امام حسن مجتبی(ع) که بود؟ و چه فضائل و مناقبی داشت؟
پرسش
امام حسن(ع) در چه سالی متولد شد؟ و در چه سالی صلح نامه بین آن‌حضرت و معاویه امضا شد؟ کدام‌یک از همسرانش با نیرنگ معاویه، آن‌حضرت را مسموم کرد؟ مدت زمان خلافت آن‌حضرت چند سال بود؟ و مشهورترین صفات آن‌حضرت چیست؟
پاسخ اجمالی
امام حسن فرزند علی بن ابی‌طالب(ع) در شب نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. در سن 37 سالگی با وی برای خلافت و جانشینی امام علی(ع) بیعت شد. مدت امامت حضرتش شش ماه و سه روز به طول انجامید. پس از آن تحت شرایط و عوامل خاص در سال 41 هـ.ق با معاویه صلح کرد و به مدینه مراجعت نمود و مدت ده سال در مدینه زندگی کرد، سرانجام با دسیسه و نیزنگ معاویه به دست همسرش (جعده دختر اشعث کندی) به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار قبر مادربزرگش فاطمه بنت اسد به خاک سپرده شد.
به اعتراف دوست و دشمن، در فضایل و کمالات اخلاقی انسانی کامل بود: قرابت و نزدیکی آن‌حضرت به رسول الله(ص)، علاقه و محبت پیامبر نسبت به وی، دارا بودن بیشترین شباهت به رسول الله، یکی از مصادیق آیه تطهیر، حضور با پیامبر در جریان مباهله، تواضع و سخاوت فراوان، عبادت زیاد، به اتفاق برادرش (امام حسین) سرور جوانان بهشت بودن، برخی از بارزترین خصائص و ویژگی‌های اخلاقی و کمالات آن‌حضرت است.
پاسخ تفصیلی
امام حسن، فرزند علی بن ابی‌طالب(ع)، سرور جوانان بهشت است.[1]
بنا به روایت مشهور بین شیعه[2] و اهل سنت،[3] امام حسن(ع) در شب نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. البته نقل‌های ضعیفی هم وجود دارد که یکی از آنها زمان ولادت آن‌حضرت را ماه شعبان ذکر می‌کند.[4] شاید این تاریخ با تاریخ ولادت امام حسین اشتباه شده باشد.
کنیه‌اش ابو محمد است.[5] برخی گفته‌اند: این کنیه را پیامبر اکرم(ص) به امام حسن(ع) داد.[6] در هفتمین روز ولادتش حضرت فاطمه(س) قنداقه امام حسن را – در پارچه‌ای از حریر بهشتی که جبرئیل برای پیامبر آورده بود – خدمت پدر آورد و پیامبر(ص) نام حسن را بر وی نهاد.[7]
لقب‌های آن‌حضرت عبارتند از: سیّد، زکی، مجتبی و تقی.[8]
هنگام ارتحال ملکوتی پیامبر(ص)، امام حسن(ع) هفت سال و چند ماه، یا هشت سال داشت. زمانی که امامت بعد از علی(ع) به ایشان رسید، 37 ساله بود.[9]
شیخ مفید در کتاب ارشاد می‌گوید: «زمان بیعت (امامت) امام مجتبی روز جمعه 21 رمضان سال چهل هجری بود».[10]
مدت امامت آن‌حضرت شش ماه و سه روز به طول انجامید و در سال 41 هـ.ق بین او و معاویه صلح‌نامه امضا شد.[11] پس از اجرای صلح، امام حسن(ع) به مدینه مراجعت نمود و مدت ده سال آخر عمر شریفش را در آن‌جا ساکن بود.[12]
درباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) در منابع اسلامی اختلاف نظر دیده می‌شود؛ پنجم ربیع الاول،[13] و 28 صفر سال پنجاه هجری[14] که مشهور همان قول دوم است.
امام حسن(ع) به دست همسرش جعده (دختر اشعث کندی) از طریق سم به شهادت رسید.[15] این حادثه با دسیسه و نیرنگ معاویه و وعده ازدواج با پسرش یزید بن معاویه صورت پذیرفت. سرانجام امام(ع) با نوشیدن زهر به دست همسرش به دیدار حق شتافت و امام حسین(ع) پس از مراسم غسل و کفن، برادرش را در کنار مقبره مادر بزرگشان فاطمه بنت اسد در قبرستان بقیع به خاک سپرد.[16]
فضائل و مناقب امام حسن(ع)
تاریخ نویسان درباره امام حسن مجتبی(ع) فضایل و مناقبی را ذکر کرده‌اند که برخی از آنها چنین است:
1. نام‌گذاری امام حسن از سوی خداوند
جابر بن عبدالله می‌گوید: هنگامی که حضرت زهرا امام حسن(ع) را به دنیا آورد، به امام علی(ع) گفت: «برایش نام انتخاب کن». علی(ع) فرمود: «من در نام‌گذاری این فرزند بر پیامبر خدا پیش نمی‌گیرم». قنداقه امام حسن را خدمت رسول الله(ص) آوردند و گفتند: یا رسول الله! برایش نام انتخاب کن. پیامبر فرمود: «در این نام‌گذاری بر خدای متعال سبقت نمی‌گیرم». پس خدای متعال به جبرئیل وحی فرستاد که محمد(ص) صاحب فرزند شد، به جانب وی برو، تبریک بگو، و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است، پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر(ص) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت: خدای متعال فرمود: «نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام‌گذاری کن». پیامبر فرمود: «نام پسر هارون چیست؟» جبرئیل گفت: شبر. پیامبر(ص) فرمود: «زبان ما عربی است!» پس جبرئیل در جواب گفت: «او را حسن نام بگذار» و پیامبر نام حسن را برایش برگزید.[17]
2. امام حسن؛ سرور جوانان بهشت
جابر از پیامبر خدا(ص) نقل می‌کند: «هر کس خواست سرور جوانان بهشت را ببیند، پس به چهره حسن بن علی نگاه کند».[18]
3. هیبت و ابهت امام حسن، هیبت رسول خدا
ابن علی رافعی از پدرش، از جده‌اش زینب دختر ابی رافع، نقل می‌کند: حضرت فاطمه با دو پسرش حسن و حسین(ع) خدمت رسول خدا(ص) رسید ... و فرمود: «این دو پسرانت هستند، پس چیزی به ارث و یادگار آن دو را بیاموز»، پیامبر(ص) چنین درباره آنها فرمود: «حسن، هیبت و ابهت مرا دارد. اما حسین دارای جود و بخشش و شجاعت من است». مؤیّد این روایت، روایتی است که محمد بن اسحاق نقل کرده است؛ کسی در شرافت بعد از رسول خدا(ص) به حسن بن علی نرسیده است. وی می‌گوید من در مسیر مکه خود شاهد بودم که امام حسن از مَرکبش پایین آمد و پیاده می‌رفت از همراهانش کسی نماند، مگر این‌که او نیز از مرکبش پیاده شد، حتی سعد بن ابی وقاص هم پیاده شد و در کنار حضرت راه می‌رفت.[19]
4. امام مجتبی؛ شبیه‌ترین مردم به رسول خدا
از انس بن مالک نقل شده است: کسی در شباهت به رسول الله مانند حسن بن علی نبود.[20]
5. شدیدترین ابراز محبت‌های رسول خدا نسبت به امام مجتبی
اسامة بن زید گوید: شبى از شب‌ها به خاطر حاجتى، در خانه رسول خدا(ص) را کوبیدم، آن‌حضرت از خانه بیرون آمد، نیازم را گفتم و پیامبر حاجتم را برآورده ساخت؛ در آن حال حضرتش را دیدم چیزى بر خود پیچیده بود که نام آن‌را نمی‌دانستم! گفتم: یا رسول الله! این لباس چه نام دارد؟ رسول خدا(ص) لباس خود را باز کرد، دیدم حسن و حسین را در بغل داشت، سپس فرمود: «این دو فرزند، فرزند من و فرزند دخترم می‌باشند! خدایا! من آنها را دوست می‌دارم و تو دوست بدار هرکسی که آنها را دوست داشته باشد».[21]
در روایتی دیگر از بَراء بن عازب آمده است؛ من دیدم که حسن بر دوش رسول الله بود، در حالی که می‌فرمود: «خدایا! من او (حسن) را دوست می‌دارم، تو نیز او را دوست بدار».[22]
6. زهد و عبادت امام حسن
امام حسن مجتبی(ع)؛ عابدترین، زاهدترین و با فضیلت‌ترین مردم زمانش بود و زمانی که عازم حج می‌شد، با پای پیاده می‌رفت و گاهی هم پا برهنه. امام حسن زمانی که یاد مرگ می کرد می‌گریست و هنگامی که به یاد قبر و قیامت می‌افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می‌شد.[23]
7. بذل و بخشش در راه خدا
امام مجتبی(ع) اهل جود و بخشش بود و در میان مردم به این خصلت معروف بود. روایات فراوان در این‌باره آمده است؛ علامه مجلسی صاحب کتاب «بحار الانوار» از «حلیة الاولیاء» نقل می‌کند: «امام حسن(ع) دو بار تمام زندگی‌اش را در راه خدا بین مستمندان تقسیم کرد».[24]
8. تواضع و محبت نسبت به فقرا
ابن شهر آشوب از کتاب «الفنون» از احمد مؤدّب و کتاب «نزهة الابصار» از ابن مهدی نقل می‌کند: امام حسن(ع) در حال گذر از جایی بود، دید عده‌ای از فقرا بر زمین نشسته‌اند و مقداری نانِ خشکِ خورد شده در سفره آنها است و مشغول خوردن هستند، از حضرت دعوت کردند از آن نان خشک میل کند، حضرت از مرکب پیاده شد در کنارشان نشست و از آن نان میل کرد، به برکت وجود امام نان آن‌قدر زیاد شد که همه از آن خوردند و سیر شدند، پس از غذا امام مجتبی(ع) از آنها دعوت کرد و در منزل خود از آنان پذیرایی نمود.[25]
مشابه این‌گونه روایات و ده‌ها آیه قرآن که درباره فضایل و مناقب اهل بیت و امام مجتبی وارد شده، فراون است[26] و به همین مقدار درباره آن‌حضرت اکتفا می‌کنیم. درباره فضیلت و شخصیت امام حسن(ع) همین مقدار بس که آن‌حضرت از اهل بیت(ع) است، کسانی که خداوند پلیدی را از آنان دور کرده و آنان را پاک و مطهر گردانید،[27] و از کسانی است که رسول خدا(ص) به اتفاق آنان با نصارای نجران مباهله کرد.

[1]. شیخ طوسی، محمد بن حسن‏، تهذیب الأحکام، ج 6، ص 39، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1365ش.
[2]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 5، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏1، ص 402، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1417ق؛ آل یاسین‏، شیخ راضى، صلح الحسن(ع)، ص 25، بیروت، اعلمى‏، چاپ اوّل‏، 1412ق.
[3]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج ‏2، ص 60، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق؛ ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏10، ص 226، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 1418ق؛ سبط بن جوزی‏، تذکرة الخواص من الأمة فی ذکر خصائص الأئمة، ص 176، قم، منشورات الشریف الرضی‏، چاپ اول، 1418ق.   
[4]. ابن حجر عسقلانی این قول را چنین نقل کرده است: «و قیل فی شعبان منها»؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، ج ‏2، ص 60.
[5]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 5.
[6]. امین عاملی‏، سید محسن، أعیان الشیعة، ج 1، ص 567، بیروت، دار التعارف‏، 1403ق.
[7]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 5. 
[8]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏4، ص 29، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق.
[9]. إعلام الورى بأعلام الهدی، ج ‏1، ص 402.
[10]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 9.
[11]. إعلام الورى بأعلام الهدی، ج ‏1، ص 402.
[12]. همان، ص 403.
[13]. الطبقات الکبرى، ج ‏10، ص 354؛ شبراوى‏، جمال الدین، الإتحاف بحب الأشراف‏، ص 115، قم، دار الکتاب‏، چاپ اوّل‏، 1423ق.
[14]. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 82، بیروت، دار القاری، چاپ اول، 1422ق؛ طبری آملی صغیر، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص 159، قم، بعثت، چاپ اول، 1413ق؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ‏1، ص 486، قم، منشورات الرضی، چاپ اول، 1421ق؛ أعیان الشیعة، ج ‏1، ص 576.
[16]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ‏1، ص 414.
[17]. همان، ص 411.
[18]. همان.
[19]. همان، ص 412.
[20]. مجلسى، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 43، ص 338، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم‏، 1403ق‏.
[21]. مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏3، ص 382؛ ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج 5، ص 656 – 657، مصر، شرکة مکتبة و مطبعة مصطفى البابی الحلبی، چاپ دوم، 1395ق.                       
[22]. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله(ص)(صحیح مسلم)، ج 4، ص 1883، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، بی‌تا.
[23]. شیخ صدوق، محمد بن على‏، الأمالی، ص 178، تهران، کتابچى‏، چاپ ششم‏، 1376ش‏.
[24]. بحارالأنوار، ج 43، ص 339.  
[25]. مناقب آل أبی‌طالب(ع)‏، ج 4، ص 23. 
[26]. دراین‌باره به این کتاب مراجعه کنید: فیروزآبادى‏، سید مرتضى، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، تهران‏، اسلامیة، چاپ دوم‏، 1392ق‏.
[27]. احزاب، 33؛ و نیز ر.ک: «آیه تطهیر»، سؤال 1504.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3981



تاریخ : پنج شنبه 94/4/11 | 3:3 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

***نسیم معرفت***

      اولین نماز جمعه شهرک پردیسان قم  21/ 4/   1392  گوشه  سمت چپ تصویر : حجت الأسلام سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجانی

 

http://tnews.ir/khabar/B94815784828.html   خبرگزاری رسا

 

 




تاریخ : پنج شنبه 94/4/11 | 2:49 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

تصاویری منتشر نشده از آیت الله محمد گیلانی

***نسیم معرفت***

**به گزارش «دیارباران»،  مرحوم آیت الله ایمانى گیلانى از قضات دیوان عالى کشور مى گوید: «در زمان تحصیل ما در حوزه قم، جمعى از حسودان در لباس دین، برعلیه طلاب و فضلاى شمالى دست به تبلیغات سوء زدند و شایعه کردند که طلاب این مناطق، در درس خواندن ضعیف اند. آنان کار را تا جایى پیش بردند که آیت الله بروجردى نسبت به طلاب شمالى سوءظن پیدا کرد و تصمیم گرفت امتحانى از آنان بگیرد. در آن امتحانات اغلب بزرگان فعلى شمال کشور ازجمله آیت الله گیلانى با نمرات عالى موفق و نیز از لحاظ تحصیلى درشمار افراد ممتاز حوزه جاى گرفتند و این موفقیت باعث شد تبلیغات مذکور خنثى و آیت الله بروجردى از طلاب و فضلاء این دیار عذرخواهى کند و نسبت به آنان عنایت ویژه اى مبذول دارد.

** امام خمینی به همراه سایر مراجع تقلید در راه مبارزه منفی با رژیم شاه دست به اقدامی جالب زندند. آنها برای طلاب هر استان یک رئیس انتخاب کردند تا مرجع مرافعات و مباحث قضایی طلاب همین ها باشند و دیگر طلبه ای حق مراجعه به شهربانی و سیستم قضایی رژیم شاه را ندارد. طلبه ای که از بقیه فاضل تر بود و واجد شرایط زیادی بود می توانست رئیس طلاب یک استان باشد. آیت الله محمدی گیلانی در روز 27  فروردین 1343ش به عنوان رئیس طلبه‏هاى گیلان و مازندران انتخاب گردید.(روزشمار سایت 15 خرداد)


گل تقدیم شمادیار باران

http://www.diyarebaran.ir/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%DA%AF%DB%8C%D9%84/




تاریخ : پنج شنبه 94/4/11 | 12:40 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان - دعای روز 15 رمضان

***نسیم معرفت***

تفسیر دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

دعا کنیم تا جزو «مُخبِتین» باشیم

 


در دعای روز پانزدهم از خدا می‌خواهیم تا جزو مخبتین باشیم. مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی که فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است.

 

 


 

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین                         خدایا روزی کن مرا در آن فرمان برداری فروتنان

واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ                         و بگشا سینه‌ام در آن به بازگشت دلدادگان

بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین                                          به امان دادنت ای امان ترسناکان.

 

سخنان گهربار حضرت علی (ع) که در مورد متکبران این‌گونه فرمودند: «آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می‌نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند می‌پندارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند و نعمت‌های گسترده خدا را انکار می‌کنند، تا با خواسته‌های پروردگار مبارزه کنند و نعمت‌های او را نادیده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلی و ستون‌های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.»

 

شرح فرازهای دعا

در فراز ابتدایی این دعا «اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین » یعنی «خدایا در این روز اطاعت بندگان خاشع و خاضع خود را نصیب من گردان» آمده است.

برای آنکه بدانیم خاشعین چه کسانی هستند، بهتر است اول در مورد متکبر ین صحبت به میان آوریم؛ چرا که خضوع و خشوع به طور کامل با تکبر و غرور تضاد دارد، به طوری که هر آنچه که در صفات متکبر ین وجود دارد، ضد آن در خاشعین موجود است.

امام علی (ع) همچنین در قسمتی دیگر نیز فرمودند: «کبر و خودپسندی چیزی است که قلب‌های متکبران را همانند کرده، تا قرن‌ها به تضاد و خون‌ریزی گذراندند و سینه‌ها از کینه‌ها تنگی گرفت.»

 

برای روشن شدن این موضوع اشاره می‌کنیم به قسمتی از سخنان گهربار حضرت علی (ع) که در مورد متکبران این‌گونه فرمودند: «آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می‌نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند می‌پندارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند و نعمت‌های گسترده خدا را انکار می‌کنند، تا با خواسته‌های پروردگار مبارزه کنند و نعمت‌های او را نادیده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلی و ستون‌های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.»

امام علی (ع) همچنین در قسمتی دیگر نیز فرمودند: «کبر و خودپسندی چیزی است که قلب‌های متکبران را همانند کرده، تا قرن‌ها به تضاد و خون‌ریزی گذراندند و سینه‌ها از کینه‌ها تنگی گرفت.»

در جای دیگری می‌فرمایند : فَاللهَ اللهَ فی کِبْرِ الْحَمیَّهِ وَ فَخْرِ الْجاهِلیَّهِ . .

خدا را خدا را! از تکبّر و خودپسندی و از تفاخر جاهلی بر حذر باشید. (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام خطبه 234 معروف به خطبه قاصعه ص 785.)

{ تذکر: خطبه قاصعه از طولانی ترین خطبه های نهج البلاغه است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این خطبه شیطان  وپیروان او وخصلت های شیطانی از جمله کبر وتکبُّر را در هم کوبید. و روی این جهت به این خطبه ، قاصعه گفته شده است . البته وجوه دیگری هم برای نام گذاری خطبه قاصعه به نام قاصعه  در منابع مربوطه ذکر شده است. لطفا کلیک کنید:متن خطبه قاصعه با ترجمه حضرت استاد شیخ حسین انصاریان  }

خضوع و خشوع همانند ظرفی است که انسان به وسیله آن به جمع‌آوری رضا و خشنودی خداوند می‌پردازد و تکبر چون ظرفی است تو خالی که هیچ چیزی در آن جز غرور و تکبر جای نمی‌گیرد و این خضوع و خشوع است که انسان را به خدای خویش نزدیک می‌سازد؛ زیرا که هرچه انسان نزد پروردگار عالمیان، خود را ذلیل و خوار نشان دهد، ارزشش در پیشگاه او بیشتر می‌شود

 

انسانی که صفت تکبّر را در میان صفات خویش جای داده، معمولاً بر روی مسائلی که خود طرح می‌کند و یا چیزهایی که نفْسِ او خواهان آن است تعصّب دارد و بدون هیچ دلیل منطقی بر روی خواسته خویش اصرار می‌ورزد. چنین کسی در مواردی که با او مخالفت می‌شود به زور توسل می‌شود و سعی دارد با مشاجره زبانی ،حرف خود را به کرسی بنشاند، و در نتیجه به بداخلاقی با دیگران پرداخته تا او را رعایت کنند و به خاطر این تندیِ اخلاق و زشتی درون از پند و اندرز دیگران هیچ بهره‌ای نمی‌برد چرا که به حرف حق گوش نداده و نصیحت دیگران را نمی‌پذیرد. از انتقاد روی گردان است و به محض شنیدن انتقاد، ناراحت شده آن را نمی‌پذیرد و همین امر او ، منشأ کینه‌های فراوان خواهد شد.

با توجه به این تذکرات ، در می‌یابیم که خضوع و خشوع همانند ظرفی است که انسان به وسیله آن به جمع‌آوری رضا و خشنودی خداوند می‌پردازد و تکبر چون ظرفی است تو خالی که هیچ چیزی در آن جز غرور و تکبر جای نمی‌گیرد و این خضوع و خشوع است که انسان را به خدای خویش نزدیک می‌سازد؛ زیرا که هرچه انسان نزد پروردگار عالمیان، خود را ذلیل و خوار نشان دهد، ارزشش در پیشگاه او بیشتر می‌شود.

کوچک شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهایی هستند که مسیر تکبّر به آن‌ها منتهی می‌شود، و امیرالمؤمنین(ع) در این مورد ابلیس را مثال می‌زنند تا به عنوان الگوی یک متکبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگیرند

 

چنانچه حضرت علی (ع) فرمودند: «تاج تواضع و فروتنی را بر سر نهید و تکبر و خودپسندی را زیر پا بگذارید ... و تواضع و فروتنی را سنگر میان خود و شیطان و لشکریانش قرار دهید، زیرا شیطان از هر گروهی لشکریان و یارانی سواره و پیاده دارد.» پس خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالمیان همان طاعت و بندگی خالصانه در مقابل ذات اقدس اوست که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم به ما عبادت و اطاعتش را همراه با خضوع و خشوع نصیب کند.

 

آینده متکبّر

بابِ شهر علم پیامبر(ص) آینده شخص متکبر را در لسان مبارک خود این گونه بیان می‌دارد:

(( پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصّب‌ها و سرسلسله متکبّران است که اساس عصبیّت را بنا نهاد. و بر لباس کبریایی و عظمت، با خدا درافتاد، لباس بزرگی را بر تن پوشید و پوشش تواضع و فروتنی را از تن درآورْد. آیا نمی‌نگرید که خدا به خاطر خود بز رگ بینی، او را کوچک ساخت، و به جهت بلندپروازی او را پست و خوار گردانید؟! پس او را در دنیا طرد شده و آتش جهنم را در قیامت برای او مهیا فرمود.))( همان ص 778.)

پس کوچک شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهایی هستند که مسیر تکبّر به آن‌ها منتهی می‌شود، و امیرالمؤمنین(ع) در این مورد ابلیس را مثال می‌زنند تا به عنوان الگوی یک متکبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگیرند.

فروتنان چه کسانی هستند؟ که در جواب باید بگوییم فروتنی یکی از صفات بارز مؤمنان تقواپیشه است که شب و روز خود را به تقوا و پرهیزکاری می‌گذرانند

 

 

عبرت از ابلیس، « حَبطِ اعمال »

امیرالمؤمنین(ع) در دنباله همین خطبه می‌فرمایند اگر خداوند می‌خواست حضرت آدم(ع) را از نوری که چشم‌ها را خیره کند و زیبایی‌اش عقل‌ها را مبهوت سازد و . . . می‌آفرید تا آزمایش ملائکه و ابلیس در سجده بر او آسان شود ولی او را از گِل آفرید و این را امتحان و آزمایش خود قرار داد. بهتر است پایان این بحث را با جملات زیبای اسوه اخلاق و ایمان، امیر مؤمنان حضرت علی(ع) به پایان بریم. امیرالمؤمنین(ع) پس از بیان امتحان الهی می‌فرمایند:

«خداوند مخلوقات خود را با اموری که آگاهی ندارند آزمایش می‌کند ( شرط ایمان )، تا بد و خوب تمیز داده شود و تکبّر و خودپسندی را از آن‌ها بِزداید و خود بز رگ بینی را از آنان دور کند، پس، از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش‌های مداومِ او را با تکبّر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نیست ( شما نمی‌فهمید ) از سال‌های دنیا یا آخرت است. اما با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟! نه، هرگز! . . . بین خدا و خلق، دوستیِ خاصّی وجود ندارد که به خاطر آن، حرامی را که بر جهانیان ابلاغ فرموده حلال بدارد!» (همان ص 780)

حضرت علی (ع) در مورد صفت و نشانه یک پرهیزکار فرمودند: «در دین‌داری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، با داشتن علم ، بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهی دستی آراسته، در سختی‌ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی، است.»

 

 شرح فراز دوم

در بخش دیگر این دعا می‌خوانیم: «واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ  » یعنی «و شرح صدر مردان فروتن و خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشی خود ای ایمنی دل‌های ترسان.»

ماه رمضان

حال مُخبِتین چه کسانی هستند؟

در دعای این روز نکته اساسی که به آن تأکید شده است، خضوع و خشوع و فروتنی در مقابل ذات اقدس پروردگار است به طوری که در این روز از خداوند درخواست می‌کنیم آنچه را که در صفات و اعمال خالصان و خاشعان و فروتنان وجود دارد، نصیب ما کند، اما در اینجا می‌خواهیم بدانیم مخبتین به چه معناست؟

مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی که فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است، حال شاید سوال کرد که فروتنان چه کسانی هستند؟ که در جواب باید بگوییم فروتنی یکی از صفات بارز مؤمنان تقواپیشه است که شب و روز خود را به تقوا و پرهیزکاری می‌گذرانند.

چنانچه حضرت علی (ع) در مورد صفت و نشانه یک پرهیزکار فرمودند: «در دین‌داری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، با داشتن علم ، بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهی دستی آراسته، در سختی‌ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی، است.»

با توجه به فرموده آن بزرگوار در می‌یابیم که مخبتین همان پرهیزکاران هستند که شب و روز خود را به ذکر و یاد خداوند به پایان می‌برند که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم شرح صدری را که مردان پرهیزکار و فروتن دارند، به ما نیز عطا کند.

 نماز شب پانزدهم ماه مبارک رمضان: چهار رکعت; در دو رکعت اوّل بعد از سوره حمد، صد مرتبه سوره توحید، و در دو رکعت دیگر، بعد از سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحید.

گل تقدیم شمانمازهاى شب هاى ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما

 **تذکر: برخی موارد به علاوه اصلاحات ،  عبارات ومطالبی در متن فوق  توسط سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی اضافه گردید

 


فرآوری : زهرا اجلال

 

گروه دین تبیان

 

 

 


منابع :

بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی

 سایت حوزه

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=176356

 

**شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان

توسط آیت الله محمدعلی گرامی قمی

ومرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی


**شرح دعای روز اوشرح دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان

           توسط استاد حجت الأسلام جواد محدثی


گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما




تاریخ : چهارشنبه 94/4/10 | 6:12 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

***نسیم معرفت***

آیا دروغ گفتن روزه را باطل می کند؟ آیا دروغ برای روزه اشکال دارد؟

در روایتی از ابوبصیر که یکی از یاران دانشمند امام صادق (علیه السلام) می‌باشدآمده است:

روزی در محضرحضرت نشسته بودیم که فرمودند:

« گاهی یک دروغ روزه روزه داری رابگشاید» عرض کردم: کدامیک از ماست که چنین کاری از او سربزند؟

فرمود: « آن دروغ که تو گمان کردی منظور نیست، همانا آن دروغی که روزه را باطل می‌کند، ذروغ بستن به خدا ورسولش و ائمه اطهار(علیهم السلام) است» [1]

یکی از مبطلات روزه که با زبان صورت می‌گیرد اینکه یک سخن یا عملی را به پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) ربط دهیم در صورتی که آن سخن از ایشان بیان نشده است. بطوری که مراجع تقلید در رساله عملیه خود در این مورد می‌فرمایند:

دروغ بستن عمدی به خدا وپیامبر وائمه روزه را باطل می‌کندو فرقی نمی‌کند بین اینکه دروغ با گفتن یا نوشتن و یا اشاره کردن و کنایه باشد. بنابراین اگر کسی از روزه دار بپرسد آیا پیامبر چنین سخنی فرمود واو به اشاره بگوید آری، درحالی که باید بگوید نه، یابالعکس، روزه‌اش باطل می‌شود. البته اگر در مقام شوخی یالغوگویی باشدبنابر اقوی روز? او باطل نمی‌شود. [2]

در بعضی موارد روزه باطل نمی‌شود:

1ـ به اعتقاد راست بودن، مطلبی از آنان نقل کند، سپس بفهمد دروغ بوده است.[3]

2ـ اگر بخواهد یک روایتی را نقل کند اما شک دارد که راست است یا دروغ در این مورد چه کار کند؟

پاسخ: در این صورت بنابر احتیاط واجب باید از کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر را نوشته است نقل نماید، لکن اگر خودش هم خبر بدهد روزه‌اش باطل  نمی‌شود.[4]

3ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان آیه قرآن و یا حدیث را که می‌خواهد از قول امام معصوم نقل کند غلط بخواند و قصدش این بوده صحیح بخواند لکن در ضمن خواندن متوجه می‌شود دارد غلط می‌خواند، آیا وقتی فهمید دارد غلط می‌خواند اگر ادامه بدهد روزه‌اش باطل می‌شود یا نه؟ درصورتی که متوجه نباشد حکم روزه‌اش چیست؟

پاسخ: اگرغلط خواندن موجب تغییر معنی می‌شود و آن معنی غلط را بخواهد نسبت به خدا و رسول دهد حرام است و موجب بطلان روزه می‌شود. [5]

پس یکی از مبطلات روزه، دروغ بستن به خدا وپیغمبر و اهل بیت (سلام الله علیهم) می‌باشد که این مورد را باید در ماه مبارک رمضان بیشتر رعایت کنیم که حرفی یا حدیثی را منتسب به این بزرگواران نکنیم که احتمال نقل نشدن این حدیث از ایشان باشد. که در صورت بیان این طور احادیث که از این بزرگواران نقل نشده باشد موجب بطلان روزه می‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:

[1]. [انما ذلک الکذب علی الله و علی الرسوله و علی ائمة صلوات الله علیهم] [اصول کافی، ج4، ص37، ح10]
[2]. [توضیح المسائل مراجع، ج1، ص935، م1596و 1601]
[3]. [توضیح المسائل مراجع، م 1598]
[4]. [توضیح المسائل مراجع، م 1597]
[5]. [استفتائات امام ج1، ص309، س18]
 

http://www.yeknet.ir/node/748075/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF




تاریخ : چهارشنبه 94/4/10 | 2:34 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


عکس و تصویر التماس دعا ادعونی#استجب#لکم

 

***نسیم معرفت***

 

دعاهای تمام روزهای ماه مبارک رمضان



گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما


**تفسیر دعای روز اول ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز نهم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز دهم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان 
**تفسیر دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز هیجدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیست ویکم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیست وسوم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز بیست وچهارم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز بیست وپنجم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیست وششم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز بیست وهفتم ماه مبارک رمضان

**تفسیر دعای روز بیست وهشتم ماه مبارک رمضان

**تفسیردعای روز بیست ونهم ماه مبارک رمضان
**تفسیر دعای روز سی ام ماه مبارک رمضان

***نسیم معرفت***




تاریخ : چهارشنبه 94/4/10 | 2:1 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

***نسیم معرفت***

شرح دعای روز چهاردهم ماه رمضان


کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند و به کارهای دنیوی خود ادامه می‌دهد ، نماز اول وقت ،او را نفرین می‌کند و می‌گوید : «خدا ضایع کند تو را که من را ضایع کردی!»

این در حالی است که اگر مسلمانی اول وقت نماز بخواند، نماز او را دعا می‌کند و می‌گوید: «خدا حفظ کند تو را که من را حفظ کردی» و زندگی رو به روال می‌افتد.


اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ                           خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزش‌ها

واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ                      و درگذر از من در آن از خطاها و بیهودگی‌ها

ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ                  و قرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها و آفات

 

بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.                                      به عزت خودت  ای عزت دهنده مسلمانان.

 

رضایت یار

اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ  

کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند و به کارهای دنیوی خود ادامه می‌دهد ، نماز اول وقت  او را نفرین می‌کند و می‌گوید : «خدا ضایع کند تو را که من را ضایع کردی!» این در حالی است که اگر مسلمانی اول وقت نماز بخواند، نماز او را دعا می‌کند و می‌گوید: «خدا حفظ کند تو را که من را حفظ کردی» و زندگی رو به روال می‌افتد
گاهی آدم می‌لغزد و ایمانش ضعیف می‌شود و تقوایش از بین می‌رود. گناهان آدمی همان لغزش است و باید از خدا بخواهد که مؤاخذه نشود.

خدا در اثر گناه به غضب می‌آید و سیل و زلزله و بلایای طبیعی همه آثار گناه است. گاه مردم توجه نمی‌کنند که غالب این اتفاقات و تصادفات به علت انجام گناه است.

اگر کسی با خدا باشد، هیچ کس نمی‌تواند علیه او توطئه کند، چون او خدا را دارد.

هر کس در حد توانایی که دارد مسئول اعمال خویش می‌باشد و بیش از آن بر او تکلیفی نخواهد بود؛ ”‌لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ  سوره بقره آیه 286”‌‌ یعنی ”‌خداوند هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او....”‌‌ چرا که ”‌ یُرِیدُ اللّهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا  سوره نساء آیه 28”‌‌ یعنی ”‌خداوند می‌خواهد کار را بر شما آسان کند که انسان ضعیف خلق شده است.”‌

مؤاخذه انسان بر اساس توانایی

هر انسانی که پا به عرصه دنیا می‌گذارد و در مدت عمر معینی در آن زندگی می‌کند باید در تمام مراحل آن از قوانین و دستورات الهی پیروی نماید چرا که در غیر این صورت مورد مواخذه و محاسبه الهی قرار می‌گیرد؛ ”وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ”‌ سوره بقره آیه 284 یعنی ”و اگر آنچه در دلهاى خود دارید(از نیت خوب یا بد و...)، آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى‏کند.

و آن به گونه‌ای است که هر کس در حد توانایی که دارد مسئول اعمال خویش می‌باشد و بیش از آن بر او تکلیفی نخواهد بود؛ ”لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا”‌ یعنی ”خداوند هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او”‌ چرا که ”ی یُرِیدُ اللّهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا  ”‌ یعنی ”خداوند می‌خواهد کار را بر شما آسان کند که انسان ضعیف خلق شده است.”‌ ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم به خاطر لغزش‌هایی که در طول عمر خویش داریم ما را مواخذه ننماید؛ ”رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا   سوره بقره آیه 286”‌ یعنی ”خدایا ما را بر آنچه که به فراموشی یا به خطا (انجام داده‌ایم) مواخذه مکن”‌

 

واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ

 

خدایا لغزش‌های ما را اقاله کن؛ یعنی ما را بدون هزینه ببخش
   

خدایا «اقاله» کن و گناهان ما را بیامرز. در دعای کمیل هم این لفظ است که خدایا لغزش‌های ما را اقاله کن؛ یعنی ما را بدون هزینه ببخش. در مورد معامله نیز چنین لفظی در فقه وجود دارد. یعنی فروشنده و خریدار حق فسخ معامله را تا زمانی که با یکدیگر هستند، دارند. اما بعد از جدایی و بدون دلیل نیز اگر مشتری جنس را پس آورد، کاسب مستحب است آن را قبول کند. مثلاً شخصی یک ظرف ماست می‌خرد و به منزل می‌برد و متوجه می‌شود که پیش از وی ظرف ماست دیگری نیز خریداری شده است. در این حالت اگر ظرف ماست را به فروشنده باز گرداند، مستحب است وی آن را بپذیرد و پول آن را عیناً پس دهد.


{اقاله در اصطلاح فقه، درخواست کردن و موافقت فسخ معامله می باشد؛ یعنی اگر کسی بعد از خریدن یا فروش کالایی، پشیمان شده و از فروشنده یا خریدار درخواست بهم زدن معامله (فسخ و رفع عقد) را نماید و فروشنده یا خریدار این درخواست را قبول کند، این را «اقاله» گویند و اقاله در معامله،  عفو و درگذشتن است.}

 

یا سَریعَ الرِّضا

خداوند ”عزوجل”‌ بهترین عذر پذیرنده‌ است که از بندگان خویش زود، راضی می‌گردد به طوری که او به ”سَریعَ الرِّضا”‌ یعنی ”زود راضی می‌گردد”‌ معروف است و در قرآن بندگان خویش را به سوی رحمت و مغفرت خویش فرا می‌خواند ”وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ سوره آل عمران آیه 133”‌ یعنی ”و به سوی غفران و آمرزش الهی و باغی (بهشتی) که پهنه وگستره آن آسمان و زمین را فرا گرفته است سرعت بورزید”‌

بنابراین خداوند ”عزوجل”‌ بهترین عذر پذیرنده‌ است که از بندگان خویش زود، راضی می‌گردد ، بدون آنکه نیازی به بندگان خویش داشته باشد. او بی نیاز مطلق است که در سوره توحید هر روز می خوانیم : ”الله الصمد”‌ یعنی ”خداوند بی نیاز است”‌ و این در حالی است که ما غیر از او کسی را نداریم ”اِلهی وَ رَبِّی مَن لِی غَیرُکَ”‌ یعنی ”ای خدا و پروردگار من چه کسی غیر از تو برای من می‌باشد”‌ و غیر از او چه کسی می‌تواند عذر ما را پذیرفته و گناهان ما را بیامرزد ”وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ   سوره آل عمران آیه 135”‌ یعنی ”و چه کسی غیر خداوند (می‌تواند) گناهان را بیامرزد”‌ پس ما نیز در این روز به درگاه الهی پناه برده و از او می‌خواهیم که عذر ما را به خاطر خطاهایی که انجام داده‌ایم بپذیرد و از گناهان ما درگذرد.

قرآن در جای دیگری می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ  سوره رعد آیه 11 : خداوند سرنوشت قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند
 «خدا برنامه‌های مردم را عوض نمی‌کند،  مگر اینکه خودشان را تغییر دهند.»

ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ

خدایا من را تیر بلا قرار مده. سیل و رانش زمین یعنی همان تیر! هواپیما در آسمان پرواز می‌کند و ناگاه روی ساختمانی فرود می‌آید و همه ساکنان آن از بین می‌روند. این غرض و تیر بلاست که حاصل گناه و خطاهای ماست.

دعا

تمام پیش‌آمدهایی که می‌شود همه نتیجه گناهان ماست .

آیه قرآن می‌فرماید: ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ  سوره  الشُورَی آیه 30 «هر گرفتاری برای شما پیش می‌آید، دسترنج خودتان است.» هر چه بکاری همان را دَرو می‌کنی. از گندم، گندم و از جو، جو می‌روید.{گندم از گندم بروید جو زجو}

قرآن در جای دیگری می‌فرماید:  إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ  سوره رعد آیه 11«خدا برنامه‌های مردم را عوض نمی‌کند، آن‌ها را گرفتار بلا نمی‌کند مگر اینکه خودشان را تغییر دهند

مثل ماشین که انحراف به چپ پیدا کند، تصادف می‌کند، ما هم اگر انحراف به چپ داشته باشیم با عذاب خدا تصادف می‌کنیم.

 

شخصی شیر می‌فروخت و آب در آن می‌ریخت، پس از چندین سال سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به پسر خود گفت: نمی‌دانم این سیل از چه آمد؟ پسر گفت: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می‌کردی، اندک اندک جمع شد و هر چه داشتیم برد:

ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ؛[1]

 و آن چه از رنج و مصائب به شما می‌رسد، همه از اعمال زشت خود شما است[2]

************************

[1]سورةشوری،آیة30.
[2] . مجلّة بشارت، سال اول، شمارة دوم ص 59.

     

بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین

 به عزت خودت، این دعاها را درباره ما مستجاب کن! ای کسی که عزت مسلمین با توست.

نماز شب چهاردهم ماه رمضان: شش رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إذا زُلزِلَت

گل تقدیم شمانمازهاى شب هاى ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما


 **تذکر: برخی موارد به علاوه اصلاحات ،  عبارات ومطالبی در متن فوق  توسط سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی اضافه گردید

 

فرآوری : زهرا اجلال

گروه دین تبیان


منابع :

سایت مفاد

بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=176168

**شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان

توسط آیت الله محمدعلی گرامی قمی

ومرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی

**شرح دعای روز اوشرح دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان

           توسط استاد حجت الأسلام جواد محدثی

 
گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما




تاریخ : سه شنبه 94/4/9 | 6:4 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

افسران - اراده ترک گناه

 

***نسیم معرفت***

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله :

اگر نماز مى‏‌خواندید تا چون میخ [لاغر] مى‏‌شدید و روزه مى‏‌گرفتید تا چون کمان [خمیده] مى‌‏شدید، خداوند از شما نمى‌‏پذیرفت جز با پروا از گناه.

عدّة الداعی : ص 140؛ شناخت‌نامه نماز ج 2 ص588.

http://www.hadith.net/n2133-e25958.html 

**********************************************************

 

برگرد بیا غیر خدا هیچ نداری

 

             باکی ز گنه وا اسفا  هیچ نداری

                        درمحضرحق شرم وحیا هیچ نداری

             گرصرف کنی یکسره عمرت به معاصی

                        جزنامه سیاه روز جزا هیچ نداری

             گند گنهت تا به سماوات رسیده

                         آخر زچه رو شرم وحیا هیچ نداری

             آخر تو  ازین راه کثافات چه بردی

                         جز خشم وغضب پیش خدا هیچ نداری   

             گر گام نهی در ره ابلیس تبهکار

                         غیر از ندم وجرم وخطا هیچ نداری

             اعراض نما از گنه و دام شیاطین

                        برگرد بیا غیر خدا  هیچ نداری


شعر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

**(دوری واعراض از گناه)
**برگرد بیا غیر خدا هیچ نداری





تاریخ : سه شنبه 94/4/9 | 1:42 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

دعای مجیر در روزهای 13 ،14 و 15 ماه رمضان


خواند دعای «مجیر» در روزهای 13، 14 و 15 ماه مبارک سفارش شده است .این نکته را نباید فراموش کرد که دعا تنها برای دست‌یابی به ثواب نیست، بلکه اصل دعا خواندن برای رسیدن به کمال است.


اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ                   ای خدا در این روز مرا از پلیدی و کثافات پاک ساز

وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ                         و بر حوادث خیر و شر قضا و قَدَرَت صبر و تحمل عطا کن

وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ                        بر تقوی و پرهیزکاری و مصاحبت نیکوکاران موفق دار

بِعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین                               به یاری خودت ای مایه شادی و اطمینان خاطر مسکینان.

 

«دعا» برای رسیدن به کمال است

خواندن دعای «مجیر» در روزهای 13، 14 و 15 ماه مبارک سفارش شده است .این نکته را نباید فراموش کرد که دعا تنها برای دست‌یابی به ثواب نیست، بلکه اصل دعا خواندن برای رسیدن به کمال است.

در روایات است که با انجام هر گناهی لکه سیاهی بر قلب انسان می‌نشیند که آن لکه سیاه با مرور زمان و انجام گناهان بیشتر، افزوده می‌گردد و باعث سیاه شدن دل انسان می‌شود به طوری که دیگر حقایق الهی را نمی‌تواند بشنود و به مخالفت با آنان می‌پردازد

غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است

«اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ»

در این دعا از خدا می‌خواهیم ما را از کثافات پاک کند. منظور از «کثافات»، چرک گناه و معصیت است. انسان اگر اهل معصیت باشد، بوی بدی به خود می‌گیرد و اگر مؤمن باشد، خوش‌بو خواهد بود. «او یس قرن» هنگامی که به ملاقات پیامبر ‌(صلی الله علیه وآله) آمده بود، فضای خانه رسول‌الله ‌(صلی الله علیه وآله) را معطر کرده بود و فردای آن روز که پیامبر (صلی الله علیه وله) به خانه خویش باز گشت، فرمود: «إِنِّی لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْیمَن»، یعنی پیامبر (صلی الله علیه وله) رایحه خوش اویس را استشمام کرده بود.

هنگامی که انسان گناه و معصیت پروردگار خویش را انجام می‌دهد به تحقیق که آن گناه و معصیت اثر سویی بر ظاهر و باطن آن انسان می‌گذارد به طوری که در روایات است که با انجام هر گناهی لکه سیاهی بر قلب انسان می‌نشیند که آن لکه سیاه با مرور زمان و انجام گناهان بیشتر، افزوده می‌گردد و باعث سیاه شدن دل انسان می‌شود به طوری که دیگر حقایق الهی را نمی‌تواند بشنود و به مخالفت با آنان می‌پردازد، پس انسان برای آن که از آلودگی‌های گناهان پاک و طاهر گردد باید از یگانه پروردگار عالم مدد بجوید و از او بخواهد که گناهان او را بیامرزد تا از آلودگی‌ها نیز خلاصی یابد چرا که تنها با آمرزش و غفران الهی است که انسان از پلیدی‌ها و زشتی‌های گناه پاک می‌گردد و خداوند متعال نیز در قرآن به بندگان خود این‌گونه بشارت می‌دهد: ”قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ”‌(زمر ،53) یعنی ”بگو از رحمت خداوند نومید نشوید، به راستی که خداوند همه گناهان را می‌بخشد، همانا او آمرزنده و مهربان است.”‌ پس ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم که ما را جزو توبه کنندگان واقعی از گناهان قرار داده تا از پلیدی‌ها و زشتی‌های گناه که ما را روسیاه درگاهش نموده است، پاک گرداند.

در روایت آمده است که قلب انسان زنگ می‌زند، همان‌طوری که آهن زنگ می‌زند، پس قلبتان را با استغفار و قرائت قرآن جلا بدهید. همچنین کمک کردن و دستگیری از یتیمان هم زنگار دل را از بین می‌برد

برطرف کردن بوی تعفن روح

در حال حاضر زمانه به گونه‌ای است که طهارت واقعی نداریم و همه چیز شبهه‌ناک است. در طول سال انواع غذاهای حرام و شبهه‌ناک را خورده‌ایم و «ماه رمضان» فرصتی برای شست‌وشوی باطنی است. تناول غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است.

مراد از «کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»، قضا و قدر حتمی الهی است. هر کس در لوح محفوظ  ،قضا و قدری دارد که نمی‌داند صلاح او در آن امر است

قرائت قرآن در هنگام سحر، زنگار دل را از بین می‌برد

«الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ» 

مراد از این عبارت «کثافات و پلیدی گناه» است،  گناه آدمی را کثیف می‌کند و دل را دچار زنگار می نماید. برای اینکه زنگار قلب را از بین ببریم باید سحرها قرآن بخوانیم. در روایت آمده است که قلب انسان زنگ می‌زند، همان‌طوری که آهن زنگ می‌زند، پس قلبتان را با استغفار و قرائت قرآن جلا بدهید. همچنین کمک کردن و دستگیری از یتیمان هم زنگار دل را از بین می‌برد.

 

«وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را در برابر قضا و قدر خویش راضی کند. بنابراین از خدا درخواست می‌کنیم که خدایا مرا بر تقدیر خودت صابر قرار بده! مراد از «کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»، قضا و قدر حتمی الهی است. هر کس در لوح محفوظ ، قضا و قدری دارد که نمی‌داند صلاح او در آن امر است.

انسان در تمام مراحل زندگی برای رشد و ترقی و ارزیابی عملکردش امتحان می‌گردد و کسانی در این امتحان پیروز می‌گردند که بر تقدیرات الهی راضی بوده و بر مشکلات و مصائب صبر نمایند

  

”صبر در مقابل امتحان الهی”‌

خداوند در قرآن می‌فرماید: ” وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ  سوره بقره آیه 155”‌یعنی ”و امتحان می‌کنیم شما را به وسیله‌ای از ترس و گرسنگی و نقصان و ضرر از اموال و خودتان و میوه‌هایتان (در باغ‌ها) و بشارت باد بر صابران”‌ که این آیه نشان دهنده آن است که انسان در تمام مراحل زندگی برای رشد و ترقی و ارزیابی عملکردش امتحان می‌گردد و کسانی در این امتحان پیروز می‌گردند که بر تقدیرات الهی راضی بوده و بر مشکلات و مصائب صبر نمایند.

هنگامی که مصیبتی بر آنان وارد شد، بگویند: ”انا لله وانا الیه راجعون”‌ یعنی همه ما برای خداییم و به سوی او باز می‌گردیم”‌ که خداوند نیز در عوض صبر و ایمان آن‌ها در قرآن می‌فرماید: ”أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ”‌(بقره ،157) یعنی ”آنان گروهی هستند مخصوص به درود و الطاف الهی و رحمت خاص پروردگار و آنان خود هدایت یافتگانند”‌

دل بی‌غم در این عالم نباشد         اگر باشد بنی‌آدم نباشد

در این دنیا هر شخصی به میزان خود دارای غم و مشکل است. {مرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی می فرماید} : استادم (مرحوم شیخ علی اکبر برهان) می‌گفت: اگر یک روز گفتی که من غصه‌ای ندارم، بدان که اجلت نزدیک است! سید بن طاووس به فرزندش می‌گوید: پسرم خانه که می‌سازی، بگذار گوشه‌ای از آن خرابه باشد تا بدون غصه و دغدغه نمانی.

رابطه تنگاتنگی بین تقوا و مصاحبت با نیکان می‌باشد چرا که انسان تقوا پیشه هیچ گاه با بدکرداران و کسانی که معصیت پروردگار خویش را انجام می‌دهند مصاحبت و معاشرت نمی‌کند

یکی از فلسفه‌های روزه ، «تقوا» می‌باشد

«وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را موفق به تقوی کند. تقوا به معنی این هست که اگر کسی از اعمال ما با خبر شود، طوری زندگی کرده باشیم که ناراحت نشویم. ماه مبارک رمضان فرصتی برای تمرین تقوا است.

 ”تقوا و پرهیزکاری”‌

راه تقوا

”ان اکرمکم عندالله اتقکم”‌ یعنی ”به درستی که گرامی‌ترین شما نزد خداوند تقوا پیشه ترین شماست”‌ و برای آنکه ما نزد پروردگار خویش دارای اجر و قربی باشیم باید تقوای الهی را پیشه کنیم که تقوا یک کلام به مفهوم انجام واجبات و ترک محرمات الهی می‌باشد که انسان را به مقام‌های والای دنیوی و اخروی می‌رساند که یکی از آن مقامات این است که انسان تقوا پیشه و پرهیزکار طبق آیه قرآن نزد پروردگار خویش دارای حرمت می‌گردد چنانچه خداوند در تمام امور در دنیا و آخرت او را کفایت می‌کند .

 

«وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که خدایا ما را با خوبان و ابرار هم‌نشین کند. باید به این نکته توجه داشت که با چه کسی هم‌نشین می‌شویم چنانچه در شعری داریم: «با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی تو را پلید کند».

”رابطه تقوا و مصاحبت با نیکان”‌

رابطه تنگاتنگی بین تقوا و مصاحبت با نیکان می‌باشد چرا که انسان تقوا پیشه هیچ گاه با بدکرداران و کسانی که معصیت پروردگار خویش را انجام می‌دهند مصاحبت و معاشرت نمی‌کند چرا که خود خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: «قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ سوره مائده آیه 100» : ”بگو که خبیث و آلوده به کثافات و طاهر و پاکیزه مساوی نمی‌باشند”‌ ...حتی طلاب در زمان قدیم توجه می‌کردند با طلبه‌ای که اهل نماز شب نیست، هم‌حجره نشوند.

 

«بعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین»

خدایا به کمک و یاری خودت این چهار دعای من را مستجاب کن، ای کسی که روشنی چشم فقرا هستی.

نماز شب سیزدهم ماه مبارک رمضان: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست و پنج مرتبه سوره توحید.

گل تقدیم شمانمازهاى شب هاى ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما

 

    **تذکر: برخی موارد به علاوه اصلاحات ،  عبارات ومطالبی در متن فوق  توسط سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی اضافه گردید

 

فرآوری : زهرا اجلال

گروه دین تبیان


منابع :

سایت مفاد

بیانات آیت الله مجتهدی تهران

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=176129

 

**شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان

توسط آیت الله محمدعلی گرامی قمی

ومرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی

**شرح دعای روز اوشرح دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان

           توسط استاد حجت الأسلام جواد محدثی


گل تقدیم شماتفسیر دعاهای روز های ماه مبارک رمضانگل تقدیم شما




تاریخ : دوشنبه 94/4/8 | 6:38 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

میدونیدچراآدم هاوقتی بزرگ می شوندباخودکار می نویسند؟
برای اینکه یاد بگیرند هراشتباهی پاک شدنی نیست.

هیچ می دانید که در قرآن کریم چندبار انسان ها دعوت به تعقل و تفکرشدند؟!!!

49 بار مشتقات کلمه عَقل در قرآن تکرار شده است.(عقل - ویکی فقه)  و 18 بارمشتقات واژه فِکر در قرآن بکار رفته است (تفکر - دانشنامه‌ی اسلامی)

 به علاوه واژه هاى مرتبط با موضوع تفکر وتعقل : نظیر تدبّر، تذکر، تفقه،  اعتبار، نظر ، فراوان در قرآن کریم آمده است.

یکی از راه های بسیار مهم جهت مصونیت از انحرافات واشتباهات تفکر وتعقل است که متاسفانه انسان ها از این سرمایه عظیم به درستی استفاده نمی کنند. انسان های اندیشمند وخردمند در پرتو تعقل وتفکر صحیح در طریق درست ورشد و سعادت وکمال حرکت می نمایند وآدم هایی که از چراغ اندیشه وخِرد وفکر بدورند در وادی بیچارگی وبدبختی وخسارت وزیان وگمراهی گرفتارند.

بزرگی افراد به سن وسال و پول ومال نیست بلکه شرافت وبزرگی اشخاص به اندازه عقل ودرک وفهم آنها است. متاسفانه در جامعه ما چه بسا بزرگی را در مال وجاه ومقام ومنصب وشهرت و ... می پندارند .

چه زیبا سروده است سعدی شیرین سخن:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی

که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد

همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

*سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

هشتم تیر 1394

**********************************************************************

 

جوان و تفکر

 

ارزش فکر (1)

 

هر انسانی در درون خود، گنج‌ های گران‌ بهایی دارد که با بهره‌گیری از فکر و اندیشه، می‌تواند از این گنجینه پر ارزش استفاده کند، ولی متأسفانه برخی افراد، به‌ ویژه جوانان، به جای یافتن این گنج‌های درونی، در جست‌ و جوی گنج‌ هایی هستند که زیر خاک پنهان شده‌اند. شاید آنها نیز اگر می‌ دانستند خداوند گنجینه‌ هایی به مراتب بهتر از آنچه در پی آن هستند، به رایگان در وجودشان قرار داده است، هیچ‌گاه عمر خود را در این راه هدر نمی‌دادند.

انسان‌های خودساخته نیز برای به‌ دست آوردن ارزش‌های واقعی، در دریای فکر و اندیشه غوطه‌ور می‌شوند. امیرمؤمنان، علی علیه السلام در نهج‌ البلاغه می‌فرماید: «مؤمن در افکار خویش غوطه‌ ور است.»(2) او در ژرفای دریای بی‌کران افکار خویش، گوهرهایی می‌یابد که گنجینه‌های طلا توان برابری با آنها را ندارند، و ارزش آنها جاودانه و ابدی است و قیمت حقیقی و ارزش نهایی‌ شان را در آخرت درک می‌کند.

 

پس ای جوان! بدان که غوطه‌ور شدن در فکر و اندیشه ـ نه توهمات ـ روحت را تقویت، و برای دستیابی به گنجینه‌های اسرار، آماده می‌کند. همان‌ گونه که تمرین‌های جسمی، ورزش بدن است و جسم انسان را پرورش می‌دهد، فکر و اندیشه مثبت، روح و روان را ورزیده می‌کند. به دیگر سخن، تفکر، نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است و به‌ وسیله آن، نیروهای باطنی تقویت، و قدرت‌های روحی انسان آشکار می‌شوند. بنابراین تفکر، پرورش‌ دهنده و تکامل‌ بخش روح است.

 

پرواز فکر و اندیشه

 

 اندیشه کردن در حقایق هستی و خو گرفتن به آن، انسان را از عالم وهم و خیال دور می‌سازد و وی را به فردی اندیشمند و حقیقت‌جو تبدیل می‌کند. ازاین‌رو حضرت عیسی علیه السلام سفارش فرموده است: «قلب خود را به فکر کردن و اندیشیدن عادت ده.»

عادت به تفکر، قدرت اندیشه و نیروی تمرکز را بیشتر می‌کند و آنگاه که فکر قوی شود، وهم و خیال ضعیف می‌گردد. در نتیجه، تبلیغات و تلقیتات گمراه‌کننده شیطان و دشمنان دین، بی‌اثر خواهد شد؛ زیرا وقتی انسان به تفکر و تأمل و اندیشه عادت کند، بنیان عقیده و دانش خود را بر همین اساس قرار می‌دهد. به همین دلیل، حضرت علی علیه السلام فرمود: «هیچ علمی همانند تفکر نیست».(3)

انسان‌های بزرگ و خودساخته، با پرواز فکر، سیر اندیشه، و شناخت هستی، بر ایمان و یقین خود می‌افزایند. به همین دلیل، افکارش پویا، پر رونق و روشن است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرمؤمنان، علی علیه السلام فرمود: «از صفات مؤمنان، این است که از جولان فکری برخوردارند».(4)

مؤمنان با پرواز دادن فکرشان، روح خود را متعالی می‌سازند و عالی‌ترین هدف‌ها را برمی‌گزینند و در پی آن، به استوارترین اراده‌ها و قوی‌ترین همت‌ها دست می‌یابند و با پشتوانه فکری قوی، از خداوند بزرگ، موفقیت و رسیدن به اهداف مقدس را می‌خواهند.

تفکر، بر ایمان و یقین شما می‌افزاید. تفکر در مخلوقات جهان و نظام آفرینش، برایمان و یقین انسان می‌افزاید و اعتقاد به وجود خداوند بزرگ را محکم‌تر می‌کند. فکر بشر از درک عظمت جهان هستی، ناتوان است؛ چنان‌که به اعتراف اندیشمندان جهان، هر گاه که به تفکر درباره جهان آفرینش پرداخته‌اند، با جهانی باعظمت و اسرارآمیز روبه‌رو شده‌اند که خود را از درک حقیقت آن عاجز دیده‌اند، ولی نشانه‌ها و آیاتی را در آن مشاهده می‌کنند که احیاکننده قلب‌ها و روشنایی‌بخش دل‌های خردمندان است. آری، بر اثر تفکر پیرامون عظمت جهان هستی، یقین و ایمان به وجود خالقی مقتدر و مهربان، افزایش می‌یابد.

در وصیت‌های حضرت لقمان به فرزندش آمده است:

«فکر خود را در ملکوت آسمان‌ها و زمین‌ و کوه‌ها و آنچه خداوند آفریده است، طولانی کن؛ که این‌گونه اندیشه، قلب تو را از جهت وعظ و نصیحت‌گویی کفایت می‌کند».(5)

تفکر طولانی درباره ملکوت، که لقمان به فرزندش سفارش کرده است، آثاری دارد که اگر انسان توفیق انجام دادن آن را یابد، در آینده‌اش تحولی بزرگ پدید می‌آید؛ زیرا چنین تفکری، اعتقاد و بینشی ایجاد می‌کند که روشنگر سرانجام کار است.

خداوند در قرآن مجید می‌فرماید:

به‌ درستی که در آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف شب و روز، هر آینه نشانه‌هایی است برای صاحبان عقل؛ آنان که خدا را در حال ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان یاد می‌کنند (در هر حالی در یاد خدا هستند) و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند و می‌گویند،‌ پروردگار ما، این [جهان] را باطل نیافریدی، منزهی تو، پس ما را از عذاب جهنم نگه‌‌دار. (آل عمران: 190 و 191)

فکر و اندیشه خردمندان پیرامون آفرینش آسمان‌ها و زمین، بر جنبه ملکی آن اختصاص ندارد، بلکه جنبه ملکوتی را نیز در برمی‌گیرد. تفکر در آفرینش مادی و ملکوتی جهان، بر ایمان و یقین آنها می‌افزاید.

 

تفکر؛ عامل بصیرت و دوراندیشی

 

 اگر انسان به سرانجام کاری که در پی انجام دادن آن است بیندیشد، گرفتار پشیمانی و افسوس‌های کشنده نمی‌شود.

امام علی علیه السلام در گفتاری دل‌نشین می‌فرماید:

«اگر پیش از همه کارهایت، درباره آنها بیندیشی، سرانجام تو در هر امری نیکو خواهد بود؛ زیرا اندیشه در هر کاری، باعث روشن‌ بینی و بصیرت درباره پایان آن کار خواهد شد».

اولیای خدا، مردان بزرگ، مقربان درگاه خداوند متعال، و آنان که به محضر پر فیض خاندان وحی بار می‌یافتند و اصحاب آن بزرگواران، از نعمت دوراندیشی درباره کارهایشان بهر‌ه‌ مند بوده‌اند.

شناخت، هدایت، روشن‌بینی، و آگاهی به حقایق امور، با فکر و اندیشه ملکوتی صورت می‌گیرد. از کلام‌های گهربار حضرت علی علیه السلام است که فرمود: «آن کس که فکر ندارد، روشن‌بینی ندارد.»(6)و به راستی که انسان بی‌فکر، بصیرت ندارد و قلبش تیره است. بنابراین، با فکر و اندیشه درست می‌توان زنگارها را از دل زدود و تیرگی قلب را به صفا، نورانیت و بصیرت تبدیل کرد.

امیرمؤمنان، علی علیه السلام بصیرت و دوراندیشی را از آثار فکر و اندیشه می‌خواند و می‌فرماید: «کسی که بیندیشد، به فرجام امور، بصیرت می‌یابد».(7)

به‌ دست آوردن بینش و بصیرت، که از ویژگی‌های برجسته مردان خدا هستند، بهترین راه برای اندرز دادن به نفس است و مناسب‌ترین وسیله دست یافتن به این دو ویژگی، فکر و اندیشه است. مردان بزرگ در پی تفکر درباره اجتماع و افراد آن و وضعیت فعلی و آینده، به این امور بصیرت می‌یابند.

 

راهنمایی برای سلامت اندیشه

 

دقت و تأمل، فکر را سالم می‌کند. دقت و تأمل در افکار، نقش مهمی در اصلاح آنها، و زدودن اندیشه‌های فاسد دارد. در مناجاتی که فرشته مقرب خداوند، جبرئیل، برای استفاده امت، به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آموخت، می‌خوانیم: «با تفضل خویش، هدایت مرا به من الهام فرمودی و با امیدواری به تو، قلبم را جلا بخشیدی و نیرنگ دشمنم را از عقلم زدودی و با تأمل، فکرم را سالم گرداندی».

اگر در افکار خود تأمل کنید، اندیشه شما در سلامت کامل اوج می‌گیرد. در این هنگام ناخودآگاه بهترین افکار به سراغ شما می‌آید؛ زیرا تأمل، افکار غلط را از میان می‌برد و اندیشه‌های سالم را جایگزین آن می‌کند.

 

تمرکز فکر؛ افزایش قدرت اندیشه

 

برای تفکر و اندیشیدن، باید خاطری آسوده و ذهنی آرام داشت؛ زیرا تشویش خاطر، مانع تمرکز است و آنگاه که اندیشه متمرکز نباشد، قدرتش کاسته می‌شود.

اگر قدرت تمرکز را به دست آورید، دارای اندیشه‌ای قوی می‌شوید؛ زیرا تمرکز، قدرت فکر را چندین برابر می‌کند و به همین دلیل اهمیت و ارزش زیادی دارد. باید راه تمرکز فکری را آموخت و موانع آن را برطرف ساخت.

تمرکز فکر، از حالت روحی انسان سرچشمه می‌گیرد و برای به‌دست آوردن آن و سرعت در این کار، باید مدت‌ها تمرین کنیم.

 

______________________________________

1ـ مرتضی مجتهدی سیستانی ، اسرار موفقیت ، صص 23 ـ 39 ( با تلخیص و تغییر ) .

2 ـ نهج البلاغه ، کلمات قصار 335 .

3 ـ همان ، کلمات قصار 109.

4 ـ بحارالانوار ، ج 67 ، ص 310 .

5 ـ بحارالانوار ، ج 13 ، ص 431 .

6 ـ شرح غرر الحکم ، ج 6 ، ص 401 .

7 ـ همان ، ج 5 ، ص 324.

http://almonji.com/fa/node/744

*****************************************************

کلیک کنید:عقلانیت وکرامت انسان




تاریخ : دوشنبه 94/4/8 | 5:48 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی