محلات (با جام فوتبال) برگزار می شد. کسانی که در آنجا والیبال بازی می کردند  بازی شان همراه با شرط بندی بود واین کار در آن زمان از نظر بنده  که یک نوجوان بودم  قمار محسوب می شد لذا بعد از اینکه چند بار به آنها تذکر دادم وتوجه نکردند، تور بازی آنها را با چاقو پاره پاره کردم!!!

علاقه وافر به امور قرآنی ودینی

بنده علاقه فراوانی به معارف وامور قرآنی ودینی داشتم وحتی قبل از بلوغ وتکلیف ، به نماز ودعا وسایر برنامه های دینی می پرداختم. در زمانی که سوم راهنمایی ویا اول دبیرستان بودم(یعنی قبل از طلبگی) کتاب سِرُّالبیان فی علم القران از سرهنگ حسن بیگلری را  که یک دوره تجوید استدلالی واز منابع تجویدی است بارها خواندم ودرآموزش وتعلیم قرآن از آن استفاده می نمودم. محیط خانوادگی ما در آن زمان طوری بود که خیلی زود قرآن را خودبخود فرا گرفتم. در یک روز تابستانی که در حیات منزل عمویم  به همراه افراد دیگرمشغول پاک کردن پیله های ابریشم بودیم (که به اصطلاح محلی به آن کچ چِینی می گویند) خبردارشدم که در مدرسه ابتدایی آهندان که روبروی محل مااست یک آقایی از طالقان آمده ( ملّای قرآنی) وقرآن درس می دهد ومن در همان روز پاک کردن پیله را رهاکردم ورفتم در آن کلاس شرکت کردم وجایزه گرفتم وبرگشتم.

یادی از مرحوم پدرم

مرحوم پدرم سید یوسف سعادت  ( مُتَوفّای  26 / 3/  1373 که خود وپدرش جزو نیکان وخوش نامان واز سادات بسیار محترم در منطقه ومحل های اطراف بودند)  قرآن را طبق عادت همیشگیش  با صدای بلند  به شیوه سنّتیِ دلنشین وحزین تلاوت وقرائت می کرد. خوب یادم هست که سوره های یس والرحمن وجمعه را بیشتر قرائت می نمود ودر همه شب های جمعه با صدای بلند سوره جمعه را تلاوت می کرد واین کار سبب شد که بنده واعضاء خانواده جذب قرآن شویم وبه لطف خدا زود قرآن را فراگرفتم وهرجا که اشکال داشتم از پدرم سؤال می کردم. از آن زمانی که قرآن را خوب یاد گرفتم تاکنون که مشغول نگارش می باشم بیش از  صدوپنجاه بار قرآن را ختم کرده ام. مرحوم پدرم اهل تهجّد ونماز شب ودعا ونیایش های نیمه شبی بود.  

مسؤلیت کتابخانه سادات محله

زمانی که مشغول تحصیل در دوره راهنمایی بودم مسؤلیت کتابخانه کوچک سادات محله که در گوشه ای از مسجد قرار داشت وقبلا به عهده دیگران بود ، به اینجانب واگذار شد وچندین سال عهده دار این امر بودم وطول این مدت توفیق خوبی برایم فراهم شده بود تا کتاب های زیاد وگوناگونی را مطالعه نمایم. البته در آن زمان به کتابخانه در روستاها و محلات خیلی اهمیت داده می شد وافراد خوبی بودند که این کتابخانه ها را اداره می کردند ودر خلال این کار ، فیلم های سازنده ای از مراکز مربوطه می گرفتند ومردم را  جهت تماشا در مسجد جمع می کردند واثرات خوبی داشت وچندین بار بنده شاهد این فیلم های خوب وسازنده در مسجد محل ما یعنی سادات محله بودم ومردم هم استقبال می کردند. درآن زمان به کتاب وکتاب خوانی اهمیت داده می شد وبخش زیادی از جوانان واقعا اهل مطالعه بودند. متأسفانه این مسئله اکنون به افول گراییده شده است. کتاب ، هویت فرهنگی یک کشور وملت وجامعه است. کتاب های مفید وسودمند وارزشمند نشانه و سبب سلامت فکری ودینی واعتقادی واخلاقی مردم است. کتاب خوب بهترین همنشین وهم صحبت است.... درآن زمان که مسؤلیت کتابخانه را داشتم  یکی از کتاب های مفید وجالب  که چندین بار آن را مطالعه کردم ، کتاب شعله فساد بود. با اطلاعاتی که از طریق مطالعه این کتاب پیدا کرده بودم ، خیلی از افرادی را که در معرض آلودگی هایی بودند راهنمایی کردم ونجات پیداکردند.

استفاده از رادیو

در اوائل انقلاب زمانی که دوم یا سوم راهنمایی بودم (ایام نوجوانی) یک رادیو کوچک از لاهیجان خریدم وهمیشه همراهم بود و ازاین طریق تمام اخبار وسخنرانی هایی که پخش می شد استفاده می کردم ومی توانم بگویم که از مطلع ترین افراد محل و...  در سن نوجوانی بودم. هرحادثه ای که آن زمان در کشور رخ می داد از طریق این رادیوی کوچک مطلع می شدم واین در حالی بود که بسیاری از خانواده ها ازجمله خانواده ما  تلوزیون ویا رادیو نداشتند. در آن زمان ساعت 1 عصر سخنرانی های بسیار عالی وعالمانه از رادیو پخش می شد وبنده همه آنها را گوش دادم وبهره بردم. یادم هست که سخنرانی های آقای فخر الدین حجازی خیلی با حرارت بود. از سخنرانی شخصیت هایی مانند شهید استاد مطهری وشهید رجایی وشهید بهشتی وآیت الله طالقانی و وشهیددکتر علی شرعتی .... استفاده می کردم..................................................................

...............................................................            ..............................................                        .....................................

جهت ادامه مطلب به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://saadat.andishvaran.ir/fa/profile.html

گل تقدیم شماپایگاه اندیشوران حوزوی

 

***کفایة الاصول - شبکه اجتهاد-سعادت

 





تاریخ : چهارشنبه 94/4/31 | 12:50 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

 راه های مقابله بادشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران:


 یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ

اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت گیر که جایگاهشان جهنم است و چه بد سر انجامى است
( سوره تحریم آیه 9.)

 

1-ایمان  واخلاص وتوکل به خداوند

2-دشمن شناسی 

 3-حکمت وتدبیر ومصلحت

4-قاطعیت واستواری

5-فریب نخوردن از حیله های رنگارنگ دشمنان

6-تسلیم نشدن در برابر خواسته های نامشروع وناحق  آنها

7-دفع نقشه های شوم آنان قبل از اقدام شان

8-آمادگی همه جانبه وهمیشگی  در برابردشمنان

9-ترویج وحفظ ارزش های اسلامی ودینی وپایبندی به آن ها

10-کارهای فرهنگی حساب شده در همه سطوح کشور

11-آگاهی بخشی به جامعه وملت نسبت به ترفندها ونقشه های دشمنان

12-پرهیز از سستی وضعف

13-توجه و اهتمام به فرامین قرآن واهلبیت  علیهم السلام

14- توجه واهتمام به فرامین بزرگان ومراجع عظام

15-پشتیبانی واطاعت ازولی فقیه ورهبری

16-ترویج وحفظ ارزش های انقلاب اسلامی ودفاع مقدس

17-ترویج وحفظ اندیشه های ناب حضرت امام خمینی (ره)

18-ترویج وحفظ ارزش های عاشوراء وغدیر

19-نترسیدن ونهراسیدن از دشمنان

20-پرهیز از خود باختگی در برابردشمنان

21-توجه به سرمایه های داخلی کشور

22-رفع مشکلات اقتصادی کشور

23-توجه جدی به اشتغال جوانان

24-استفاده از توانمندی ها و ظرفیت های داخلی کشور

25-چشم ندوختن به وعده های دشمنان وبیگانگان

26-حفظ وحدت وهمدلی

27-پرهیز از اختلافات ودشمنی ها نسبت به یکدیگر

28-کارفرهنکی صحیح وسنجیده در مدارس ودانشگاه ها

29-اتحاد حوزه ودانشگاه

30-توجه به نسل جوان ودغدغه های آنها

31-صداقت مسؤلین نسبت به مردم وملت

32-مجال وزمینه ندادن به منحرفین وفتنه گران

33-جلوگیری از نفوذ منحرفین وفتنه گران داخلی وخارجی در کارهای مهم نظام وکشور

34-پرهیز از نرمش ذلیلانه در برابر دشمنان

35-توجه به عنایات وکمک های خداوند

36-توجه به عنایات اهل بیت علیهم السلام  وحضرت ولی عصر(عج)

37-توجه وتوسل به حضرت فاطمه سلام الله علیها


متن از سید اصغرسعادت میرقدیم

 




تاریخ : سه شنبه 94/4/30 | 11:53 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


 گل تقدیم شما«سبک زندگی فاطمی»

از سوی مرکز نشر هاجر انجام شد: عرضه «سبک زندگی فاطمی» در نمایشگاه کتاب تهران

***نسیم معرفت***

مرکز نشر هاجر وابسته به مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران کتاب سبک زندگی فاطمی را برای نخستین‌بار در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه کرد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، احمد شایانفر مدیر اجرایی مرکز نشر هاجر گفت: این اثر در دو جلد به قلم سیدحسین اسحاقی منتشر شده است.
وی اضافه کرد: جلد اول این کتاب در دو فصل با عنوان‌های تقرب و تعامل حضرت فاطمه(س) با خدای مهربان و تهذیب نفس و خویشتن‌بانی در سیره صدیقه طاهره(س) منتشر شده است. در فصل اول این کتاب عنوان‌هایی چون ادای حق الهی، پاسداشت تکالیف و حدود الهی، شکر نعمت و بخشش‌های الهی و صبر و شکیبایی بر سختی‌ها و بلایا به چشم می‌خورد. فصل دوم دارای عنوان‌هایی از قبیل تحمل ناملایمات و سختی‌ها، مجاهدت برای تهذیب نفس و درک فقر و تنگدستی است.
شایانفر خاطرنشان کرد: جلد دوم این کتاب دارای سه فصل با عنوان‌های ریحانه نبوت در تعامل با مردم، تعامل انسان با جهان و طبیعت و رابطه انسان با ولی‌الله و اولی الامر در پرتو ارتباط با خدا است. در فصل اول این اثر عنوان‌هایی مانند صبر و بردباری در روابط اجتماعی و تواضع و تجلی در تعامل با والدین به چشم می‌خورد، فصل دوم عنوان‌هایی نظیر راضی بودن به کم و پرهیز از زیاده‌خواهی، قناعت و رضایت به داشته‌ها و ترک محرمات و شهوات درج شده است و در فصل سوم عنوان‌هایی مانند اقرار به امامت ائمه(ع)، دوستی و پیروی از اهل بیت(ع) و سعادتمندی در پرتو محبت اهل بیت(ع) وجود دارد.

وی خاطرنشان کرد: جلد اول این کتاب دارای 320 صفحه و جلد دوم دارای 368 صفحه است.
مدیر اجرایی مرکز نشر هاجر با اشاره به برخی دیگر از کتاب‌هایی که در فاصله نمایشگاه کتاب سال گذشته تا نمایشگاه امسال منتشر شده است، از آئینه خدا (امیرالمؤمنین(ع) در شعر فارسی) به عنوان یکی از این کتاب‌ها یاد کرد.
وی اظهار کرد:‌ این کتاب اثر شاعر و نویسنده گران‌سنگ سیدمصطفی موسوی گرمارودی در مدح حضرت امیرالمومنین(ع) است.
شایانفر کتاب نقش فرهنگ در مقاوم‌سازی اقتصاد را یکی دیگر از این کتاب‌ها دانست و گفت: در این نوشتار پس از تبیین مفاهیم فرهنگ اسلامی، توسعه اقتصادی و فرهنگی و ارتباط متقابل این دو با یکدیگر، نحوه تأثیرگذاری فرهنگ در تحقق اقتصاد مقاومتی مبرهن شده است.
وی خاطرنشان کرد: در کتاب مؤلفه‌های مدیریت جهادی به 121 مؤلفه و شاخصه مدیریت جهادی پرداخته شده است و در کتاب فرزندان شیطان به انگیزه‌ها، ریشه‌ها، اهداف و کارکردهای شیطان‌پرستان و معماران فکری آنها پرداخته شده و این موارد مورد انتقاد قرار گرفته است.
مدیر اجرایی مرکز نشر هاجر با اشاره به تعداد عنوان کتاب‌های عرضه شده در نمایشگاه کتاب از سوی این مرکز نشر هاجر اظهار کرد: 58 عنوان کتاب چاپ اول و 190 عنوان کتاب چاپ مجدد در این نمایشگاه عرضه شده است.

وی تیراژ کتاب‌‌های چاپ شده را از سوی مرکز نشر هاجر تا کنون بیش از 3 میلیون و 400 هزار جلد در 670 نوبت چاپی ذکر کرد و ادامه داد: 20 عنوان لوح نرم‌افزار آموزشی، فرهنگی و مذهبی نیز از سوی این مرکز نشر منتشر و عرضه شده است.
شایانفر با بیان اینکه 11 سال از فعالیت این مرکز نشر می‌گذرد، اظهار داشت: در این مدت به صورت میانگین روزانه 848 نسخه و سالانه 309 هزار جلد کتاب به چاپ رسیده است. همچنین به صورت میانگین سالانه 61 نوبت و در هر 6 روز یک نوبت چاپ کتاب صورت گرفته است. علاوه بر این هر 15 روز یک عنوان کتاب تالیف و در سال 23 عنوان کتاب چاپ شده است.
وی اظهار کرد: مرکز نشر هاجر غرفه خود را در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران راهرو 12 غرفه 11 دایر کرده و آماده بازدید علاقه‌مندان است.
روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم
23 اردیبهشت 1394



تاریخ : سه شنبه 94/4/30 | 8:14 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

کلیک کنید:(پرهیزیّات: چیزهایی که باید از آنها پرهیز کرد)


*پرهیز از گناه ومعصیت
*پرهیز ازسوءظن
*پرهیز از خود برتر بینی
*پرهیز از بخل
*پرهیز از کبر وغرور
*پرهیزازتمسخربه دیگران (گفتاری ونوشتاری و...)
*پرهیز از عیبجویی نسبت به دیگران
*پرهیز از کینه وعداوت
*پرهیز از حسا د ت
*پرهیزازرفاقت ودوستی باافراد ناباب وآلوده
*پرهیزازمعاشرت با افسرده دلان
*پرهیز از معاشرت با دنیا پرستان
*پرهیزاز موسیقی های مبتذل وتحریک کننده به حرام
*پرهیزازنگاه به تصاویر وفیلم های مبتذل
*پرهیزازبد زبانی وبد دهنی وفحاشی
*پرهیز از دروغ
*پرهیز از غیبت
*پرهیزازشوخی های نامربوط ونامناسب
*پرهیز ازخود محوری وخود خواهی
*پرهیزاز شتابزدگی در امور(گفتار ورفتارونوشتار وقضاوت و...)
*پرهیز از فال بد زدن
*پرهیزاز پرگویی
*پرهیز از خوردن غذاهای سنگین وپرچرب مخصوصا درشب ها
*پرهیزاز معاشرت با آدم های عبوس واخمو وتند خو وافسرده دل(مگرزن وشوهرهایی که به مصالحی بر این مشکل صبر می کنند واجرشان با خداوند است)
*پرهیزاز گوشه گیری وانزوا
*پرهیز از مجردی زندگی کردن وهمسر نگرفتن

*پرهیزاز خوراکی های مضر وغیر عادی(متاسفانه  این مسئله در زمان ما مبتلی به  است)
*پرهیزاز لباس های تنگ وچسبان(متاسفانه این مطلب نیز در عصر ما مبتلی به  است)
*پرهیزاز پوشیدن  کفش های تنگ ونامناسب
*پرهیزازاستعمال انگشتر وگردنبند طلا برای مردان (که امروزه هم ثابت شد که برای مردان مضر است وبرای خانم ها مفید است)
*پرهیزازخوردن مداوم ترشیجات وچیزهای ترش
*پرهیز اززیاده روی  درمصرف نمک
*پرهیزازپرخوری
*پرهیز از زیاده روی در خواب
*پرهیزاز یکسره وبدون وقفه کار کردن(ازاستراحت به اندازه لازم نباید غفلت شود)
*پرهیزازفشارهای جسمی وروحی وروانی
*پرهیزاز قرض ها وبدهکاری های سنگین
*پرهیز از نومیدی ویاس
*پرهیزازظلم وستم وآزار به دیگران
*پرهیز ازدزدی وخیانت
*پرهیز از مال حرام
*پرهیزازچشم چرانی ونگاه به نامحرم ونگاه های حرام
*پرهیزازرشوه وربا ورباخواری ونزول خواری
*پرهیز از تحقیر دیگران(دررفتار وگفتار ونوشتار و...)
*پرهیز ازمنفی بافی
*پرهیز از سادگی زیانبار
*پرهیزاز خیره سری وسبکسری
*پرهیزاز چاپلوسی وتملق گویی
*پرهیزاز نفاق ودو رویی
*پرهیزازنمامی وسخن چینی
*پرهیز ازغفلت
*پرهیز از افراط وتفریط
*پرهیز از خیالات واهی  وخیال پردازی های بیهوده
*پرهیزازاختلاف و دو دستگی
*پرهیز ازنزاع ودرگیری با دیگران
*پرهیزازافشای راز دیگران
*پرهیز از توهین وتخریب خود ودیگران
*پرهیز از ذلت وخواری
*پرهیز از تحقیر خود ودیگران
*پرهیز ازلج ولج بازی وچموشی
*پرهیزازپذیرش ظلم وستم
*پرهیز ازفحشاءومنکرات
*پرهیز از دروغ
*پرهیز از کج اندیشی
*پرهیز از بی حجابی
*پرهیز از اشاعه فحشاء ومنکرات
*پرهیز از بی غیرتی
*پرهیز از ورود به حریم دیگران
*پرهیز از کوچک شمردن کار نیک دیگران
*پرهیز از بزرگ نمایی کار بی ارزش خود ودیگران
*پرهیز از افترا وتهمت به دیگران
*پرهیز از سرزنش غیر معقول دیگران
*پرهیز از اتلاف وقت وعمر
*پرهیز از چشم اندازی به مال واموال دیگران
*پرهیز از سستی وتنبلی
*پرهیز از قضاوت عجولانه
*پرهیز از فخر فروشی به دیگران
*پرهیز از بی ادبی
*پرهیز ازبیکاری
*پرهیز از مواد مخدر باهمه اقسام آن
 (هرچیزی که برای جسم وعقل وروح وروان مضر وزیان آور باشد وعقل وشرع از آن نهی ومنع کرده باشد ،اجتناب وپرهیز از آن لازم است ...)
*پرهیز ودوری از قمار باهمه اقسام آن   (چه نام جدید داشته باشد وچه نام قدیم و...)
*پرهیز از شراب  وهر چیز مست کننده(هر چیز مست کننده مانند شراب حرام است....)
*پرهیز از قهر کردن 
(در روایت است که قهر کردن بیش از 3روز جایز نیست)
*پرهیزاز خوردن غذا در حال سیری
*پرهیز از آمال وآرزوهای دور دراز(آرزوهای خیالی و...)
پرهیزازخوردن  سیر وپیاز  در صورت حضور پیدا کردن در میان جمع
*پرهیز ازگفتار ورفتار ونوشتار تفرقه برانگیز
*پرهیز ازعناصر منحرف وبدسابقه
*پرهیز از شتابزدگی در کارها
*پرهیز از بیکاری وتن پروری

         پرهیزازخواهش های نفسانی و شیطانی  
*پرهیز از دشمنان قسم خورده اسلام وقرآن ونظام جمهوری اسلامی ایران
*پرهیز از کارشکنی واخلال در امور یکدیگر
*پرهیز از  فرار از تکلیف(شانه خالی کردن از تکلیف ووظیفه)
*پرهیز از تنگ نظری وکوته بینی
*پرهیز از حق کشی(پرهیز از تضییع حق یاحقوق دیگران)
*پرهیز از پارتی بازی
*پرهیز از سخن یا سخنان نابجا وناحق
*پرهیز ازشوخی های نابجا
*پرهیز از سکوت ناحق
*پرهیز از سرسپردگی ووابستگی به اجانب ودشمنان اسلام وقرآن ونظام جمهوری اسلامی ایران
*پرهیز ودوری از  تفکر التقاطی
*پرهیز از اسلام التقاطی (انحرافی وغیر اصیل ...)
*پرهیز از اسلام آمریکایی واسرائیلی و...
*پرهیز از مکتب هاو ایسم ها  وایدئولوژی های  انحرافی
*پرهیز از کتب ضاله وانحراف
 پرهیزازتجملات تشریفاتی وزائد(تجمل پرستی)
*پرهیزازمدگرایی غیرمعقول ومذموم
*پرهیز ازتقلیدهای غیر منطقی وناپسند مانندتقلید درروشهای زندگی غربی که پایه واساس فکری شان دنیاپرستی ومال وشهوت پرستی است  ومبانی عقیدتی آنها با اسلام وقرآن و...سازگاری ندارد و...
(البته تقلیددرمسائل دینی وشرعی از مراجع عظام در همه اعصار ، دلیل عقلی ومنطقی وشرعی دارد)
*پرهیزاز عرفان های نوظهور وانحرافی
*پرهیز ازعیاشی وخوشگذرانی های  غفلت زا
*پرهیزازبدعت
*پرهیز ازحلال نمودن حرام خدا وحرام کردن حلال خدا
*پرهیز از پیش داوری
*پرهیزاز سختگیری
*پرهیزاز به بطالت گذراندن عمر واوقات
*پرهیزاز زودباوری
*پرهیز ازعوامفریبی
*پرهیز از رهبانیت(کناره گیری از دنیا وزندگی  اجتماعی و...)
*پرهیز از انگ وبرچسب زدن به دیگران
*پرهیز از اعانت وکمک در گناه ومصیت وجرم  وجنایت(درسوره مائده آیه 2چنین آمده است:تعاونوا علی البر والتقوی ولاتعاونوا علی الاثم والعدوان..)
پرهیز از پرخاشگری
پرهیزاز ظاهرنگری
پرهیز از تبعیض
پرهیز از درجازدن در کار

پرهیز از مال اندوزی افراطی (متأسفانه عده ای تمام عمر فقط در پی مال اندوزی هستند ودر واقع مال پرستند)
پرهیزاز درگیری های فامیلی وخانوادگی
پرهیز از تفکر واندیشه دگمی وجزمی به دور از دلیل وبرهان واستدلال صحیح

 


گل تقدیم شمامطالب گوناگون از استادسیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 





تاریخ : یکشنبه 94/4/28 | 1:56 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

به نام خدا

دوبیتی ناقابل از بنده تقدیم شما

گاهی نگاه حسودان اثر کند


بدخواه به چشم عداوت نظرکند

گاهی  نگاه  حسودان  اثر   کند

سوره اَلنّاس وَ الفَلَق مکرر بخوان

 هر کس که غفلت نماید ضررکند


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی





تاریخ : یکشنبه 94/4/28 | 1:15 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

اشعارصائب تبریزی درباره وداع با ماه رمضان

افسوس که ایام شریف رمضان رفت

سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک

از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت

شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

تا آتش ِجوع رمضان چهره بر افروخت

از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را

چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان

دیرآمد و زود از نظرآن جان ِجهان رفت

 

 اشعاری از مصلح الدین سعدی شیرازی در باره وداع با ماه رمضان

برگ تحویل می کند رمضان

بار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سیر، زود برفت

دیر ننشست نازنین مهمان

ماه فرخنده روی برپیچید

و علیک السلام یا رمضان

الوادع ای زمان طاعت و خیر

مجلس ذکر و محفل قرآن

بهر مردمان ایزدی بر لب

نفس در بند و دیو در زندان

تا دگر روزه با جهان آید

بس بگردد به گونه گونه جهان

 




تاریخ : جمعه 94/4/26 | 2:17 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 


گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما

عکس و تصویر التماس دعا ادعونی#استجب#لکم

 

***نسیم معرفت***

 

دعاهای تمام روزهای ماه مبارک رمضان


گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما


گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز اول ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز نهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز دهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**فسیر دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان 
گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز هیجدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان
گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیست ویکم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیست وسوم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز بیست وچهارم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز بیست وپنجم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیست وششم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیردعای روز بیست وهفتم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز بیست وهشتم ماه مبارک رمضان
گل تقدیم شما**تفسیردعای روز بیست ونهم ماه مبارک رمضان

گل تقدیم شما**تفسیر دعای روز سی ام ماه مبارک رمضان

***نسیم معرفت***

 




تاریخ : جمعه 94/4/26 | 2:9 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

نکاتی از عظمت و برکات عید فطر !‌


یک ماه سخت بندگی را پشت سر گذاشتیم ، ماه تشنگی ها و گرسنگی های دلچسب بندگی ، ماه زیبای همجواری با خداوند متعال ، ماه بارش رحمت و برکت ، ماه مبارک رمضان با همه سختی ها و شیرینی هایش گذشت و اینک در آستانه  یک بزم باشکوه هستیم ، روز تقدیر از اطاعت کردن های ما ، روز بزرگ پاداش گرفتن .


عید فطراز بزرگترین اعیاد مسلمانان است، روزی بزرگ که خداوند متعال در این روز بهترین ها را به بندگان روزه دارش عطا می کند ، بندگانی که نه گرما را شناختند نه طولانی بودن روز را ، با همه سختی ها امر پروردگار مهربانی ها را گردن نهادند و دم بر نیاوردند.

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) طی خطبه‌ای در عید فطر فرمودند: آگاه باشید که خداوند این روز را عید و شما را اهل آن قرار داد، پس یاد خدا کنید تا شما را یاد کند، او را بخوانید تا شما را استجابت کند، استغفار کنید تا شما را ببخشد و فطره خود را بپردازید که آن سنّت‏ پیغمبر شما است.[1]

 

جایگاه ویژه عید فطر

در اهمیت این روز همین نکته کافی است که نوشته اند: «  إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى‏ إخْتارَ مِنَ الْکَلامِ أَرْبَعَةً وَ مِنَ الْمَلائِکَةِ أَرْبَعَةً ... وَ منَ الْأَیَّامِ أَرْبَعَةً ... وَ أَمَّا خِیَرَتُهُ مِنَ الْأَیَّامِ فَیَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ عَرَفَةَ وَ یَوْمُ الْأَضْحى‏ وَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ. 

خداوند متعال از سخن چهار کلام را برگزید و از فرشتگان چهار را ... و از روزها، چهار روز را ... و امّا روزهاى برگزیده‏اش، روز عید فطر، روز عرفه، روز عید قربان و روز جمعه است.(2)    (بحار الأنوار: 94/ 47- 48، باب 55، حدیث 34؛ مستدرک الوسائل: 6/ 64، حدیث 6438.)

  امام علی (علیه السلام)در روز عید فطر خطبه بسیار پرمحتوی وجالبی ایراد نمود ودر بخشی از آن  چنین فرمود:« أَلاَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَهُ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً وَ جَعَلَکُمْ لَهُ أَهْلاً فَاذْکُرُوا اللَّهَ یَذْکُرْکُمْ وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ أَدُّوا فِطْرَتَکُمْ فَإِنَّهَا سُنَّةُ نَبِیِّکُمْ وَ فَرِیضَةٌ وَاجِبَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ‏ (3) هان امروز روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داده و شما را نیز شایستة آن ساخت، پس به یاد خدا باشید تا او نیز شما را یاد کند و او را بخوانید تا خواسته تان را به اجابت برساندو زکوة فطره را به فقرا ادا کنید که آن سنت پیغمبر شماست و فرض و واجب از فرمان خداى شما

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) طی خطبه‌ای در عید فطر فرمودند: آگاه باشید که خداوند این روز را عید و شما را اهل آن قرار داد، پس یاد خدا کنید تا شما را یاد کند، او را بخوانید تا شما را استجابت کند، استغفار کنید تا شما را ببخشد و فطره خود را بپردازید که آن سنّت‏ پیغمبر شما است

شبی چون شب قدر و روزی چون روز قیامت

امام علی(علیه السلام) در خطبه ای فرمودند: «اى مردم! امروز شما روزى است که در آن به نیکوکاران پاداش داده مى‏شود و بدکاران در آن زیان مى‏کنند. امروز، شبیه‏ ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن خود از خانه ‏هایتان به مصلاى خود، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید. و از توقف و ایستادن خود در مصلى، وقوف خود در برابر خدا را یاد کنید و از بازگشت خود به خانه‏ هایتان بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید. و اى بندگان خدا! بدانید نزدیک ‏ترین و کمترین چیز که براى مردان و زنان روزه ‏گیر فراهم است، این است که فرشته‏ یى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد که اى بندگان خدا! بر شما مژده باد که گناهان گذشته شما آمرزیده شد و بنگرید که در آینده چگونه خواهید بود.» (روضة الواعظین/ ترجمه مهدوى دامغانى/ 565 )

شب عید فطر شب بسیار با عظمتی است ، شبی که آن را همپایه ی شب قدر می دانند، در روایتی آمده است: «... کارگر وقتى از عملش فارغ شد اجرتش را مى‏دهند و پایان عمل روزه دار شب عید است بنا بر این در شب عیدفطر،  مغفرت و آمرزش که پاداش روزه‏ داران است نازل مى‏شود. ....(و سفارش شده است )  وقتى آفتاب غروب کرد غسل کن و بعد از خواندن نماز مغرب دو دست را بلند کن و بگو:یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یَا ذَا الْجُودِ یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.. سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: اَتُوبُ اِلىَ اللَّهِ. بعد حوائج خود را از خدا بخواه‏.» (علل الشرائع / 259)

امیرمومنان علی علیه السلام می فرماید: « شایسته می دانم آدمی در سال، چهار شب دست از هر کاری بکشد و خود را به عبادت آماده سازد: شب عید فطر، شب عید اضحی، شب نیمةشعبان و شب اول رجب.» (بحارالانوار، ج 97، ص 36 و39 )

 

دعا کردن
جمع شدن برای اظهار بندگی

فضل بن شاذان می گوید: «روز فطر، عید قرار داده شد تا برای مسلمانان محل گردهمایی باشد که در آن جمع شوند و به خاطر خدای عز وجل به صحنه آیند و خدا را در برابر نعمت هایش به شکوه و بزرگی یاد کنند تا هم روز عید باشد و هم روز اجتماع، هم روز بالندگی باشد و هم روز زکات دادن، هم روز رغبت (و توجه به نعم الهی باشد) و هم روز تضرع. چون روز فطر، روز اول سال است که خوردن و نوشیدن در آن حلال می شود و چون اول ماه های سال نزد اهل حق، ماه رمضان است. لذا خداوند دوست دارد که اجتماعی در این روز برای مسلمانان باشد که خدا را در آن ستایش و تقدیس کنند.»(4)

 

جشن پیروزی (نوروز پاکان)

روزه داری در گرمای طاقت فرسای تابستان هر لحظه اش  برای خداوند متعال ارزشمند بود ، لحظاتی که نفس به معنای واقعی اسیر دست ما بود و بر او غالب بودیم ، و این  تلاش را خداوند بی نیاز مطلق ارج می نهد و پاداشی در خور به آن می دهد .
امام باقر علیه السلام به جابر فرمود: « رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: هر گاه روز اول ما شوال (عید فطر) فرا می رسد، یک منادی از سوی خدا ندا می دهد؛ اَیُّهَا المُؤمِنُونَ اُغدُوا اِلیَ جَوائِزِکُم»؛ ای مومنان به سوی جایزه هایتان بشتابید.»    {
اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ (کافی، ج4، ص168.) }    در ادامه حضرت باقر علیه السلام رو به جابر کرد و به تفاوت این پاداش با پاداش های دنیاداران اشاره کرد و  فرمود: « ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ هو یوم الجوایز؛ (5) ای جابر! جوایز خدا، از نوع جوایز این پادشاهان نیست آن روز روز جایزه هاست.»
 رسولخدا ص در باره نوع این جایزهمی فرمود
 : « إِنَّ اللَّهَ بَنَی الْجَنَّةَ مِنْ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ وَ سُبِکَتْ بِالذَّهَبِ سُتُورُهَا السُّنْدُسُ وَ الْإِسْتَبْرَقُ أَشْجَارُهَا الزُّمُرُّدُ ثِمَارُهَا الْحُلَلُ أَعَدَّهَا اللَّهُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ یَوْمَ الْفِطْرِ؛ (6) خداوند بهشت را از یاقوت سرخ بنا نهاد و مواد آن را از طلا و پرده هایش را از دیبا و درختانش زمرد و میوه هایش را از جواهرات زیبا ساخت و آن را عیدی این امت در عید فطر قرار داد.»

 روز مغفرت و آمرزش

امام علی علیه السلام در یکی از خطبه های عید فطر فرمودند: « عِبادَاللِه اِنَّ اَدنیَ مَا لِلصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ اَن یُتادِیهِم مَلَک فِی آخِرِ یَومِ مِن شَهرِ رَمَضانَ اَبشِرُوا عِبادَ اللهِ فَقَد غُفِرَلَکُم مَا سَلَفَ مِن ذُنوُبِکُم فَانظُرُوا کَیفَ تَکوُنُونَ فِیمَا تَستَأنِفُونَ؛ (7) ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود، این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: هان! بشارتتان باد ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد. پس متوجه باشید در آنچه بعد از این ماه انجام می دهید.»

ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود، این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: هان! بشارتتان باد ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد. پس متوجه باشید در آنچه بعد از این ماه انجام می دهید.»

 

چگونه برای عیدی گرفتن آماده شویم؟

امام صادق علیه السلام فرمود: « هرگاه آفتاب غروب کرد سه رکعت نماز مغرب را بخوان و دست های خود را بلند کن و بگو: یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یَا ذَا الْجُودِ یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ..« ای صاحب عطای همیشگی، ای صاحب سال، ای برگزیننده محمد و یاری کننده اش! بر محمّد و آل او درود فرست و تمام گناهانی را که مرتکب شده ام و آن را فراموش کرده ام، برایم بیامرز با آن که گناهانم در نزد تو در کتاب مبین (نوشتة آشکار) است.» پیشانیت را به خاک بمال و در حال سجده صد بار بگو: اَتُوبُ اِلىَ اللَّهِ« به سوی خدا می روم» و از خدای بزرگ در خواست نیاز کن.» (8)

امام صادق علیه ‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش (امام زین العابدین ع) فرمود: «کانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیهِمَاالسَّلامُ «یُحْیی لَیْلَةَ عَیْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّی یُصْبِحَ وَ یَبیتُ لَیْلَةَ الْفِطْرِ فِی الْمَسْجِدِ وَ  یَقُوُلُ: یَا بُنَیَِ مَا هِیَ بِدوُنَ لَیلِهِ یَعنِی لَیلَةَ القَدرِ؛ (9) شب عید فطر را با نماز زنده نگاه می داشت تا این که صبح می شود. شب عید را در مسجد می ماند و می فرمود: فرزند عزیزم شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست.»

 **تذکر: برخی موارد به علاوه اصلاحات اِعرابی و... ،  عبارات ومطالبی در متن فوق  توسط سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی اضافه گردید

پی نوشت ها:  
1. خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل (المحشی)، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین، 1424، ق
2) بحارالانوار، ج 97، ص 48
3) من لا یحضره القیه، ج 1،ص517
4) همان، ج 1 ص 522، وسایل الشیعه، ج 5، ص 141
5) وسایل الشیعه، ج 5، ص 140، فروغ کافی ج 4، ص 168
6) مستدرک الوسایل، ح 6677
7) میزان الحکه، ج 7، ص 131. تنبیه الخواطر، ص 392
8) من لا یحضره الفقیه، انتشارات امام مهدی قم، ج 2، ص 109
9) بحارالانوار، ج 88، ص 119

  فاطمه محمدی

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=301967

 

** اعمال روز عید فطر(واحد دین واندیشه تبیان زنجان)

**اعمال روز عید فطر(سایت استاد شیخ حسین انصاریان)




تاریخ : پنج شنبه 94/4/25 | 3:2 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی