آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
خطر بی آبی درکمین - دعاکنیم-گناه نکنیم
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
دولت وملت به داد آب برسند
آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب-آب ...
![]() ? مقدمه: آب از دیرباز و از بدو پیدایش حیات ،نقش اساسی در ادامه زندگی و طبیعتاً درموجودیت انسان ایفا کرده است. نقش آب در پیدایش و رشد حیات در نظریههای علمی نیز مدتها مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و امروزه همه در آن اتفاق نظر دارند. آب همچنین بشر را به ایجاد شاهکارهای فوق العاده مهندسی سوق داده است وساخت آبـراههای سنـتی در دوران اوج قدرت امپراتوری روم وایران، ساخت سد های کوچک ،حمامهای عمو می ،چاهها و قنوات باقی مانده و لوله کشی های سفالینی مصداقی از شاهکارهای فوق می باشند . در طول تاریخ اب عامل مهمی در شکل دادن به روش زندگی بشر توسعه تکنولوژی ،زبان، وفرهنگ بوده است. مع الوصف هزاران سال است که انسان به طریق مختلف با انجام فعالیتهای کشاورزی و صنعتی و… به راحتی اب این نعمت مقدس خداوندی را الوده می نماید .رشد روز افزون جمعیت و بدنبال ان افزایش نیاز به امکانات و مواد اولیه باعث شده است که آبهای زیر زمینی وسطحی با مواد شیمیایی جدیدی آلوده شده و با گذشت زمان مخازن اب سالم وگوارا به تدریج آلوده شده و کیفیت آب بخصوص منابع محدود آب شیرین کاهش یابد.هدف ازمقاله مروری براهمیت وارزش آب ازنظراسلام وقرآن کریم است. ? مواد وروشها: این مطالعه بااستفاده ازمقالات،کتابها،سایتهای اینترنتی ونیز بااستفاده ازآیات قرآن کریم جمع آوری شده است ? یافته ها: در بیشتر ادیان ازجمله اسلام،مسیحیت ویهودیت آب ماده پاک کننده محسوب می شود.در دین اسلام تنها پس از وضو گرفتن(شستن بخش هایی از بدن با آب پاک) می توان فریضه نماز را بجا آورد. دخالت درجریان طبیعی آبها درجهان اسلام از روزگار ی که مردم این سرزمینها پی به ارزش کشاورزی برده اند اغاز شد و اثار این گونه دخالتها در بین النهرین و حاشیه دجله و فرات از هزارهای ششم پیش از میلاد بدست امده است. ظاهرا قدیم ترین نوشته در باره سدهای آب همان است که در (عهد عتیق )درباره برکه حضرت سلیمان ع آمده است . این برکه ها در جنوب بیت اللّحم جای داشته است و هدف از ایجاد آنها این بوده که آب باران در آنها جمع شده و از قنات مخصوصی به اورشلیم جاری می شد . در قران مجید هم ذکری از عرِم به میان امده است (فاز سلنا علیهم سیل العرم – سباء آیه 16)این ظاهرا همان سدی بود که ذوالقرنین در میان دو کوه با سنگ و قیر ساخته بود تا آب باران در آن جمع شود .در سالها ی اولیه فتح ایران فاتحان عرب آب شناسان آزموده ایرانی را از سیستان به مکه برده تا در اطراف شهر مزارع کشاورزی احداث نمایند در ابتدا وسرآغاز بخش عبادات فقیهان مبحث طهارت را مطرح می کنند وبه بررسی احکام انواع آبها می پردازند که خود نشان دهنده اهمیت این موضوع می باشد ومی توان گفت مدخل وسر آغاز مباحث فقهی با روشنی وطراوت آب شادابی می یابد.(5) اهمیت وجایگاه آب درقرآن ازسویی ومفهوم عینی آن برای انسان ها وملموس بودن آن ودرعین حال لطافت وطراوت آن از سویی دیگر موجب شده است تا درقرآن کریم از برای بیان مفاهیم عالی درقالب تشبیه وتمثیل استفاده شود.(6) با توجه به این که دین مقدس اسلام از کوچکترین مسائل زندگی بشر فروگذار ننموده و آیات مقدس قرآن کریم به صورت مکرر نسبت به اهمیت این ماده در زندگی بشر اشاره نموده، با نگاه اجمالی به آیات قرآن کریم اشارات خداوند متعال به آب را بررسی مینماییم. در 33 آیه از قرآن کریم خداوند میفرماید: بعد از خلقت آسمانها و زمین ما آب رافرو فرستادیم تا زمین مرده را زنده نماید و آب را مایه حیات و منشاء تمامی گیاهان و حیوانات و مایه هستی میداند آیات فوق عبارتند از: سورههای نحل آیه 10، ق آیه 9، نحل آیه 65، نمل آیه 60، عنکبوت آیه 63، روم آیه 24، مرسلات آیه 27، اعراف آیه 57، یونس آیه 24، هود آیه 7، ابراهیم آیه 32، حجر آیه 22، بقره آیه 164، فصلت آیه 27، زخرف آیه 11، کهف آیه 45، طه آیه 53، حج آیه 5، حج آیه 63، مؤمنون آیه 18، اعراف آیه 48، عبس آیه 25، نباء آیه 14، لقمان آیه 20، فاطر آیه 27، زمر آیه 21، انبیاء آیه 30، ملک آیه 30، نور آیه 45، فرقان آیه 53، سجود آیه 8، مرسلات آیه 20، طارق آیه 6. 1) در قرآن به خاطر تقرب فوق العاده آب وزندگی وحیات درچندین مورد حیات انسانها وزندگی به آب نازل گشته از آسمان تشبیه شده است درآیه45 سوره کهف خداوند حیات وزندگی آدمیان را به آبی تشبیه نموده که از آسمان فرود می آید وموجب ونمو نباتات می گردد وسپس دوران کوتاه حیات نباتی آن به انجام وپایان می رسد.نکته بسیار زیبا درهمان اصل تشبیه است که حیات،آب است وآب،حیات است. رویش ورشد نیز از برکات همین آب حیات است.نقش محوری آب درحیات وزندگی بشریت موجب گردیده است که خداوند سبحان خواندن خویش ونحوه خدا خوانی را به نوعی به آب تشبیه نماید وباطل جویان وگمراهان رابه کسانی تشبیه سازد که به سوی آب دست دراز می کنند تاقدری از آن را به لبان تشنه خویش رسانند اما هرگز کامشان سیراب نمی گردد در آیه 14 سوره رعد به این موضوع اشاره شده است.(6) امروزه انسان در کنکاش و جستجو در سایر کرات قبل از هر چیز به دنبال وجود و عدم وجود آب میباشد. آخرین تحقیقات انجام شده در کره مریخ بیانگر این است که زمانی رودهایی از آب در آن جریان داشته و لذا امکان زندگی در آینده در کره مریخ و سایر کرات توسط دانشمندان در حال بررسی است. کره زمین تنها سیاره منظومه شمسی است که در سطح آن بقدری آب وجود دارد که اقیانوسها بوجود آمدهاند و 71% کره زمین به وسیله آب پوشیده شده است. کل تاریخ زمین با تاریخ اقیانوسها پیوند داشته است. اقیانوسها اعمال اساسی سطح زمین را تنظیم میکنند. آنها منابع اصلی آبهایی هستند که در روی سطح زمین به صورت باران و برف بارش میکند. باتوجه به ظرفیت حرارتی زیاد آب، اقیانوسها یکی از مهمترین تنظیمکنندگان وضع آب و هوا میباشد. در کره زمین بجز هوا هیچ ماده شیمیایی دیگری به اندازه آب برای ادامه حیات اهمیت ندارد و هیچ ماده دیگری به اندازه آب جزء محیط فیزیکی زمین محسوب نمیشود. بخار آن تشعشعات را جذب میکند تا تعادل حرارتی مناسبی برای محیط زندگی ما بوجود آورد و به صورت مایع موجب فرسایش خاک و شکل گرفتن کره زمین میشود خاک مفید تولید میکند مواد معدنی و شیمیایی دفعی از فعالیتهای صنعتی و کشاورزی را در خود حمل و بهترین وسیله دفع مواد فوق بوده و خواهد بود. اگر امروزه انسان قرن بیست و یکم به این نکته پی برده است که یکی از نتایج ناگزیر رشد صنعت و تکنولوژی و جوامع انسانی آلودگی روز افزون منابع آب سطخ و زیرزمین میباشد و به صورت یک فاجعه زیست محیطی در حال بروز است دهها قرن قبل در کتاب آسمانی دین مبین اسلام خداوند متعال به اهمیت و ارزش این ماده حیاتی به دفعات و به عناوین مختلف اشاره فرموده و پیرامون آن احادیث و روایات مختلفی از ائمه معصومین نقل شده است... در دنیای کنونی یکی از شاخصهای توسعه همه جانبه جوامع وجود منابع آب میباشد. خشکسالیها و کمبود روزافزون آب در بسیاری از نقاط دنیا، بشر را به تعمق بیشتر و پی بردن به ارزش این اده حیاتی وادار نموده و بسیاری از برنامهریزیهای اساسی کشورها در خصوص استفاده بهینه و صحیح از این تعمت خداوند میباشد. 2) خداوند متعال در آیه 43 سوره نساء و آیه 6 سوره مائده سفارش مینماید که برای طهارت و تطهیر شدن و آماده شدن برای عبادت خداوند از آب استفاده نماییم.یعنی خداوندآب را عامل وابزار اصلی طهارت قرار داده است. در آیه ای خداوند میفرماید:وآبی از آسمان برایتان فرستاده شد تا شما را با آن پاک کند وپلیدی شیطان را از شما دور سازد. دراین آیه نقش پاگیزگی وطهارت بخشی آب توام با تاکید اشاره شده است.در اسلام نماز رکن اصلی دینداری وراهکار عمده ارتباط مخلوق وخالق بوده وقدم اول در برپایی نماز انجام وضو می باشد یعنی این عبادت عظیم ومهم مدخلش آب وطهارت با آب است وگویا برای ارتباط با خدواند بوسیله نمازهم، احتیاج به شادابی وطراوت بخشی این پدیده عظیم واین نعمت بزرگ الهی است.(5) آب ماده فوقالعادهای است که در کلیه خواص فیزیکی و شیمیایی خود نسبت به ترکیبات مشابه فوقالعاد میباشد. یکی از خواص قابل توجه و مفید آب قابلیت بینظیر آن به عنوان حلال است در حقیقت آب را یک حلال جهانی مینامند زیرا بسیاری از مواد شیمیایی شناخته شده در جهان در مقادیر مختلف در آن محلول میباشند و پس از عمل انحلال هیچگونه تغییری در خصوصیات شیمیایی آن حاصل نمیشود. هنوز با پیشرفت علم و تکنولوژی آب به عنوان یکی از پاککنندههای اصلی و قابل توجه از دیدگاه بشری میباشد و هیچ ماده دیگری را نتوانستهاند جایگزین آن نمایند و لذا ما مسلمانان مفتخریم که در کتاب آسمانی ما این ویژگی منحصربه فرد آب دقیقاً بیان گردیده و در کتب و رسالههای توضیحالمسائل مجتهدین عالیقدر شیعه در احکام طهارت و مطهرات، آب به عنوان تطهیر کننده اصلی عنوان گردیده است. 3) در سوره بقره آیه 74 خداوند متعال راجع به قساوت دل گروهی از انسانها به جوشش آب اشاره مینماید که از پارهسنگها نهرها ( چشمهها) میجوشد ولی دل بعضی از انسانها از سنگ سختتر است. از آیه فوق یک نکته علمی و یک نکته اخلاقی استنباط میشود: الف) نکته علمی:همانگونه که میدانیم حجم آب در اثر جامد شدن افزایش مییابد و وزن مخصوص آن یا دانسیته آن کاهش پیدا میکند (یخ روی آب شناور میماند) با دارا بودن این خاصیت آب مانند گوهای عمل میکند که قطعات کوچک و بزرگی از سنگها و صخرهها را در اثر نفوذ و یخ زدن جدا کرده و عملی شبیه فرسایش انجام میدهد. همچنین آبهای زیرزمینی قادرند که عناصر موجود در مسیر خود را از جمله سنگهای رسوبی را حل نماید اعمال فوق ممکن است در پارهای از نقاط سبب جوشش و ظهور آب از میان سنگها و صخرهها گردد و لذا در آیه فوق بنظر میرسد به این قدرت ویژه آب اشاره شده است. ب) نکته اخلاقی: احتمالاً به آثار گناه و معصیت اشاره میکند که منتج به قساوت قلب انسانها گردد و لذا خداوند در آیه فوق میفرماید دلهایتان چون سنگ و یا سختتر از آن شده است و این هشدار بسیار مهم به انسانها و نتیجه عواقب نافرمانی خداوند را بیان میکند. 4) در سورههای بقره آیه 22، انعام آیه 99، جن آیه 16 خداوند آب را نعمتی فرستاده از آسمان و مایه برکت و منشاء روزی بشر معرفی مینماید. امروزه با توجه به روشهای مختلف برداشت آبهای زیرزمینی، بشر همچنان منشاء آب را در هر منطقهای نزولات جوی میداند و ایجاد باران مصنوعی نمونهای از تلاش انسان در راستای هدف فوق میباشد و در آیات موصوف به صورت غیر مستقیم لزوم جستجوی انسان و کسب آب از طریق جو را اشاره مینماید. 5) در پنج آیه خداوند به اهمیت و قداست آب اشاره مینماید که آب گوارا را برای دوزخیان حرام گردانیدیم و بهشتیان از این نعمت استفاده مینمایند. آیات فوق عبارتند از سورههای اعراف آیه 50، ابراهیم آیه 16، واقعه آیه 68، کهف آیه 29، محمد آیه 15 در آیات مذکور به ارزش والای این نعمت خداوندی اشاره مینماید که در آخرت نیز یکی از پاداشهای انسان جاودانه و بهشتی خوردن آب گوارا می باشد و لذا لازم است در حفظ و پاسداری از منابع محدود آب شیرین کوشا بوده و از آلوده نمودن این ماده حیاتی خودداری نماییم تا به عقوبت کفران نعمت خداوند دچار نشویم. 6) چرخه آب :در آیه 17 سوره رعد، از آب به عنوان یک نعمت باقی و پایدار بر روی زمین اشاره میگردد. در این آیه چرخه آب در جهان بازگو میشود. دانشمندان علم هیدرولوژی ثابت کردهاند که در طبیعت چرخه (سیکل) جاودانهای وجود دارد به نام چرخه آب که در اثر آن آب از سطح دریاها و اقیانوسها تبخیر میشود و به صورت باران و برف به زمین باز میگردد و تا آنجا که دانش امروزه نشان میدهد هیچ دلیلی برای خارج شدن بخار آب ازجو زمین و وارد شدن به فضای کیهانی وجود ندارد و اگر چنین پدیدهای رخ میداد باعث کاهش ذخیره هوا و آب در کره زمین میشد و بدین ترتیب حجم کل آب در کره زمین ثابت است و چه زیبا در آیه قوق به این نکته جالب اشاره شده است. 7) در آیات 11 و 12 سوره قمر و آیه 11 سوره حامه خداوند میفرماید که قومهای ستمگر مانند قوم نوح رابا آب به هلاکت رساندیم. به عبارتی خداوند اقوام سرکش و عصیانگر را با همین نعمت که سبب بقاء و منشاء حیات موجودات است به مجازات میرساند. ? نتیجه گیری: 1) با توجه به بند 1یافته هاخداوند آب را مایه حیات و منشاء تمامی گیاهان و حیوانات و مایه هستی میداند وهمچنین حیات وزندگی آدمیان را به آبی تشبیه نموده که از آسمان فرود می آید وموجب نمو نباتات می گردد وسپس دوران کوتاه حیات نباتی آن به انجام وپایان می رسد.نکته بسیار زیبا درهمان اصل تشبیه است که حیات،آب است وآب،حیات است. 2) باتوجه به بند2یافته ها خداوندآب را عامل وابزار اصلی طهارت قرار داده است و نقش پاگیزگی وطهارت بخشی آب توام با تاکید اشاره شده است . 3) باتوجه به اشاره خداوند مبنی براینکه آب به عنوان یک نعمت باقی و پایدار بر روی زمین میباشد وبه چرخه آب اشاره دارد پس عدم آلوده نمودن این نعمت والای خداوند با عنایت به چرخش مداوم آن وتجمع آلودگیهای مختلف بویژه شیمیایی ازجایگاه والایی برخورداراست. 4) باتوجه به بند5 یافته ها خداوند اشاره می فرماید در آخرت نیز یکی از پاداشهای انسان جاودانه و بهشتی خوردن آب گوارا می باشد و لذا لازم است در حفظ و پاسداری از منابع محدود آب شیرین کوشا بوده و از آلوده نمودن این ماده حیاتی خودداری نمائیم تا به عقوبت کفران نعمت خداوند دچار نشویم ومبادا با همین نعمت که سبب بقاء و منشاء حیات موجودات است به عذاب الهی گرفتار شویم. |
نویسندگان: محمدجوادمحمدی*، دکترمحمدمهدی امین** *کارشناس بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان-عضوانجمن متخصصان محیط زیست ایران **عضوهیئت علمی گروه بهداشت محیط- دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان منابع: 1- راهنمای آب – تألیف دکتر عباس کمالیزاده – انتشارات ایران علمی – سال 1364 2- آب شناسی – تألیف دکتر محمدرضا غفوری و دکتر سیدرضا مرتضوی – انتشارات دانشگاه تهران سال1367 3-دائره المعارف بزرگ اسلامی – جلداول – انتشارات مرکز دائره المعارف اسلامی 4-قرآن کریم 5-http://www.m.narjes.org/maaref/ghoraan/golchin/golchin4.htm 6- http://www.m.narjes.org/maaref/ghoraan/golchin/golchin2.htm |
http://vista.ir/article/278841 |
زندگینامه امام جواد (ع)
1.حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )
2. شهادت حضرت جواد (ع )
3.زنان و فرزندان حضرت جواد (ع )
حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت . نام نامی اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند : رضی و متقی نیز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر می باشد . مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت . مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد . " از اینجا بود که مأمون نخستین کاری که کرد ، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دایمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دایمی که امام جواد (ع ) از ناحیه این مأمور خانگی برده است ، در تاریخ معروف است " . از روشهایی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار می بست ، تشکیل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی می خواستند از این راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نیز چنین روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمی دانست که مقام ولایت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زیادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غیر اسلامی در میدان رشد و نمو یافته بودند و دانشمندان بزرگی در این دوران ، زندگی می کردند و علوم و فنون سایر ملتها پیشرفت نموده و کتابهای زیادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گردید و با سرمایه خدایی امامت که از سرچشمه ولایت مطلقه و الهام ربانی مایه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعلیم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسیاری پاسخ گفت . برای نمونه ، یکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زیر نقل می کنیم : " عیاشی در تفسیر خود از ذرقان که همنشین و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل می کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسیار گرفته و پریشان حال به نظر رسید . گفتم : چه شده است که امروز این چنین ناراحتی ؟ گفت : در حضور خلیفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جریانی پیش آمد که مایه شرمساری و خواری ما گردید . گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقی را به حضور خلیفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خلیفه طریقه اجرای حد و قصاص را پرسید . عده ای از فقها حاضر بودند ، خلیفه دستور داد بقیه فقیهان را نیز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خلیفه از ما پرسید : حد اسلامی چگونه باید جاری شود ؟ من گفتم : از مچ دست باید قطع گردد . خلیفه گفت : به چه دلیل ؟ گفتم : به دلیل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کریم در آیه تیمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم . بسیاری از فقیهان حاضر در جلسه گفته مرا تصدیق کردند . یک دسته از علماء گفتند : باید دست را از مرفق برید . خلیفه پرسید : به چه دلیل ؟ گفتند : به دلیل آیه وضو که در قرآن کریم آمده است : ... و ایدیکم الی المرافق . و این آیه نشان می دهد که دست دزد را باید از مرفق برید . دسته دیگر گفتند : دست را از شانه باید برید چون دست شامل تمام این اجزاء می شود . و چون بحث و اختلاف پیش آمد ، خلیفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی کرد و گفت : یا اباجعفر ، شما در این مسأله چه می گویید ؟ آن حضرت فرمود : علمای شما در این باره سخن گفتند . من را از بیان مطلب معذور بدار . خلیفه گفت : به خدا سوگند که شما هم باید نظر خود را بیان کنید . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند می دهی پاسخ آن را می گویم . این مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بیان کردند خطاست . حد صحیح اسلامی آن است که باید انگشتان دست را غیر از انگشت ابهام قطع کرد . خلیفه پرسید : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زیرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود باید بر هفت عضو از بدن انجام شود : پیشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه یا مرفق یا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمی ماند ، و در قرآن کریم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نباید آنها را ببرد . معتصم از این حکم الهی و منطقی بسیار مسرور شد ، و آن را تصدیق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند . ذرقان می گوید : ابن ابی دؤاد سخت پریشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خلیفه رد شده است . سه روز پس از این جریان نزد معتصم رفت و گفت : یا امیرالمؤمنین ، آمده ام تو را نصیحتی کنم و این نصحیت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری می گویم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکیل می دهی تا یک مسأله یا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهایی که در حضور تو می شود هستند ، و چون می بینند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه می کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل می گردد ، و پایه های قدرت و شوکت تو متزلزل می گردد . این بدگویی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد این مشعل نورانی و این سرچشمه دانش و فضیلت را خاموش سازد . این روش را - قبل از معتصم - مأمون نیز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار می برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکیل مجالس مناظره زد و از جمله از یحیی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهایی کند ، شاید بتواند از این راه به موقعیت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه این مناظرات سربلند درآمد . روزی از آنجا که " یحیی بن اکثم " به اشاره مأمون می خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نیز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسیار کرد و آنگاه از یحیی خواست آنچه می خواهد بپرسد . یحیی که پیرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه می فرمایی مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت می خواهد بپرس . یحیی بن اکثم پرسید : اگر کسی در حال احرام قتل صید کرد چه باید بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آیا قاتل صید محل بوده یا محرم ؟ عالم بوده یا جاهل ؟ به عمد صید کرده یا خطا ؟ محرم آزاد بوده یا بنده ؟ صغیر بوده یا کبیر ؟ اول قتل او بوده یا صیاد بوده و کارش صید بوده ؟ آیا حیوانی را که کشته است صید تمام بوده یا بچه صید ؟ آیا در این قتل پشیمان شده یا نه ؟ آیا این عمل در شب بوده یا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده یا احرام حج ؟ یحیی دچار حیرت عجیبی شد . نمی دانست چگونه جواب گوید . سر به زیر انداخت و عرق خجالت بر سر و رویش نشست . درباریان به یکدیگر نگاه می کردند . مأمون نیز که سخت آشفته حال شده بود در میان سکوتی که بر مجلس حکمفرما بود ، روی به بنی عباس و اطرافیان کرد و گفت : - دیدید و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختید ؟ سپس بحث را تغییر داد تا از حیرت حاضران بکاهد . باری ، موقعیت امام جواد (ع ) پس از این مناظرات بیشتر استوار شد . امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعلیم حقایق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که : هر یک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمیر بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبیب اوس طائی - شاعر شیعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی و فضل بن شاذان نیشابوری که در قرن سوم هجری می زیسته اند . اینان نیز ( همچنانکه امام بزرگوارشان همیشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه ای مورد تعقیب و گرفتاری بودند . فضل بن شاذان را از نیشابور بیرون کردند . عبدالله بن طاهر چنین کرد و سپس کتب او را تفتیش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحید و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت می خواهم عقیده سیاسی او را نیز بدانم . ابوتمام شاعر نیز از این امر بی بهره نبود ، امیرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترین شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاریخ ادبیات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند . اگر کسی شعر او را برای آنان ، بدون اطلاع قبلی ، می نوشت و آنان از شعر لذت می بردند و آن را می پسندیدند ، همین که آگاه می شدند که از ابوتمام است یعنی شاعر شیعی معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور می دادند که آن نوشته را پاره کنند . ابن ابی عمیر - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نیز در زمان هارون و مأمون ، محنتهای بسیار دید ، او را سالها زندانی کردند ، تازیانه ها زدند . کتابهای او را که مأخذ عمده علم دین بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدین سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضیلت رفتار می کرد و چه ظالمانه !
شهادت حضرت جواد (ع )
این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و روایاتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید . امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت این امر - همچنان که اشاره کردیم - این اندیشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شود . از این جهت ، درصدد تحریک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان می نهد . این دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش ، تسلیم گردید . آنگاه این دو فرد جنایتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سیاه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعریف و توصیف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد . امام جواد (ع ) مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چیزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشیمان و گریان شد ، اما پشیمانی سودی نداشت . حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گریه می کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بیفتی که نتوانی از آن نجات بیابی . در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهای دیگری هم نقل شده است .
زنان و فرزندان حضرت جواد (ع )
زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندی نداشت . حضرت امام محمد تقی زوجه دیگری مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربیه داشته است . فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدین شرح : 1 - حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) 2 - ابواحمد موسی مبرقع 3 - ابواحمد حسین 4 - ابوموسی عمران 5 - فاطمه 6 - خدیجه 7 - ام کلثوم 8 - حکیمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلومیت داشت . بدخواهان نگذاشتند این مشعل نورانی نورافشانی کند . امام نهم ما در آخر ماه ذیقعده سال 220ه . به سرای جاویدان شتافت . قبر مطهرش در کاظمیه یا کاظمین است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسی بن جعفر (ع ) زیارتگاه شیعیان و دوستداران است .
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=42771&BiogId=11 تبیان
شناسنامه امام محمد تقی سلام الله علیه
امام نهم |
مقام: |
محمّد |
نام: |
جواد، التقی |
لقب: |
ابو جعفر |
کنیه: |
علی |
نام پدر: |
خیزران |
نام مادر: |
10 رجب سال 195 ه ق |
روز ولادت(ه ق): |
23 فروردین سال 190 ه ش |
روز ولادت(ه ش): |
مدینه-عربستان سعودی |
مکان ولادت: |
محمّد امین |
سلاطین زمان تولّد: |
17 سال |
مدت امامت(ه ق): |
25 سال |
مدت عمر(ه ق): |
30 ذیقعده سال 220 ه ق |
روز شهادت(ه ق): |
8 آذر سال 214 ه ش |
روز شهادت(ه ش): |
معتصم |
فرمانروایان زمان: |
معتصم |
قاتل: |
کاظمین-عراق |
محل دفن: |
4 |
فرزند پسر: |
7 |
فرزند دختر: |
نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام
آگاهیهای تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای " حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.
و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا علیه السلام به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا علیه السلام چنین بر می آید که امام جواد علیه السلام آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.
هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.
بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال204- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.(1) افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.
از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.(2) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته"؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.
مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.(3) این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده است.
مکتب علمى امام جواد علیه السلام
مىدانیم که یکى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آنها است. این پیشوایان بزرگ هرکدام درعصر خود فعالیت فرهنگى داشته در مکتب خویش شاگردانى تربیت مىکردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مىکردند، اما شرائط اجتماعى و سیاسى زمان آنان یکسان نبوده است، مثلا در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام شرائط اجتماعى مساعد بود و به همین جهت دیدیم که تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق علیه السلام بالغ برچهار هزار نفر مى شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسکرى علیه السلام به دلیل فشارهاى سیاسى و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و ازاین نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مکتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق علیه السلام کاهش بسیار چشمگیرى را نشان مىدهد.
بنابراین اگر مىخوانیم که تعداد راویان و اصحاب حضرت جوادعلیه السلام قریب صد و ده نفر بودهاند (4) و جمعا 250 حدیث از آن حضرت نقل شده (5) ، نباید تعجب کنیم، زیرا از یک سو، آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و کنترل سیاسى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنج سال عمر نکرد!
درعین حال، باید توجه داشت که در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهرههاى درخشان و شخصیتهاى برجستهاى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند که هر کدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مىرفتند، و برخى داراى تالیفات متعدد بودند.
از طرف دیگر، روایان احادیث امام جوادعلیه السلام تنها در محدثان شیعه خلاصه نمىشوند، بلکه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل کردهاند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل کرده است. (6) هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذى» در کتاب «معالم العترة الطاهرة» (7) و مؤلفانى نیز مانند: ابو بکر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل کردهاند. (8)
نحوه شهادت حضرت
درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمده است.(9)
فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال 220، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها 25 سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.
مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است.(10) بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.(11)
پاره ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است.(12) در حالی که منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.(13) ابن صبّاغ نیز با عبارت" اِشخاص المعتصم له من المدینة"(14) این مطلب را تأیید کرده است.
مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود.(15) ام فضل پس از شهادت امام، به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست.(16) این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد علیه السلام از دو جهت ناکام مانده بود:
نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد.
دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت .ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمود، ولی مأمون در جواب او نوشت:
ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایتها نکن.(17) به هر حال، ام فضل پس از مرگ پدر، امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آن، نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است.(18) و بالاخره امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است .
پی نوشت ها
1- الحیاة السیاسیة للامام الجوادعلیه السلام، ص 65.
2- الارشاد، ص 319.
3- همان، صص319-320.
4- شیخ طوسى، رجال، الطبعة الاولى، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1381 ه. ق، ص 397-409. مؤلف «مسند الامام الجواد» تعداد یاران و شاگردان امام جواد را 121 نفر مىداند (عطاردی، شیخ عزیز الله، مسند الامام الجواد، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضاعلیه السلام، 1410 ه. ق) و قزوینى آنها را جمعا 257 نفر مىداند (قزوینی، سید محمد کاظم، الامام الجواد من المهد الى اللحد، الطبعة الاولى، بیروت، مؤسسة البلاغ، 1408 ه. ق)
5- آقاى عطاردى در مسند الامام الجواد با احصائى که کرده مجموع احادیث منقول از پیشواى نهم را در زمینههاى مختلف فقهى، عقیدتى، اخلاقى، و... ، تعداد مذکور در فوق ضبط کرده است.
6- تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتاب العربی،ج3، صص54 و55.
7- امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات،1403 ه. ق،ج2، ص 35.
8- ابن شهرآشوب،قم،المطبعة العلمیة،ج 4، ص384.
9- الکافی، ج1، صص492-493.
10- الارشاد، ص 326.
11- تاریخ گزیده ، صص 205-206.
12- الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص 103؛ شذرات الذهب، ج2، ص 48.
13- بحارالانوار، ج50، ص8.
14- الفصول المهمه، ص 275.
15- مروج الذهب، ج3، ص 464.
16- الائمة الاثنی عشر، ابن طولون ص 104، الفصول المهمه، ص 276. ام فضل، خواهرزاده معتصم بود.
17- الارشاد، ص 323.
18- الکافی، ج 1، ص 323.
http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/imamjavad/Shahadat/83/zendeginameh.aspx
وبگاه شهید آوینی
جایگاه مسجد در قرآن و روایات
همه مذاهب الهی و آسمانی و بسیاری از مکتب های بشری که تکیه گاه اجتماعی داشته اند، انتخاب و تعیین مکانی را به عنوان یک پایگاه خاص جهت انجام برنامه ها و مراسم مخصوص خود لازم می دانسته و وجود آن را برای پیروان خود یک امر مسلم و ضروری تلقی می کرده و جزء اولین برنامه های خود می دانسته اند و در صورت نداشتن چنین پایگاهی خود را ضعیف و بی تکیه گاه و شکست خورده و پیروان خود را بدون تکیه گاه و پراکنده می پنداشتند و بر این اساس می بینیم حتی بت پرستان نیز پایگاهی برای خود انتخاب کرده و بت های خود را در آن محل خاص جمع می کردند و برای انجام مراسم خاص خود (پرستش، نذر، دعا، مدیحه سرایی و خواندن اشعار ) به آنجا می رفتند.
مسیحیان به کلیسا یا کلیسه و یهودیان به کنیسه یا کنیسا و زرتشتیان به آتشکده که پرستشگاه آنان است، می رفتند. گوشه گیران و زاهدان نصاری که آنها را راهبان نیز می گویند به صومعه و دراویش و متصوفه در مکانی به نام خانقاه یا خانقه گرد هم جمع می شدند. از آنجایی که اسلام یک مکتب جهانی و جاودانی است و داعیه هدایت و رهبری بشریت را دارد از ضرورت وجود یک مکان مشخص و پایگاه استوار در رابطه با عرضه قوانین خود و تعلیم و ارشاد مردم در تشکیل نظام اجتماعی عادلانه، غافل نمانده و لزوم بناء آن را به همه مردم وپیروان خود ابلاغ نموده است. این پایگاه که از مظاهر شکوه و عظمت اسلام به حساب می آید مسجد نام دارد. نامی که نمودار عبودیت و بندگی انسان در برابر خداست.
واژه مسجد از باب (سجد یسجد) مصدر میمی و یا اسم زمان و مکان است و بر وزن مشرق و مغرب می باشد. مسجد به معنی سجده گاه، مکان سجده می باشد. اما در قرآن و تمدن اسلامی، مسجد نه به مکانی گفته می شود که عبادتگاه مومنان است. وجه تسمیه عبادتگاه مسلمانان به مسجد از آن روی است که سر به سجده نهادن مظهر و نمود اوج فروتنی و کرنش در برابر خداست. از این رو در اسلام محل عبادت را مسجد نامیده اند.
پایگاه مقدس و عظیمی چون مسجد با اماکنی مشابه آن که در سایر مذاهب مطرح است اصلا قابل مقایسه نیست، اماکنی چون کلیسا، کنیسه، خانقاه، آذرکوه، دیر، محیطهای بی روح و مرده و محل انجام مراسم تشریفاتی و گاهی توأم با فساد، همانند: شراب، رقص، آواز و غنا و... و در واقع اماکن بزم هستند تا یک عبادتگاه و جایگاه توحید و یکتاپرستی.
کلمه مسجد حدود 28 مورد در قرآن ذکرشده، 22 بارب ه صورت مفرد (مسجد) و 6 بار به صورت جمع (مساجد) آن 22 موردی که مفرد آمده 15 موردش مقید به قید(الحرام) است که مراد از همه آنها همان مسجد مخصوص و معروف و مقدس مسجدالحرام در مکه می باشد و یک مورد هم مقید به قید (الاقصی) که مراد از آن اولین قبله گاه مسلمانان مسجدالاقصی در بیت المقدس می باشد. یک مورد دیگر به قید اضطرار، مقید گشته که مقصود همان مسجد معروف ضرار است که به دست منافقان در مدینه ساخته شده بود. بنابراین حکمه مسجد به صورت مفرد از 22 مورد، 17 موردش در قرآن مقید به این سه قیدی که بیان گردید، (الحرام، الاقصی، ضرار) و 5 موردش به صورت مطلق و بدون قید آمده، اما کلمه مساجد که 6 مورد از قرآن مجید به چشم می خورد سه مورد از آن نیز مقید اما به قید (الله) به این عبارت (مساجد الله) و سه مورد دیگر به طور مطلق بیان گردیده است.
در مجموع 15 آیه در قرآن اختصاص به مسجدالحرام دارد که آیات 144 و 149 و 150 سوره بقره در رابطه با تغییر قبله است و از مجموعه آیات مربوط به مسجدالحرام چند آیه در رابطه با برنامه حج است، از آن جمله آیه 196 از سوره بقره و آیه 25 سوره فتح و آیه 27 سوره فتح. و آیات 217 سوره بقره و آیات 191 تا 194 سوره بقره و سوره مائده آیه 2 و سوره انفال آیه 34 و آیه 28 سوره توبه و سوره توبه آیه 19 که مربوط به مسجدالحرام می باشد در رابطه با قتال و جنگ با مشرکان است. در مجموعه آیات قرآن در ارتباط با مسجد دو آیه در رابطه با مسجدالاقصی به چشم می خورد، که در سوره اسراء می باشد. و اشاره به معراج پیامبر (ص) دارد.
ساختن مسجد، از مستحبات مؤکد است و پاداشى بزرگ و ثوابى بسیار دارد. درباره اهمیت بناى مسجد احادیث فراوانى از طرق اهل بیت و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان مى دهد.از پیامبر (ص) چنین نقل شده که فرمود: «من بنى مسجدا و لو کمفحص قطاة بنى الله له بیتا فى الجنة؛ کسى که مسجدى بنا کند هر چند به اندازه لانه مرغى بوده باشد، خداوند خانه اى در بهشت براى او بنا خواهد ساخت.
در حدیث دیگرى از پیامبر (ص) نقل شده: «من اسرج فى مسجد سراجا لم تزل الملائکة و حملة العرش یستغفرون له ما دام فى ذلک المسجد ضوئه؛ کسى که چراغى در مسجدى برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهى مادام که نور آن چراغ در مسجد مى تابد براى او استغفار مى کنند.» (محاسن صفحه 57 بنا به نقل کتاب کنز العرفان جلد 1- صفحه 108) ولى امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادى معنوى مساجد است، و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیت مى دهیم باید به ساختن افرادى که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونى باشد براى هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامى در زمینه آگاهى و بیدارى مردم، و پاکسازى محیط، و آماده ساختن مسلمانان براى دفاع از میراثهاى اسلام! مخصوصا باید توجه داشت، مسجد مرکزى براى جوانان با ایمان گردد، نه اینکه تنها مرکز بازنشستگان و از کار افتادگان شود. مسجد باید کانونى براى فعالترین قشرهاى اجتماع باشد، نه مرکز افراد بیکاره و بى حال و خواب آلوده ها!.
پیامبر اکرم (ص) فرمود:«من بنى مسجدا فى الدنیا اعطاه الله بکل شبر منه-او قال بکل ذراع منه- مسیرة اربعین الف عام مدینةمن ذهب و فضة و در و یاقوت و زمرد و زبرجد و لؤلؤ؛ هر که در دنیا مسجدى بسازد،خداوند در برابر هر وجب- یا فرمود: هر ذراع- به مقدارى که چهل هزارسال پیموده مى شود،شهرى از طلا و نقره و در و یاقوت و زمرد و زبرجد و لؤلؤ به او عطا مى کند.» قرآن در سوره توبه آیه 17 مشرکان را از آباد کردن مساجد خدا منع می کند و آنان را سزاوار چنین کار مقدس و با عظمتی نمی بیند. «ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجدالله شاهدین علی أنفسهم بالکفر اولئک حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون؛ مشرکان را نرسد که مسجد خدا را تعمیر کنند در صورتی که به کفر خود شهادت می دهند، خدا اعمالشان را نابود خواهد گردانید و در آتش دوزخ آنها جاوید (معذب) خواهند بود.» و در آیه 18 ویژگی آبادکنندگان مساجد را این گونه بیان می کند: «انمایعمرمساجدالله من آمن بالله و الیوم الآخرو أقام الصلوه و أتی الزکوه و لم یخش الا الله فعسی اولئک أن یکونوا من المهتدین؛ منحصرا تعمیر مساجد خدا به دست کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز (پنجگانه) به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشندکه از هدایت یافتگان هستند.»
در واقع تأکید قرآن بر وجود اوصاف و شرایطی خاص برای آباد کنندگان مساجد در حقیقت دارای دو جنبه فردی و اجتماعی است، از جنبه فردی شرایط مذکور از آن روی اهمیت پیدا می کندکه آباد کردن مسجد بدون آن ویژگی ها عملی بی روح و پیکری بی جان است که در بارگاه ربوبی بی ارزش است و ثمری نخواهد بخشید و از بعد اجتماعی نیز از آنجا که مسجد دارای نقشهای مهم اجتماعی است، بایستی آبادکنندگان آن انسانهای صالح و برگزیده باشند تا مسجد قادر به ایفای نقش حیاتی خویش باشد، به تعبیر دیگر،بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. قرآن مجید در سوره بقره آیه 114 کسانی که مردم را از مساجد خدا به هر شکلی باز می دارند ومانع آنها می شوند در نزدیک شدن و استفاده نمودن از این اماکن مقدس و محترم،ستمکارترین مردم نام می برد. «ومن اظلم ممن منع مساجدالله ان یذکرفیهااسمه وسعی فی خرابهااولئک ماکان لهم أن یدخلوها الاخائفین لهم فی الدنیاخزی ولهم فی الاخره عذاب عظیم؛ و کیست ستمکارتر از آنکه مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین درآیند جز آنکه ترسناک و بیمناک باشند این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بسیار سخت.»
قرآن در سوره حج آیه 25 به این افراد وعده عذاب جهنم می دهد. «ان الذین کفروا و یعدون عن سبیل الله و المسجدالحرام الذی جعلناه للناس سواء العاکف فیه و البادو من یرد فیه بالحاد بظلم نذقه من عذاب ألیم؛ و آنانکه به خدا کافر شده و مردم را از راه دین خدا منع می کنند و نیز از مسجدالحرامی که ما حرمت احکامش را برای اهل آن شهر و بادیه نشینان یکسان قراردادیم مانع (مردم) می شوند و کسی که در آنجا اراده دشمنی و تجاوزکرده و به خلق ظلم و ستم کند همه را عذاب دردناک می چشانیم.» و در آیه 40 از همین سوره خداوند به کسانی که مبارزه و دفاع از خود و این پایگاه مهم در برابر کافران بر می خیزند وعده نصرت می دهد: «الذین اخرجوامن دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیه ااسم الله کثیرا و لینثصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز؛ آن مومنانی که (به ظلم کفار) به ناحق از خانه هاشان آواره شده (و) جز آنکه می گفتند پروردگار ما خدای یکتاست (جرمی نداشتند) و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعه ها و دیر و مساجدی که در آنها نماز و ذکر خدا بسیار می شود همه خراب و ویران می شد و هرکه خدا رایاری کند البته خدا او را یاری خواهدکرد که خدا را منتهای اقتدار و توانائی است.»
در واقع یکی از اهداف تشریع فریضه جهاد این بود که مسلمانان بتوانند مراکز بندگی خداوند (مساجد) را از شر دشمنان دین حفظ نمایند، زیرا از صدر اسلام دشمنان، مساجد و مراکز دینی را خطر جدی برای خود محسوب می کردند و در صدد این بودند که مراکز اجتماع مسلمین را از بین ببرند. از جمله (مساجدالله) در آیات قبل این نکته به دست می آید که مساجد از قداست و حرمت ویژه ای برخوردار هستند چون کلمه مساجد اضافه به الله شده است و این حاکی از آن است که مساجد خانه های خداوند در روی زمینند و در این خانه ها باید خداوند را با اخلاص یاد کرد. همانگونه که در سوره اعراف آیه 29 آمده: «قل أمر ربی بالقسط و أقیموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصین له الدین کما بدأکم تعودون؛ بگو پروردگار من شما را به عدل و دوستی امر کرده و نیز فرموده که در هر عبادت روی به حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص بخوانید که چنانچه شما را در اول بیافرید به سویش باز آئید.» مفسران در تفسیر جمله (وأقیموا وجوهکم عند کل مسجد) تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده اند که زیباترین آن این است که توجه خود را در هنگام اطاعت، خالصانه متوجه خدا نمائید و بت و چیزهای دیگر را شریک او قرار ندهید.
برای رفتن به مسجد هم قرآن آدابی را بیان می دارد از آن جمله در سوره اعراف آیه 31 آمده: «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین؛ ای فرزندان آدم زیورهای خود را در مقام عبادت به خود برگیرید و هم از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمی دارد.» مسجد پایگاهی برای عبادت و پرستش است و خداوند تبارک و تعالی به جهت اهمیت و فضیلت مساجد بر دیگر مکانها مساجد را به خود نسبت داده و از آن خویش دانسته است. در سوره جن آیه 18 آمده: «و أن المساجد لله فلاتدعوا مع الله أحدا؛ و مساجد مخصوص خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.» از این رو برای رفتن به مسجد قرآن آدابی را بیان می دارد از آن جمله در سوره اعراف آیه 31 آمده: بی شک مراد از زینت تنها آراسته بودن به امور ظاهری نیست، بلکه باید گفت: زینت آراسته شدن به فضائل معنوی مانند اخلاص و یاد خدا و حقیقت بندگی است، قلب انسان مسجدی بایستی آراسته به طهارت و پاکی بوده و از شرک و ریا و اعتقادات نادرست به دور باشد.
ادب دیگری که قرآن بیان می دارد این است که در هنگام اعتکاف در مسجد مردان را از مباشرت با زنان منع می کند: سوره بقره آیه 187 «و لاتباشروهن و انتم عاکفون فی المساجد تلک حدود الله فلاتقربوها کذلک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون؛ و با زنان هنگام اعتکاف در مساجد مباشرت مکنید این احکام حدود دین خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپوشید خدا اینگونه آیات خود را برای مردم بیان فرماید تا باشد که پرهیزگار شوند.» بیان این آداب حاکی از قداست و احترام مسجد از دیدگاه قرآن می باشد. مسجد در عرف قرآن عبادتگاهی برای ذکر خداست. قرآن این تعبیر را درباره اصحاب کهف استعمال کرده و موحدین را متصدی ساختن مسجد در کنار مدفن آنان قرار می دهد. سوره کهف آیه 21: «و کذلک أعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و أن الساعه لاریب فیها اذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم أعلم بهم قال الذین غلبوا علی أمرهم لنتخذن علیهم مسجدا؛ و باز ما مردم را بر حال اصحاب کهف آگاه ساختیم تا خلق بدانند که وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت البته بی هیچ شک خواهد آمد تا مردمی که میانشان تنازع و خلاف در امر آنها بود. پس با این همه بعضی گفتند باید گرد آنهاحصار و بنائی بسازیم خدا به احوال آنها آگاهتر است و آنان که بر واقع احوال آنها ظفر و اطلاع یافتند گفتند البته برایشان مسجدی بنا کنیم.» در واقع این آیه دلیل بر جواز ساختن مسجد و خواندن نماز در کنار قبور است.
هم چنین از این آیه در می یابیم که ساختن مسجد بر مزار اولیای خدا ریشه قرآنی دارد، در واقع آثار مقدس باید در مکانهای مقدس باشد و به مناسبتهای مقدس. مسجد در کنار غار اصحاب کهف ارزش بیشتری دارد، در واقع باید از هر فرصتی برای ترویج دین استفاده کرد، همچنانکه می بینیم پیامبر شخصا دستور می دهدکه قبرش را در داخل مسجد قراردهند. اما از نظر قرآن هر مسجدی دارای ارزش و قداست نیست، قرآن نمونه ای از این مساجد را برای ما مثال می زند. در سوره توبه آیه 107 به مسجد ضرار اشاره می کند که دوازده منافق حسود با اهداف شوم و انگیزه ضرر رساندن به مسلمانان به سرکردگی ابوعامر مسجدی را در مقابل مسجد قبا احداث کردند، آنها به بهانه اینکه بیماران و پیرمردان توانایی حضور در مسجد قبا را ندارند، اقدام به ساختن مسجدی در مدینه کردند که به نام مسجد ضرار معروف شد. قرآن در مورد مسجد قبا صحبت کرده، اما به صورت اشاره نه با تصریح. سوره توبه آیه 108: «لاتقم فیه أبدا لمسجد أسس علی التقوی من أول یوم أحق أن تقوم فیه فیه رجال یحبون أن یتطهروا والله یحب المطهرین؛ تو ای رسول ما هرگز در مسجد آنها قدم مگذار (مسجد ضرار) که همان مسجد (قبا) که بنیانش از اول به پایه تقوای محکم بنا گردیده بر اینکه در آن اقامه نماز کنی سزاوارتر است که در آن مسجد مردان پاکی که مشتاق تهذیب نفوس خودند در آیند و خدا مردان پاک مهذب را دوست می دارد.»
بیشتر مفسران بر این عقیده اند که مراد از مسجد در این آیه مسجد قبا است و در ادامه آیه به خصوصیات مسجد قبا اشاره می کندکه در واقع بیان گر علت قداست آن است. قرآن در سوره توبه آیه 109 خیلی زیبا و رسا تفاوت مسجد قبا و ضرار را بیان می کند. «أفمن أسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیرأم من أسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لایهدی القوم الظالمین؛ آیا کسی که مسجدی به غرض تقوی و خداپرستی تأسیس کرده و رضای حق را طالب است مانند کسی است که بنائی سازد بر پایه سستی در کنار سیل که زود به ویرانی کشد و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افتد؟ و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد فرمود.» بنابراین لازم است مسجد بر اساس تقوا و رضایت الهی بنا نهاده شود و اساسا در قاموس قرآن آنچه قابلیت عروج و صعود به درگاه الهی را دارا است، همان تقوا است و صاحبان آن، یعنی انسانهای تقوا پیشه، نه صورت و ظاهر عمل. مسجد کلاس و آموزشگاه تربیتی و انسان ساز است، پایگاه تقوی و تربیت نفس و هرکس در آن راه یابد، باید در مقام طهارت درون و برون خود از هرنوع نجاست و خباثت برآید. اهل مسجد باید کسی باشد که پایبند به تمامی شئونات الهی و دینی خود باشد و در میان مردم به راستی و درستی مشهور گردد.
خداوند در سوره نور آیات 36 تا 38 ویژگیهای اهل مسجد را اینگونه بیان می دارد: «فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الأصال* رجال لاتلهیهم تجاره و لابیع عن ذکر الله و إقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار* لیجزیهم الله أحسن ماعملوا و یزیدهم من فضله و الله یرزق من یشاء بغیر حساب؛ در خانه هائی خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آن ذکرخدا شود و صبح و شام تسبیح و تعزیه ذات پاک او کنند. پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و پرداختن زکات غافل نمی سازد و از روزی که دل و دیده ها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند. تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب عطا فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید و خدا هرکه را خواهد روزی بی حد و حساب بخشد.» نتیجه گیری کلی که می توان از این آیات کرد این است که کتاب خدا برای مسجد فضیلتی بس بلند و مقامی بس ارجمند قائل است، مسجد خانه خدا و محل عبادت و برترین و شریفترین مکان روی زمین است، مسجد مرکز اتصال قلب و روح به محبوب حقیقی و جای شنیدن دعوت حضرت دوست به سوی خیر و کمال است.
مسجد خانه قرآن، مدرسه عشق، مکتب دانش، مرز بینش و محل گرفتن فیوضات ربانیه از عالم قدس است. مسجد مکان تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم و عرضه کردن قوانین الهی و آشنا نمودن مردم با آن است. پایگاه اجتماع مردم و زمینه ساز ایجاد وحدت و همبستگی هرچه بهتر و بیشتر در میان اقشار مختلف اسلامی و دیدار با همدیگر در هر صبح و شام است. منبر مسجد،سنگر بزرگ نور افشانی مبلغان و گویندگان عالم و عامل می باشد، منبری که جایگاه پیامبران و اوصیاء آنها و اولیاء الله می باشد. محراب مسجد، محل جنگ و حرب است. جنگ با سه دشمن، دشمن درونی (هوای نفس)، و دشمن بیرونی. یکی شیطان و دیگر هر انسانی که کار شیطانی انجام می دهد و در مقام گسترش کفر و نفاق و فحشا و فساد و طاغوت و هر آنچه مظهر آن است می باشد. در جامعه امروز مبلغان و آشنایان به معارف الهی وظیفه سنگینی را بر عهده دارند آنان باید جوانان را هرچه بیشتر با معارف الهی آشنا کنند و باتقویت هرچه بیشتر نهاد بسیج جوانان را با مسجد آشنا نمایند.
عبادت مسجد قرآن انسان خدا تاریخ اسلام
منـابـع
مریم میرنژاد- مقاله مسجد
ابوالقاسم رزّاقی- مسجد پایگاه توحید و تقوی- صفحه 12-13
بهاء الدین خرمشاهی- دانش نامه قرآن
http://tahoor.com/fa/Article/View/28474
- ارتباط دختر و پسر
- احکام فسخ به سبب عیب یا فریبکارى
- چند مسئله درباره قبله
- کدام نماز را می توان به هر جهت و در هر حال خواند
- حریم خصوصی در اسلام چطور معنی شده؟
- حکم نوشتن پایان نامه برای دانشجویان
- حکم گرفتن شیربها
- بزرگترین عیب از دیدگاه امام علی (ع)
- حکم غیبت
- زن نباید به سونوگراف مرد مراجعه کند
- غش کردن و بیهوشى در زمان روزه
- حکم ازدواج دختر بدون اذن پدر چگونه است
- حکم دست دادن با نامحرم در دین اسلام
- روزه کسی که شغل سخت دارد!
- حکم روزهداری در کشورهای شمال اروپا
http://www.pat-o-mat.com/f218/33724-%D9%85%D9%81%D9%87
http://ghorbanigilani.andishvaran.ir/fa/galleries.html


















http://agabdashti.andishvaran.ir/fa/sendmessage.html?UserID=1345
پایگاه اندیشوران
http://amostasharirad.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
پایگاه اندیشوران









به نام خدا
مرحوم آیتالله دکتر محمّد محققی لاهیجی
یکی از مشاهیرلاهیجان









پایگاه اندیشوران







http://tagialipoor.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html?DataID=101ID3652#101ID3652
پایگاه اندیشوران











پایگاه اندیشوران

پایگاه اندیشوران





حضرت آیت الله محمدرضا قبادی آدینه وند در روز دهم دی ماه سال1308در قصبه ی گرخوشاب طرهان ازتوابع شهرستان کوهدشت چشم به جهان گشود . وی درخانواده ی علم وفضیلت وتقوارشدوتربیت یافت . پدرش مرحوم علیخان قبادی آدینه وند از زمره مغز های متفکر و حکمای متبحر عصر خود بوده است . بنا به تقریری از مرحوم عیدی عباسی گراوند که مرقوم داشته است ، در سن 14سالگی با چهره ایشان آشنا شده و شیفته الفاظ شیرین و گفتار نمکین و اشعار وزین او می گردد، درباره ایشان(مرحوم علی خان)می نویسد: «چنان به دین مقدس اسلام پایبندبودکه کوچکترین انحرافی از هرکس و مقام مشاهده می نمود بدون اغماض به معروفش همت می گماشت . این اقدام خداپسندانه وی باعث میشود تا طبقه محروم از تجاوز خوانین زور گو تا حدودی در امان باشند .وی در ادامه می نویسد مطلب دیگری که باید ذکر شود عقیده ایشان در باره تربیت اولاد بود . همواره می فرمود :والدین مسئول تربیت اولاد هستند و مکلفند آنان را مسلمان بار آورند در غیر این صورت مدیون هستند . به حکم این عقیده فرزندانش را مسلمان تربیت نمود و درس خداپرستی و ایثار ایشان در باز ماندگان اثر بخشیده بود .» آیت الله محمد رضا قبادی آدینه وند از همان اوان کودکی در تحصیل علم و دانش بسیار کوشا بود به طور یکه باتلاش وتمرین بسیاربااتکای به ذوق هنری خویش وبهره گیری ازسرمشق اساتیدخطوخوشنویسی همچون مرحوم علی اصغرکاظمی و...به سرحدکسب مهارت خوشنویسی دست یافت . هوش وقریحهی سرشاروقدرت قلم سحار ایشان موجب می شود که در عنفوان جوانی به شغل کتابت و دبیری در بخشداری وقت طرهان (کوهدشت )اشتغال ومبادرت ورزد . در سال 1325 درپی ماموریتی اداری به شهرستان خرم آبادعزیمت مینمایدکه درجریان این سفرباتعدادی ازطلاب دینی ازحوزه علمیه قم ازجمله : حضرت آیت الله شیخ عباسعلی صادقی ،آیت الله شیخ مهدی قاضی و...آشنامیشود . این آشنایی وعلاقه وافربه تحصیل درعلوم دینیه ایشانراازادامه ماموریتب ازداشته ومنجربه ترک دیاروخانه وخانواده میشودوبه همراه طلاب هم قطارش رهسپارشهرمقدس قم وواردحوزه علمیه این شهر و به تحصیل مشغول شد. دروس مقدمات تا سطح عالیه و اصول فقه را نزد اساتید آن زمان در حوزه علمیه قم تلمذ کرد .در کمترین زمان مور د توجه حضرت آیت الله بروجردی قرار می گیرد و از سوی ایشان بابالاترین حقوق ومواجب به سمت استادی حوزه علمیه نائل میشود و به تدریس صرف و نحو عربی می پردازد .تخصص و تسلط ایشان بر ادبیات عرب و علم نحو به حدی می رسد که در نظر اهل علم به نحوی مشهور می گردد. آیت الله آدینه وند بیش از 60سال است که در حوزه علمیه قم مشغول تدریس علوم دینی از جمله :صرف و نحو (سیوطی)،تجزیه و ترکیب قرآن ، تفسیر قرآن ،منطق و فقه واصول مشغول می باشد ودرطول عمرپربرکتش وتدریس درحوزه منوره قم دانشورانی به نام ازمحل درسوی به مقام شامخ علمی رسیده اند . ویعلاوه بر زهد وپارسایی وکسب مقام علمی ومعنوی درنهضت امام خمینی (رحمتالله علیه)یارامام و از رهبری حضرت آیت الله خامنه ای قاطعانه حمایت کرد . حضرت آیت الله خامنه ای از ایشان خواسته بودند که کتابی را تهیه کند راجع به قرآن که در حوزه علمیه اطلاعات بیشتری را به طلاب بدهد. از این رو، وی کتاب کلمة الله العلیا را همراه با تجزیه و ترکیب کلام الله مجید در 6 جلد به چاپ رساند. از وی کتب و مقالاتی به چاپ رسیده است ازجمله به کتاب سیمای توحید درفروع دین میتوان اشاره نمود. این روحانی ومفسرقرآن کریم درزمینه ساخت مسجددرکوهدشت تلاشهای زیادی داشت که ازجمله مساجدی که به همت وی ساخته شده میتوان به مسجد جامع ومسجد حضرت صاحب الزمان کوهدشت،2مسجددرروستاهای آدینه وند،روستای کوشکی و4مسجددرروستای پشت تنگ ومساجدی درمنطقه رومشگان وسوری وامرایی اشاره نمود.
http://shirez.blogfa.com/post-3174.aspx
.: Weblog Themes By Pichak :.