سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

***نسیم معرفت***

عرفه روز معاشقه با خداوند(عرفه روز دعا ونیایش)

عبادات و دعا رشته اتصال انسان با مبدأ هستی و قدرت لایزال الهی هستند؛ از این رو نمی توان گفت که دعا و عبادات، مخصوص ایّام خاص می باشند؛ اما زمانهایی وجود دارد که فرصت ویژه ای برای ارتباط با خداوند از طریق دعا و راز و نیاز است؛ چرا که رحمت خاص خداوند در آنها از مبدأ اعلی به سوی بندگان سرازیر می گردد و بنده باید تلاش کند خود را در معرض دریافت آن عنایات و رحمتهای ویژه الهی قرار دهد؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی اَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها؛ به راستی برای پروردگار شما در روزهای روزگارتان عطایا و بخششهایی است، هوشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید.» و قرآن کریم نیز می فرماید: «........ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ  سوره ابراهیم آیه 5»؛ و روزهای خدا را به آنان یاد آوری کن.»

یکی از این روزها، نهم ذیحجّه یعنی روز عرفه است که می توان آن را روز دعا و نیایش نام نهاد. مخصوصا برای کسانی که توفیق تشرّف به حج و حضور در صحرای عرفات را پیدا کرده اند.

جایگاه روز عرفه

مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.»

وی در رابطه با روز عرفه نیز می گوید: «روز عرفه از اعیاد عظیمه [و بزرگ] است، هر چند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای آنها گسترده و شیطان در این روز تحقیر و رانده شده و خشمناک است.»

امّا جایگاه والای روز عرفه، در روایات معصومین علیهم السلام بیشتر نمود پیدا می کند که در زیر به نمونه هایی اشاره می شود.

1. برابری با ماه رمضان

ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و مغفرت الهی است؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْکُمْ شَهْرُ اللّهِ بِالْبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ؛ ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش به سوی شما روی آورده است.» اگر کسی در ماه رمضان بخشیده نشد و یا این توفیق را پیدا نکرد که خود را در معرض مغفرت الهی قرار دهد، روز عرفه آن قدر عظمت دارد که بتواند جبران ماه رمضان بنماید. در آن روز اگر کسی به درگاه الهی روی آورد، مورد مغفرت خداوند قرار می گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ؛ کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر اینکه [روز] عرفه را درک کند.»

2. دعا و برآورده شدن حاجت

امام صادق علیه السلام در جای دیگری می فرمایند: «تَخَیَّرْ لِنَفْسِکَ مِنَ الدُّعاءِ ما اَحْبَبْتَ وَاجْتَهِدْ فَاِنَّهُ (یَوْمَ عَرَفَةَ) یَوْمُ دُعاءٍ وَمَسْأَلَةٍ؛ هر دعایی که دوست داری برای خود بخوان و [در دعا کردن[ بکوش که آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است.» و یقینا درخواستها استجابت را در پی دارد.

3. روز بخشش

ابن فهد حلّی در عدّة الداعی روایتی به این شرح برای روز عرفه نقل نموده است:

«وَفِی الْخَبَرِ اَنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالی یَقُولُ لِلْمَلائِکَةِ فِی ذلِکَ الْیَوْمِ یا مَلائِکَتِی اَلا تَرَوْنَ اِلی عِبادِی وَاِمائِی جاؤُا مِنْ اَطْرافِ الْبِلادِ شُعْثاءً غَبْراءً اَتَدْرُونَ ما یَسْئَلُونَ فَیَقُولُونَ رَبَّنا اِنَّهُمْ یَسْئَلُونَکَ الْمَغْفِرَةَ فَیَقُولُ اشْهَدُوا اِنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ؛ در روایت آمده که خدای سبحان به ملائکه در این روز می فرماید: ای فرشتگان من! آیا نمی بینید بندگان و کنیزان مرا که ژولیده و غبارآلود از اطراف شهرها آمده اند؟ و آیا می دانید آنها چه درخواستی دارند؟ ملائکه می گویند: پروردگار ما! آنها مغفرت می خواهند. پس خداوند می فرماید: شاهد باشید که من آنها را بخشیدم!»

4. تغییر شقاوت به سعادت

شیخ عباس قمی نقل نموده که امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم درخواست کمک می کرد. حضرت خطاب به او فرمودند: «وای بر تو! در این روز از غیر خدا سؤال و طلب کمک می کنی، حال آنکه در این روز برای بچّه هایی که در شکم مادر هستند نیز امید فضل خدا می رود که آنها سعید گردند!»

از روایات فوق، به خوبی اهمیت و جایگاه روز عرفه روشن می شود و این نکته استنباط می گردد که این روز، روز دعا و نیایش است. ما هم به اختصار در باره دعا، دعاهای روز عرفه و دعا در عرفات، مطالبی بیان می داریم.

جایگاه دعا در قرآن

در قرآن کریم آیات متعددی در رابطه با دعا و به صورت متن دعا آمده که ما در اینجا فقط برخی آیات مربوطه را مطرح می کنیم:

1. تشویق به دعا

«وَقَالَ رَبُّکُمْ اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ»؛ و پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم. همانا کسانی که از عبادت من تکبّر می ورزند، به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند.»

2. دعا، محکم ترین ارتباط با خدا

«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ »؛ و هنگامی که بندگان من از تو در باره من سؤال کنند [بگو:] من نزدیکم، دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا می خواند پاسخ می گویم؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند، امید است راه یابند [و به مقصد برسند].»

3. دعا و اعتبار

«قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِکُمْ رَبِّی لَوْلاَ دُعَآؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامَا »؛ بگو: پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کند، اگر دعای شما نباشد. شما [آیات خدا و پیامبران را] تکذیب کردید و [این عمل دامان شما را خواهد گرفت و] از شما جدا نخواهد شد.»

اگر در قرآن، آیه ای جز همین آیه در رابطه با دعا نبود، جا داشت که برای بالا رفتن مقام انسانی و معنوی خود، شب و روز دعا کنیم.

دعا در روایات

در روایات در باره دعا سخنان بسیاری گفته شده که جمع آوری همه آنها چندین کتاب قطور می شود. آنچه در این بخش به آن اشاره می گردد، نمونه ای از روایاتی است که اهمیت و ارزش دعا را نشان می دهد:

1. دعا، مغز عبادت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ وَلا یَهْلِکُ مَعَ الدُّعاءِ اَحَدٌ؛ دعا مغز عبادت است و کسی با دعا کردن [و اینکه اهل دعا باشد هرگز [هلاک نمی شود.»

به راستی تعبیری از این زیباتر و جامع تر نمی توان یافت؛ چرا که اهمیت مغز در انسان و حیوانات بر کسی پوشیده نیست. همه می دانند که مغز نقشی حیاتی در بدن دارد. دعا نیز در میان عبادات چنین نقشی دارد؛ یعنی حیات روحی و معنوی انسان و درست تنظیم شدن امور آن به دعا بستگی دارد.

2. دعا، اسلحه مؤمن

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَلدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَعَمُودُ الدِّینِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالاَْرْضِ؛ دعا اسلحه مؤمن است و ستون دین و نور آسمانها و زمین است.»

از دیگر سخنان ائمّه علیهم السلام چنین به دست می آید که دعاء به عنوان سلاح انبیاء نیز معرفی شده است. حضرت امام رضا علیه السلام می فرمایند: «عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ فَقِیلَ وَما سِلاحُ الاَْنْبِیاء قالَ الدُّعاءُ؛ بر شما باد بر سلاح انبیا! گفته شد: اسلحه انبیا چیست؟ فرمود: دعا.»

روشن است که اگر انسان خلع سلاح شود و یا از اسلحه خویش غافل گردد، مورد حمله دشمنان قرار می گیرد؛ پس لازم است که دعا مستمر باشد.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَأَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُم مَّیْلَةً وَ حِدَةً »؛ «کافران دوست دارند [و آرزو می کنند[ که شما از اسلحه و اسباب خویش غافل شوید، پس ناگهان بر شما هجوم آورند.»

3. دعا، دوای هر درد

امام صادق علیه السلام فرمودند: «عَلَیْکَ بِالدُّعاءِ، فَاِنَّ فِیهِ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داءٍ؛ بر تو باد به دعا کردن، پس به راستی دعا شفای هر دردی است.»

4. دعا، تغییردهنده تقدیرات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لا یَرُدُّ الْقَضاءَ اِلاَّ الدُّعاءُ؛ قضا [وتقدیرات الهی] را جز دعا چیزی رد نمی کند.»

این روایات به خوبی نقش دعا را در زندگی انسان تبیین می کنند.

اعمال و ادعیه در روز عرفه

روز عرفه اوج روزهایی است که در آن دعا و نیایش از موقعیت ویژه و خاصی برخوردار است، بدین جهت از پیشوایان معصوم علیهم السلام دعاها و سفارشهایی در این روز رسیده است که به عنوان نمونه به برخی از آنها براساس ترتیب کتب نقل کننده اشاره می کنیم:

الف. صحیفه سجادیه

در صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله دعایی طولانی برای روز عرفه از زبان امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن هم مهم ترین مسائل اعتقادی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانی و اخلاقی با زبان دعا بیان شده است:

امام سجاد علیه السلام درباره معرّفی روز عرفه می فرماید: «اللّهُمَّ وَهذا یَوْمُ عَرَفَةَ یَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَکرَّمْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ نَشَرْتَ فِیهِ رَحْمَتَکَ وَمَنَنْتَ فِیهِ بِعَفْوِکَ وَاَجْزَلْتَ فِیهِ عَطِیَّتَکَ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلی عِبادِکَ؛ خدایا! و این روز عرفه روزی است که تو به او شرافت و کرامت و عظمت بخشیدی و رحمتت را در این روز گستراندی و به عفو و بخششت [بر خلق] منّت گذاردی و عطایت را بسیار عظیم گردانیدی و به خاطر این روز بر بندگانت تفضّل نمودی.»

برخی از درخواستهای حضرت در این روز عبارت اند از: «... وَاخِفْنِی مَقامَکَ وَشَوِّقْنِی لِقاءَکَ وَ تُبْ عَلَیَّ تَوْبَةً نَصُوحا لا تُبْقِ مَعَها عَلانِیَّةً وَلا سَرِیْرَةً وَاَنْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِی لِلْمُؤْمِنِینَ وَاعْطِفْ بِقَلْبِی عَلَی الْخاشِعِینَ وَکُنْ لِی کَما تَکُونُ لِلصّالِحِینَ؛ [خدایا!] مرا از مقامت بترسان و شوق ملاقاتت را به من عنایت کن و توفیق توبه نصوح به من عنایت فرما؛ به گونه ای که با آن توبه گناه پنهان و آشکاری باقی نگذاری و از سینه ام کینه نسبت به مؤمنین را برکن و مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد

قلب مرا بر خاشعان مهربان کن و آن چنان که با صالحان هستی، با من باش!»

در بخش پایانی این دعا چنین می فرمایند: «وَلا تَجْعَلْنِی لِلظّالِمِینَ ظَهِیرا وَلا لَهُمْ عَلی مَحْوِ کِتابِکَ یَدا وَنَصِیرا... وَاجْعَلْ باقِی عُمْرِی فِی الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ اِبْتِغاءَ وَجْهِکَ...؛ و مرا پشت [و کمک کار[ ستمگران مگردان و [مرا برای] از میان بردن کتابت دستیار و یاور آنان مکن... و هر چه از عمرم باقی مانده است، در جستن خودت در حجّ و عمره بگذران!»

ب. مفاتیح الجنان

در این کتاب دعایی برای شب عرفه و چند دعا برای روز عرفه نقل شده است. دعای اوّل، تسبیحات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با بخشی از آیات و اذکار خاص است ودومی دعایی از حضرت صادق علیه السلام می باشد و سومی دعایی معروف از امام حسین علیه السلام است.

بشر و بشیر پسران غالب اسدی نقل کرده اند که در عصر روز عرفه در عرفات در محضر امام حسین علیه السلام بودیم. آن حضرت با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان بیرون آمد و با نهایت خشوع و خضوع در جانب کوه (جبل الرحمه) رو به کعبه ایستاد و این دعا را خواند.

در بخشی از این دعا می خوانیم: «اِلهِی اَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنایَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقِیرا فِی فَقْرِی اِلهِی اَنَا الْجاهِلُ فِی عِلْمِی فَکَیْفَ لا اَکُونُ جَهُولاً فِی جَهْلِی؛ خدایا من در حال توانگری نیازمندم [و فقر ذاتی دارم]؛ پس چگونه در حال نداری نیازمند [تو[ نباشم؟ معبودا! من در حال دانائیم نادانم؛ پس چگونه در حال جهلم نادان نباشم؟»

در بخش دیگری می خوانیم: «مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَمَتی بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الاْآثارُ هِیَ الّتِی تُوصِلَ اِلَیْکَ عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقِیبا؛ کی نهان بوده ای تا محتاج برهانی باشی که بر تو دلالت کند؟ وکی دور گشته ای که آثار و علائم به تو رسانند؟ کور باد چشمی که تو را بر خود رقیب و مواظب نداند!»

کی بوده ای نهان که پیدا کنم تو را  ** پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من  ** با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

در قسمت دیگری از این دعا می خوانیم: «اِلهِی مَنْ کانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ مَساوِیهِ مَساوِی وَمَنْ کانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ دَعاوِیْهِ دَعاوِی؛ خدایا! کسی که خوبیهایش [هم] بدی است، چگونه بدیهای او بد نباشد؟ و کسی که حقیقت گوییش صرف ادعا است، پس چگونه دعاوی او صرف ادعا نباشد؟»

ج.  اِقبال الأَعمال

سید بن طاووس برای شب عرفه دو دعا نقل نموده که یکی از آنها نسبتا طولانی است. همچنین روایتی درباره فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام نقل کرده است که حضرت باقر علیه السلام فرمود: «مَنْ زارَ لَیْلَةَ عَرَفَةَ اَرْضَ کَرْبَلا... وَقاهُ اللّهُ شَرَّ سَنَتِهِ؛ کسی که در شب عرفه زمین کربلا را زیارت کند...، خداوند بلای آن سال را از او دور می کند.»

آن گاه به فضیلت روز عرفه پرداخته و نقل نموده که روزه آن روز کفاره گناهان هفتاد ساله می باشد و در آن روز توبه آدم پذیرفته شده است. آن گاه زیارت مخصوصه امام حسین علیه السلام در این روز را نقل نموده است.

وی برای روز عرفه دعایی نیز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام هفتم علیه السلام نقل نموده و سپس دعای معروف امام حسین علیه السلام در روز عرفه را آورده است. و بعد از آن، دعای امام زین العابدین علیه السلام در صحیفه سجادیه را نقل نموده است.

آن گاه دعایی از امام صادق علیه السلام را با اسنادش نقل کرده که در بخشی از آن می خوانیم: «اَنْتَ الَّذِی لا تَنْسی مَنْ ذَکَرَکَ وَلا تَضِیعُ مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ...؛ تو کسی هستی که فراموش نمی کنی کسی را که یادت کند و نابود نمی کنی کسی را که بر تو توکل نماید.»

سپس دعایی به نام مخزون را نقل کرده و بعد از آن دعای دیگری از امام صادق علیه السلام را آورده است. آن گاه دعایی را که در برخی کتب دعا دیده نقل می کند و سخن را با دعاهایی در مورد شام عرفه ادامه می دهد.

د. مِصباحُ المُتهَجِّد

در مصباح، شیخ طوسی دعایی را برای ایّام ذی حجّه از اوّل تا شام عرفه نقل نموده که در آغاز آن می خوانیم: «اَللّهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتِی فَضَّلْتَها عَلَی الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها قَدْ بَلَّغْتَنِیها بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ بَرَکاتِکَ وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فِیها مِنْ نَعْمائِکَ؛ خدایا! این ایّامی که آن را بر روزهای دیگر برتری و شرافت دادی، با منّت و رحمت خود، مرا به آنها رساندی؛ پس برکات خویش را بر ما نازل کن و نعمتهای خود را در این روزها بر ما توسعه بده!»

عرفه در عرفات

اوج عظمت دعا از حیث زمان، روز عرفه است و اوج ارزش مکانی اش در آن روز، بعد از کربلا و حرم حسینی، صحرای عرفات است. این معنی را از روایات می توان فهمید:

1. علی علیه السلام فرمودند: «مِنَ الذُّنُوبِ لا تُغْفَرُ اِلاَّ بِعَرَفاتٍ؛ برخی از گناهان در صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله دعایی طولانی برای روز عرفه از زبان امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن هم مهم ترین مسائل اعتقادی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانی و اخلاقی با زبان دعا بیان شده است

[به گونه ای سنگین است که] جز در عرفات بخشوده نمی شود.»

2. کسی حق ندارد در عرفات بگوید گناهانش بخشیده نمی شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه فرمودند: «اَعْظَمُ اَهْلِ عَرَفاتٍ جُرْما مَنِ انْصَرَفَ وَهُوَ یَظُنُّ اَنَّهُ لَنْ یُغْفَرَ لَهُ؛ گناهکارترین فرد در عرفات کسی است که از آنجا بازگردد، در حالی که گمان می برد هرگز آمرزیده نخواهد شد.» به راستی فردی که چنین گمانی را در ذهن پرورش دهد، در وادی عرفان و شناخت، این مسئله را درک نکرده است که خداوند «ارحم الراحمین» است و رحمت او بر همه چیز برتری داشته، همه هستی را زیر پوشش دارد که «رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَ شَی ءٍ».

نمونه ای از دعا در عرفات

خالی از لطف نیست که یک نمونه از دعا در عرفات در حق دیگران را بیان نماییم:

علی بن ابراهیم از پدرش نقل نموده که او گفته است عبد اللّه بن جندب را در عرفات (در روز عرفه) دیدم و موقفی بهتر از موقف او ندیدم. او پیوسته دستها را به سوی آسمان بلند کرده و اشک چشمانش ازگونه هایش جاری بود، تا آنجا که به زمین رسیده بود. هنگام مراجعت مردم به او گفتم: ای ابا محمّد! [عجب حال خوشی داشتی!] من چنین موقفی [و حالی] تا حال ندیده بودم! عبد اللّه پاسخ داد: به خدا قسم! یک کلمه برای خودم دعا نکردم و در تمام این مدّت برای برادران دینی ام دعا کردم. واین به جهت این بود که از ابا الحسن موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمود: «مَنْ دَعا لاَِخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْشِ ها وَلَکَ مِأةُ اَلْفِ ضِعفٍ مِثْلُهُ؛ هر کس برادر مؤمن خود را در غیاب او دعا کند، از عرش الهی به او ندا می رسد: هان! [ای بنده من!] برای تو صد هزار مثل آن [پذیرفته] می باشد.» بدین جهت (به خاطر همین سخن امام علیه السلام ) راضی نشدم از صد هزار دعای تضمین شده [و مورد استجابت [در برابر یک دعا که نمی دانم مستجاب می شود صرف نظر کنم.

تأثیر دعا به دیگران

نه فقط روایات اثر دعا در حق دیگران را بیان می فرمایند؛ بلکه نمونه های عینی و خارجی اثر دعا در حق دیگران نیز این امر را تأیید می کند. به این نمونه توجه کنید:

یکی از کسانی که از محضر عارف والا مقام آیة اللّه میرزا جواد ملکی تبریزی بهره هایی برده است، درباره او می گوید: «روزی پس از پایان درس عازم حجره یکی از طلبه ها در مدرسه دار الشفای قم گردید و من در خدمت او بودم تا به حجره آن طلبه وارد شد. مراسم احترام انجام گرفت و پس از اندکی حضور در نزد او برخاست و حجره را ترک گفت.

وقتی هدف از این دیدار را از او سؤال کردم، فرمود: شب گذشته به هنگام سحر فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجّه کردم، دیدم که این آقای طلبه به تهجّد و عبادت برخاسته و در نماز شبش، مرا دعا می کند و این فیوضات اثر دعای او است. این بود که به عنوان سپاس گزاری از عنایتش به دیدار او رفتم.»


http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/2689/6614/76520/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%B4



تاریخ : سه شنبه 94/6/31 | 6:8 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

احادیثی از امام باقر علیه السلام

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

1- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَیْه السلام): إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیکَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِکَ فَإنْ کانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَیُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیکَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّک، وَإذا کانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیکَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُبْغِضُکَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى که در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت کن، اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ، ناخوشایندى! پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.

ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت، عشق و علاقه ورزیدى! پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.

و هر انسانى با هر کسى که به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

 

2- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): مَنْ کَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَمَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.

فرمود: هرکس دنبال هتک حرمت [آبروى] دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هرکس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف مى سازد. 

 

3- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِی غِیْبَهِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَحُنَیْن.

فرمود: کسى که در زمان غیبت قائم ما (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

 

4- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَهً، لَماجَتْ بِأهْلِها کَما یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.

فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمین و از بین افراد جامعه برداشته شود، زمین اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى که دریا چیزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.

 

5- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): إنَّ جَمیعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّی عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحیتانِ فی الْبَحْرِ.

فرمود: به درستى که تمام موجودات و جانوران زمین و بلکه ماهیان دریا براى تحصیل کنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحیّت و درود مى فرستند. 

 

6- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): لَوْ أُوتیتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّیعَةِ لا یَتَفَقَّهُ فِی الدّینِ، لَأَوجَعْتُهُ.

فرمود: اگر جوانى از جوانان شیعه را نزد من بیاورند که به مسائل دین آشنا نباشد، او را تنبیه و تأدیب خواهم کرد [تا به دنبال تحصیل مسائل دین برود].

 

7- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَلا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِکَهُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِکَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْیاهُ.

فرمود: هرکس درباره مسائل دین فتوا و نظریه اى دهد که بدون علم و اطّلاع باشد، ملائکه رحمت و ملائکه عذاب او را لعن و نفرین مى کنند و گناه عمل کننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوینده است.

 

8- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): الصَّلاهُ عَمُودُ الدّینِ، مَثَلُها کَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الْاَوْتادُ وَ الْاَطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَتَدٌ وَلا طَنَبٌ.

فرمود: نماز ستون دین است و مثالش همانند تیرک و ستون خیمه مى باشد که چنانچه محکم و استوار باشد میخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست یا کج باشد میخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد.


9- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِکَ، فَإنَّ النَّبیَّ (صلى الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَیْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْکِراً، لا یَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَاللهِ. 

فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبک و ناچیز مشمار، همانا که پیامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هرکس نماز را سبک شمارد و یا مسکرات بنوشد از من نیست و بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.

 

10- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): بُنِیَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَهِ أشْیاء: عَلَى الصَّلاهِ، وَالزَّکاةِ، وَالْحَجِّ، وَالصَّوْمِ، وَالْوِلایَةِ، وَلَمْ یُنادَ بِشَیْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلایَة.

فرمود: دین مبین اسلام بر پنج پایه و اساس استوار است: 1- نماز 2- زکات 3- حجّ 4- روزه 5- ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام).  

سپس افزود: آن مقدارى که نسبت به ولایت سفارش شده است نسبت به هیچ کدام تأکید نگردیده است و ولایت اساس و محور تمام اعمال مى باشد.

 

11- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَمَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَکَ وَاسْتَهْلَکَ.

فرمود: هر که خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد. و کسى که غیر از ما [اهل بیت عصمت و طهارت]  را وسیله گرداند ناامید و هلاک خواهد گشت.

 

12- قالَ الاْمامُ الباقر (عَلَیْه السلام): الاْعْمالُ تُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَأکْثِرُوا فیها مِنَ الصَّلاةِ وَالصَّدَقَةِ وَ الدُّعاءِ.

فرمود: پاداش اعمال ـ بد یا خوب ـ در روز جمعه دو برابر دیگر روزها است، پس سعى نمائید در این روز نماز و صدقه و دعا بسیار انجام دهید.

منابع:

[1] - اصول کافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّیعه: ج 16، ص 183، ح 1. [2] - کتاب الزّهد: ص 1، ح 9. [3] - إثبات الهداه: ج 3، ص 467. [4] - اصول کافی: ج 1، ص 179، ح 12. [5] - بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31. [6] - محاسن برقی: ج 1، ص 228. [7] - اصول کافی: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرک الوسائل: ج 17، ص 244. [8] - وسائل الشیعه: ج 4، ص 27، ح 4424. [9] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 23، ح 4413. [10] - وسائل الشّیعه: ج 1، ص 18، ح 10. [11] - أمالى شیخ طوسى: ج 1، ص 175. [12] - مستدرک الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15. 

http://forty-hadith-7.mihanblog.com/




تاریخ : دوشنبه 94/6/30 | 12:39 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
 

***نسیم معرفت***


 هکر های کلاه سفید و کلاه سیاه(هکرهای خطرناک)

رخنه کردن یا هک به معنی سود بردن از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل یک مشکل در رایانه می‌باشد. در علوم مربوط به رایانه معنی هک گاه مساوی معنی کرک (crack) که رمزگشایی است نیز عنوان می‌شود. در گفتگوهای امروزی هک به معنی نفوذ به یک سیستم رایانه‌ای است. و کرک نیز به معنی رمزگشایی است و کراکر به فرد گشاینده رمز می‌گویند.
گستردگی واژه? هک منحصر به رایانه نمی‌باشد و توسط افراد با تخصص‌های گوناگون در زمینه‌هایی از قبیل موسیقی، نقاشی و... نیز به کار می‌رود که به معنی دگرگونی‌های هوشمندانه و خلاقانه فرد در آن زمینه می‌باشد.
یک لحظه غفلت، کاربر را به دام هکرها می ‌اندازد. واژه هکر از همه ترسناک‌تر است. کاربران عادی همیشه از این واژه وحشت داشته و خواهند داشت. چرا که در دنیای کامپیوتر، هکرها همیشه نقش منفی را به عهده گرفته و بازی می‌کنند. اما واقعیت اینگونه هم نیست.
نکته جالب اینکه همین هکر‌های ترسناک موجب پیشرفت‌های بسیاری در دنیای کامپیوتر شده‌ و شکل امروزی اینترنت، شبکه و کامپیوترها را رقم زده‌اند.
به طور کلی، هکرها دو نوع هستند؛ کلاه سفید White Hat و کلاه سیاه ‌ Black Hat. کلاه سفیدها یا وایت هت‌ها، هکرهایی هستند که از علم خود در راستای ارتقا کیفیت دنیای کامپیوتر استفاده می‌کنند و هکرهای کلاه سیاه‌ یا بلک‌هت‌ها، هکرهای خطرناکی هستند که از کامپیوتر و علم خود برای شکستن رمزها و هک کردن برنامه‌های شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ سوءاستفاده می‌کنند.
در اینجا می‌خواهیم شما را با هکر‌های معروف جهان آشنا کنیم:

کوین میتنایک

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
میتنایک به معروف‌ترین هکر نسل خود تبدیل شده است. او از سوی وزارت دادگستری آمریکا به عنوان "جنایتکارترین هکر کامپیوتر" در تاریخ ایالات متحده تحت تعقیب است. گفته می‌شود؛ روش هک او "هکر پوستر پسر" است. او سیستم‌های کامپیوتری و برخی از فن آوری‌های برتر جهان و شرکت‌های مخابراتی از جمله نوکیا، فوجیتسو و موتورولا را هک کرده است.
میتنایک پس از تلاش‌های بسیار توسط اف بی آی در سال 1995 دستگیر شد و پس از اعتراف به چندین اتهام او را به پنج سال زندان محکوم کردند. او در سال 2000 به صورت مشروط از زندان آزاد شد و امروز به عنوان مشاوره امنیت کامپیوتر کار می‌کند. میتنایک هرگز برای فعالیت‌های خود عنوان "هک" را به کار نبرد، بلکه به جای آن، عنوان " مهندسی اجتماعی" استفاده کرد.

ریچارد متیو استالمن

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
ریچارد متیو استالمن در دنیای مجازی به عنوان هکر شناخته نمی شود بلکه او را به عنوان رهبر مبلغان نرم افزارهای آزاد می شناسند. اما همین رهبر به علت قدرتی که در برنامه نویسی دارد هکر ماهری هم هست. در ضمن او از دشمنان سرسخت مایکروسافت است.
در دسته بندی هکرها یک هکر کلاه سفید است و در دنیای مجازی تا به حال خرابکاری نکرده است ولی مانند هر هکری به حریم شخصی اعتقاد ندارد و می گوید تمام اطلاعات دنیا باید به اشتراک گذاشته شود.
این هکر آمریکایی کنفرانس های بسیاری درباره هک و هکرها برگزار کرده و چهره هکرهای واقعی را به دنیا نشان داده است. یکی از کارهای معروف او هک کردن قوی ترین سیستم امنیتی مایکروسافت است.
استالمن درحالی که نماینده مایکروسافت در کنفرانس و در حال توضیح دادن همین مثلا قوی ترین سیستم امنیتی بود به شبکه نفوذ کرد و در مقابل همه حضار و تنها در مدت 8 دقیقه، نرم افزار را هک کرد و در فهرست سیاه مایکروسافت قرار گرفت.

آدرین لامو

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
آدرین لامو بیشتر به خاطر نفوذش به شبکه کامپیوتر مجموعه هایی از قبیل مایکروسافت، یاهو، گوگل و نیویورک تایمز شناخته می شود. این هکر معمولا از کافی شاپ و کتابخانه ها برای ترتیب دادن حملات خود استفاده می کند و بر همین اساس نیز با لقب «بی خانمان» شناخته می شود.
لامو در سال 2002 توانست به شبکه تایمز نفوذ نماید و به اطلاعات تمام کسانی که برای این نشریه مطلب می نویسند، دسترسی پیدا کند. در پی این حمله و پس از 15 ماه تحقیق، سرانجام دادگاه حکم دستگیری آدرین را صادر کرد. او در نهایت توانست طی معامله ای با مراجع قضایی از زندان بگریزد و تنها شش ماه حبس خانگی را متحمل شود.
اما بعد از این ماجرا، زندگی برای لامو چندان خوشایند پیش نرفت. او بعدها به خاطر تهدید نامزدش با اسلحه به یک مرکز نگهداری بیماران روانی منتقل شد و به علت ابتلا به سندرم آسپرگر در همانجا بستری گشت.
جالب است بدانید که لقب لامو بعدها از بی خانمان به «خبرچین» تغییر پیدا کرد. چرا که او در مقطعی چلسی منینگ را به مقامات قضایی آمریکا لو داد. خانم منینگ هکری بود که هزاران اسناد طبقه بندی شده دولتی را در اینترنت منتشر کرده بود.

استفان وزنیاک

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
استیو وزنیاک را باید جزو هکرهای کلاه سفید دسته بندی کرد. اوهم دوره جان دراپر و با همه جزئیات Phreaking آشنا بود. نباید فکر کرد که همه روزهای زندگی هکری، وزنیاک به ساخت و فروش دستگاه غیرقانونی موسوم به جعبه آبی منحصر می‌شد. بلکه او همراه با استیو جابز با درآمد حاصل از فروش جعبه‌های آبی و همچنین فروش ماشین حساب HP مورد علاقه وزنیاک و ون فولکس واگن استیو جابز، نخستین کامپیوتر به نام اپل را ساختند. آن‌ها با کمک مشاوره‌های بسیار عالی بازاریابی استیو جابز تا جایی پیش رفتند که امروزه یکی از پیشگامان شرکت‌های سازنده کامپیوتر به شمار می‌روند.

جینسون

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
جینسون اولین هکری بود که به جرم کنترل ارتشی از کامپیوتر های دزدیده شده، محاکمه شد. او در سال 2004 با استفاده از کرمی به نام «rxbot» کنترل 500 هزار کامپیوتر را در دست گرفت و از قدرت ترکیبی آن ها برای از دسترس خارج کردن سایت هایی بزرگ استفاده کرد. جالب اینکه وی بعدها برای این سرویس شروع به تبلیغات کرد و خدمات خود برای حمله به سایت ها را در اختیار عموم قرار داد.
البته او در سال 2005 به خاطر همین تبلیغات به دردسر افتاد. در آن زمان FBI در قالب یک عملیات مخفی، توانست خود را به عنوان یکی از مشتریان جینسون جا بزند و مدارک لازم جهت دستگیری این هکر را گردآوری کند.
در پی این دستگیری جینسون علاوه براینکه مجبور شد 58 هزار درآمد خود از راه هک را به FBI تحویل دهد، با جریمه ای 16 هزار دلاری نیز مواجه گشت. جینسون در اثر این اتفاق BMW خود را از دست داد و در نهایت 60 ماه از زندگی خود را در زندان سپری کرد.

مایکل کالس

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
کالس زمانی که فقط 15 سال سن داشت با هک کردن برخی از بزرگترین وب سایت‌های تجاری جهان نام خود را بدنام یا به عنوان یک هکر مشهور جهانی ساخت. روز ولنتاین سال 2000، او با استفاده از نام مستعار "مافیا بوی" هکر، دست به یک‌سری حملات سایبری زد. در این حملات که کالس راه اندازی کرده بود 75 کامپیوتر سراسری کشور و 52 شبکه داخلی و خارجی آسیب دیدند.
سایت‌های آسیب دیده مانند: ای بی، آمازون، یاهو و...بودند. او پس از این حمله بزرگ در حالیکه به آن مباهات می‌کرد در یکی از اتاق‌های چت آنلاین، کافی‌شاپ‌ها دستگیر شد. او برای این جرایم به هشت ماه زندان کامل، یک سال تعلیقی، استفاده محدود از اینترنت و جریمه کوچک محکوم شد.

گروهی با نام مستعار مود

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
مود (MOD) یک گروه مستقر در نیویورک و از هکرهای نخبه هستند که سیستم‌های تلفن آمریکا را از اواسط تا اواخر سال 1980 هدف قرار داده بودند. گروه انشعابی از لژیون خطرناک (LOD) که سیستم‌های وزارت دفاع و مقامات را هدف گرفته بودند. بعد از آن، آنها به سیستم رایانه‌های AT & T نفوذ کردند. به عبارتی حدود یک‌دهه این گروه مایه عذاب و وحشت سازمان‌ها بودند.
در نهایت با پیگیری‌هلی پلیس این گروه در سال 1992 با بسیاری از اعضای خود دستگیر و راهی زندان شدند. بعد هم احتمالا و طبیعا به استخدام سیا یا پلیس در آمدند.

ولادیمیر لوین

با سلاطین هک دنیا آشنا شوید
لوین با همکاری سه هکر دیگر توانست مبلغ 10.7 میلیون دلار را از حساب های بانکی مختلف از سراسر دنیا، سرقت نماید. او تمام فعالیت خود را در حالی انجام می داد که در آپارتمانش در سنت پترزبورگ نشسته بود و حتی از اینترنت نیز استفاده نمی کرد.
در واقع لوین با نفوذ به سیستم ارتباطی، به ارتباط تلفنی مشتریان با بانک گوش می داد و از این طریق اطلاعات آن ها را استخراج می کرد. لوین در سال 1998 توسط همکارانش به پلیس لو داده شد و مجبور گشت تا پول های به دست آورده را به بانک ها باز گرداند و البته سه سال را نیز در زندان سپری بگذراند.
منبع مقاله :
مشرق نیوز

https://rasekhoon.net/article/show/1095715/%D8%A8%D8%A7%20%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%B7%DB%8C%D9%86%20%D9%87%DA%A9%20%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%20%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%20%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF





تاریخ : دوشنبه 94/6/30 | 12:30 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

شرح زندگانی حضرت باقرالعلوم علیه السلام

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی  را پایه ریزی نمودند . زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع ) متولی صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد ، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت . امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم . امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود . بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند . مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای  بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی  آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری  نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی  را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی  وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی  را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی  که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است . چنان که در این حدیث آمده است : روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای کودکی  را شنید ، پرسید کیستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی و تعلیم حقایق قرآنی  و احادیث نبوی ( ص ) پرداخت . این جابر بن عبدالله انصاری همان کسی است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهی عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسران بود ، در اربعین حسینی به کربلا آمد و غسل کرد ، و در حالی  که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد . باری ، امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند . در زمان امیرالمؤمنین علی ( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی  ننوشیده بودند ، و در کنار دریای  بیکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای  معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود :سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی(لطفا کلیک کنید) پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم . ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت . در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری  نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود . روایاتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی  و جهان بینی خاص قرآن ، و تنظیم مبانی فقهی و تربیت شاگردانی " مانند امام شافعی " و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش " زید " را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن . و نیز نقل شده است که روزی زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی  را دید ، این آیه را تلاوت کرد : "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ" . یعنی : " ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت  وگواهی دهنده برای خداباشید  سوره نساء آیه 135 . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای . می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دین قیام کرد . سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای  نینجامید و قیامهای دیگری نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتایجی نرسید ، ولی این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری  و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی  در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی به شکل پایه ریزی  و تدوین اصول مکتب - که امری  بسیار ضروری بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم : " در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ع ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ع ، نیز به حج می رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ع، در مجمع عمومی  سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های  خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی  از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند  که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه     می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهایی که در آن نشانه برای تیراندازی می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی بودند . هنگامی  که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته : " شما هم همراه اینان تیر بیندازید " پدرم گفت : " من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری بهتر است " . هشام قسم یاد کرد : " به حق خداوندی که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمی دارم " . آنگاه به یکی از بزرگان بنی  امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی افکند . هشام از دیدن این چگونگی خشمگین گشت و گفت : " نیک تیر انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی در تیراندازی . چرا می گفتی من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است " . پدرم فرمود : " می دانی که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی چندی  تمرین این کار کرده ام " . سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی  سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی  محل اجتماع حاجیها برای سنگ انداختن به شیطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر  زنده یاد علامه امینی - این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پیشوای حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .

شهادت امام باقر ( ع )
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی  ، تعلیم شاگردان ، رهبری  اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای  از این وظیفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

زنان و فرزندان
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود . ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند . علی و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=42771&BiogId=7




تاریخ : یکشنبه 94/6/29 | 6:37 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

تصاویری از سنگ صبور استان فارس

کلیک کنید:سنگ صبور استان فارس

مروارید سبز ارسنجان تک درخت روییده بر یک تخته سنگ بزرگ است که به

سنگ صبور نیز شهرت دارد.

تصاویری از سنگ صبور استان فارس

***نسیم معرفت***

 

به نام خدا

 یک سخن از بنده  تقدیم شما عزیزان


برای موفقیت در هرکاری چهارکلمه که اولشون تاء دارد لازم است :

1_ تفکر درست.

2_ تصمیم واراده استوار

3_ تحرک وفعالیت

4_توسل یعنی استفاده از نیروی مافوق

سیداصغرسعادت




تاریخ : چهارشنبه 94/6/25 | 11:15 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون

رحلت جانگداز عالم ربانی ومجاهد نستوه ومدافعِ راسخِ حریمِ ولایت مطلقه فقیه وپشتیبان انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی ایران وپیرو خط اصیل امام خمینی ره و حامی حقیقی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ، و افشاگر توطئه های پشت پرده عناصر خائن داخلی و حافظ قرآن کریم ونهج البلاغه و عضو خبرگان رهبری، حضرت آیت الله حاج میرزا ابوالقاسم خزعلی  را به  پیشگاه بلند ولیعصر  حضرت حجت ابن الحسن العسکری  (عجّل الله تعالی فرجه الشریف ) و محضرشریف ملت ایران ومقام معظم رهبری و علماء ومراجع  وطلاب وفضلاء واعضاء خبرگان رهبری وعلاقه مندان ومریدان  وبیت مکرم وفرزندان معززش و نیز سایر بستگان  تسلیت می گویم.عمرمبارک نود ساله او در علم ومعنویت وعبودیت وبصیرت و مبارزه و ارشاد سپری شد . سیاست او همراه با کیاست بود ودرترویج و اعتلای دین وارزش های اسلامی وحمایت از نظام وآرمان های والای انقلاب اسلامی  از هیچ کوششی دریغ نورزید وافتخار پدرشهید بودن نیز در کارنامه درخشان زندگی اش می درخشد.  خداوند او را غریق رحمت بی کران خود گرداند ودر مقام ومرتبه اعلی علیّین قرار دهد.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

بیست وپنجم شهریور 1394 ه.ش

دوم ذی الحجه 1436 ه.ق

روز چهارشنبه

شهار مقدس قم

*********************************************************************************

 

فرزندان مرحوم حضرت  آیت الله حاج میرزا ابوالقاسم خزعلی  ره

آیة الله خزعلى نُه فرزند دارد که عبارتند از:

1. شهید حسین خزعلى که در 19 سالگى به دست مأموران رژیم ستمگر پهلوى، در تاریخ 19/2/1357ش. به شهادت رسید.
2. محسن. 3. مهدى 4. علیرضا. 5. محمّدحسین. 6. راضیه. 7. مرضیّه. 8. مریم (کُبرى). 9. انسیّه.

مهدى خزعلى(خداعاقبتش رو ختم بخیر کند) . کبرى خزعلى داراى دکتراى علوم قرآن و حدیث از دانشگاه آزاد اسلامى و عضو رسمى هیئت علمى دانشگاه علوم پزشکى تهران است. خانم مرضیّه خزعلى، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث و عضو هیئت علمى دانشکده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه اسلامى واحد شمال تهران است


 




تاریخ : چهارشنبه 94/6/25 | 10:6 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نقش وتأثیر ازدواج درابعادفردی واجتماعی ودینی انسان


بسم الله الرحمن الرحیم
 الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
...........اما آثارش که من اینجا نوشته‌ام بیش از ده تا آثار دارد غیر از آن لذت بردن ارضاء غریزه جنسی ، آثار ازدواج : آرامش ، که توضیح دادم توی قرآن اینکه می‌خواهم بگویم تکراری است مال جلسات قبل است توی قرآن دو تا آرامش داریم «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» الرعد/28 یکی با یاد خدا آدم آرامش پیدا می‌کند یکی هم با همسر قرآن راجع به همسر هم می‌گوید «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» الروم/21 می‌گویند فلان قرص مُسکن است یعنی آرامبخش است ، به جایی می‌گویند مَسکن که وقتی آدم توی آن می‌رود یک خورده راحت می‌شود ، دو چیز وسیله‌ی آرامش است یاد خدا و داشتن همسر .
1- نقش ازدواج در حفظ دین جوان
2- دینداری ، (من تزوج فقد احرز نصف دینه)(من تزوج فی حداثة سنه فقد احرز ثلثی دینه) هر کس ازدواج کند نصف دین‌اش را حفظ کرده است حدیث دیگری داریم هر کس زود ازدواج کند دو سوم دین‌اش را حفظ کرده است یعنی اگر یک جوان هفده هجده ساله داماد شد دو سوم دین‌اش را حفظ کرده است اگر حدود سی سالگی ازدواج کرد . . . یعنی از نود تومان اگر زود ازدواج کرد چهل و پنج تومان آنرا حفظ کرده است ببخشید اگر دیر ازدواج کرد چهل و پنج تا حفظ کرده است اما اگر زود ازدواج کرد شصت تا ، هر چی ازدواج عقب بیفتد انسان آسیب پذیر‌تر و زمینه گناه و خطر آن بیشتر است پس اگر سوال کردیم دو تا حدیث داریم هر کس ازدواج کند نصف دین‌اش را حفظ کرده و حدیث داریم هر کس ازدواج کند دو سوم دین‌اش را حفظ کرده است پیداست که تا چه سنی ازدواج کنید ازدواج هر چه زودتر بهتر ، بخصوص کسانی که . . . آقایان دیگر از اول استخدام می‌شوند ، شما از اول دیپلم استخدام هستید بعضی‌ها لیسانس و فوق لیسانس هم می‌گردند هنوز دنبال کار می‌گردند ولی شغل‌هایی که از اول جوانی شان . . . این دیگر حالا معطل نشود .
2- نقش ازدواج در گسترش جامعه بشری
یکی از برکات ازدواج گستردگی فامیل است این هم از برکات جنبی است ، گسترش فامیل ، یک حدیث دیشب دیدم از امام رضا(علیه السلام) حدیث قشنگی است عرض کنم به حضور شما که امام فرمود(لو لم تکن فی النکاح آیه) یعنی اگر ازدواج سفارش خدا نبود(و لا سنه) سفارش پیغمبر هم نبود یعنی اصلاً دین راجع به ازدواج حرفی نمی‌زد باز هم ازدواج خوب بود برای اینکه(من بر القری و تالف البعید) برای اینکه آدم وقتی ازدواج می‌کند فامیل هایش بیست نفر هستند با یک فامیل دیگر ازدواج می‌کنند می‌شوند چهل نفر انسان وقتی خودش است پدر و مادر و عمه و دایی و خاله اما وقتی ازدواج کرد یک فامیل با یک فامیل دیگر گسترش فامیل است . (ما رغب فیه عاقل لبیب) عاقل از ازدواج دوری نمی‌کند بخاطر اینکه ازدواج باعث گسترش فامیل می‌شود .
یکی از برکات ازدواج پر کردن ایام فراغت است ، برکات جنبی ، ما الان بحث شهوت و اینها را نداریم ، الان دولت و ملت بودجه‌های دهها و صدها میلیارد تومانی برنامه ریزی می‌کنند برای اینکه ایام فراغت جوانها را پر کنند یک روز چند روز بچه‌ها را می‌برند اردو یا کمتر یا بیشتر اما آدم وقتی ازدواج کرد بخشی از عمر او ایام فراغت او به حلال هم پر می‌شود .
3- نقش ازدواج در نجات از خودبینی
یکی دیگر از برکات نجات از خودبینی است ، آدم وقتی همسر ندارد می‌گوید خودم اما وقتی همسر دارد می‌گوید ببینم همسرم چه می‌گوید یعنی این استبداد که من گفتم من گفتم دیگر من و من نمی‌کند می‌گوید خانمم هست ببینم او چه می‌گوید ماشینی که سرعت گیر جلوی او نیست هر جور که می‌خواهد گاز می‌دهد اما وقتی توی خیابان دو سه تا سرعت گیر هست ترمز می‌کند بالاخره خانم چه می‌گوید مادر خانم چه می‌گوید برادر خانم هایم نظرشان چیه ، اگر خواسته باشد هر کاری که دلش می‌خواهد بشود فتنه می‌شود این نجات از خودبینی است .
4- تربیت نسل ، مهم ترین ثمره ازدواج
تربیت نسل ، آدم سرمایه گذاری می‌کند ازدواج فقط این نیست که مرغ و خروس هستند از هم ازدواج می‌کنند انسان یک نسلی را تربیت می‌کند پدر ما که ما را تربیت کرد الان که از دنیا رفته خدا همه رفتگان را بیامرزد بالاخره من که الان حدیث می‌خوانم بابای من مادر من توی قبر استفاده می‌کنند فردا من نیستم نسل من که من نیستم استفاده می‌کند خوشا بحال کسانی که بچه هایشان کارهای درست انجام می‌دهند تمام کارهای خیری که بچه می‌کند ثوابش را پدر و مادر هم می‌برد پس انسان شرکت در ثواب آیندگان .
انگیزه کار و تلاش ، برای خرجی زن و بچه کار را جدی‌تر می‌گیرد . تقویت روحیه ، روحیه‌ی خدمت رسانی ، آدمی که زن و بچه دارد روحیه خدمت رسانی دارد چون احساسات دارد بچه را می‌فهمد زن را می‌فهمد وقتی خودش بچه دارد بچه همسایه را می‌فهمد یک مدیری که همسر ندارد وقتی کارگر می‌آید می‌گوید چرا دیر کردی می‌گوید والله بچه‌ام افتاد این می‌گوید این حرفها چیه ؟ چون خودش زن ندارد حالیش نیست می‌گوید این حرفها چیه اما اگر این آقای مدیر همسر داشت و بچه داشت و احساس کند که وقتی . . . . آدم وقتی درد آشنا هست طرف را می‌شناسد خدا به پیغمبرش می‌گوید «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى» الضحى/6 پیغمبر تو خودت یتیمی را چشیده‌ای حالا که خودت یتیمی را چشیده‌ای پس حالا «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ» الضحى/9 «وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى» الضحى/8 یادت می‌آید فقیر بودی تو را بی نیاز کردم پس «وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ» الضحى/10 یعنی کسی که ازدواج کرده است ، اصلاً آدمی که ازدواج نکرده است یکسری احساسات را نمی‌فهمد ، توجه ندارد نمی‌داند طرف چه می‌گوید مثل آدم کوری که نمی‌داند آبی چی است سبز چی است قهوه‌ای چی است نابینا است وقتی انسان ازدواج کرد یکسری احساسات و عواطف در او زنده می‌شود .
5- روحیه استقلال ، ایثار و آینده فکری در گرو ازدواج
روحیه استقلال ، آدمی که همسر ندارد بند به پدر و مادر است وقتی که ازدواج کرد احساس می‌کند که باید از پدر و مادر جدا بشود روحیه استقلال ، روحیه تحمل ، و کظم غیض ، آدمی که همسر دارد بچه‌اش یک روز مریض می‌شود همسرش یک روز مشکلی دارد مشکلات خانوادگی باعث می‌شود که این ظرف تحمل‌اش بیشتر بشود ، روحیه امر به معروف و نهی از منکر ، چون وقتی مسئول تربیت بچه شد همه‌اش باید بگوید این کار را بکن و این کار را نکن آقاجان سلام کن آقاجان دستهایت را بشور آقاجان این حرف را نزن هی بطور بفهمی نفهمی کار خوب را می‌گوید آقاجان این کار را بکن دست به این نگذار می‌سوزی یعنی همینطور که دارد بچه را تربیت می‌کند تمام معروفهایی که عقل‌اش می‌رسد امر می‌کند تمام بدیهایی که فکر می‌کند بد است نهی می‌کند یعنی این بکن و نکن‌هایی که والدین به بچه‌شان می‌گویند .
روحیه اطعام ، آدمی که همسر ندارد وقتی خودش چیزی بخورد کیف می‌کند اما وقتی دهان بچه‌اش می‌گذارد می‌بیند چانه بچه هم می‌جنبد می‌گوید قربانت بروم یعنی مادر پخته است بچه هم دارد می‌خورد و این لذت می‌برد از خوردن دیگران ، آدمی که همسر ندارد از خوردن دیگران لذت نمی‌برد خودش می‌خورد کیف می‌کند ولی آدمی که همسر دارد روحیه اطعام در او زنده می‌شود .
روحیه ایثار ، گاهی وقتها سرد است مادر لحاف را از روی خودش می‌کشد روی بچه می‌کشد برای اینکه بچه‌اش بخوابد خودش بلند می‌شود و نمی‌خوابد و بچه‌اش را به سینه‌اش می‌خواباند و خودش قدم می‌زند ایثار در آدم زنده می‌شود .
روحیه آینده نگری اینرا بنویسم چون ممکن است بعضی‌ها پای تلویزیون بنویسند ، روحیه‌ی آماده باش ، دختر همین که شوهر ندارد تخت می‌خوابد تا صبح همین که بچه دار شد بچه‌اش تا عطسه کرد از خواب می‌پرد چی شد ؟ از هر سربازی آماده باش او بیشتر است خیلی آماده است خیلی چابک است اگر یک بچه‌ای افتاد توی آب حتی زمستان باشد استخر هم عمیق باشد مادر هم شنا بلد نباشد مادر هم لباس پوشیده باشد مادر با لباس توی استخر بزرگی که هوایش هم سرد است آب آن یخ است هوا سرد است عمق آن هم زیاد است می‌پرد که بچه‌اش را نجات بدهد امکان ندارد هیچ ارتشی اینقدر به سرباز آماده باش بدهد که به سرباز بگویند بپر می‌گوید ها ! فاصله زیاد است نمی‌توانم بپرم اما مادر نمی‌گوید فاصله زیاد است اصلاً فاصله سرش نمی‌شود یک حالت چابکی دارد اینها غیر از شهوت است انسان همیشه . . . مثل اینهایی که عینک سرخ می‌گذارند همه شلغم‌ها را لبو می‌بینند عینک سبز می‌گذارند همه کاه‌ها را علف می‌بیند آدم جوان فقط از ازدواج می‌گوید بله این دختر خوشگل است این پسر خوشگل است اصلاً جز خوشگلی چیزی حالیش نیست ولی اسلام راجع به ازدواج برکاتی دارد و حدیث داریم بعد از اسلام هیچ چیزی ارزش ازدواج را ندارد ما نمی‌دانیم چرا بعضی از پدر و مادرها بی تفاوت شده‌اند حالا یک هشداری به پدر و مادرها خواهم گفت یک چیزی هم برای دولت خواهم گفت ، حساس نیستیم می‌گوید حالا دیر نمی‌شود نمی‌داند این حالا دیر نمی‌شود به چه قیمتی تمام می‌شود .
آینده نگری ، لابد بعضی از شما خواهر دارید حتماً دختر دو ساله که هست مادر جهازیه جمع می‌کند از دو سالگی جهازیه جمع می‌کند آدمی که پسر دارد همین که بچه‌اش ده دوازده ساله شد پدر می‌گوید ما یک زمین بزرگتری بگیریم فردا پسرمان داماد می‌شود این آینده نگری است از برکات ازدواج آینده نگری است .
روحیه‌ی زندگی اجتماعی بخاطر ازدواج است اینها برکات ازدواج است اصلاً فرض کنید که انسان شهوت هم ندارد فرض کنید کسی یک قرصی خورد یک آمپولی زد شهوت او برای همیشه از بین رفت فرض کنید خدا غریزه شهوت را در انسان قرار نداده است باز هم ازدواج خوب است یعنی اگر شهوت هم نباشد . . . حالا این هفده تا به عقل ناقص من آمده است تا ببینیم به عقل کامل شما چی بیاید خدا رحمت کند آیت الله طالقانی را تفسیر می‌گفت توی تفسیرش می‌فرمود این به عقل ناقص من آمده بعد شوخی می‌کرد می‌گفت تا ببینم به عقل ناقص شما چی می‌آید حالا این به عقل ناقص من آمده است تا ببینم به عقل کامل شما چی می‌آید من که نمی‌توانم شوخی آیت الله طالقانی را بکنم او پیرمرد بود جای پدر بود حق داشت شاگردهایش را . . . من می‌گویم عقل کامل به عقل کامل شما چی می‌آید این برکات ازدواج است و اصولاً دینی می‌تواند پابرجا باشد و فطرت ازدواج را دوست دارد نر و مادگی توی همه هست توی گیاهان هست ازدواج قداست دارد این بخش . . . حالا .
روایت داریم ، هفته‌های گذشته یک چیزی گفته‌ام این هفته می‌خواهم آنرا باز کنم مطلبی اضافه بگویم هفته گذشته گفتیم که خداوند به دو گروه گفته است که از فقر نترسید یکی به عروس و دامادها و به پدر و مادرها گفته است ازدواج اقدام کنید «وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ» النور/32 بپا خیزید به جوانها همسر بدهید شوهر بدهید بعد می‌گوید «إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ . . . » این قسمت را عنایت داشته باشید ، قرآن دو وعده فقر زدایی داده است دو جا توی قرآن گفته است من فقر شما را برطرف می‌کنم یکی به مردم مکه گفته است و یکی به همسران فقیر منتهی به مردم مکه گفته است مردم مکه ، مکه جای مسلمانها است مشرکین را به مکه راه ندهید نگوئید اگر مشرکین نیایند مکه بازار ما کساد می‌شود چون صد هزار در آن زمان پنجاه هزار مومن می‌آمدند مکه بخاطر خدا طواف می‌کردند پنجاه هزار هم مشرک می‌آمدند بخاطر بت‌هایی که بود طواف می‌کردند شهری که صد هزار مسافر دارد اگر صد هزار بشود پنجاه هزار تا بازار آن کساد می‌شود قرآن می‌گوید شما مکه را برای مسلمانها قرار بدهید مشرکین را راه ندهید بعد می‌گوید «وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ» التوبة/28 اگر خوف از فقر دارید نترسید ، نگوئید صدهزار تا می‌شود پنجاه هزار تا بازار کساد می‌شود من در آینده فقر شما را حل می‌کنم درباره عروس و داماد می‌گوید «إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»(یغنیهم الله خوانده شده است) اینجا «مِنْ فَضْلِهِ» دارد فرق این دو تا چی است ؟ اینکه گفته(سوف) یعنی من فقر شما را در آینده برطرف خواهم کرد اینجا(سوف) ندارد یعنی من زود فقر شما را برطرف می‌کند یکی گفته(إن شاء الله) یعنی اگر خدا بخواهد ممکن است یکوقت خدا نخواهد اما اینجا(إن شاء الله) نگفته است اقدام کنید ازدواج راه بیندازید قرآن وعده داده است «إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»(إن شاء الله) نگفته است این خیلی مهم است این قسمت تکراری است حالا این قسمتی که نو است اگر کسی ازدواج نکند به خدا سوء ظن برده است یا می‌گوید خدا به قولش عمل نمی‌کند خدا گفته «یُغْنِهِمْ اللَّهُ»(یغنیهم الله خوانده شده است) ولی من نگران هستم معلوم می‌شود که به خدا سوء ظن برده است قرآن می‌گوید «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنْ اللَّهِ قِیلًا» النساء/122 خدا قول داد عمل می‌کند وقتی گفت ««یُغْنِهِمْ اللَّهُ»(یغنیهم الله خوانده شده است) چرا شک داری ؟ ما ایمانمان ضعیف است جوان می‌گوید اگر یکی باشم خدا قدرت دارد اما اگر دو تا بشویم خدا از کجا قدرت پیدا خواهد کرد روزی خانمم را بدهد یعنی می‌گوید قدرت خدا شامل یک نفر می‌شود دو نفر که شدیم قدرت خدا ته می‌کشد به همین خاطر می‌گویند اگر کسی ازدواج نکند از ترس خرجی این مشکل ایمانی دارد توکل توی جامعه ما نیست إلا . . . حالا . . .
6- رهبانیت و عزلت جویی در اسلام نیست
چند تا حدیث بخوانم پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود(من ترک التزویج مخافه العیله فلیس منا) اگر کسی ازدواج نکرد از ترس عیله از ترس بی پولی(فلیس منا) این مسلمان درجه یک نیست(حق علی الله آمن من نکح التماس العفاف عمّا حرم الله) حدیث داریم حضرت فرمود اگر کسی بخاطر پاکدامنی زود داماد شد زود عروس شد که آلوده نشود و گناه نکند حق است بر خدا یعنی خدا ضامن شده است که مشکل این را حل کند اگر کسی بخاطر خدا ازدواج کرد .
 شخصی آمد پهلوی حضرت پرسید داماد شده‌ای گفت نه سه مرتبه حضرت فرمود(تزوج تزوج تزوج) برو ازدواج کن برو ازدواج کن برو ازدواج کن ، زنی آمد خدمت امام رضا(علیه السلام) و گفت من نمی‌خواهم ازدواج کنم امام رضا(علیه السلام) فرمود برای چی ؟ گفت(التمس فی ذالک الفضل) من می‌خواهم خودسازی کنم سیر و سلوک عارفه بشوم هستند از این زنهایی که . . . یا از این مردهایی که بعضی از آنها دکان باز کرده‌اند برادرها و خواهرهای پای تلویزیون یک چیزی می‌خواهم بگویم بسم الله الرحمن الرحیم یکی از مراجع بزرگ تقلید قم فرمود من مریض شدم از بس که آدمهای حقه باز دکان باز کرده‌اند مرجع تقلیدی که جانشین امام زمان(علیه السلام) است مریض شده است بخاطر اینکه از بس یک عده دروغکی می‌گویند خدمت امام زمان(علیه السلام) رسیدم یک صدایی شنیدم یک خوابی دیدم یک چیزی یک چیزی اکثر این دروغ است دکان است ما چیزی بنام . . . هر چیزی که می‌خواهد به نام دین تمام بشود توی قرآن است ما عارف و خانقاه و صوفی یا این آقایی که می‌گوید سیرو سلوک این حرفهایی که می‌زنند امام صادق(علیه السلام) فرمود حتی حرفی که از من می‌شنوید با قرآن متر کنید اگر طبق قرآن بپذیرید اگر طبق قرآن نبود حدیثی که از من است را به دیوار بزنید(فاضربوه علی الجدار) امام فرمود هر کدام از کلمات من طبق قرآن نبود بزن به دیوار ، آن مخی که حرف می‌زند و طبق قرآن نیست آن مخ را باید زد به دیوار بنده می‌آیم می‌گویم خدمت امام زمان(علیه السلام) رسیدم صدایی شنید به نظرم صدای امام زمان(علیه السلام) بود حالا اگر کسی کاری دارد به من بگوید هستند از این حقه بازها کسی کاری دارد به من مراجعه کند من . . . .
7- ادعای ملاقات با امام زمان(علیه السلام) را نپذیریم
..........................................................               ......................   ادامه دارد.........................
استاد محسن قرائتی
http://gharaati.ir/show.php/softbank/show.php?page=darsha&id=219



تاریخ : سه شنبه 94/6/24 | 11:50 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

ابن هیثم بصری، نابغه نور شناسی خبرگزاری رسا ـ .....ابن هیثم بصری. ابن هیثم را به حق می‌توان بزرگ‌ترین دانشمند عرصه علم نور شناخت‏(اپتیک) به شمار آورد و بزرگ‌ترین دستاوردهای این دانشمند مسلمان را می‏توان در این حوزه باز جست؛ هر چند این علم تنها دانشی نبود که ابن هیثم به داشتن آن مفتخر بود، بلکه ابن هیثم مانند تمام دانشمندان عرصه تمدن اسلامی، فردی جامع الاطراف بود و به سایر علوم زمان خویش اشراف کامل داشت........
ابن هیثم در عین حالی که نابغه علم فیزیک بود، در ریاضیات ید طولایی داشت و در علم مکانیک و علم طب نیز متخصص بود و در علم فلسفه چیرگی تمام داشت و علوم اسلامی مثل فقه و کلام را نیز مانند تمام دانشمندان اسلامی به خوبی می‏دانست. چه ابن هیثم مانند تمام دانشمندان عرصه تمدن اسلامی، بین علم و دین هیچ جدایی و شکافی نمی دید و دین را قیافه رو به ماوراء علم می‏دانست و علم را قیافه رو به طبیعت دین.... ...  به جرأت می‏توان ابن هیثم را یک حکیم نامید.......

ابو علی حسن بن حسن بصری که غربیان او را به لاتینی الهازن می‏نامند،(‏الهازن صورت لاتینی الحسن است) در 22 محرم الحرام سال 354 هجری قمری مطابق با سال 965 میلادی در شهر بصره به دنیا آمد.با مقایسه سال تولد قمری و میلادی ابن هیثم، به روشنی می‏توان دید که ابن هیثم در اوج دوران زرین دانش و تمدن اسلامی به دنیا آمده است؛ در حالی که در همان زمان غرب در تاریک‌ترین ادوار قرون وسطی در حال دست و پا زدن در بی‌دانشی و جهل بود........
ابن هیثم پس از گذراندن دوران تحصیل رهسپار مصر شد. آن دوران سرزمین مصر پایگاه خلافت سلاطین اسماعیلی مذهب فاطمی بود و ورود ابن هیثم به این شهر مصادف با حکومت "الحاکم" بود. داستانی در زندگی ابن هیثم با حضورش در دربار الحاکم روی داد که خود نشان دهنده جایگاه دانشمندان مسلمان در پایه‏ گذاری روش تجربی در علم است.
 غربیان سال‏هاست که به پیشرفت علوم خود در همه زمینه‌ها می‏بالند و یکی از پایه ‏های این پیشرفت همه جانبه را روش تجربی در علوم می‏دانند و کشف و تنقیح آن را کار "فرانسیس بیکن" انگلیسی در قرن هیجدهم میلادی و در کتاب "ارغنون" نو او می‏دانند. این ادعا در حالی است که مورخین علم غربی خود معترفند که پایه گذاران روش تجربی در علم، مسلمین هستند.............................
 حضرت امیر بیان علی بن ابیطالب‏(ع) در باب تجربه می‏فرمایند:  وَ فِی التَّجارُبِ عِلْمٌ مُسْتَأْنَفٌ(روضه کافی، ج8، ص22.)؛ در تجربه علم پیش رونده منطوی است». این کلام علوی را می‏توان پایه و مایه تجربی اندیشی در علم اسلامی دانست و نگاه به تجربه را در علوم، بیش از پیش در دیده مسلمین مورد شناخت قرار داد.....................................................................................................

میراث ابن هیثم
 
بی‏شک مهم ترین کتاب ابن هیثم کتاب دوران ساز "المناظر" است که میراث کلاسیک علم نور شناخت است. این کتاب مشتمل است بر هفت مقاله پیرامون رفتار نور، چشم و بینایی و پدیده‏های مربوط به آن.
 
ابن هیثم آثار بی‏شمار دیگری درباره علم نور شناخت دارد و میراث عظیمی هم در علوم دیگر تجربی، فلسفی، ریاضی و علوم دینی به جای گذاشته است که هر کدام به مثابه درختی سترگ در جنگل علم بشری سایه گسترند.
 
این دانشمند بزرگ اسلامی و جهانی سر انجام در سال 430 قمری مطابق با 1040 میلادی در شهر قاهره چشم از جهان فرو بست.
http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=190632
 
 
 
 



تاریخ : سه شنبه 94/6/24 | 10:57 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

ضرورت علم ومعرفت قبل از اقدام به هر کاری

قال الأمام الجواد علیه السلام

**مَن لَم یَعرِفِ المَوارِدَ أعیَتهُ المَصادِرُ

امام جواد علیه السلام فرمود:
هرکس راه های ورودی به کارى را نداند راه های خروج از آن کار درمانده و خسته اش می کند.(یعنی اگرکسی بدون علم وآگاهیِ لازم ، دست به کاری زند یا وارد کاری شود ، مواجه با مشکلات و خطراتی می گردد که به راحتی نمی تواند از آنها خلاصی یابد و بیرون آمدن از آن بسیار دشوار خواهد بود مگر با توسل وعنایت خداوند تبارک وتعالی)

{سعدی علیه الرحمه در دیباچه ومقدمه گلستان سعدی چنین گوید:نخل بندی دانم ولی نه در بستان، شاهدی فروشم ولی نه در کنعان، لقمان را گفتند حکمت از که آموختی گفت از نابینایان که تا جای نبینند پای ننهند،  قَدِّمِ الخُرُوجَ قَبْلَ الوُلُوجِ(یعنی خارج شدن خویش را در هر کاری  پیش از داخل شدن در آن پیش بینی نما)  }


**مَن هَجَرَ المُداراةَ قارَبَهُ المَکرُوهُ، وَ مَن لَم یَعرِفِ المَوارِدَ أعیَتهُ المَصادِرُ، وإِنّما تَکونُ الشَهواتُ مِن ضَعفِ القَلبِ

هر که از صبر ومدارا(با مردم و امور دیگر) دوری گزیند امور ناپسند(اذیت وآزار ورنج وبدی ...) به او نزدیک می‏گردند،و هرکس راه های ورودی به کارى را نداند راه های خروج از آن کار درمانده و خسته اش می کند، و شهوات از ناتوانی قلب ودل آدمی سرچشمه می‏گیرد. (یعنی دل وقلب بیمار وآلوده میل به شهوات وهوسرانی و گناهان دارد و غبار دل که گناهان است آیینه دل را  کَدِر وتیره وتار می نماید وبه قول حافظ علیه الرحمه که می گوید: دل که آیینه شاهی است غباری دارد.  آیینه شاهی یعنی آیینه خدایی.  البته این شعر خافظ به شکل دیگر معروف شده که عبارت است از: دل که آیینه صافی است غباری دارد. )

منابع حدیث فوق:

*میزان الحکمة : ح 3863.

*الحیاة، ج1، ص558، ح3.
*مسند الامام الجواد، ص 243.

*بحار الأنوار : ج 78 ص 364 ح 4.

*بحارالانوار، ج 57، ص 463.

*أعلام الدین : ص 309.
*الدرّة الباهرة : ص 39.

*صحیفه امام جواد؛ جواد قیومی اصفهانی؛ دفتر انتشارات اسلامی چاپ اول 1381.

**موارد جمع مَورِد : راه ورود_ محل ورود_


** مصادر جمع مصدر : جای بیرون آمدن _  منبع ومحل صدور_ محل بازگشت_اصل وریشه.


تذکر: ترجمه وتوضیح حدیث و ذکر منابع و...  : توسط  سیداصغرسعادت میرقدیم

********************************************************************************

http://www.hadith.net/post/6694/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%B2%D9%87%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1/p208/

http://www.hadithlib.com/rolls/view/3000144/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%D9%89-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87--%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85




تاریخ : دوشنبه 94/6/23 | 12:35 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

احادیث امام جواد (ع), احادیثی از امام محمد تقی(ع)

***نسیم معرفت***

سخنانی ارزنده از امام جواد علیه السلام


قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِی الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلی قَلْب سَلیم.
«کشف الغمّه، ج 2، ص 349»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: سه خصلت جلب محبّت می کند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردی در مشکلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنویات.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : التَّوْبَةُ عَلی أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.
«ارشاد القلوب دیلمی، ص 160»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی قلبی، استغفار با زبان، جبران کردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّی بر این که دیگر مرتکب آن گناه نشود.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِی الدّین.
امام جواد - علیه السلام - فرمود: سه چیز از کارهای نیکان است: انجام واجبات الهی، ترک و دوری از گناهان، مواظبت و رعایت مسائل و احکام دین.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : وَ حَقیقَةُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخیْرِ، وَ تَجافی خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ یَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَکارِمَ الاْخْلاقِ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، وَ یَصِلُ بِهِ اِلَی الْجَنَّةِ.
«ارشاد القلوب دیلمی، ص 160»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلت های خوب، خالی بودن از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسیله أدب - در دنیا و آخرت - به کمالات اخلاقی می رسد; و نیز با رعایت أدب نیل به بهشت می یابد.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : إنَّ بَیْنَ جَبَلَی طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها کانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ النّار.
«عیون اخبارالرّضا - علیه السلام -، ج 2، ص 256، ح 6»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه ای می باشد که از بهشت گرفته شده است، هر که داخل آن شود ـ و با معرفت زیارت کند ـ، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
«کامل الزیارات، ص 536، ح 827»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: هرکس قبر عمّه ام ـ حضرت معصومه سلام الله علیها ـ را با علاقه و معرفت در قم زیارت کند، أهل بهشت خواهد بود.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی الْقَبْرِ وَقَرَءَ:
«إنّاأنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْکْبَرِ.
«اختیار معرفة الرّجال، ص 564، ح 1066»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: هرکس بر بالین قبر مؤمنی حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روی قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه :
«إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختیهای صحرای محشر در أمان قرار می گیرد.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : ثَلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: کَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ کَثْرَةِ الصَّدَقَةَ.
«کشف الغمّة، ج 2، ص 349»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد: نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن. اهل تواضع کردن و فروتن بودن. صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضی بِهِ شُرَکاءٌ.
«کشف الغمّة، ج 2، ص 348»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: انجام دهنده ظلم، کمک دهنده ظلم و کسی که راضی به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود.

***********احادیث امام جواد (ع)***********

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : التَّواضُعُ زینَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زینَةُ الْکَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَةُ الاْیمانِ، وَالسَّکینَةُ زینَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زینُةُ الرِّوایَةِ.
«کشف الغمّة، ج 2، ص 347»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: تواضع و فروتنی زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش کلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن می باشد.
منبع:tebyan-zn.ir

 http://www.beytoote.com/religious/ahadis-asal/hadith-imamjavad.html




تاریخ : یکشنبه 94/6/22 | 10:48 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی