سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 رحیم‌پور ازغدی

***نسیم معرفت***


به  نام خدا

** نسبت ناچسب به علامه  شهید مرتضی مطهری


چند سال  پیش جناب استاد حسن رحیم پور ازغدی در مشهد در خلال صحبت هایش  در بین جمعی از طلاب مطالبی را به علامه شهید مرتضی مطهری نسبت دادند که صحیح نمی باشد.... ایشان می گوید که استاد مطهری گفته است : ... شیعه ،  مردم شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند. اینها تعابیر آقای مطهری است.می‌گوید:‌مردم ما، مردم شیعه جزو قالتاق‌ترین مردم دنیا هستند که ما تا حال دیده‌ایم. یعنی دروغ می‌گویند. ربا می‌خورند.گران می‌فروشند. کلاه هم رو بر می‌دارند. اهل نماز و روزه و خمس و زکات و اینا و  مِس مِس و  افسردگی و کسالتِ نفس و اینا، در عین حال مدعی‌ترین مردم.
حالا این جمله را غیر از مطهری کسی دیگر جرأت ندارد بگوید. من که جرات ندارم .  می‌گوید: یکی از قالتاق‌ترین، مدعی‌ترین مردمند، که فکر می‌کنند از همین الان کنار انبیاء‌ از همین الان در بهشت‌اند و درباره بقیه اظهار نظر می کنند. می گوید: این یکی از بیماری‌های مردم شیعه است و منشأش منبرهای ماست. ما یک دین و تشیع دیگری را به مردم آموزش می‌دیم. می‌گوید: این یک وسوسه شیطانی است، ما اینها را از خدا دور کردیم. از فرمان خدا. بهشون یاد دادیم لازم نیست به اوامر خدا عمل کنید. اسمت که شیعه است کافی است...

عرض بنده این است
با شناختی که بنده از علامه شهید مطهری دارم و با توجه به اینکه اکثریت آثار شهید مطهری را مطالعه کرده ام و سال های  خیلی دور  همین مطلب ( قالتاق بودن...) رو دیده بودم   ...   هیچگاه ایشان کل شیعیان را متهم به قالتاقگری و ... نفرموده  بلکه منظورشون عده ای از جماعت شیعه است  آن هم نه عده زیاد .  متاسفانه بعضی از ما ها  که در مقام ایراد سخن و سخنرانی قرار می گیریم  وقتی که مطلبی را از کسی نقل می کنیم  یا ناقص نقل می کنیم یا چند تا مطلب هم اضافه می کنیم....  استاد ازغدی هم دچار این اشتباه شده است و ضمن نقل کلام از شهید مطهری چهار تا مطلب هم که  شهید مطهری نفرمود به ایشان منتسب نمود  ....   به نظر می رسد  که استاد ازغدی  سخن و کلام شهید مطهری را درست بیان نکرده و بلکه بر خلاف مقصود شهید مطهری  حرف زده است ....  
تحریف عمدی و یا تحریف سهوی کلام بزرگان    آثار  زیانباری در جامعه و جوامع مختلف  خواهد گذاشت  و استاد ازغدی دچار تحریف  سهوی  در نقل سخن شهید مطهری شد  .....  اگر خدای ناکرده  ایشان اصرار بر گفته خود داشته باشد   کار ایشون به تحریف عمدی و مانند آن بر می گردد.....  ....

البته عالَمِ  بحث و مقامِ اظهارِ نظر برای اهلش  فراز و فرود ها و چالش های خاص خود را دارد  که طبیعی است  ولی گاهی برخی اظهارات توجه همه را (از جهت نفی و اثبات) به خود جلب می کند و در طول تاریخ نیز چنین مسایلی بوده و هست و خواهد بود...  مثل جریان کتاب(فَصلُ الخِطابِ فِی تَحریفِ کِتابِ رَبِّ الأَربابِ) از مُحدِّث بزرگ و عالیمقام  یعنی مُحدِّث نوری که در آن دلایلی را برای تحریف قرآن از جهت نقیصه(نه زیاده)  مطرح نموده  که موجب شگفتی عام و خاص و مورد اعتراض علماء بلاد قرار گرفت و  نیز نظریه سَهوُالنَّبِی (با معنایی که اراده فرموده!!) از مرحوم شیخ  صدوق  و .....

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

**********************************************

 

** دریچه هدایت - قالتاق ترین مردم در کلام استاد مطهری

 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (المائدة : 8  )

چندی پیش بعضی از دوستان از طریق واتساپ کلیپی از جناب آقای رحیم پور ازغدی را در جمع تعدادی از روحانیان برایم فرستادند که حاوی نکات قابل تآملی بود ، و گویا در سطح وسیعی پخش شده است . با مراجعه به بعضی از سایت ها مجموع سخنان ایشان را پیدا کردم ، که انصافا مطالب خوب و ارزنده ای بود ، اما در لابلای سخنرانی  درباره ی شیعیان مطالبی را از قول شهید مطهری نقل کردند که  تعجب آور بود .  با مراجعه به  نرم افزارِ مجموعه  آثار ایشان سه مطلب یافتم ، که از جهاتی مشابهت با سخنان ایشان داشت و از جهاتی نیز متفاوت بود. در ابتدا سخنان جناب آقای رحیم پور ازغدی ذکر می شود ، سپس  سخنان شهید مطهری را نقل کرده و به داوری در این باره می پردازیم.

 

الف - سخنان جناب آقای رحیم پور ازغدی :

آقای  مطهری می‌گوید: شیعه و مردم شیعه جزء قالتاق‌ترین مردمای دنیایند. این تعابیر آقای مطهری است. مردم ما – میگه مردم ما -  مردم شیعه جزء قالتاق ترین آدمایند که ما  دیدیم تا به حال ؛ یعنی دروغ می‌گویند، ربا می‌خورند، گرون می فروشند، کلاه هم رو  بر می‌دارند، اهل نماز روزه  وخمس و زکات و اینا ، با مسمس و افسردگی و کسالت نفس و اینا ؛ در عین حال مدعی‌ترین مردم . حالا این جمله را غیر از مطهری کسی دیگر جرأت ندارد ... - من که واقعا هنوزم جرات نمی کنم . می گوید.: یکی از قالتاق ترین مردم مدعی ترین مردمند که فکر می کنند اینا  در کنار انبیاء‌ از همین الان تو  بهشت اند و .. راجع  به  بقیه هی اظهار نظر می کنند.. این یکی از بیماری‌های مردم شیعه است  و منشأش منبرهای ماست. ما یک دین و تشیع دیگری را به مردم آموزش دادیم  اینها فکر کردند که تشیع .... می گوید: این یک وسوسه شیطانی است، ما اینها را از خدا دور کردیم. از فرمان خدا. بهشون یاد دادیم شما لازم نیست به اوامر الهی  خیلی عمل کنید. اسمت که شیعه است کافی است. کاری کردیم، جوری دین رو معرفی کردیم که مردم به این دلخوش کردند که ناممان بین دوستان علی بن ابی طالب و اهل بیت است. بالاخره از رعایای ایشان هستیم . وصیت می کنیم از پول‌هایی که به ناحق به چنگ آوردیم ، و پولهایی که در زندگی باید در راه خیر صرف می کردیم و نکردیم  یک مبلغی هم به متولیان حرم و مشاهد مشرفه  و حرم امام  رضا و اینا بدهند ، ما را نزدیک قبر اولیاء دفن کنند که این فرشتگان جرات نکنند برای عذاب ما آیند. بعد می گوید که شما خودتان غافلید یا  فکر می کنید خدا را می توانید اغفال کنید. روزی چشم بازخواهید کرد که طبق وعده الهی غرق در عذاب خدا خواهید بود ولو اسمتان شیعه علی ابن ابی طالب است...

 

ب- سخنان شهید مطهری

  1. ایشان در قسمتی از سخنان خود که بخشی از آن را جناب آقای ازغدی نیز در آن جلسه می خوانند در مورد مدعیان دروغین مطالبی را ذکر کرده اند که دچار وساوس شیطانی شده اند . در آن جا نه از لفظ "قالتاق" استفاده شده است ، و نه این که منشآ آن را از منبری ها دانسته اند. . ایشان می گوید:

 

...علیهذا افرادى که تحت تأثیر وساوس شیطانى قرار گرفته- و به این دل خوش کرده‏اند که ناممان در میان نامهاى دوستان علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) است، هر چه هست از رعایاى او بشمار مى‏رویم، یا وصیت مى‏کنیم از پولهایى که ناحق به چنگ آورده‏ایم و یا از پولهایى که در زندگى مى‏بایست در راه خیر مصرف کنیم و نکرده‏ایم مبلغ گزافى را به متولیّان مشاهد مشرّفه بدهند تا ما را نزدیک قبر اولیاء خدا دفن کنند که فرشتگان جرأت نکنند براى عذاب ما بیایند- باید بدانند که خیلى کور خوانده‏اند و پرده غفلت جلوى چشمشان را گرفته است، روزى چشم باز خواهند کرد که خود را غرق در عذاب جانفرساى الهى ببینند و دچار چنان حسرتى گردند که اگر امکان مرگ بود هزارها بار مى‏مردند. پس امروز از خواب غفلت بیدار گردند و توبه نمایند و مافات را جبران کنند  ...( مجموعه‏  آثاراستادشهیدمطهرى :ج‏1 /  338 )

 

  1. استاد مطهری در جای دیگری در مورد بعضی از همین مدعیان از لفظ "قالتاق" استفاده کرده اند :

شخصى آمد خدمت امیرالمؤمنین على علیه السلام؛ یک لبخندى زد، عرض کرد: «یا امیرَالمؤمنین! انّى احِبُّکَ» من تو را دوست دارم. فرمود: وَلکِنّى ابْغِضُکَ اما من تو را دشمن دارم. ...گفت: چرا؟ فرمود: براى فلان کارت. فلان‏ کس احتیاج داشت به تعلیم قرآن و بر تو واجب بود که آن را به او یاد بدهى، از او پول گرفتى. بنابراین هیچ منافاتى نیست که ما على را دوست داشته باشیم اما عمل ما طورى باشد که على ما را دشمن داشته باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: کونوا لَنا زَیْناً وَ لاتَکونوا عَلَیْنا شَیْناً شما شیعیان اسباب افتخار ما ائمه باشید... فرمود: طورى باشید که وقتى مردم شما را مى‏بینند بگویند رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً خدا بیامرزد امام جعفر صادق علیه السلام را،چه شیعیان خوبى درست کرده. وَ لاتَکونوا عَلَیْنا شَیْناً مایه ننگ و عار ما نباشید. شما وقتى که اخلاقتان، بازارتان، روحیه و کردارتان برخلاف اسلام است، اسباب خجلت و شرمندگى و سرافکندگى ما خواهید بود. ... ولى مگر ممکن است ما از خر شیطان پایین بیاییم؟! مى‏گوییم فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه کافى است، چیز دیگر نمى‏خواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده براى ما چهارتا قالتاق! بعد مى‏گوییم پس چرا ما مسلمانها این قدر بدبخت و بیچاره‏ایم؟ جوابش را قرآن داده. ملتى که افسرش برود در اسرائیل تربیت ببیند و بعد برود در اوگاندا کودتا راه بیندازد، آیا انتظار دارید روى سعادت ببیند؟! ذلِکَ بِانَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً انْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ. ... (مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى  ج‏26  / 288)

 

  1. در جای دیگرادعای این نوع از مدعیان را که امام زمان را به انحصار خود در آورده اند نفی می کند ، و از آن ها به عنوان قالتاق ترین مردم تعبیر می کند، و بیان می دارد:

 

...نه آقا! ما همچو چیزى نداریم که صد سال یا هزار سال یک بار یک نفر باید ظهور کند. فقط درباره یک نفر هست که آن هم در این سطح نیست، در سطح دیگرى است، جنبه جهانى دارد نه اینکه مخصوص به عالم شیعه باشد، و آن وجود مقدس حضرت حجت علیه السلام است. ایشان مربوط به همه عالَم‏اند. آنهایى که شنیده‏اید در منبرها مى‏گویند بیاید یک مشت شیعه را نجات دهد، یک مشت شیعه دروغ است.یک مشت شیعه که قالتاق‏ترین مردم دنیا هستند امام زمان علیه السلام حامى اینها نیست.او مصلح کلّ عالم است‏( مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى / 500   )

.

ج- مقایسه سخنان شهید مطهری با نقل قول آقای رحیم پور ازغدی از ایشان

در مقایسه ی سخنان جناب آقای ازغدی و مجموع سخنان آیة الله مطهری می توان استفاده کرد که ایشان مجموعه ی سه  سخن را که با به هم وصل کرده اند و نتایجی گرفته اند که نمی تواند آن نتایج  نظر مرحوم مطهری باشد ؛ زیرا

اولا: عمده تقل قول آقای ازغدی در همان فراز اولی بود که آوردیم ، در حالی که در آن جا بحث فقط در مورد افراد پرمدعایی بود که به این دل خوش کرده‏اند که نامشان در میان نامهاى دوستان علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) است، و  برداشت غلطی از این محبت دارند ، و کارهایی می کنند که هم در کلام شهید مطهری و هم در نقل قول آقای ازغدی از ایشان نمایان بود . اما در این قسمت، نه سخنی از لفظ "قالتاق" بود ، و نه سخن از مسمس و افسردگی و کسالت نفس ، و نه این که منشأهمه ی این ها منبری ها هستند .

ثانیا: تعبیر "قالتاق" که در سخن دومی که از استاد مطهری بیان شد ، آمده است در مورد کسانی  است که  ادعا می کنند " فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه کافى است، چیز دیگر نمى‏خواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده براى ..ما چهارتا قالتاق!". در این جا نیز سخن از افراد پرمدعایی است که هر جرم و گناهی را مرتکب می شوند. اما فقط به صرف این که خود را منتسب به ائمه می دانند ، خود را بهشتی می دانند . این مورد نیز با نقل قول آقای ازغدی منافات دارد .بسیاری از انتسابات ایشان نسبت به مرحوم مطهری، و ابن که  شیعیان جزء قالتاق ترین مردمند ،( با سه بار تکرار به مضمون از استاد مطهری) ، در این کلام وجود ندارد ،. و فقط از این نوع افراد پرمدعا به عنوان "قالتاق " یاد شده است. البته باید دانست که چنین افرادی منحصرا در شیعیان یافت نمی شود ، و در هر دین و مذهبی چنین مردمانی یافت می شوند همان کونه که در قرآن خداوند ادعا ی یهود و نصارا را بیان می کند که هر کدام هدایت را ار آن خود می دانستد (البقرة : 135   وَ قالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى‏ تَهْتَدُوا ) و به همین جهت بهشت را منحصر به خود می دانستند (البقرة : 111   وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى‏ تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ)

ثالثا: اما در مورد گفتار سوم شهید مطهری ، کلام ایشان در این قسمت بیانگر برداشتی غلط در مورد موعود آخر الزمان است که او را به عنوان منجی شیعیان معرفی می کنند ، در حالی که او منجی عالم است ، و بیان می کند که:  " آنهایى که شنیده‏اید در منبرها مى‏گویند بیاید یک مشت شیعه را نجات دهد، یک مشت شیعه دروغ است.یک مشت شیعه که قالتاق‏ترین مردم دنیا هستند امام زمان علیه السلام حامى اینها نیست.او مصلح کلّ عالم است ".  در این قسمت از کلام آقای مطهری قابل دقت است که منشأ این برداشت غلط از دین را در مورد همه ی منبری ها نمی دانند  و عبارت " آنهایى که شنیده‏اید در منبرها مى‏گویند ..." شاهد بر این است که مراد بعضی از منبری ها می باشند ولی آقای ازغدی تعبیرشان این است که " منشأش منبرهای ماست " ، و به نظر می رسد این تعبیر با تعبیر مرحوم مطهری منافات دارد . البته غافل نشویم که باز در این جا نیز بین دو مطلب از استاد شهید که به هم ربطی ندارند ، مخلوط شده است . از سوی دیگر در مورد "قالتاق ترین مردم دنیا" نیز ممکن است کلام شهید مطهری را به دو صورت بدبینانه و خوشبینانه تفسیر کنیم. صورت بدبینانه همین است که بگوییم ایشان واقعا معتقد است که شیعیان قالتاق ترین مردم هستند، که به نظر می رسد این نوع از گفتار در شآن هیچ اندیشمندی نیست که چنین تصویری  از کل شیعیان داشته باشد ،و به صورت یک قانون کلی آن را به مردم القا کند به خصوص از شهید مطهری که خود از مدافعان حریم تشیع است!... . اما تفسیر خوشبینانه اش که ظاهر کلامشان نیز همین معنا را تأیید می کند این است که امام زمان حامی  کسانی که تظاهر به شیعه بودن می کنند و امام زمان را منحصر به خود می کنند ، نیست ، بلکه او برای کل بشریت است، و این نوع از افراد را که چنین اعتقادی دارند به عنوان قالتاق ترین مردم معرفی می کند . اما چرا آقای ازغدی این نوع از تفسیر بدبینانه را ترجیح داده اند؟ نمی دانم !

 

د- سخنی با جناب آقای رحیم پور ازغدی

 این کلیپ گزینشی  که از جانب افراد فرصت طلب پخش شده است ، برای شنوندگان زمینه ی این سؤال را ایجاد می کند که آیا براستی شیعیان قالتاق ترین مردمند که جناب ازغدی سه مرتبه پشت سر هم این مضمون را تکرار می کند؟ و آیا آیة الله مطهری نیز چنین عقیده ای دارد ولی جز ایشان کسی جرأت ابراز آن را ندارد؟

جناب آقای رحیم پور ازغدی!

شکی نیست که در میان هر قشر و گروهی و صاحب هر دین و مکتبی انسان های نابابی پیدا می شوند که مایه ی ننگ برای همسانان خود هستند، و شیعیان نیز از این قاعده مستثنا نیستند ؛ اما چگونه می توان جرآت کرد که مردم شیعه را قالتاق و بالاتر از این قالتاق ترین مردم دنیا معرفی کرد در حالی که بسیاری از آنان با الگو گرفتن از پیامبر و اهل بیتش خالصانه و بدون هیچ چشمداشتی خدماتی را به دین و مردم می کنند ، و حتا در بعضی موارد نامشان را مخفی نگه می دارند، اما در عین حال در خلوت خود به دعا و نیایش و اقرار بر گناه  وتقصیر خویش می پردازند؟ مگر کم هستند کسانی که بدون چشم داشتی خودشان وجوهات شرعیه خود را سختگیرانه حساب می کنند و برای احتیاط چیزی بر آن می افزایند و آن را به نمایندگان مرجع خویش تسلیم می کنند ؟ آیا تاکنون در شیعیان امانتداری و و رعایت حقوق مردم را ندیده اید که آن ها را قالتاق ترین مردم معرفی می کنید؟ آیا تا به حال نشنیده اید و یا ندیده اید که در میان همین شیعیان چه فداکاری ها و ایثارگری هایی صورت می گیرد ، و خود را به خطر می اندازند و به آب و آتش می زنند تا غریقی را نجات دهند و یا کودک و غیر کودکی را از سوختن در آتش نجات دهند و در این راه جان خود را از دست داده اند؟ مگر در طول تاریخ اسلام همین مبارزان و رزمندگان نبودند که با الهام از قیام حسین بن علی (ع)  با تقدیم جان در راه خدا به دین و نظام اسلامی خدمت کردند؟ هم چنین  خانواده های شهدا نیز استقامت و صبرشان همه را به تعجب وامی دارد.

باید دانست بسیاری از این کارهایی که صورت گرفته به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از همین منابر و آموزه های دینی صورت گرفته است.

جناب آقای ازغدی!

بیان سخن حق و حکیمانه  نیازی به جرأت ندارد، و سخن باطل نیز از هر که باشد تأیید  آن روا  نیست. حال این نقل قولی را که بیان کرده اید  از هر که باشد قابل قبول نیست.. اگر به فرض محال شهید مطهری راجع به شیعه چنین نظری داشت ، سخن اشتباهی بود و باید به نقد آن پرداخته می شد ، نه این که با آب و تاب  آن را بیان کنید و مورد تایید قرار دهید.  البته به نظر می رسد که از باب حمل فعل مسامان بر صحت، و این که طبق روایت از نبی اکرم (ص)  از حقوق مؤمنان بر یکدیگر این است که کلام او را پاک گرداند ، و باز بر اساس احادیث اسلامی تا آن جا که می شود محمل خوبی را برای بیان دیگران پیدا کرد  وظیفه داریم  بهترین و زیباترین تفسیر را داشته باشیم .

در پایان لازم است این آموزه ی قرآن را به گوش جان بسپاریم که خطاب به مؤمنان می فرماید: همواره قیام براى خدا کنید و گواهان به عدل و قسط باشید و به حق و عدالت گواهى دهید ، و مطابق با عدل و انصاف شهادت دهید، و مبادا کینه‏ و عداوتهاى  شخصى شما را از اجراى عدالت  باز دارد، و موجب تجاوز به حقوق دیگران گردد. عدالت را رعایت کنید که به تقوا نزدیک تر است.

 

عبدالرسول هادیان شیرازی

http://hadianshirazi.blogfa.com/post/37

**********************************************

** آسیب‌شناسی استاد حسن رحیم‌پور اَزغَدی از برخی انحرافات و تَحَجُّر در منابر و مناسک شیعی+شیعه و مردم شیعه جزء قالتاق‌ترین مردمای دنیایند!!+ منشأش منبرهای ماست+خبرگزاری تسنیم +29 اردیبهشت 1393.سخنرانی در جمع عده ای از طلاب و فضلاء مشهد+کلیک کنید


** آسیب‌شناسی استاد حسن رحیم‌پور اَزغَدی از برخی انحرافات و تَحَجُّر در منابر و مناسک شیعی+شیعه و مردم شیعه جزء قالتاق‌ترین مردمای دنیایند!!+ منشأش منبرهای ماست+خبرگزاری تسنیم +29 اردیبهشت 1393.سخنرانی در جمع عده ای از طلاب و فضلاء مشهد+کلیک کنید

 

** آیا شیعیان جزو قالتاق‌ترین مردم دنیا هستند؟ +پاسخ حجت الأِسلام رسول جعفریان +سایت خبری تابناک

 


** نسبت ناچسب به علامه  شهید مرتضی مطهری+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


** نسبت ناچسب به علامه  شهید مرتضی مطهری+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

***اهمیت کتاب و کتابخوانی(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی)+نسیم معرفت+کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

 


 

 





تاریخ : یکشنبه 96/8/21 | 6:48 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای تصویر کتاب کفایة الاصول

***نسیم معرفت***


** درس کتاب کفایةُ الأُصول (جلد اول از ابتداء) +شماره 1 + از روی متن کتابِ کفایه سه جلدی چاپ انتشارات جامعه مدرسین قم

 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اَلحَمدُ لِلهِ  رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ وَ بَعدُ فَقَد رَتَّبتُهُ عَلی مُقَدَِّمَةِِ وَ مَقاصِدَ وَ خاتِمَةِِ

اَمَّا المُقَدَِّمَةُ  فَفِی بَیانِ اُمُورِِ :

اَلأَوَّلِ : [مَوضُوعِ العِلمِ وَ مَسائِلِهِ]

اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ وَ هُوَ الَّذی یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّةِ : اَی  بِلاواسِطَةِِ فِی العُروضِ - هُوَ نَفسُ مَوضُوعاتِ مَسائِلِهِ عَیناََ وَ ما یَتّحِدُ مَعَها خارِجاََ وَ اِن کانَ یُغایِرُها مَفهُوماََ تَغایُرَ الکُلِّیِّ وَ مَصادیقِهِ وَ الطَّبیعِیِّ وَ اَفرادِهِ

ترجمه : حمد و سپاس مخصوص پروردگار عالم است  و  درود و سلام قلبی و لسانی بر  محمد و خاندان پاکش و لعنت خداوند بر همه دشمنانشان باد .

و بعد از حمد و ثنای الهی چنین می گویم که کتاب کفایةُ الأصول را به سه بخش مقدِّمه و مقاصد و خاتمه مرتب و منظم کردم .

و اما در  مقدمه کتاب  چند امر و مطلب ذکر می شود :

امر اول در رابطه با موضوع علم اصول و مسائلش می باشد .

موضوع هر علمی که در آن از عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود ، در واقع و عینا نفس همان موضوعات مسائلش است که در خارج و مصداقاََ  با آن ها (به حمل شایع صناعی) اتحاد دارد اگرچه از نظر معنی و مفهوم و به حمل اوّلی  ، این دو [یعنی موضوع علم و موضوعات مسائلش] با هم مغایرت و غیریّت دارند همانند مغایرت کلی طبیعی و افرادش (که از نظر معنی و مفهوم لفظی غیر هم هستند ولی در خارج و مصداقاََ و به حمل شایع صناعی نفس و عین هم می باشند  .)

توضیح متن :

مرحوم آیت الله مُلاّمحمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی کتاب ارزشمند کفایةُ الأصول خود را بر اساس یک مقدمه (که مشتمل بر سیزده امر است) و مقاصد اصلی هشتگانه و یک خاتمه (یعنی مبحث اجتهاد وتقلید)  تنظیم و مرتب نموده است .
در مقدمه کتاب به سیزده امر پرداخته است که یکی از آن ها در باره موضوع علم اصول است و  قبل از بررسی موضوع علم اصول ، به  موضوع مطلق علم اعم از علم اصول و غیره (به عنوان یکی از عناوین رؤوس ثمانیه) اشاره نموده است . قُدَماء از منطقیین در اوائل کتابشان جهت استفاده بهتر طالبینِ علم( اعمّ از معلِّمین و متعلِّمین) هشت چیز را به عنوان رؤوس ثمانیه یا مبادی هشتگانه ذکر می کردند که عبارتند از :
1- تعریف علم
2-موضوع علم
3-فائده علم
4-مؤلِّف علم
5- ابواب و مباحث علم(عناوین یا فهرستی از ابواب و فصول علم)
6- مرتبه علم یعنی مقام و مرتبه آن علم نسبت به علوم دیگر
7-غرض و غایت علم  یعنی مقصود و هدف از تحصیل آن علم چیست؟  البته فایده علم مترتب بر غرض آن است  مثلا غرض از تحصیل علم منطق تمییز بین حق و باطل است و فایده آن مصونیت از خطا در فکر و اندیشه است ...
8-اَنحاء تعلیمیه یا  شیوه ها  و روش های تعلیم و آموزش (مِتُدُلُوژی یا روش شناسیMethodology  ) . اَنحاء تعلیمیّه عبارتند از تقسیم و تحلیل و تحدید و برهان . [علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران بخش فلسفه و حکمت (طبقه سوم از فلاسفه) ص 540  می فرماید : مبتکر اَنحاء تعلیمیه معلِّم ثانی یعنی  جناب ابونصر محمدبن محمد فارابی بوده است. ]
چون این امور هشتگانه  اجمالا و  سربسته  به  اصل و  ریشه  و رأسِ مقاصد و مطالبِ اصلی کتاب و علم موردنظر اشاره دارند لذا آن ها را رؤوس ثمانیه می گویند

در کتابِ «أَلحاشِیَة عَلی تهذیبِ المَنطِق» چاپِ انتشارات جامعه مدرسین  که همراه با حواشی میرزا محمد علی تبریزی  است در ص 119  در باره وجه تسمیه «رُؤوس ثمانیه» چنین آورده است :

قَولُ المُصَنِّفِ : وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ :  اَقُولُ : اَمّا تَسمِیَتُهُم بِالثَّمانِیَّةِ فَظاهِرُُ وَ اَمّا بِالرُّؤُسِ فَلِأَنَّها لَمّا کانَت مُشعِرَةََ بِالمَقاصِدِ المَذکُورَةِ فِی العِلمِ عَلی سَبیلِ الأِجمالِ ، کانَت کَأَنَّها رُؤُسُها وَ اُصولُها  .

مرحوم میرزا محمد علی تبریزی صاحب حواشی بر حاشیه ملّا عبدالله می گوید :  در باره  قول مصنِّف (یعنی  ملّا سعد تفتازانی) که در متن کتاب گفته است :وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ : یعنی قُدماءِ از منطقیین ذکر می کنند آنچه را که نامگذاری می نمایند به رُؤوس ثمانیه ،  چنین می گویم : اما نامگذاری رُؤوس ثمانیه (اصول هشتگانه) به ثمانیه روشن و واضح است چون هشت تا است . و اما نامگذاریش به رُؤوس به این جهت است که  هنگامی که این رُؤوس (اصول هشتگانه) به نحو اجمال و سربسته به مقاصد و مقصد های علمِ موردِ نظر  ، اِشعار و اشاره دارد گویا به منزله رُؤوس و ریشه ها و اصول آن مقاصد محسوب می شود .

مرحوم آخوند خراسانی از میان رؤوس ثمانیه به دو مورد از آن ها در آغازین کتاب خود اشاره نموده است که یکی از آن ها  تعریف علم و دیگری موضوع علم است . نخست  به موضوع مطلقِ علم می پردازد و می فرماید :
موضوع هر علمی  آن چیزی است که در آن علم از حالات و اوصاف و عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود .  مثلا در علم نحو از عوارض و احوالات کلمه و کلام (مثل  اَلفاعِلُ مَرفُوعُُ - اَلمُبتَدا مَرفُوعُُ - اَلخَبرُ مَرفُوعُُ - اَلمُضافُ اِلَیهِ مَجرُورُُ - اَلمَفعُولُ مَنصُوبُُ...) بحث می شود پس موضوعِ علمِ نحو  کلمه و کلام است و حالات و احوالاتی مانند مرفوعیّت و منصوبیّت و مجروریّت و .... حَولِ مِحورِ «کلمه و کلام»  مطرح می گردد. و اینها از عَوارضِ ذاتی کلمه و کلام محسوب می شوند .

سؤال : مراد از عَوارِض ذاتیه چیست ؟

پاسخ : در پاسخ به این پرسش می گوییم که در مبحث کلّیات خمس  در منطق  یک ذاتی داریم و یک عَرَضی  . در کتاب اَلمَنطِق از مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا مظفر ص 90 در باره ذاتی چنین آمده است :  هُوَ المَحمُولُ الَّذی تَتَقَوَّمُ ذاتُ المَوضُوعِ بِهِ غَیرُ خارِجِِ عَنها ... یعنی  ذاتی آن محمولی است که ذات و حقیقت موضوع مُتقوِّم به آن می باشد و داخل در ذات موضوع و جزیی از آن است و به عبارت دیگر قوام موضوع وابسته و متوقف برآن است و ماهیت و حقیقت موضوع تحقق پیدا نمی کند مگر بواسطه آن . مثل  اَلأِنسانُ حَیوانُُ - اَلأِنسانُ  ناطِقُُ که در این دو قضیه کلمه انسان که نوع است  ، موضوع واقع شده و کلمه حیوان و ناطق که جنس و فصل هستند هریک جزیی از ذاتیات انسان را تشکیل می دهند و به عنوان ذاتی بر او حمل می شوند 

و در باره عَرَضی چنین ذکر شده است : هُوَ المَحمُولُ الخارِجُ عَن ذاتِ المَوضُوعِ ...  یعنی  عَرَضی آن محمولی است که خارج از ذات و حقیقتِ موضوع می باشد و بر آن حمل می گردد  مثل اَلأنسانُ کاتِبُُ  که کلمه کاتب و کتابت خارج از ذاتِ انسان است (جزیی از ذات نیست ) و بر آن حمل شده است .  حال که مراد از ذاتی و عَرَضی در کلیات خمس را دانستیم بر می گردیم به عنوانِ «عوارض ذاتیه» که مرحوم آخوند خراسانی در متن کتابش به آن اشاره کرده است  .کلمه اَعراض جمع عَرَض و  کلمه عوارض جمع عارض است و مراد از عارِض و عَرَض در اینجا (که از آن عَرضَی اراده می شود)  در مقابل ذاتی باب کلیات خمس است . یعنی چیزی است که خارج از ذاتِ موضوع و معروض است و بر آن عارض و حمل می شود . مشهور از منطقیین(علماء منطق)  عَرَض را  9 قسم کرده اند که سه قسم آن را به اتفاق ، عرض ذاتی نام نهادند و سه قسم دیگر را به اتفاق ، عرض غریب می گویند و  یک مورد هم مورد اختلاف است که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب و دو مورد هم وضعیت روشنی ندارد و مسکوت گذاشته شده و مورد عنایت و توجه منطقیین واقع نشده و محل بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟ و می توان در ردیف عَرض غریب محسوب نمود .

[ علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب شرح مبسوط منظومه جلد دوم ص153  در باره عَرَض چنین می گوید : ... در گذشته گفتیم که کلمه عَرَض را یک وقت در باب مَقولات عَشر بکار می برند . اگر در باب مقولات بکار برند در مقابل جوهرِِ مصطلح قرار می گیرد که شامل کیف و کم و ...  یعنی آن نُه مقوله معروف می شود . قهرا وقتی جوهر بگوییم آن یک مقوله ای می شود که در مقابل اَعراض است . جوهر و عَرَض به این معنی که در مقولات عشر ذکر می گردند از امور نسبی نیستند یعنی اینطور نیست که این شئ نسبت به یک شئ  ، جوهر باشد و نسبت به شئ دیگر عَرَض . آنچه که عَرَض است ، عَرَض است و آنچه که جوهر است ، جوهر است  ولی یک وقت هست که ما می گوییم عَرَض و مقصودمان این است که چیزی با مقایسه با چیز دیگر  ذاتی آن نیست که اصطلاح بهتر این است که بگوییم عَرَضی یعنی این شئ را وقتی با شئ دیگر مقایسه بکنید ذاتی آن نیست بلکه عَرَضی است ولی ممکن است با مقایسه با شئ دیگر ذاتی آن باشد یعنی یک امر مقایسه ای و نسبی است مثلا ناطق ذاتی انسان است ولی ذاتی حیوان نیست بلکه عَزَضی حیوان است .  (ناطق) ذاتی انسان است چون جزءِ انسان است ولی ذاتی حیوان نیست چون جزءِ حیوان نیست  . و نیز علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب آشنایی با علوم اسلامی ص 31و32  در باره  عوارض ذاتیه چنین می گوید : ... عبارتی که از منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوعِ علم بکار برده اند این است :مَوضُوعُ کُلِّ عِلمِِ  هُوَ ما یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّة ... این دانشمندان بجای اینکه بگویند موضوعِ هر علمی عبارت است از آن چیزی که آن علم از احوال و خواص و آثار او بحث می کند بجای احوال و آثار ،  کلمه قلمبه «عوارض ذاتیه» را بکار برده اند . چرا ؟ بی جهت ؟!  نه  ، بی جهت نیست . آنها دیده اند که احوال و آثاری که به یک چیز نسبت داده می شود بر دوقسم است . گاهی واقعا مربوط به خود اوست (مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ)  و گاهی مربوط به او نیست بلکه مربوط به چیزی است که با او یگانگی (و اتحاد) دارد  مثلا می خواهیم در احوال انسان بحث کنیم ، خواه و ناخواه از آن جهت که انسان ، حیوان هم هست و با حیوان یگانگی دارد ، خواص حیوان هم در او جمع است ( مثل اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ لِأَنَّهُ حَیوانُُ  که در این مثال تحرُّک و حرکت و مُتَحَرِّکُُ از خواص حیوان است که به انسان حمل شده است. حیوان با انسان مرتبط است زیرا که حیوان جرءِ ذاتی انسان می باشد و حرکت و تحرُّک بواسطه حیوان به انسان عارض و حمل شده است   لذا مُتحرِّک بودن عَرَض غریب برای انسان محسوب می گردد ) از این رو کلمه عَرَض ذاتی را بکار برده اند و آن کلمه را با تعریفی مخصوص مشخص کرده اند که این اشتباه از بین برود و به اصطلاح عوارض غریبه خارج شود . ]

ما در اینجا تمام اقسام 9 گانه عرض(اعم از ذاتی و غریب)  را  بر طبق گفته منطقیین با ذکر مثال بیان می کنیم و بعد نظر مرحوم آخوند خراسانی را ذکر می کنیم که آیا ایشان در تعریفی که برای موضوع علم آورده (اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ و هو الَّذی یُبحَثُ فیه عن عَوارضِهِ الذّاتیة : ای  بلاواسطةِِ فی العُروضِ... ) موافق با نظر منطقی ها می باشد یا نه ؟

اقسام نُه گانه عَرَض :  این اقسام نه گانه به سه صورت قابل تصویر است :

صورت اول : چیزی(عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد بدون واسطه که سه قسم است :

1-نسبت بین عارض و معروض تساوی است مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ . در کتاب مُنتَهَی الدِّرایَة ج 1 ص 16 آمده است که گفته شده  وصف تَعَجُّب( مُتَعَجِّبُُ) بدون واسطه بر انسان عارض می شود    ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است )

2- عارض اعمّ از معروض است  مثل  اَلنّاطِقُ حَیوانُُ - اَلأَربَعَةُ زَوجُُ . در این مثال ها کلمه حَیوانُُ اعم از اَلنّاطِقُ است و برآن عارض و حمل شده است ( حیوانیت جزء ناطق نیست بلکه جزء انسان است) و کلمه زَوجُُ اعمّ ازاَلأَربَعَةُ می باشد و بر آن حمل و عازض شده است     ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)

3- عارض اخصّ از معروض است مثل اَلحَیوانُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه ناطِقُُ اخصّ از اَلحَیوانُ می باشد و بر آن عارض شده است ( ناطقیت جزء حیوان نیست بلکه جزء انسان است. ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)

تذکر : در مثال های بالا خودِ ذاتِ معروض(اَلأِنسانُ - اَلنّاطِقُ - اَلأَربَعَةُ - اَلحَیوانُ )  اقتضاء آن عوارض (مُتَعَجِّبُُ - حَیوانُُ - زَوجُُ - ناطِقُُ ) را دارد نه چیز دیگری . واسطه ای در این حمل ها  و اتصاف ها وجود ندارد .

صورت دوم  : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه داخلیه( یعنی از اجزاء داخلی موضوع و معروض است) که دوقسم است :

1- عارض برشئ (معروض)می شود با واسطه داخلیه اعمّ که جنس باشد مثل  اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ لِأَنَّهُ حَیوانُُ . در این مثال کلمه «حَیوانُُ» که جنس می باشد  واسطه داخلیه اعمّ است برای عُروض و حملِ «مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ» بر اَلأِنسانُ . کلمه انسان از نظر منطقی ، نوع است و نوع از دوجزء داخلی تشکیل شده که عبارتند از جنس وفصل .     (مورد اختلاف است به این معنی که قُدَماء و متقدّمین آن را از اَعراض غریبه و مُتأخرین آن را از عوارض ذاتیه شمرده اند  ) + این مورد از نظر مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است

2- عارض بر شئ (معروض)می گردد با واسطه داخلیه  ای که با معروض نسبت تساوی دارد مثل اَلأِنسانُ مُتَکَلِّمُُ لِأَنَّهُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه «ناطِقُُ» که فصل می باشد واسطه داخلیه مساوی است برای عُروض و حملِ«مُتَکَلِّمُُ» بر اَلأِنسانُ .     ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم آخوند خراسانی عرض ذاتی است )

تذکر : چیزی که جزئیت دارد و جزئی از حقیقت و ذات شئ را تشکیل می دهد یا جنس است و یا فصل (مثل انسان که از نظر منطقی  به آن نوع گفته می شود و با تحلیل ذهنی و عقلی  متشکل از دوجزء یعنی جنس و فصل می باشد )  . اگر جنس باشد  اعمّ از موضوع(معروض) خواهد بود و اگر فصل باشد ، نسبت تساوی با موضوع(معروض) خواهد داشت و فرض سومی قابل تصور نیست که که اخصّ از ذاتِ موضوع و معروض باشد زیرا که جزء مُقوِّمِ ذاتِ موضوع ، یا جنس است که اعمّ است و یا فصل است که نسبت تساوی با ذاتِ موضوع دارد و شئ ثالثی در کار نیست که اخصّ از موضوع باشد

صورت سوم : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه خارجیه(یعنی خارج از ذاتِ موضوع و معروض) که چهار قسم است :  ...     ....      ....     ....     ....     ....     ....     ....     ....

... توضیحات  ادامه دارد ......  ....     + کلیک کنید

 ** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید


**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید

 





تاریخ : شنبه 96/7/15 | 11:28 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر




  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی