سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

تصاویر متحرک از گل و دسته گلهای زیبا (2)

***نسیم معرفت***

 

** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


hadi *

أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ . سوره بقره آیه 44 .

********************************************************


 

به نام خدا

سلام علیکم

اللهم صل علی محمد وآل محمد

جناب مستطاب آقای هادی عزیزم :  باز هم بدون سلام و یا جواب سلام  پیام دادید . با آیه شریفه 44 از سوره بقره قصد تعریض دارید ؟!!  آیه بسیار عالی ارسال فرمودید. خیلی خیلی سپاسگزارم.  اگرچه با احادیث و آیات و غیره  به بنده  تعریض می فرمایید ولی اشکالی ندارد .  من و تو و ما و شما و ایشان همه و همه  نیازمند تذکر و خیر خواهی هستیم . همه ما باید رذایل رو از خود دورکنیم و به اوصاف حمیده  مزین گردیم. از کبر و غرور و عجب و لجاجت و سوء ظن و قضاوت های نادرست  و  جهل و نادانی و کینه و عداوت  و  انحرافات فکری و انجماد در اندیشه و کج اندیشی  وکج فهمی و  .... دوری کنیم  و به تقوی و راستی و صدق و صداقت و پاکی و حُسن ظن و  بزرگواری و عفو و گذشت و خیرخواهی  و  ژرف اندیشی  و خرد ورزی و تواضع و مهرورزی و  ... متصف شویم .

هادی عزیزم :

باید :
اصل را بر اُخُوّت و برادری بگذاریم
اصل را بر محبت و دوستی بگذاریم

اصل را بر اتحاد و همدلی بگذاریم
اصل را بر خیرخواهی و نیکی بگذاریم

اصل را برحسن ظن بگذاریم

اصل را بر خِرد ورزی و عقل بگذاریم

.............  ................     ...........

به علماء و عالمان  وارسته و صالح احترام بگذاریم .
حقوق بزرگ تر ها ی سنی و علمی و معنوی را رعایت کنیم.
احترام بزرگان علمی ومعنوی خود را در مقام عمل و رفتار و گفتار مراعات کنیم.
در حدود تخصص خود اظهار نظر کنیم و پا را از گلیم خود فراتر نگذاریم.
عقل و اندیشه درست ، برما حاکم باشد نه تمایلات نفسانی و شیطانی و ... .
دربرابر مطالب حق و سخنان راستین لجاجت نکنیم .
از محضر علمی و معنوی  علماء و روحانیت مُعظّم و بزرگوار بهره مند شویم  و توقعات نامعقول از آن بزرگواران نداشته باشیم و بر آن ها تَحکُّم و بی ادبی نداشته باشیم.

از علماء  و اهل علمِ بزرگوار  فاصله نگیریم.


 روایتی از پیامبر اکرم
(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   در اوایل طلبگی  در یکی از کتاب های شهید محراب حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ظاهرا در کتاب حکومت اسلامی ایشان)دیده بودم که نبی مکرم اسلام   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود: هرگاه ملتی و امتی از علماء خود فاصله بگیرند مبتلا به سه بلا می شوند:


1- یا بی ایمان از دنیا خواهند رفت .
2-یا حاکم جائر و ستمگر  برآنها مسلط می شود .
3-یا برکت از زندگی شان برداشته می گردد.
بدانیم که هَتک حرمت عالمان دینی  و بی احترامی فِعلی وقولی و نوشتاری و... نسبت به آنها اثر وضعی ناگواری دارد و تجربه و تاریخ گواه و شاهد آن است و مجالی نیست که حکایت هایی در این رابطه متذکر شوم.
بدانیم که  همه کسانی که در برابر انبیاء و علماء ربانی بی ادبی کردند و می کنند متاسفانه برای خود دلایل بنی اسراییلی داشتند  .  شاگرد حضرت امام خمینی  (ره ) یعنی مرحوم آیت الله منتظری با دلایل شیطانی در برابر استادش مقاومت نمود  و لجبازی او باعث خسارت جبران ناپذیر شد.

بدانیم که کشمیری ها و بنی صدر ها  و مسعود رجوی ها  و گروهگ های منحرف و بانیان آن ها  مثل منافقین و گروهک فُرقان و... با دلایل و تسویلات شیطانی در برابر شهید بهشتی ها و مطهری ها و باهنر ها و ...  ایستادگی نمودند.  آنها هم می گفتند ما قرآن  و روایات می فهمیم و تفسیر می کنیم .  بنده قبل از اینکه طلبه شوم (اوایل انقلاب)مسؤل کتابخانه محل بودم و عاشق کتاب و کتابخوانی بودم . یادم هست که در آن زمان کتاب هایی از نهادهای آن زمان  به کتابخانه های محلات از جمله محل ما هدیه شد. بخشی از آن کتاب ها نوشته منافقین بود . تفسیر سوره صاد و تفسیر سوره های دیگر از اواخِر قرآن .  همه اش تفسیر انحرافی بود .

بدانیم که اگر حواس ما نباشد از جایی که انتظارش نیست منحرف می شویم .... ؟!!!
عموما کسانی که به علماء و اهل علم دهن کجی و بی ادبی و هتّاکی  کردند دچار شر شدند . امیدوارم که حضرتعالی مشمول چنین بَلیّه ای نشوید. .......
سعی کنیم نصایح و سخنان خیرخواهانه اهل علم و علماء را  با جان و دل گوش کنیم  و ....

هادی عزیزم :  خداوند شما را برای اسلام و قرآن و دین حفظ بفرماید.  خداوند رفتگان شما را غریق رحمت خویش فرماید.
خداوند عزیزانت را در پناه خویش از همه بلایای آسمانی و زمینی محافظت فرماید.


هادی عزیزم :  شما خصلت های زیبا و خوب و شایسته ای دارید :


1- مسلمان هستید
2-شیعه هستید
3-برادر دینی ما هستید
4- اهل مطالعه هستید
5- ........

هادی عزیزم:  امید است که یک ناهار یا شام  یا یک چای خوردن  بیام منزل تون در لاهیجان  و کمی یکدیگر رو از نزدیک دیدار کنیم  و  یک روبوسی و معانقه و مصافحه و گب و گُفتی با هم داشته باشیم .....

هادی عزیزم :   گل بارانت  می کنم :


تصاویر متحرک از گل و دسته گلهای زیبا (2)

تصاویر متحرک از گل و دسته گلهای زیبا (2)




خدا  یار  و یاور تون باشد ....

دوستدارتون :  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

روز چهارشنبه

هفتم مهر 1395 ه.ش

بیست و ششم ذی الحجه 1437 ه.ق

***************************************


نتیجه تصویری برای یخادعون الله والذین آمنوا و ما
hadi *
سلام جناب سعادت عزیز!

الان فرصت شد و به آدرس اینترنتی داده شده از سوی شما،  مراجعه کردم.

hadi *
آقای سعادت!

....................             ......................          ...............

******************************


S.A Saadat

به نام خدا

سلام علیکم

اللهم صل علی محمد وآل محمد


هادی عزیزم : عزاداری هاتون قبول حضرت حق .

هادی عزیزم :  در آغاز پیام   آیه 9 از سوره بقره را ذکر کردید و قصد تعریض نامطلوب به بنده داشتید !!! . هیچ می دانی که این آیه شریفه در باره منافقین است ؟!!  در آیه 9 از سوره بقره چنین آمده است : 
یُخَدِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ مَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ  . (منافقان به پندار خود) با خداوند و مؤمنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند، امّا نمی فهمند!  . شما اراده سوئی از این آیه داشتید ولی توجه داشته باشید که  آنچه  لازم بود (به عنوان  تذکرات و خیرخواهی ها و...  ) خدمت شما عرضه داشتم و  فعلا  هیج نیازی نیست  که وارد مسایل دیگری شوم .....دیگر لزومی ندارد به سخنان شما پاسخ بدهم.
هادی عزیزم : به اطلاع جنابعالی می رسانم که بحمدالله بنده حافظ کل قرآن  همراه با فهم تفسیری هستم  و اگر بخواهم تعریض های   شما را با آیات قرآن پاسخ بدم یک کتاب می شود  ولی از این شیوه نامطلوب پرهیز می کنم .....

هادی عزیزم :   دو سوال از شما نمودم که پاسخ ندادید و بدانید که جز نیت خیر نداشتم



[ناهار یا شام یا چای خوردن بیام منزل تون یا نه ؟
یه عکس از خودتون برای بنده ارسال می کنید یانه ؟
منتظر پاسخ  دوسوال مذکورین به فتح را  هستم
شما هم  هر وقت خواستید تشریف بیارید منزل ما در خدمتیم و هر وقت آدرس بخواهید تقدیم می کنیم]


اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند    .    قومی که گشت‌ فاقد اخلاق‌، مردنی است

این شعر ظاهرا از ملک الشعراء بهار است

 

روز چهارشنبه

 

هفتم مهر 1395 ه.ش

 

بیست و ششم ذی الحجه 1437 ه.ق.

دوستدارتون :  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

 

 

**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 




تاریخ : پنج شنبه 95/7/8 | 12:4 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

نتیجه تصویری برای گل نسیم معرفت

***نسیم معرفت***

hadi *

حالا سلام!

امام صادق فرمودند:

مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ .

آقای سعادت!

فکر می کنم مطالب مفصلی که نوشتید مصداق بارز تَجاهُل العارِف است. شما می دانید که منظور "هادی"  چیست اما به حاشیه می روید.

.....................      ......................     ..........................

والسلام

*******************************

S.A Saadat

به نام خدا

سلام علیکم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ

هادی عزیزم :   بحمدالله با توضیحاتی که دادم کمی متقاعد شدید و جواب سلامی دادید . باز حدیثی که قبلا داده بودید تکرار فرمودید در حالی که تا حدی در باره آن توضیح داده بودم و  متن ارسالی پیشین بنده در پاسخ به آن حدیث شریف چنین بود  :

[  به نام خدا

سلام علیکم

هادی عزیزم -از حدیثی که ذکر کردید ممنونم-  در آغازین  پیامتون  سخنی از امام صادق
(عَلَیهِ السَّلامُ ) نقل فرمودید که آن حضرت فرمود :  (مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ.)  ولی بنده بخشی  دیگر از این حدیث شریف را که شما ذکر نفرمودید در اینجا می آورم که همه بهره مند شویم :  امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ ) فرمود :

مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ، (قالَ حَفصُ بنُ غیاثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما یَرى أَنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافیَةِ إذا رَآهُ مُرتَکِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتَى وَ أَنتَ مَوقُوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى (عَلَیهِ السَّلامُ )  ؟
هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى
(عَلَیهِ السَّلامُ ) را نخوانده اى؟  (الکافى  ج8،ص128. )

همه باید از کبر اجتناب بورزیم و بنده هیچگاه   چنین تصوّری ندارم و نخواهم داشت که از دیگران بهتر و برترم ولی توجه داشته باشید که اگر کسی  نسبت به دیگران  خیرخواهی و راهنمایی و ... داشته باشد معنایش آن نیست که از دیگران برتر و بهتر است . چه بسا ممکن است نزد خدا بهتر  از دیگری  باشد وچه بسا ممکن است آن دیگری  پیش خدا محبوب تر باشد .
................   ......................  .......................

در اینجا مناسب است که متنی را که در باره تکبر و کبر و غرور نوشته ام و در اینترنت هم قابل دسترسی است ذکر نمایم که امید است  برای همه ما مفید و نافع باشد :

 

@     هرکه کبر خواهد سروری نیابد

روزی در مکانی نشسته بودم و هر ازگاهی نگاهی به اطراف می دوختم . به ناگاه مردی دیدم که سوار برمرکب غرور بود واز تواضع وفهم به دور. رفیقی که در جنب من بود صدایش به اعتراض بلند شد که آقای سعادت این چه رفتاری است که او پیشه خویش ساخته ودیگران را حقیر پنداشته؟!!!
گفتم شخصیت آدمی وقتی به فراز آید وجان به تعالی واهتزاز آید که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپیش گیرد وجامه مذموم کبر برخود نگیرد وباد نخوت وغرور به غبغب نیندازد. آنکه جامه ننگین تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخیال ، خویش را خوشبخت پندارد در حالی که جامه کبریایی فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس این جامه بپوشد رسوا شود وخدای از او بیزار است.  هرکه کبر خواهد سروری نیابد. درخلال گفتارهای  نیک خود به یاد سخن نغز و پُرمغز سعدی علیه الرحمه افتادم که در کتاب بوستان سراسر سرور وپندش چنین فرمود:

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بینی از خویشتن بین مخواه

بزرگی به ناموس و گفتار نیست

بلندی به دعوی و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

هادی عزیزم :  مقصود و برداشت ناصواب شما را از برخی احادیث شریفی که ارسال نمودید کاملا آگاه هستم و اصطلاح تَجاهُل العارِف در این باره  مصداق ندارد . ضمنا ما دو اصطلاح داریم که یکی 
تَجاهُل العارِف است که در علم بدیع به آن پرداخته می شود و دیگری (تَجاهُل و تَغافُل از معایب دیگران است)  که علماء اخلاق در علم اخلاق ذکر فرمودند. اولا توضیحات بنده در رابطه با برخی از احادیث ارسالی شما که برداشت ناصحیحی از آن ها شده مصداق تَجاهُل العارِف نیست  و بر فرض که  تَجاهُل العارِف  هم باشد  باز آن توضیحات راهگشا و سودمند است انشاء الله   و  واضح می سازد که چنین برداشت هایی از احادیث درست نیست و استدعا دارم که به توضیحات داده شده عنایت و توجه بیشتری بفرمایید  .
یکی از آیاتی که ادعا شده که در ردیف
  تَجاهُل العارِف قرار دارد  آیه 17 از سوره طه می باشد که خداوند متعال در خطاب به حضرت موسی ع چنین فرمود :    وَما تِلْکَ بِیَمیِنکَ یا موسی .

هادی عزیزم : فرمودید که  مطالب ارایه شده شما  بر اساس استنباط و درکی که از حدیث ارسالی داشتید واضح بوده و نیازی به توضیح نداشته  است !!!  به محضر شریفتان عرض می شود که بسیاری اوقات چیزی را که واضح تَلقّی می کنیم در واقع خیلی هم روشن و آشکار نیست مخصوصا در رابطه با برخی آیات و روایات و مباحث مربوط به مسایل معرفتی و مانند آن . مثلا همین کلمه  وجود  که به حسب ظاهر روشن است و موضوع علم فلسفه می باشد و از امور عامه فلسفی است محل تاخت و تاز فلاسفه و متکلمین و عرفاء است و واقعا موجب حیرت و شگفتی انسان می شود و گاهی هم حیرت آور است . ابتدایی ترین بحث در فلسفه (و نیز در کلام و عرفان نظری) در باره  وجود  ، بحث از این است که آیا وجود مشترک لفظی است یا معنوی که قبول هر یک از این دونظر (اشتراک لفظی و اشتراک معنوی) نتایج فکری خاص خود را دارد . البته در مباحث فلسفی ثابت شده که مفهوم وجود  مشترک معنوی است .
بنده در رابطه با حدیث تواضع در برابر متواضعین صدقه است و تکبر در برابر متکبرین عبادت است توضیح مستدل عرضه داشتم  و شما آن را 
تَجاهُل العارِف  قلمداد کرده ولی حقیقت مطلب این است که با توضیحاتی که داده شده  اگر کمی توجه و دقت  مبذول داشته شود می توان به حاق متن حدیث پی ببریم  و اما آن توضیحی که قبلا در باره حدیث یاد شده  داده بودم از باب یادآوری و توجه به آن ، ناچارم  دوباره  در اینجا ذکر می کنم  در پیام قبلی بنده بنده چنین نوشته بودم :
[ به نام خدا

سلام علیکم

هادی عزیزم :باز پیام دادید و  جواب سلام ندادید و به حدیث شریفی از پیامبر اکرم
(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) تمسک نمودید که پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :
تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعینَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعینَ صَدَقَةٌ وَتَکَبَّرُوا مَعَ المُتَکَبِّرینَ فَإنَّ التَّکَبُّرَ مع المُتَکَبِّرینَ عِبادَةٌ . با کسانی که متواضع هستند ، فروتنی کنید که تواضع در مقابل متواضعین صدقه است است و تکبر کنید با متکبرین که تکبر کردن با متکبرین عبادت است. (بحار الانوار، ج75، ص94.)

همانطور که در پیام های قبلی به عرض رساندم  کلمات و سخنان معصومین
(عَلَیهِِمُ السَّلامُ ) نور است و این سخن نبی مکرم اسلام  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) هم نورانی و درس آموز است  ولی قبلا هم متذکر شدم که متاسفانه برخی از  افراد  تفسیر و معنای نادرستی از روایات وآیات  می کنند و عرض شد که علامه شهید مطهری در برخی آثارش از این نوع کج فهمی ها نسبت به معارف دینی و اخلاقی و .... می نالد و متاسفانه جنابعالی باز به نکات ارایه شده توجه نفرمودید . دراین حدیث شریف پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) می فرماید : کسانی که تسلیم حق و حقایق هستند و تواضع در برابر حق دارند شما نسبت به آنها تواضع کنید تا حق  در جامعه جلوه گر شود  و این تواضع هم نوعی صدقه است و کسانی که در برابر حق تکبر می ورزند شما مسلمین در برابرشان  مقاومت کنید و متکبرانه با آنها برخورد نمایید که این تکبر یک عمل عبادی محسوب می شود. حالا ممکن است سؤال کنید که حق چیست ؟  در پاسخ عرض می کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهی و حقوقی و کلامی و فلسفی و عرفانی و منطقی و لغوی و...)  بکار گرفته می شود و معناهای مختلفی دارند ولی نقطه مشترک همه آن ها همان معنای ثُبوت است لکن این ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پیدا می کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معنای ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به یک چیزی است. مثلا آقای زید نسبت به فلان شئ حق دارد یعنی این شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و......... ................              .......................
با توجه به توضیحی که درباره حق داده شد  آنگاه وقتی که ما می گوییم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قیامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکیر و مُنکر حق است ، قبر و قیامت حق است ....  تا حدی معنی و مفهوم حق برای ما روشن می گردد .  برخی مفاهیم را ما می توانیم از راه تقابُل درک کنیم که می گویند : تُعرَفُ الأَشیاءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشنی در برابر تاریکی  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و می توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر یک رسید .   در امور دینی و قرآنی  با مسأله حق و باطل بسیار برخورد می کنیم .  فلان عقیده باطل است. فلان عقیده حق است . با توجه به توضیحات داده شده درباره مفهوم و معنای حق این مسأله نیز تاحدی برای ما روشن می گردد . البته در رابطه با تعریف حق و اقسام حق و ماهیت و حقیقت حق بحث ها و مطالب گسترده ای می باشد که در این مجال نمی گنجد .
حال راجع به آن حدیث شریفِ نَبَوی 
(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  عرض می کنم که پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :  کسی که زیر بار حق نمی رود (  کسی که متکبرانه  و مستکبرانه حقِ مظلوم را پایمال می کند و ظلم می کند و حیثیت مردم را برباد می دهد و  در برابر فرامین الهی و شعایر دینی خاضع نیست و  فساد و تباهی را ترویج می دهد و....)  در برابر این دسته از افراد  متکبرانه برخورد کنید تا بینی متکبران به خاک ذلت کشانده شود و تکبر در برابر چنین متکبِّری به فرمایش پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) عبادت است .

هادی عزیزم : جنابعالی برداشت درستی از این حدیث شریف نَبَوی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نفرمودید . اگر خدای ناکرده  این نوع از برداشت های ناصواب و مضر از احادیث شریف و آیات در جامعه  افزایش یابد یک فاجعه و مصیبت بزرگ  است و آنگاه  هرکسی می تواند با استناد به یک حدیث و آیه ای به دیگران انگ ها  و برچسب های نادرست بزند . قبلا هم عرض کردم و باز عرض می کنم که مسایل دینی و معرفتی و... نیاز به کارشناس حاذق دارد .... 

هادی عزیزم : شما در پیامتون گفتید که بنده به شما ( اسبِ چموش) خطاب کرده ام ؟! اصل متنی که قبلا براتون دادم و موجب سوء برداشت جنابعالی  شد  چنین است :


[     سلام علیکم

آقای هادی عزیز : امیدوار بودم که با مطالبی که عرضه داشتم  کمی متوجه شوید  ولی باز متاسفانه ادراک نفرمودید  و  باید بدانیم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمی شود  . حضرت امیرالمومنین علیه السلام در نامه سی ویکم از نهج البلاغه فیض الاسلام  چنین می فرماید :ُ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ  یعنی بپرهیز از اینکه مرکب لجاجت ترا به سرکشی و چموشی وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشی نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جیم یعنی اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جیم در جَموح یعنی مرد سرکش و چموش)  این سخن گهربار مولا علی (عَلَیهِ السَّلامُ ) برای همه ما درس است . لجاجت موجب محرومیت از حقایق و برکات است . بنده با مطالبی که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابی برای شما شود ولی به حسب آنچه که از متن جوابیه تون پیداست خوی لجاجت  مانع پذیرش نصایح خیرخواهانه و مطالب حقه ای است  که عرض کرده بودم .
تسلیم در برابر نصایح خیرخواهانه یک عالِم برای شما سبب رشد وکمال است ...... پیشنهاد می کنم که در باره نکاتی که در طی چند پیام در صفحه خصوصی براتون دادم ( که البته این شما بودید که ابتدا پیام به صفحه خصوصی بنده ارسال نمودید و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بیشتر تامل نمایی تا شاید متوجه شوی که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم این شعر ابونُواس (شاعر عرب) برای جنابعالی صادق است :

حَفِظتَ شَیئاً وَ غابَت عَنکَ اَشیاء  .]


در این متن ارسالیِ بنده که قبلا براتون داده بودم   حدیثی را از نهج البلاغه فیض الاسلام آوردم که حضرت  امیرالمؤمنین
(عَلَیهِ السَّلامُ )   در نامه سی ویکم از نهج البلاغه فیض الاسلام  فرمود : وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ  یعنی بپرهیز از اینکه مَرکَب لجاجت ترا به سرکشی و چموشی وادارد.  و بعد کلمه  جَمَحَ در حدیثِ فوق  را معنی کردم و منظور این نبود که خدای ناکرده شما مَعاذالله اسب هستید . البته عرض کرده بودم که خویِ لجاجت شما مانع پذیرش نصایح و مطالب خیرخواهانه است . ..........]
 

به عبارت دیگر این حدیث شریف می خواهد بگوید که در برابر کسی که در جامعه تجاهر و تظاهر به کبر و تکبر می کند و با تکبرش تحقیر مردم می کند و حقوق مردم و حقوق الهی را  رعایت نمی کند و....  شما مسلمین باید مقاومت کنید و در برابر کبر و تکبر و خوی  استکبارگری او ، تکبر نمایید تا تنبیه شود  واین تکبر در برابر چنین متکبرینی عبادت است و به نظرم این حدیث علاوه بر بعد اخلاقی  ، ابعاد سیاسی دارد که به آن توجه نفرمودید . شبیه این مطلب در باره قاعده لاضرر ولاضرار فی الاسلام است که علاوه بر برداشت های حقوقی و فقهی ، تفسیر حکومتی وسیاسی نیز از آن می شود که حضرت امام خمینی ره  نظرش این است که حدیث (لاضرر ولاضرار) حکم حکومتی وسیاسی پیامبر ص بوده است .(فتامل جیدا )
این حدیث شریف( که شما آنطور برداشت فرمودید و مقصودتون بود  )  نمی گوید که اگر دو تا برادر دینی باهم سوء تفاهم کردند و  یکی تلقی کرد که دیگری متکبر است پس با او متکبرانه برخودد کنید که این کار عبادت است ؟!!!!
اگر چنین برداشت های کنیم  وحدت و همدلی بین برادران دینی پاشیده می شود  و هر کسی به توهم اینکه فلانی متکبر است  سلام او را جواب نمی دهد؟!!  و در برابرش تکبر می ورزد و در نتیجه شقاق و اختلاف در جامعه گسترده می شود و خلاف مقصود پیامبر ص و اهل بیت علیهم السلام و قرآن حاصل می شود که دعوت به وحدت و همدلی و اخوت و... بود .

هادی عزیزم :  حدیث شناسی و درک معارف حقه و مانند آن ها  واقعا نیازمند کارشناسان حاذق می باشد همچنانکه رشته های تخصصی دیگر نیز چنین است . با دیدن یک آیه و یک حدیث نمی توان حکم صادر کرد . برخی احادیث و آیات دلالتشان واضح و روشن است ولی آیات و روایات قابل توجهی هست که  در فهمیدن و درک و استنباط آن ها حتما باید از اهلش که دارای تخصص است  استفاده نمود  و به اصطلاح هر کسی را بهر کاری ساختند . 
ضمنا یک نکته دیگر عرض کنم که در اوایل انقلاب یادم هست که معروف بود و می گفتند که در روایت است که هرکس سه بار نماز جمعه را ترک کند منافق است و بعد بعضی ها می گفتند مثلا مراجع و برخی بزرگان که در نمازجمعه شرکت نمی کنند اَلعَیاذ بِالله ......

واما در باره بخشی از متن زیر که قبلا داده بودم  و شما در این پیامتون از آن اظهار نگرانی فرمودید توضیح کوتاهی عرض می کنم  و اما متن ارسالی پیشین چنین بود :
..................................... ...........

آقای هادی عزیز:  تا مادامی که در پیله تفکرات خاص خودت باشی مطلب همان است که می گویید : (...تسلیم نخواهید شد.)    شاعر دراین باره می گوید:
چو کرمی کو میان به نهان است
زمین وآسمان او همان است

کرم ابریشم و برخی کرم های دیگر آنقدر در خود می تنند که گاهی  می میرند و هلاک می شوند.  البته باز صد رحمت به آن کرم که بر دور خود می تند و خیلی اوقات  حصار تنگ پیله اش را می درد و  سوراخ می کند و به صورت پروانه زیبا در می آید و پرواز می کند و  اینگونه کرم ها و مانند آن ها  دنیایی عجیبی دارند و چرخه زندگی شان اعجاب آور و عبرت آموز برای همه ما می باشد ولی  گاهی برخی انسان ها چنان در پیله تفکرات خاص و نامعقول خود قرار می گیرند که ممکن است  درآن محدوده پیله  خود  منحرف وهلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بیفتند و راه نجاتی نداشته باشند ، اینها کسانی هستند که بادست خود  خانه های سعادت و خوشبتخی خود را ویران و خراب می کنند ودر شأن آنها آیه شریفه 2 از سوره حشر صادق است که  فرمود :

 یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار
......... ...             ... .......
این متن در ظاهر کمی تلخ است ولی گویای یک واقعیت بود که نمی خواهم دوباره بازگو کنم .
نه من و نه شما و نه هیچکس دیگر نباید برای خود حصارهایی که مانع رشد فکری و معنوی و... می باشد  درست کنیم .

سیداصغرسعادت میرقدیم  -هفتم تیر 1395 ه.ش- روز چهارشنبه -ساعت 3 وربع عصر


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی




تاریخ : چهارشنبه 95/7/7 | 5:55 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

نتیجه تصویری برای لجاجت

***نسیم معرفت***

** لجاجت سبب انحراف و سلب برکات

 

** لجاجت سبب انحراف و سلب برکات+پاسخ به آقای هادی+گیلان نشاط

**پرهیز از لجاجت + پاسخ به آقای هادی ...+ نسیم معرفت

علیکم السلام


آقای هادی عزیز  توجه بفرمایید که توضیح واضحات راجع به مساله ای برای عالم به آن  ، لغو و به نوعی تحصیل حاصل و یا تحمیل حاصل است. نوشتار بنده در سایت ها و فضای مجازی آشکارا و به وضوح گواهی می دهد که مواضع سیاسی و نگرش بنده چگونه است و کسی که کمترین توجهی بنماید به خوبی آن را ادراک خواهد نمود. سیاست ابعاد مختلف دارد که بحث های سیاسی رشحه ای و نمودی از آن است. قیام ائمه
(عَلَیهِِمُ السَّلامُ ) و قعود آنها  و  سخن  گفتن آنها و سکوتشان و... همه  سیاست است . ........  
متاسفانه برخی سیاست رو فقط در بحث های سیاسی خلاصه می کنند  و به گمان خود چنین می پندارند که اگر کسی بحث سیاسی نکند حتما  یه مشکلی دارد .  شاید ضد ولایت فقیه باشد و شاید ..... .    ما علماء و بزرگانی داشتیم که از اینگونه بحث های متداول بین ماها پرهیز می کردند در حالی که مغز سیاست بودند و سیاسیون و انقلابیون را در بزنگاه ها و خطرات و... نجات دادند. متاسفانه یکی از آفات کنونی جامعه ما  آن است که عده ای که خود را انقلابی واهل سیاست تلقی می کنند  پا از گلیم خود فراتر می گذارند و  برای کسانی خط و خطوط می دهند که دریایی از معرفت و سیاست هستند  و تاسف بارتر اینکه  با تخیلات ناصوابی که دارند گاهی برچسب های ناچسب و ناروا  روا می دارند . به نظر می رسد که فهم سیاسی اقتضاء دارد که جنابعالی  نسبت به دیگرانه با نوشتار و غیره طوری القاء نکنید که خود علامه در سیاستید و  دیگران چنین و چنان .
اگر واقف به مطالب مذکوره بودید و کمتر دقتی در مواضع سیاسی بنده می کردید هیچگاه نیازی نبود که آن  چنان مرقومه ای بنویسید و بنده هم در یک سطر جواب شما رو بدهم و بعد شما دوباره مطلب نامطلوب بنویسید و بنده ناچار شدم که کمی مفصل تر جواب بدهم .  خوشبختانه  از اول انقلاب تاکنون در خط استوار ولایت مطلقه فقیه بودم و هستم وخواهم بود و با تیغ کلام و بیان  و نیز با فعل و رفتار همیشه از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و  ولایت فقیه دفاع خواهم نمود .  بحمدالله سیاست در خون و رگ و پوست و زندگی بنده عجین شده است و انشاء الله همیشه چنین خواهد بود.  عدم شناخت  درست از شخصیت ها یکی دیگر آفاتی است که برخی ها دچار آن هستند . یادم هست که برخی ها به جهت( عدم توجه به همین مسایلی که عرض کردم ) به بزرگان ما توهین می کردند که البته توهین کنندگانِ گفتاری و رفتاری و ...  خوش عاقبت هم نشدند . به آیت الله بهجت (ره) توهین می کردند .  به آیت الله سیستانی توهین می کردند . به آیت الله بروجردی (ره) توهین می کردند و ..... حتی عده ای چند سال پیش به علامه مصباح یزدی توهین می کردند که ایشان در مبارزات سیاسی قبل از انقلاب حضور نداشتند و شکنجه نشدند و... . ....   
آقای هادی عزیز به حسب اطلاع مطلع شدم که جنابعالی طلبه نیستید  و  لازم است که نصیحت های خیرخواهانه بنده توجه بفرمایید.  سعی کنید در مقام عمل و رفتار احترام یک عالم را حفظ کنید و تذکرات دلسوزانه  و درستش را بپذیرد و همراهِ عالم صالح حرکت کنید  .
ما طلبه ها در زمان های قدیم کتاب آداب المتعلمین (
مُنیَةُ المُرید از شهید ثانی) می خواندیم و در بابِ آداب بین  شاگرد و استاد (آدابُ المُتعَلِّم و المُعَلِّم)  کتاب های مختلفی از زمان های بسیار دور تا حال  نوشته شده که کتاب (مُنیَةُ المُرید ) از شهید ثانی در باب آداب مُتَعَلِّم(شاگرد) و مُعَلِّم (استاد) ، خیلی جالب است و بحمدالله در اوایل طلبگی آن را خواندم و   در مقدمه کتاب مَعالِمُ الأُصول ( تألیف شیخ جَمالُ الدّین حسن بن شیخ زین الدین شهید ثانی ) هم که از کُتُب اصولی قدیمی است  احادیث زیادی در چند فصل در باره ارزش علم و تحصیل علم و جایگاه عالم و .....  بیان شده است  و زمانی که ما کتاب معالم الأصول می خواندیم از مقدمه آن که خیلی عالی است بهرمند شدیم .  متاسفانه امروزه خیلی به کتاب  آداب المتعلّمین توجه نمی شود . جالب است بدانید که کتاب مَعالم یکی از کتاب های اصولی مختصر و متقن است و بنده بحمدالله کتاب های اصولی و فقهی قدیم و جدید را خوانده ام و تدریس هم نمودم. با اینکه این کتاب  یک کتاب اصولی است ولی در مقدمه اش   مطالب بسیار ارزشمندی در باره علم و عالم و نیز متعلّم  بیان شده است و شایسته می باشد که طلاب و دانشجویان از آن  و مانند آن بهره مند گردند .
جناب آقای هادی عزیز  : شما و عزیزان انقلابی اگر بخواهید موفق شوید حتما باید عملا و در رفتار و نیز در گفتار حرمت علماء و عالمان منطقه خود و... را حفظ کنید و اگر اشکال واعتراضی هم دربرخی مسایل است محترمانه  و همراه با ادب اِلقاء  کنید و بدانید که در هر شهر و دیاری که مردم شان با بزرگان علمی و روحانیت مُعظَّم شان ارتباط صمیمانه داشتند بیشتر خیر وبرکت دیدند ( که وحدت قلوب و الفت دل ها  یکی از آن برکات است) و برعکس  هر شهر و دیاری که مردمشان با علماء و روحانیت شان  رفتار درستی نداشتند به عواقب شوم و نامیمونی دچار شدند . گیلان ما از قدیم الأیام تاکنون علماء و طلاب و فضلاء خوب و شایسته ای داشته و دارد ولی به نظر می رسد که قدرشان دانسته نشد . ما غِبطه برخی  ازشهرها را می خوریم  که ارتباط بین مردم و روحانیت شان عالی است. کاشان یکی از شهرهای کوچکی است که به گواهی برخی دوستان موثق  صمیمت بین روحانیت و مردم در سطح خوب ویا عالی است. کاشان  از ایام قدیم  تاکنون علماء و شخصیت های بزرگی تحویل جامعه داده که با آثار و بیانشان و .... نور افشانی می کنند.  البته باز متذکر می شوم که مراد بنده از احترام به عالم به این معنی نیست که هرچه او بگوید صحیح است . هرگز .  منظورم آن است که با ادبیات درست و مودبانه با آنها مواجه شویم و گرنه  همه ضرر خواهیم کرد.  در گیلان ما یکی از بحث های چالشی  مواضع حضرت آیت الله قربانی در برخی امور است که در نوع تعامل با این بزرگوار دیدگاه ها مختلف است . برخی از طلاب و انقلابیون به شدت بر او می تازند و برخی غلام حلقه به گوش او هستند و برخی نیز عاقل و باهوشند و هوشمندانه  (نه ریاکارانه و منافقانه ) با ایشان تعامل دارند و واقعا این یک عویصه و مشکله ای شده برای گیلان ما. بنده حتی در 
( گروه گیلان نشاط)  دیدم که یک آقایی  مطلبی تحقیر آمیز نسبت به ایشان ارسال کرده بود ولی اون برادر عزیز توجه ندارد که این کار -کار فرهنگی و انقلابی نیست بلکه کار ضد ارزشی است و دودش به چشم همه خواهد رفت . بنده معتقدم حتی نسبت به اینگونه از علماء ما می توانیم با حفظ حرمت و جایگاه آن عالم ، مودبانه اعتراض و اشکال و...  خود را مطرح کنیم.  امیدوارم که شهر و دیار ما  نیز پیوند بین علماء و روحانیت و مردم و انقلابیون روز به روز بیشتر باشد. ......  حرف های گفتی زیاد است  ... 

ضمنا  در پایان یک نکته دیگر عرض کنم که شواهد و قراین کاملا نشان می دهد که جنابعالی بنده رو با اخوی ام( که در کِسوَت مقدس روحانیت هستند و بنده هم افتخار دارم که در این سِلک هستم )  اشتباه گرفتید . بنده در حدود هفت  هشت سال است که کمتر لاهیجان میام و فقط برای صِله ارحام و برخی کارهای جزیی آنهم برای دو سه روز  به گیلان و لاهیجان تردد دارم . در جایی ظاهرا شما رو ندیدم و هم صحبت و هم سخن نشدیم الا درفضای مجازی.

ضمنا  بنده در فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و...  کار کرده ام و بیش از 26 سال تدریس داشته ام که در حدود بیست سال آن مربوط به سطح عالی است. یک سال هم  کلاس درس خارج فقه (مبحث خمس) انجام دادم و  سطح چهار حوزی تحقیق انجام دادم (اگر چه  به سطح چهار و امثال آن دلبستگی ندارم) بیش از 25 سال در استان های مختلف تجربه تبلیغی دارم . و صدها محصل حوزی  بحمدالله پرورش دادم که اسامی شاگردان در سایت حکیم زین العابدین گیلانی لشت نشایی منعکس است و و زندگینامه بنده بطور مفصل در سایت اندیشوران وجود دارد .  ......

التماس دعا

سیداصغرسعادت میرقدیم

31 شهریور 1395
18 ذی الحجه 1437 هق

********************************************
سلام علیکم


آقای هادی عزیز : امیدوار بودم که با مطالبی که عرضه داشتم  کمی متوجه شوید  ولی باز متاسفانه ادراک نفرمودید  و  باید بدانیم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمی شود  . حضرت امیرالمومنین علیه السلام در نامه سی ویکم از نهج البلاغه فیض الاسلام  چنین می فرماید :ُ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ  یعنی بپرهیز از اینکه مرکب لجاجت ترا به سرکشی و چموشی وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشی نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جیم یعنی اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جیم در جَموح یعنی مرد سرکش و چموش)  این سخن گهربار مولا علی
(عَلَیهِ السَّلامُ ) برای همه ما درس است . لجاجت موجب محرومیت از حقایق و برکات است . بنده با مطالبی که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابی برای شما شود ولی به حسب آنچه که از متن جوابیه تون پیداست خوی لجاجت  مانع پذیرش نصایح خیرخواهانه و مطالب حقه ای است  که عرض کرده بودم .
تسلیم در برابر نصایح خیرخواهانه یک عالِم برای شما سبب رشد وکمال است ...... پیشنهاد می کنم که در باره نکاتی که در طی چند پیام در صفحه خصوصی براتون دادم ( که البته این شما بودید که ابتدا پیام به صفحه خصوصی بنده ارسال نمودید و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بیشتر تامل نمایی تا شاید متوجه شوی که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم این شعر ابونُواس (شاعر عرب) برای جنابعالی صادق است :

حَفِظتَ شَیئاً وَ غابَت عَنکَ اَشیاءُ

موفق باشید

سیداصغرسعادت میرقدیم

پنج شنبه

اول مهر 1395 ه.ش

بیستم ذی الحجه 1437ه.ق

***********************************************

به نام خدا

سلام علیکم

هادی عزیزم -از حدیثی که ذکر کردید ممنونم-  در آغازین  پیامتون  سخنی از امام صادق
(عَلَیهِ السَّلامُ ) نقل فرمودید که آن حضرت فرمود :  (مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ.)  ولی بنده بخشی  دیگر از این حدیث شریف را که شما ذکر نفرمودید در اینجا می آورم که همه بهره مند شویم :  امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ ) فرمود :

مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ، (قالَ حَفصُ بنُ غیاثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما یَرى أَنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافیَةِ إذا رَآهُ مُرتَکِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتَى وَ أَنتَ مَوقُوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى (عَلَیهِ السَّلامُ )  ؟
هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى
(عَلَیهِ السَّلامُ ) را نخوانده اى؟  (الکافى  ج8،ص128. )

همه باید از کبر اجتناب بورزیم و بنده هیچگاه   چنین تصوّری ندارم و نخواهم داشت که از دیگران بهتر و برترم ولی توجه داشته باشید که اگر کسی  نسبت به دیگران  خیرخواهی و راهنمایی و ... داشته باشد معنایش آن نیست که از دیگران برتر و بهتر است . چه بسا ممکن است نزد خدا بهتر  از دیگری  باشد وچه بسا ممکن است آن دیگری  پیش خدا محبوب تر باشد .

آنچه که طی چند پیام براتون  ذکر کردم  همانند دارویی نافع و سودمند بود  ولی متاسفم که اِلتفات و توجه نمی کنید و به خاطر برخی خصوصیات اخلاقی ناپسند تون  از  مطالبِ حقه مطرح شده  برداشت و تفسیر و تاویل نادرست می نمایید....
بنده قصد تسلیم کردن شما رو نداشتم و ندارم ولی قصد داشتم که  از برخی خصلت های مذموم  به لطف الهی خارج شوید :
 خوی لجاج
خوی غرور
خوی تکبر
خوی برتری طلبی
خوی بی ادبی
خوی اعجاب به نفس
خوی بدبینی و سوءظن
و... .  
کسی که بیمار است گاهی خودش را بیمار نمی بیند و مریض نمی داند. بیماران اخلاقی و روحی- اَیضاََ کَذلِک- که معمولا خود را بیمار نمی دانند . چه بسا افرادی ده ها سال بیماری روحی و اخلاقی داشته باشند ولی متوجه نباشند . کاش می شد که از نزدیک کنار هم می نشستیم تا ریزکاری های مسایل روحی و تربیتی را براتون تشریح می کردم تا متوجه شوی که 
شعرِ اَبونُواس (شاعر عرب) را بنده حساب شده  براتون نوشتم . اینکه چند بار در طی چند پیام براتون  نوشتم  که  ادراک نمی فرمایید  خدایی در باره شما صادق است  و به ظرایف مطالب بنده  عنایت نمی فرمایید.
بنده هیچ خصومتی و کینه ای با شما ندارم  ولی نقایص اخلاقی تون رو به عنوان یک کارشناس تشخیص دادم. خوب است که بدانید که داروها  برای بیمار  همیشه بطور شیرین  تجویز نمی شود و برخی داروها خیلی تلخ است ولی شفا و نجات در آن است. تذکرات و مطالب بنده اگرچه کمی ممکن است تلخ تلقی شود ولی در واقع موجب رشد و سلامتی روحی و... برای جنابعالی می باشد. البته امیدوارم که مصداق این شعر سعدی قرار نگیرید که :
...........      نرود میخ آهنین در سنگ

جالب است بدانید که گرچه سعدی (عَلیهِ الرَّحمَه) چنین گفته :
.............نرود میخ آهنین در سنگ
 ولی در آیه شریفه 74 از سوره بقره آمده است که گاهی سنگ ها هم  خاشع می شوند و خضوع دارند و شکاف بر می دارند و آب از درون شان جاری می گردد  ولی خدا نکند که دل سیاه شود که گاهی سختی دل از سختی سنگ هم شدیدتر و بدتر است . در سوره بقره آیه 74 چنین آمده است:
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون

آقای هادی عزیز:  تا مادامی که در پیله تفکرات خاص خودت باشی مطلب همان است که می گویید : (...تسلیم نخواهید شد.)    شاعر دراین باره می گوید:
چو کرمی کو میان به نهان است
زمین وآسمان او همان است

کرم ابریشم و برخی کرم های دیگر آنقدر در خود می تنند که گاهی  می میرند و هلاک می شوند.  البته باز صد رحمت به آن کرم که بر دور خود می تند و خیلی اوقات  حصار تنگ پیله اش را می درد و  سوراخ می کند و به صورت پروانه زیبا در می آید و پرواز می کند و  اینگونه کرم ها و مانند آن ها  دنیایی عجیبی دارند و چرخه زندگی شان اعجاب آور و عبرت آموز برای همه ما می باشد ولی  گاهی برخی انسان ها چنان در پیله تفکرات خاص و نامعقول خود قرار می گیرند که ممکن است  درآن محدوده پیله  خود  منحرف وهلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بیفتند و راه نجاتی نداشته باشند ، اینها کسانی هستند که بادست خود  خانه های سعادت و خوشبتخی خود را ویران و خراب می کنند ودر شأن آنها آیه شریفه 2 از سوره حشر صادق است که  فرمود :

 یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ

هادی عزیزم :  توقع نداشته باش که  طبیب همیشه برای بیماران شربت و دوا و داروی شیرین تجویز نمایند. داروی شما  کمی تلخ است. داد وفریاد نکن  . تسلیم مطالب حقه باش.  ریشه بدبینی و سوء ظن رو در خود کنترل و مهار کن و یا اگر می توانی بخشکان . کمی فکر کن. کمی اندیشه کن که شاید بنده خیرخواه شما باشم. کمی اصالت حسن ظن جاری کن و در خلوت خود تفکر کن که این چه سرّی است که  بعد از سال ها یکی  پیدا شد و  چنین مطالبی به من می گوید و شاید راست بگوید .  نگو سخنان آقای فلانی همه باطل ونادرست است.  نفس و نفسانیات امور بسیار پیچیده ای است که بسیاری را دچار زحمت کرده است.  این آیه  کریمه از سوره یوسف را تکرار کن  :

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی  إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ  .


و  نیز این شعر جلال الدین رومی را تکرار کن :

نفس اژدرها او کی مرده است
از غم بی آلتی افسرده است

امیدوارم مطالب و نصایح خیرخواهانه ام را  ادراک بفرمایید .


آری دنیای نفس ونفسانیات عجیب است.


 بزرگی  فرمود : اَلرُّشدُ عَلی خَلافِها ( فِی 
خَلافِها ) .  رشد و کمال در مخالفت با هوای نفس و نفسانیات است. 

روز شنبه 3 مهر 1395 .
22ذی الحجه 1437 ه.ق


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

 

  




تاریخ : شنبه 95/7/3 | 4:16 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر




  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی