سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آیت‌الله آملی لاریجانی:
رئیس قوه قضائیه گفت: اینکه برخی‌ها می‌گویند نباید با زور افراد را به بهشت ببریم، از همینجا ناشی می‌شود، یعنی فرهنگ لیبرالی که دولت‌ها کاری به این امور ندارند و بی‌طرف هستند.

به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی باشگاه خبرنگاران؛ "آیت‌الله صادق آملی لاریجانی" رئیس قوه قضائیه در همایش بین‌المللی "دکترین مهدویت" با موضوع اخلاق و سبک زندگی، زمینه‌ها و راهکارها که به همت مرکز مهدویت حوزه علمیه قم و با همکاری چند مرکز از جمله بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس و دانشگاه عالی دفاع ملی و دانشگاه علوم انتظامی و چند مرکز علمی_ پژوهشی دیگر برگزار شد، اظهار داشت: میلاد مسعود امام‌عصر (عج) را به محضر حضار گرامی و همه شیعیان و مسلمین جهان تبریک و تهنیت عرض کرده و امیدواریم خداوند قلوب همه ما را به انوار محبت و معرفت خود و اهل بیت (ع) منور بفرماید.
 
وی افزود: در ایام پرمعنویتی آستانه نیمه شعبان هستیم که در برخی روایات آمده که شب قدر است و همایش پرمعنویتی به نام نامی حضرت صاحب‌الامر (عج) برقرار است که در محضر علما و فرهیختگان و دوستداران امام زمان (عج) هستیم.
 
آیت‌الله آملی لاریجانی تصریح کرد: موضوع سبک زندگی منتظران یا اخلاق در سبک زندگی زمینه‌ساز بسیار پراهمیت است و از همه کسانی که این همایش را برگزار کردند، به خصوص برادر مکرمم "آقای حجت‌الاسلام و المسلمین پورسیدآقایی" که برای این همایش همت گماشتند، تشکر کرده و امیدواریم مجموعه مباحث این همایش برای سبک زندگی و مسائل مشابه آن کمک کند.
 
رئیس قوه قضائیه گفت: سبک زندگی پیوند وسیعی با بحث امامت دارد، لذا در زمان غیبت آنچه که به وجود می‌آید به شخص شخیص امام منتظر (عج) مربوط می‌شود.
 
وی افزود: سبک زندگی در ترجمه غربی‌ها با نام (Life Style) به معنای آن چیزی است که نحوه زندگی را تشکیل می‌دهد و در دانشگاه‌ها و سندهای متعدد آنها به یک نحوه زندگی خاص برای هر فرد و جامعه و قومی معنا می‌شود و مقصود آنها سبک زندگی موجود و فقط توصیف است، نه ارزش و معنای آن.

آیت‌الله آملی لاریجانی اظهار داشت: من این را از روش زندگی به سبک غربی‌ها معنا کردم که در آن مطلوب یا غیرمطلوب و ارزشی یا غیر ارزشی نیامده است. از لحاظ ارزشی هم معلوم است که اینطور نیست، زیرا در این صورت توصیف محسوب می‌شود.
 
رئیس قوه قضائیه تصریح کرد: بحث‌های این چنینی در مدار نویسنده است، در حالی که ما در این مسائل به دنبال طرح مسائل معقول هستیم. اینکه یک نویسنده غربی تعریفی داشته باشد که وضع موجود و مطلوب را شامل نشود، چه فایده‌ای دارد.
 
وی افزود: در زمان‌های مختلف زندگی انسانها وجود دارد، اما آنچه مطلوب زندگی اسلامی و کتاب و سنت است، چیست؟ ما به آن تعریف غربی‌ها کاری نمی‌بینیم و دلیلی در آن نمی‌بینیم.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: در نحوه زندگی انسانها که به صورت جمعی و گروهی است، سوال این است که نحوه زندگی مربوطه مطلوب اسلام و قرآن هست یا نه. متاسفانه این نحوه حیات خلط است، نگاه قرآنی نیست. بین زندگی وارداتی از غرب و نحوه زندگی ایمانی خلط شده است و مشکلاتی برای همه ما چه نسل قبل و چه نسل جدید ایجاد می‌کند.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: نحوه زندگی مطلوب با حیات انسان پیوند کامل می‌خورد و آن امام زمان (عج) است.
 
وی افزود: در سبک زندگی غرب که اکتشافات فراوانی وجود دارد، نگاه به حیات سیاسی خاص نگاه فرهنگ لیبرالی و جنسیت و تبرج برایشان طبیعی شده است و با سرمایه‌داری به رها کردن بازار اقتصاد و هرچه پیش آمد و در وضع موجود در خودفرورفتن و به خود راه رفتن می‌پردازد.
 
آیت الله آملی لاریجانی تصریح کرد: این مظاهر متاسفانه به کشورهای دیگر سرازیر شده و شاید کل مشرق‌زمین را تحت سیطره خود قرار داده و کشورهای غربی با بمباران تبلیغاتی هم افکار خود و هم این مذاهب را برای کشورهای دیگر می‌فرستند.
 
وی افزود: وابستگی فراوان ما به موبایل، اینترنت و ماهواره همه وارداتی است. نمی‌گویم ابزار نباید استفاده شود، اما اگر زندگی انسان محصور به این شود چیز دیگری است و ناشی از بنیان‌های فکری و عقیدتی دیگری است.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: این ریشه در مظاهر غرب که ناشی از مدرنیته است، می‌باشد، مدرنیته یک فکر و جریانی است که می‌تواند زمان خاصی هم نداشته باشد و مولفه‌ها و اجزایی دارد و باید ریشه‌های آن را بشناسیم.
 
وی افزود: یکی از اساسی‌ترین آموزه‌های مدرنیته فردگرایی لیبرال هم از همان آمده یعنی هر انسانی خودش است و خودش، یک واحد مستقل و مسیر زندگی‌اش را خودش تعیین‌ می‌کند.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: از اینجا رکنی به نام نسبیت در اخلاق زاییده می‌شود که ارزش‌ها را فرد تعیین می‌کند و اینکه ما یک ارزش‌های مطلقی داریم، نفی می‌شود، یعنی فرد ارزش‌ها را خودش خلق می‌کند. این به نسبی گرایی در عالم ارزش‌ها و باید و نبایدها و فضایل و رذایل می‌انجامد.
 
*دولت‌ها در فرهنگ لیبرالی باید به کار حداقلی بپردازند

وی تصریح کرد: انشعابات در عالم سیاست مانند تز بی‌طرفی حکومت‌ها ناشی از همین است. دولت‌ها در فرهنگ لیبرالی باید به کار حداقلی بپردازند و می‌گویند به ما چه ربطی دارد که انسانها کجا می‌روند و البته موانع رفتن انسانها به مسیر خودشان را برطرف می‌کنند و می‌گویند؛ نباید مانع عمل انسانها شویم.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: اینکه برخی‌ها می‌گویند نباید با زور افراد را به بهشت ببریم، از همینجا ناشی می‌شود، یعنی فرهنگ لیبرالی که دولت‌ها کاری به این امور ندارند و بی‌طرف هستند. البته این مسائل در فلسفه سیاسی بسیار مهم است و پاسخ‌های روشن و محکمی دارد و اینکه بگوییم ارزش‌ها تابع هر شخصی هستند، خودش داستانی است.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: ما وقتی به عالم مدرنیته می‌آییم می‌بینیم هر شخصی می‌شود خودش و یکی از مظاهری که نحوه و سبک زندگی غربی را نشان می‌دهد این است که هرکسی در لاک خودش است، یعنی حتی سالها ممکن است بگذرد و همسایه خود را نشناسد و کاری به هم نداشته باشند.  
 
وی تصریح کرد: مواردی مانند ایثار، توجه به همسایه که حتی می‌گوییم تا 40 همسایه را باید مدنظر داشته باشیم و از حال و روزشان باخبر باشیم و امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ ما است و در فرهنگ غربی‌ها معنا ندارد، البته بله یک موقعی ممکن است به طور جمعی نگاه کنند و نگاه ابزاری به این مسائل داشته باشند.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: عقل ابزاری یکی دیگر از مظاهر مدرنیته است، عقلانیت ابزاری می‌گوید، به دنبال تولید بیشتر برویم و کار حسابگری با چه وسیله‌ای بیشترین مقصود را فراهم کند و چه بساطی در تولید به وجود آورده‌اند لذا انفجار در تولید و کارکشیدن از کارگر را بر همین اساس به وجود آورده‌ است.

رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: این صحبت که دولت اصلاحات در یک زمانی مطرح می‌کرد، ناشی از همین تفکر مطلقا لیبرالی بود که به دنبال تولید بیشتر برویم. در سیاست هم همینطور عقلانیت را ابزاری کرده‌اند. مثل مدیری که سعی می‌کند هدفی راکه خودش می‌خواهد دنبال کند و هدف‌های دیگران را به هیچ بنگارد.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: از دور که به جهان غرب نگاه می‌کنیم، در توصیفات، فیلمها، رمان‌ها، نحوه حیات سیاسی، کشت و کشتارها در کل عالم به بهانه حقوق بشر ، نحوه زندگی ناشی از بنیادهای لیبرالی و مدرنیته است، اما نگاه قرآنی اینها نیست. بحث مهمتر این است که بنیان‌هایی که سبب این مسائل شده چیست.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: برخی فیلسوفان غربی مانند فین کنشتاین می‌گویند که بنیانی‌ترین نحوه حیات انسانی، مقصود آنهاست و در لایه‌های عمیق‌تر اختیارات و اعتقاداتی مظاهر آن است. آدم متدین و موحد و تام‌‌الایمان که در اعماق وجودش ایمان آورده و در نهایت و عمق زندگی‌اش دلبستگی به حقیقت زندگی پیدا کرده، تمام مظاهر زندگی‌اش وابسته به آن است. شخص کافر هم براساس همان اختیاری که در لایه‌های زندگی‌اش عمیقا عمل می‌کند.
 
آیت الله‌آملی لاریجانی افزود: از نگاه فین کنشتاین اینها نحوه‌های زبانی و بازیهای زبانی است و زبان از نظر آنها معنا هم هست، مثلا ما فیلسوف هستیم و اصطلاحات فلسفی بکار می‌گیریم که ناشی از نحوه حیاتی است که اختیار کردیم و در آنجا فین کنشتاین ادعا می‌کند نحوه حیات مومن با حیات کافر تفاوت دارد.
 
وی اظهار داشت: مومن واقعا حیات دیگری دارد و از نگاه قرآنی پیوند ایمان با حیات طیبه است. انسان با حیات طیبه زنده می‌شود و حتی اینجا قرآن می‌گوید که بین زن و مرد فرقی نیست. غربی‌ها که از ما ایراد می‌گیرند چرا در بحث حضانت دو سال و هفت سال را در نظر می‌گیرد در حالی که غربی‌ها 18 سال را می‌دهند، اما نمی‌بینند که حضانت تابع وضع هر جامعه‌ای است.

*مظاهری به زندگی ما وارد شده که ناشی از نگاه فردگرایانه و عقلانیت ابزاری است
 
رئیس قوه قضائیه افزود: قرآن اینطور متساوی این بحث را در مورد حیات طیبه مطرح می‌کند، حیات طیبه حیات قرآنی است که مومن چگونه زندگی می‌کند. نگاه قرآنی با این وضع در غرب متفاوت است. متاسفانه مظاهری به زندگی ما وارد شده که ناشی از نگاه فردگرایانه و عقلانیت ابزاری است، اما قرآن عقل را ابزاری نمی‌بیند.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: براساس آیه قرآن، آیاتی برای صاحبان عقل وجود دارد و نگاه قرآن به عقل از زمین تا آسمان با نگاه غربی و مدرنیته فرق می‌کند.
 
وی افزود: نگاه قرآنی می‌گوید، کسانی صاحب عقل هستند که دائم در ذکر حق باشند در حال ایستاده، نشسته و خوابیده، دلیل آن از منظر منطق قرآنی این است که انسان را از موجود صرفا مادی و محسوسات ماده نمی‌داند. حقیقت انسانی حقیقت عظیم است. آدمی که تعلیم همه اسماء را به او کرده و انسانی نیست که خودش ارزش‌ها را خلق کند.
 
در ادامه، رئیس قوه قضائیه به طرح این سوال پرداخت که آیا ما در جامعه خودمان یک سبک زندگی قرآنی داریم؟ نحوه پوشش، مسکن، رفتارمان و قیام و قعودمان قرآنی است؟ اهل بیداری شب هستیم؟ در حالیکه خداوند به پیغمبر گرامی اسلام (ص) می‌فرماید؛ بیش از دو سوم یا نصف شب را شما پیروان دین حق بیدار هستید. وقتی که ما می‌گذاریم فرزندمان پای ماهواره و اینترنت و موبایل تا آخر شب باشد، بعد هم انتظار داریم نماز صبح بلند شود و سحرخیز باشد و اسلامی باشد، آیا این نگاه درست است؟
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: ما باید این فکر را عوض کنیم و به خود قرآنی و اسلامی‌مان برگردیم و اینکه واقعا از ما چه توقعی داشته‌اند، پشت این تفکر یک نگاه عمیق فلسفی و عرفانی نهفته است، با فکر هم ممکن است برسیم.
 
آیت الله آملی لاریجانی تصریح کرد: مظاهری از تلویزیون و ماهواره و اینترنت وجود دارد که چقدر ما با این موبایل‌ها مشغول می‌شویم، بازارها و تولیدهای فراوان برای آن وجود دارد، البته من با ابزار روز مخالف نیستم، اما باید استفاده معقول در چارچوب معنویتی باشد که حیات قرآنی تعیین می‌کند.
 
وی افزود: حرکات و سکنات ما یک وجهه باطنی معنوی دارد که فقط آن می‌ماند، عمل ما اگر دنیایی باشد در همین دنیا دفن می‌شود، اما اگر باطنی شد، می‌ماند. کسانی که با خدا نیستند و ذکر خدا ندارد و خدا از یادشان می‌رود اینطور هستند.
 
رئیس قوه قضائیه گفت: ما یک نگاه قرآنی به انسان داریم که می‌تواند خلیفةالله باشد، یعنی وقتی مومن شد، حیات طیبه پیدا می‌کند، یعنی مومن در صراط مستقیم الهی باشد و این یعنی عبودیت و امام (عج) مظهر تام صفات الهی و صراط مستقیم الهی و عبودیت محض است.

آیت الله آملی لاریجانی تصریح کرد: در قرآن عبودیت به معنای صراط مستقیم الهی است و حیات طیبه ما با امام پیوند می‌خورد، اما نگاه ما به امامت فقط نباید تشریعی باشد، امام به لحاظ حقیقی و تکوینی ولایتی دارد و حضور در عوالم دارد و آثار خاصه‌ای برای امام وجود دارد. شخصیت امام آنطور که قرآن و روایات معرفی می‌کنند، شخصیت خاصی است.
 
آیت الله آملی لاریجانی تاکید کرد: در کتابی مرحوم کافی نوشته است که؛ از امام رضا (ع) سوال می‌کنند آیا می‌شود زمین بدون امام بماند، ایشان فرمودند؛ نه و یک راوی دیگر از امام صادق (ع) نقل می‌کند که زمین بدون امام نمی‌ماند، مگر اینکه خداوند بر اهل زمین غضب کند، در آن صورت زمین از هم می‌پاشد یعنی این عوالم نمی‌ماند، بنابراین امام روح این عالم است و اگر امام نباشد این ظهورات در زمین صورت نمی‌گیرد.
 
وی افزود: در همان کتاب حجه آمده است که اگر یک لحظه امام(ره) از زمین برداشته شود، همه این اهل زمین را تکان می‌دهد، امام روح این عوالم است، وقتی نباشد زمین هم وجود نخواهد داشت، لذا حیات طیبه ما با باطن این عالم که توحید است با امام متصل می‌شود.
 
وی گفت: در قرآن آمده که "ما در زبور نوشتیم که زمین را بندگان صالح به ارث می‌برند" در روایتی در تفسیر قمی که مرحوم آقای خویی ابتدا قبول داشت که تمام رجال را درآن آورده، آمده است که امام فرمودند "کتابهای آسمانی در حال ذکر است" یعنی در همه کتب آسمانی آمده است که زمین را عباد صالحان به ارث می‌برند.
 
رئیس قوه قضائیه با طرح این سوال که عباد صالحان چه کسانی هستند، اظهار داشت: در نهج ‌البلاغه حکمت 209 آمده که مولا علی (ع) فرمود؛ این دنیا که باائمه اطهار (ع) این چنین نافرمانی‌ها و سرکشی‌ها کردند، به اهل بیت (ع) برمی‌گردد مانند ناقه که به فرزند خود بر می‌گردد. امام علی (ع) بعد از اینکه این مطلب را فرمودند این آیه را قرائت فرمودند که ؛ بندگان صالح و مستضعفین زمین را به ارث می‌برند، یعنی امام زمان تفسیر این آیه است.
 
وی تصریح کرد: در قرآن آمده که خداوند متعال تکمیل‌کننده نور خود است، یعنی یک حقیقت دیگری که نور حق تعالی با ظهور تام امام زمان (عج) قائم آل محمد (ص) در همه ادیان ظهور تام پیدا می‌کند که جور و ظلم را از بین ببرد.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: براساس سبک زندگی قرآنی، که قرآن حیات ما را حیات طیبه می‌داند، یعنی مسکن و ملبس و مشرب ما همه باید اینطور باشد.
 
وی افزود: اسرافهایی که در زندگی شخصی و عمومی صورت می‌گیرد و وقت‌هایی که به بطالت می‌گذرانیم، حیات قرآنی نیست.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: حیات قرآنی با صراط مستقیم الهی و عبودیت پیوند می‌خورد که این پیوند وسیع با امام دارد. سبک زندگی اسلامی حیات طیبه قرآنی است و راه آن امام است و مظهر تام آن امام زمان (عج) است.
 
آیت الله آملی لاریجانی گفت: هرکسی می‌خواهد با امام زمانش حضرت صاحب‌الامر (عج) پیوند و انس داشته باشد باید اینگونه باشد، اگر ما مجلسی داشته باشیم و بعد اینها را فراموش کنیم، فایده‌ای ندارد و فقط در حد همین ظرفیت خودش است.
 
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: صراط مستقیم الهی خدشه بردار نیست و چپ و راست هم ندارد و شاخص آن هم امام زمان (ع) حضرت صاحب‌الامر در این زمان است، اگر این راه را رفتیم، حیات قرآنی است.
 
وی افزود: روایتی زیبا در کتاب امالی صدوق روایت 72که پیامبر (ص) می‌فرماید؛ در شب معراج که به‌ آسمان هفتم رفتم و مناجاتی بین حق تعالی و حبیبش پیامبر (ص) صورت گرفت، خداوند متعال فرمود؛ من به وسیله قائم شما زمین را آباد می‌کنم، یعنی همه‌اش ظهور امام ظهور توحید می‌شود و در پایان نام حضرت مهدی (عج) به وسیله خداوند متعال در پایان این روایت به پیامبر (ص) گفته می‌شود.
 
رئیس قوه قضائیه در پایان خاطرنشان کرد: مشیت حق‌تعالی به سیر این عالم ظهور توحید و ظهور امامش شکل گرفته است و ما اگر می‌خواهیم از غافله عقب نمانیم، باید در صراط مستقیم الهی و توکل به خداوند و توسل به امام زمان (عج) حرکت کنیم که راه نجات نسل‌های مختلف و کشور است.

 




تاریخ : جمعه 93/3/23 | 9:21 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

به نام خدا

یاد داشت های سیامک مختاری
درباره وبلاگ

وظایف منتظر و آسیب شناسی انتظار در عصر غیبت

                                                                     

در متون حدیثی و روایات شیعه تعبیر معنادار وامیدبخش«انتظار فرج» در ارتباط با «عصر غیبت» و زمینه سازی برای «ظهور» امام غایب از نظر به کار رفته است و توصیه های فراوانی در مورد انتظار فرج، ارزش، فضیلت و رهاوردهای انتظار کنش گرانه و معنادار مطرح شده است از جمله: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عز و جل»، (بحارالانوار، ج52، ص 128) یا می فرماید: «افضل العباده انتظار الفرج»)، (معجم احادیث امام مهدی، ج 1ص 268). امیرالمومنین علی (ع) نیز می فرماید: «انتظرو الفرج و لاتیأسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عز و جل انتظار الفرج الآخذ بامرنامعنا غداً فی حظیره القدس و المنتظر للفرج کمتشحط بدمه فی سبیل الله»، (منتظر فرج باشید و از رحمت ما مأیوس نگردید که محبوب ترین اعمال نزد خداوند – عزوجل – انتظار فرج است ، کسی که پذیرای امر ما باشد فردا در حظیره القدس با ماست و کسی که منتظر فرج باشد مانند کسی است که در راه خدا به خون خود آغشته شده است)، (بحار الانوار، ج53، ص 123). امام جواد (ع) نیز می فرماید: «افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج، من عرف هذا الامر فقد فرج عنه بانتظاره»، (بحارالانوار، ج52،ص 110) ونیز نقل شده : «انتظرو الفرج فان ذلک فرجکم»یا «انتظار الفرج من اعظم الفرج»، (انتظار فرج از بزرگترین گشایش هاست)، «بحارالانوار، ج52، ص 122» از مهم ترین نکات و موضوعاتی که باید در عصر غیبت و در ارتباط با انتظار به آن توجه داشت: وظایف، منتظر می باشد، اینکه منتظر واقعی ظهور مصلح موعود چه رَویّه ای در زندگی پیش گیرد و چه وظایفی در ارتباط با امام غایب بر عهده دارد؟ استاد صفائی حائری (ره) می فرمود: اگر جوانی از من سوالی بپرسد و در حالی که من به سوال وی گوش می دهم یا پاسخ می گویم بگویند: امام زمان(عج) یک کوچه پایین تر تشریف دارد من جواب آن جوان را ناتمام گذاشته و به خدمت حضرت مشرف نمی شوم، چرا که می دانم اگر به حضور حضرت (ع) برسم به من خواهد فرمود: وظیفه تو پاسخ دادن به سوال آن پرسش کننده بودو چرا جواب وی را کامل ندادی؟! از جمله وظایف یک منتظر که ذیلاً به ده مورد اشاره می شود عبارتند از :

1-  معرفت: در احادیث نقل شده است: «من مات و لیس له امام یسمع له و یطیع مات میتةالجاهلیه» (کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد تا از او بشنود و اطاعت کند به مرگ جاهلیت مرده است) ، (بحارالانوار، ج123، ص 92)

«زراره» از امام صادق (ع) می پرسد : اگر در عصر غیبت بودم چه کار کنم؟ امام (ع) می فرماید:«یا زراره! ان ادرکت ذلک الزمان فالزم هذا الدعا: الّلهم عرفنی نفسک فانک ان لم تُعرّفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللتُ عن دینی»، (ای زراره! اگر آن زمان را درک کردی پیوسته این دعا را بخوان: خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا! پیامبرت را به من بشناسان که اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت. خدایا! حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین منحرف و گمراه خواهم شد.(بحارالانوار، ج52، ص147) امام علی (ع) می فرماید: «رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان»، (منتخب الاثر، ص 611) و از امام کاظم (ع) نیز نقل شده است که :«افضل العباده بعد المعرفه انتظار الفرج» این معرفت توام با بصیرت به محبت و تبعیت نیز منتهی خواهد شد چرا که شناخت امام (ع) که مظهر و مجلای کمالات و فضایل می باشد موجب آشکار شدن و علم به کمالات وی خواهد گردید و این شناخت محبت و ارادت به امام (ع) را نیز در پی خواهد داشت محبت نیز اگر واقعی باشد به گونه ای اجتناب ناپذیر موجب پیروی و مشاکله و هم سنخ شدن در  حد خود با محبوب خواهد گردید.

          گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را     گر کیمیا دهندت بی معرفت گدائی

2-تأسّی به امام (ع)

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:«طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یاتم به فی غیبته قبل قیامه»، (خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک می کند و در دوران غیبت و قبل از قیامش به او تاسی می نموده است)، (بحارالانوار، ج72، ص 51). کسی که منتظر امام غایب است باید آن حضرت (عج) را الگوی خود قرار دهد. امام رضا (ع) می‌فرماید : مهدی (عج) سخاوتمند ترین انسانها می باشد «یکون اسخی الناس» (الملائکه و الفتن، ص137) و امام صادق (ع) نیز می فرماید: «المهدی سمح بالمال»، (الزام الناصب، ص95) کسی که بخیل و ممسک می باشد نباید و نمی تواند ادعای پیروی از مهدی (عج) را داشته باشد. تاسی به امام عصر (عج) موجب بسط فرهنگ مهدوی و به نوعی مهدی یاوری خواهد گردید.

3-پرهیزگاری و ورع:

 پرهیزگاری و خودپائی، خویشتن بانی و دوری از گناه از مهم ترین وظایف منتظر می باشد. امام (ع) می‌فرماید: «من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن اخلاق و هو منتظر»، (هر کس دوست دارد از اصحاب قائم (عج) باشد پس منتظر [هدفدار و با بصیرت] باشد و ورع و حسن خلق داشته باشد)، (بحارالانوار، ج52، ص 140).

4-پیروی و تبعیت

پیروان واقعی مهدی (عج) خواست وی را بر خواست خودمقدم می دارند، امام صادق (ع) می فرماید: «هم اطوع له من الاَمه لسیدها»، (اطاعت آنان نسبت به مهدی از اطاعات کنیز نسبت به مولایش بیشتر است)، (بحارالانوار، ج52، ص 308) 

5-رابطه:

از دیگر وظایف منتظران واقعی، ارتباط قلبی مدام ومستمر با حضرت (عج) می باشد امام باقر (ع) می‌فرماید: «ان ذکرنا من ذکر الله»، (اصول کافی، ج2، ص 496، ح2) . در آیه آخر (200) سوره آل عمران می فرماید «یا ایها الذین امنو اصبروا و صابروا و رابطوا...» مراد از «رابطو» را ارتباط با امام عصر (عج) معنی کرده‌اند، خواندن زیارت های مربوط به حضرت (عج) دعا برای ظهور امام (ع) ارتباط قلبی با حضرت (عج) از مهم ترین وظایف منتظر می باشد. مخصوصاً خواندن زیارت آل یس، دعای عهد، دعای ندبه و ... زمینه را برای ارتباط قلبی و همدلانه با حضرت (عج) آماده می کند. آیت اله سعادت پرور (ره) می گوید: علامه طباطبائی (ره) تقوا، معرفت و محبت، و خواندن زیارت آل یس را بسیار توصیه می فرمود.

6-امید واری و مأیوس نشدن:

از دیگر آداب انتظار، امیدواری و پرهیز از یاس و ناامیدی می باشد امام صادق(ع) می فرماید:« الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ما یری من الاذی والخوف هو غداً فی زمرتنا»، (آیا نمی دانی که هرکس منتظر امر [ظهور] ماباشد و صبر نماید بر آنچه از اذیت و ترس می بیند، درآن دنیا در زمره ما خواهد بود) ، (کافی ، ج8، ص 37، ح7) و نیز می فرماید : «علیک بالصبر فی جمیع امورک»، (برتو باد صبر در تمامی امور خود»، (کافی ، ج2، ص 88، ح3) مولانا صبر را کیمیایی می داند که برتر از هر کیمیایی می باشد وخداوند مانند آن نیافریده است:

          صدهزاران کیمیا حق آفرید                    کیمیایی همچو صبر آدم ندید

                                                                   مثنوی معنوی، دفتر سوم، بیت: 1854

و نیز گوید:

          صبر باشد مشتهای زیرکان                    هست حلوا آرزوی کودکان

                                                                    مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت :1601

7-دعا:

از دیگر وظایف منتظر، دعا به حضرت (عج) و نیز دعا جهت تعجیل ظهور می باشد در احادیث آمده است: «اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج»، (برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید)، (کمال الدین، ج2، ص 485) و نیز نقل شده است: «علیکم بالدعا و انتظار الفرج». از دعاهای توصیه شده: دعای عهد، دعای غریق، دعای فرج، دعای معروف: الهم کن لولیک ...و.... می باشد.

8-زیست اخلاقی و تهذیب نفس

از دیگر آداب مهم و وظایف منتظر زیست اخلاقی می باشد، از صفات مورد توصیه: خاموشی و سکوت جز در موارد ضرورت، حلم و مدارا با مردم و ... می باشد.

جامعه ای که منتظر مصلح است خودش نیز باید صالح باشد تا زمینه را هر چه بیشتر برای  ظهور فراهم نماید. شیخ محمود شبستری گوید:

ز مهدی گر چه روزی چند پیشی                  بکش دجال خود مهدی خویشی

9-تعقل و بصیرت

وظیفه دیگر منتظر، زندگی خرد ورزانه و برخوردار از گوهر عقلانیت می باشد. در ارتباط با ظهور امام (عج) نقل شده است که حضرت موقع ظهور:«وضع یده علی رؤس العباد یکمل عقولهم و احلامهم» دست نهادن بر سر بندگان، بالغ کردن آنها وبرخوردار ساختنشان از قوه تشخیص می باشد. امام زمان (عج) موقع ظهور هم دلها را به استغنا و سیرچشمی می رساند و هم عقول را به کمال و بلوغ . چنانکه نقل شده است: «یملا الله عز و جل قلوب امتی الاستغناء»

10-ناظر دانستن امام (عج) برخود:

از دیگر وظایف منتظر، ناظر دیدن امام بر حالات و رفتار و گفتار خود می باشد قرآن می فرماید: «... وقل اعلموا فسیری الله اعمالکم و رسوله و المومنون...»، (توبه، 105) مراد از «مومنون» آنگونه که در تفاسیر و احادیث نقل شده: امامان معصوم و حجج الهی می باشند که ناظر بر عملکرد ما می باشند. اگر کسی امام را پس از خدا و پیامبر بر خود ناظر بداند بر خود پائی و خویشتن بانی او افزوده خواهد شد و زندگی اش توام با مراقبه و کف نفس خواهد شد.


هر جا که هستی حاضری از دور بر ما ناظری      شب خانه روشن می شود تا یاد نامت می کنم

                                                                                                          مولانا


 از یکی از اهل معرفت پرسیده بودند، چگونه می توان به محضر امام (عج) شرف یاب شد؟ در پاسخ گفته بود: وقتی کسی می تواند به حضور حضرت (عج) برسد که غیبت و ظهور برایش یکسان باشد. در زمان غیبت حضرت نیز مانند عصر ظهور و چونان کسی باشد که در حضور حضرت (عج) و منظر و مرآی وی قرار دارد، چنین کسی تدریجاً به یک زندگی در کنار حضرت (عج) عادت می کند و به «مهدی زیستی» پس از«مهدی باوری»، «مهدی شناسی» و «مهدی یاوری» می رسد.

آفات و آسیب های انتظار پویا ونتیجه بخش:

از دیگر مباحث مهم مربوط به مهدویت و انتظار بررسی آفات و اجتناب از رویکرد ناصواب به این مقوله می باشد از جمله آفات انتظار عبارتند از:

1-برداشت ناصواب از انتظار

تلقی منفعلانه و کنش پذیرانه از انتظار که موجب رکود و سرخوردگی می گردد از آسیب های مربوط به انتظار می باشد انتظاری مبارک است که با پویایی و کنش گری فعالانه، معقول و روشمند توام باشد. خانم «طاهره صفارزاده» در سروده ای می گوید: «همیشه منتظرت هستم / بی آنکه در رکود نشستن باشم».

2-طرح مباحث غیرضروری

از دیگر آسیب های انتظار طرح مباحث و پرسشهای بی فایده و غیرضروری می باشد که در سطح تعمیم یافته به گونه ای که اذهان را مشغول و طرح مباحث مهم و مفید را کم رنگ سازد و از موضوعات مهم تر واصلی تر غافل نماید باید از فراگیر شدن آنها احتراز داشت. سوالاتی مانند ازدواج حضرت، تعداد فرزندان ؟! محل سکونت و .. از مباحثی هستند که طرحشان موجب صرف وقت و ... خواهد شد و نتیجه ای شفاف نیز به همراه نخواهد داشت و نهایتاً حواشی بر متن غالب خواهد شد.

3-توقیت

از آسیب های دیگر مربوط به انتظار ومهدویت ، توقیت و تعیین وقت برای ظهور می باشدکه امامان علیهم السلام از این امر تحذیر داده اندو فرموده اند : آنان که برای ظهور وقت تعیین می کنند دروغگو می باشند: «کذب الوقاتون» چنین کاری در صورت عدم واقع شدن ظهور در وقت تعیین شده، موجب دلسردی و حتی بی اعتقادی می گردد.

4-ملاقات گرایی

از دیگر آسیب های مربوط به مهدویت «ملاقات گرایی» و مصروف ساختن تمام همّ و غمّ خود به زیارت حضرت (عج) می باشد چنانکه گویی یک منتظر تنها وظیفه اش نیل به زیارت حضرت (عج) می باشد، هر چند زیارت حضرت (عج) در عصر غیبت توفیق بسیار بزرگی است و بزرگانی نیز از اهل معرفت این توفیق را داشته اند ولی آنچه مهم است، «جلب رضایت» حضرت (عج) می باشد نه زیارت، چنان که کسانی امامان پیشین و پیامبر اکرم (ص) را بارها زیارت کرده بودند ولی این رؤیت نتیجه ای هدایت بخش برایشان نداشته است. همچنین باید توجه داشت که دیدار شخص حضرت در عصر غیبت جز برای اوحدیّ و کبار اهل معرفت مقدور نمی باشد و شاید کسانی حضرت (عج) را در قالب مثالی یا کارگزاران حضرت را زیارت بکنند و تصور نمایند که خود حضرت (عج) را دیده اند، ملاقات حسی حضرت (عج) بسیار نادر می باشد و به توصیه آیت اله بهجت (ره) اگر خوب باشیم خود حضرت دنبال ما می آید.

5-فریب مدعیان نیابت خاصه

غیبت و انتظار نیز مانند اغلب موضوعات دینی دستمایه سوء استفاده برخی بیماردلان قرارگرفته وخواسته اند با سوء استفاده از عواطف و عقاید پاک محبّان اهل بیت و منتظران و پیروان مهدی موعود(عج) به منویّات نفسانی و دنیوی خود برسند،باید با بصیرت و دیده وری مراقب این فرصت طلبی ها بود و فریب اغوای هر شیادی را نخورد.

6-ترسیم چهره ای غیر واقعی از حضرت (عج) توام با خشونت و انتقام جویی:

از دیگر آفات مربوط به انتظار، ترسیم چهره ای خشن و خون ریز از حضرت می باشد که مثلاً موقع ظهور آنقدر خون می ریزد که پای اسبش تا زانو در خون فرو می رود!

آن حضرت ، مظهر رافت و رحمت الهی می باشد و لقبش مانند جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم (ص) «رحمه للعالمین» می باشد. هر چند در مواردی شدت و قاطعیت اجتناب ناپذیر می باشد ولی بنای حضرت (عج) بر مهرورزی و مدارا می باشد [مانند اجداد طیبین و طاهرینش] نه خون ریزی و قلع و قمع.

7-وجود احادیث مخدوش و بی اصل که به معصومین علیهم السلام نسبت داده شده است:

 موضوع دیگری که عنایت متخصصین و صاحب نظران را می طلبد پالایش احادیث مربوط به حضرت (عج) می باشد که بعضاً سخنانی مخدوش و بدون سند که در فقه الحدیث و رجال و درایه رد شده می باشند در مورد امام عصر (عج) گفته می شود که در فقه الحدیث و علم رجال و درایه بی اعتبار می باشند و نیز تهمت های ناروایی که به شیعیان و انتظار و نحوه انتظار نسبت داده می شود باید واکاوی و استخراج گردند و احادیث صحیح و معقول و قطعی الصدور جای این سخنان را در باورهای شیعیان و نیز منتقدان بگیرد. 

8-تطبیق

از دیگر آسیب های مربوط به انتظار، تطبیق می باشد که باید از انطباق حضرت(ع) و عصر ظهور به هر شباهتی اجتناب داشت که بعضاً با حسن نیت و علاقه وافر به ظهور حضرت صورت می پذیرد ولی عملی مفید و معقول نمی باشد.

9-طرح نابجای انتظار و دفاع نادرست

از دیگر آسیب ها، طرح نابجا و بدون برخورداری از پشت بند علمی در هر محفل و موقعیت می باشد که بعضاً موجب پیدایش ابهامات و نهایتاً تبعات سوء می گردد. مهدویت و انتظار نیز مانند هر مقوله معرفتی اگر به گونه ای ناصواب و کژتابانه مورد دفاع واقع گردد مضارّ دفاع بیشتر از فوایدش خواهد شد.

10-استفاده ابزاری و استحصالی از امام عصر (عج)

آفت دیگری که باز می تواند توسط سودجویان و فرصت طلبان مطرح شود استفاده ابزاری از اصل غیبت و انتظار می باشد که باید مراقب بود هوای نفس غالب نیایدو مهدی موعود (عج) برای برای نیل به هدفهای شخصی مصروف نشود.

علل غیبت امام (عج):

سؤال دیگری که در ارتباط با موعود (عج) مطرح می شود علل غیبت می باشد که چرا امام زمان (ع) در پس پرده غیبت است؟ در پاسخ می توان گفت: برای غیبت امام (عج) دلایل چندی می توان عنوان کرد که از جمله ی آنها :

1-  تدریج در فیض رسانی:

هر چند خداوند از ظاهر ساختن حجت فرجامین خود ناتوان نیست و می تواند صالحان را با «سبب سازی» و «سبب سوزی» خود به خلافت و حکومت رساند ولی "قابل" ها چنین استعدادی را ندارند و تابع شرایط و مقدمات هستند که تا وقتی آن شرایط حاصل نشود «وعده الهی» محقق نخواهد شد و غیبت امام برای تحقق آن شرایط می باشد.

2- اصحاب خاص:

 از دلایل دیگر غیبت امام (ع) جمع نیامدن اصحاب خاص با آن شرایط و قابلیت های لازم و منحصر به فرد می باشد که 313 نفر به عنوان هسته ی اولیه یاران حضرت (ع) موقع خروج می باشندو زمان ظهور جمع می آیند و شاید هنوز چنان یارانی با شرایط خاص و امتیازات والا به دنیا نیامده‌اند.

3-  ترس از مرگ:

از دیگر دلایل غیبت امام (ع) نیز ترس از کشته شدن به گونه ای کم نتیجه می باشد که در احادیث نیز نقل شده است: «یخاف القتل»، (بحارالانوار ،ج 52،ص 90). البته واضح است که ترس از مرگ به معنی ترس نفسانی و موهوم نمی باشد که امری مذموم و نکوهیده می باشد بلکه مراد ترسی عقلانی است که بعضاً واجب و ضروری نیز می نماید.

4-  آزادی از بیعت طواغیت:

 آنگونه که از حضرت نقل شده است :امام (ع) در پاسخی که توسط دومین نایب خود «محمد بن عثمان» به اسحاق بن یعقوب مرقوم می دارد، می فرماید :«در حالی ظهور خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی بر گردنم نیست»، «لابیعه لاحدٍ من الطواغیت فی عنقی»، (بحار الانوار، ج2، ص92)

5-  اسرار نهانی غیبت:

با تمام مطالبی که در مورد علت غیبت امام (ع) گفته می شود، غیبت اسراری نیز دارد که برایمان معلوم نیست و پس از ظهور تبیین خواهند شد و آنگونه که در احادیث نقل شده است: مانند شکستن کشتی، کشتن جوان و تعمیر دیوار توسط خضر علتش نامعلوم می باشد ولی یقیناً مانند سایر کارهای خداوند حکیم، بی حکمت نمی باشد، حال سوالی که مطرح می باشد اینکه : امام غایب چه فایده ای برای ما دارد؟

آنگونه که در احادیث از پیامبر اکرم (ص) و امام عصر( ع) نقل شده : امام (ع) در عصر غیبت به خورشید در پس ابر تشبیه شده پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «ای والّذی بعثنی بالنبوه انّهم لینتفعون به و یستضیؤن بنور ولایته فی غیبته کانتفاع النّاس بالشمس و ان جلّلها السحاب»، (به خدای که مرا به نبوت برگزید در زمان غیبت از او بهره می برند و از نور هدایتش روشنائی می گیرند چنانکه از آفتاب پشت ابر بهره مند می شوند)، (بحارالانوار، ج52، ص93) و نیز از حضرت ( عج) نقل شده است که : «و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی کالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار السحاب»، (کیفیت استفاده از من در زمان غیبتم مانند استفاده از خورشید پشت ابر می باشد)، (بحارالانوار، ج52، ص92) .

خورشید در پشت ابر نیز مرکزیت و محوریت خود را دارد و سیارات گرد او می گردند امام(ع) نیز در پس پرده غیبت محوریت خود را دارد

هو المدار بل هو المدیر                              بامره التقدیر و التدبیر

                                                                    آیت الله غروی اصفهانی

همچنین ابر آفتاب را نمی پوشاند بلکه ساکنان زمین را در محدوده ای خاص می پوشاند غیبت امام نیز در واقع محروم بودن بندگان خدا از رویت او می باشد و گرنه چگونه کسی که محور عالم وجود است و می‌تواند هر لحظه در هر جا حضور داشته باشد غایب است؟ این سخن از "خواجه نصیرالدین طوسی در ارتباط با حضرت(عج) معروف است که: «وجوه لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمُه منّا»

 

    جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی               غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

                                                                                              حافظ

پوشاندن ابر مختص کسانی است که در زمین هستند حال اگر کسی چنان اوج گرفته باشد که فراتر از ابرها واقع شود برایش مانع و حجابی نخواهد بود آنگونه که مولانا گوید:

    ز منزلات خود گر برون نهی قدمی                  نزول در حرم کبریا توانی کرد

                                                                                     دیوان شمس

و

     تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون              کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

                                                                                                         حافظ

خورشید در پشت ابر نیز گرمادهی ،حرارت بخشی و نور افشانی خود را اعمال می کند و ساکنان زمین از این منافع برخوردار و بهره مند می شوند و اینگونه نیست که در پشت ابر، بود و نبود خورشید یکسان باشد، امام نیز در عین غیبت، هدایت رسانی و افاض? خود را اعمال می دارد آنگونه که در زیارت حضرت (ع) نقل شده است :«السلام علیک یا نورالله الذی یهتدی به المهتدون »آن حضرت مانند مغناطیس زمین که با وجود نامشهود بودن تعیین سمت و سو می کند به تدبیر و هدایت گری مشغول است و به عنوان واسطه فیض بندگان را به کمال مطلوب رهنمون می شود آنگونه که در زیارتش می گوئیم: «السلام علیک یا صاحب التدبیر»

    تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار        که توسنی چو فلک رام تازیانه توست

                                                                                            الحمدلله رب العالمین

              http://arshiyaa.blogfa.com/post-225.aspx

وب جناب آقای سیامک مختاری   (عرشیا)                                             




تاریخ : پنج شنبه 93/3/22 | 5:48 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 منتظر واقعی کیستنوشته‌ای از آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی

  منتظر واقعی کیست ؟


   انسان از چیزی یا کسی پاسداری می‏کند یا انتظار آن را می‏کشد که او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد. اگر شناخت و معرفت، صحیح و شایسته باشد انتظار نیز واقعی خواهد بود. 

 

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی خبرگزاری حوزه حضرت آیت الله جوادی آملی در نوشتاری ، جایگاه انتظار واقعی را  تبیین کرده اند ، ایشان در این خصوص آورده اند :

انسان از چیزی یا کسی پاسداری می‏کند یا انتظار آن را می‏کشد که او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد. اگر شناخت و معرفت، صحیح و شایسته باشد، انتظار نیز واقعی خواهد بود. از این جهت انسان در عصر غیبت یا منتظر واقعی است، یا گرفتار جاهلیت و عدم شناخت و معرفت صحیح؛

*زیرا:

1 _در بسیاری از روایات آمده است، زمین از حجت خدا خالی نخواهد ماند: «إنّ الله جلّ وعزّ أجلّ وأعظم من أن یترک الأرض بغیْر إمامٍ عادلٍ»[1]. حتی در برخی روایات آمده است: اگر زمین از حجت الهی خالی گردد، زمین اهلش را فرو خواهد برد: «لو بقیت الأرض بغیر إمامٍ لَساخَتْ»[2] از صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز رسیده است: از زمانی که خدای سبحان زمین را خلق کرده تا هنگام برپایی قیامتْ زمین از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود؛ چون اگر او نباشد عبودیت خدا تعطیل خواهد شد، لیکن این حجت گاهی ظاهر و شناخته شده و گاهی غایب و مستور است:

*منبع امنیت اهل زمین

«لم تخلُ الأرض منذ خلق الله آدم من حجة لله فیها، ظاهر مشهور، أو غائب مستور ولا تخلو إلی أن تقوم الساعة من حجة لله فیها ولولا ذلک لم یعبد الله»[3].

از خود امام عصر (علیه‏السلام) نیز رسیده است که: من مایه? امنیت اهل زمین هستم چنان‏که ستارگان مایه? امنیت برای اهل آسمان هستند: «إنّى لأمان لأهل الأرض کما أنّ النجوم أمان لأهل السماء»[4]. بنابراین، در تمام اعصار از جمله این عصر حجت الهی در میان بندگان او حضور دارد، از این رو شیعه معتقد است که مهدی موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است. این که گاهی تعبیر به «مهدی موعود موجود» می‏کنیم، سرّش همین است وگرنه اصل موعود بودن مهدی مورد قبول بسیاری از فِرَق است. آنچه که شیعه? اثناعشری را از دیگران ممتاز می‏کند اعتقاد به موجود بودن مهدی موعود است.

*مسلمان بمیرید

2 شیعه و سنی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده‏اند: هر کس که بدون شناخت امام زمان و حجت عصر خودش بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است: «من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة الجاهلیة»[5].

سفارش همه? انبیای الهی این است که سعی کنید مسلمان بمیرید. چنان‏که قرآن کریم از زبان خلیل حق تعالی و یعقوب (علیهماالسلام) نقل کرده است که به فرزندان خود سفارش کردند سعی کنید مسلمان بمیرید: ?ووصّی بها إبراهیم بنیه ویعقوب یا بُنیّ إنّ الله اصطفی لکم الدین فلا تموتنّ إلاّ وأنتم مسلمون?[6]. خدای سبحان به مؤمنان نیز سفارش می‏کند تا می‏توانید تقوا پیشه کنید و همت شما این باشد که مسلمان بمیرید: ?یا أیّها الذین امنوا اتقوا الله حقّ تقاته ولا تموتنّ إلاّ وأنتم مسلمون?[7]. پس همه موظفند که مسلمان بمیرند.

از آنجا که مرگ عصاره? زندگی است و هر کسی آن‏گونه می‏میرد که زندگی کرد، اگر مرگ کسی جاهلی باشد معلوم می‏شود زندگی او جاهلانه بوده است؛ چون ممکن نیست کسی زندگی عاقلانه داشته باشد، ولی به مرگ جاهلیت بمیرد. بنابراین، اگر کسی امام زمانش را نشناسد نه تنها مرگش مرگ جاهلی خواهد بود بلکه حیات او نیز حیاتی جاهلانه خواهد بود[8]. اگر کسی امام زمان خودش را درست بشناسد، می‏فهمد تمام کارها در دست او که مظهر ?هو قائم علی کلّ نفْسٍ بما کسبت?[9] است قرار دارد، در نتیجه از زندگی و حیات جاهلی رهیده، به حیات معقول رسیده و منتظر واقعی آن حضرت خواهد بود.

*تذکر:

 منظور از شناخت امام زمان (علیه‏السلام) تنها شناخت شناسنامه‏ای و تاریخی آن حضرت نیست که انسان بداند نامش چیست و فرزند کیست، در چه عصری زندگی می‏کرده و...، بلکه مراد شناخت امامت، اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت امام است و افزون بر آن اطاعت نیز لازم است. وگرنه حاکمان برخاسته از سقیفه، طاغوت شام، فاجعه‏آفرینان انسانیت‏کُش کربلا، هارون الرشید، مأمون و... بیش از هر کس دیگری امامان عصر خویش را می‏شناختند.

 

 

[1] ـ اصول کافی، ج 1، ص 178.

[2] ـ همان، ص 179.

[3] ـ بحار، ج 52، ص 92.

[4] ـ همان.

[5] ـ بحار، ج 32، ص 321 و 331.

[6] ـ سوره? بقره، آیه? 132: ابراهیم و یعقوب فرزندانشان را به آیین الهی سفارش کردند و گفتند: فرزندان من دین اسلام را خدا برای شما برگزید، پس تلاش کنید تا مسلمان بمیرید.

[7] ـ سوره? آل عمران، آیه? 102. این آیه نشان می‏دهد که تقوای الهی حدّی ندارد، این مسیری است که تا پای دار پایداری می‏خواهد و تا قطع قدم، ثبات قدم می‏طلبد.

از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو ???? تا سر رود به سر رو، تا پا به پا بپو

تقوای الهی نظیر صبر، تسلیم، رضا، توکل و امثال آن نیست که درجه‏ای در قبال سایر درجات باشد، بلکه کمالی است که با همه? این درجات همراه است.

[8] ـ البته ممکن است کسی به صورت ظاهر در خدمت قرآن کریم باشد، در مسجد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حتی پشت سر یا جای او نماز بخواند ولی حیاتش حیات جاهلی باشد. چنان‏که صدیقه کبری، فاطمه? زهرا (سلام‏الله‌علیها) در احتجاج خود خطاب به این‏گونه افراد فرمود: «أفحکم الجاهلیة تبغون ومن أحسن من الله حکماً لقوم یوقنون؟ أفلا تعلمون؟ بلی، قد تجلّی لکم کالشمس الضاحیة: أنّى ابنته»؛ آیا حکم جاهلیت را طلب می‏کنید و خواستار آن هستید؟ برای کسانی که اهل یقین هستند، داوری چه کسی از داوری خدا بهتر است؟ (برگرفته از آیه? 50 سوره? مائده). آیا نمی‏دانید من چه کسی هستم؟ بله، برای شما مثل آفتاب نورافشان روشن است که من دختر آن بزرگوار (رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) هستم(احتجاج، ج 1، ص 267، خطبه? فدکیه).

[9] ـ سوره? رعد، آیه? 33.




تاریخ : پنج شنبه 93/3/22 | 9:20 صبح | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

آیت الله العظمی جوادی آملی: علامه طباطبایی جریان علم وعقل را احیا کردند

  آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی: علامه طباطبایی جریان علم وعقل را احیا کردند 


  حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: همایش علامه طباطبایی را می توان همایش احیای علوم نامید، ایشان احیاگر عقل و علم در اسلام هستند جریان علم گرایی و عقل گرایی در اسلام را احیا کردند. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، این مرجع تقلید عصرامروز دردیدار با اعضای برگزاری کنگره بزرگداشت علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان اظهارداشتند: درباره جامعیت علامه طباطبایی سخنان بسیار زیادی عنوان شده است و همین جامعیت باعث ماندگاریشان شده است.

ایشان افزودند: این ماندگاری به دلیل همان صبغه الهی و خاصیت بقیه اللهی است که باعث می شود علمایی که علم آنها با عمل و حکمتشان در مسیر خدا باشد در عداد انبیا و اولیای الهی قرار می گیرد.

این مرجع تقلید تصریح کردند: شرط بقا عمل به تعهدات الهی است که بر عهده ماست اگر عالمی تعهدات الهی را عمل کند به بقیه اللهی خواهد رسید و هم حامل دین الهی است و هم وجودش ماندگار خواهد شد، علامه طباطبایی نیز از جمله علمایی بود که به این تعهدات کاملا عمل کرد.

ایشان عنوان کردند: اسلام به دنبال فقرزدایی است نه فقیرزدایی، ما به دنبال این هستیم که دیگر فقری وجود نداشته باشد و اگر حمایتی از فقیر می کنیم  یک کار عاطفی و میلی است، علامه طباطبایی نیز همین گفتار امام علی (ع) را پیش روی خود داشتند خداوند آن مقامی را که به اولیای خود داد به وارثان آنها نیز داده و اگر کسی در این راه گام بردارد از انبیای الهی ارث می برد این ارث با علم دراست فرق می کند و علم دراسه راهگشا نیست، آنچه مهم است علم وراثه است که با تمسک به اهل بیت(ع) به دست می آید.

علامه طباطبایی احیاگر علوم بود

حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: همایش علامه را می توان همایش احیای علوم نامید، زیرا کاری که ایشان کردند احیای عقل و علم در اسلام است در خلاف غزالی که علی رغم این که خود را احیاگر علوم می دانست و در حقیقت عقل را در حرکت اسلامی متوقف کرد، علامه طباطبایی دقیقا احیاگر این جریان علم گرایی و عقل گرایی در اسلام بود.

ایشان افزودند: کاری که ایشان کردند احیای علوم اهل بیت(ع) و عقل در اسلام و احیای این علوم بود همچنان که امام  راحل و بزرگانی چون علامه طباطبایی به برکت خون شهدا توانستند ایران اسلامی را احیا کنند.

این مرجع تقلید با اشاره به مصادیق جامعیت علامه طباطبایی تصریح کردند: مراتب جامعیت ایشان در حوزه علوم تجربی ،نیمه تجربی، تسلط در ریاضیات، هندسه فضایی، تسلط بر اصول، منطق، فلسفه و... بر همگان مشخص بود.

معظم له ادامه دادند: ایشان دروس بسیاری را نزد بزرگان علوم مختلف آموختند ولی آنان که اساتید ایشان را می شناختند می گفتند که ایشان آنچه بیان می کند از خودش است یعنی تلاشی عظیم برای شکافتن حوزه های معرفتی جدید که مخصوص افراد بزرگ است.

علامه با قرآن ممزوج بود

ایشان بیان کردند: مرحوم علامه در حوزه های معرفتی اسراری را می دانستند که کسی نمی دانست، ممزوج بودن با قرآن و اهل بیت(ع) در رفتار مشخص بود در حوزه عرفان عملی و نظری پیشگام بودند و حوزه های دیگر معرفتی و رفتاری از فقه و حکمت، شهود، تشریح  وتنزیح در وجود ایشان متبلور بود.

حضرت آیت الله جوادی آملی جنگ جهانی دوم و کودتای ننگین 28 مرداد را یکی از عوامل اصلی نگارش کتاب اصول فلسفه حتی در ایران دانستند و گفتند: کتاب وزین المیزان در این شرایط نوشته شد که امروز هم حرف های زیادی برای گفتن دارد و محل رجوع بسیاری از بزرگان است که نشان دهنده عمق این مباحث است.

آیت الله مطهری شارح اصول فلسفه بود

مفسر قرآن کریم یادآور شدند: آیت الله مطهری شارح اصول فلسفه بود که فرق شارح با مقرر آن است که شارح مباحث را دسته بندی می کند و دست و پای مفاهیم ارائه شده را باز می دارد تا با ایجاد نظم در مطلب علمی زمینه بهتر فهمیده شدن آن را فراهم کند.

ایشان گفتند: کسی که سرشتش عقلانی است در مقام تعبد نیز به کمال می رسد زیرا عقل وقتی کامل شود می فهمد که در تعهد نیز باید کامل بود و این دنیا غیر از خدا چیزی ندارد. علامه نیز با این سرشت عقلانی دریافتند که هیچ راهی جز محبت اهل بیت(ع) برای رسیدن به خدا وجود ندارد.

 




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 10:5 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
گزارش لحظه به لحظه از حضور داعش در عراق؛ (+18)

تسلط داعش بر استان‌های نینوا، الانبار و بخشی از صلاح‌الدین/ پنتاگون:تحولات عراق را به دقت تحت نظر داریم/ حملات تروریستی به کربلا ناکام ماند/ مالکی: 24 ساعته موصل را پس می‌گیریمبه گزارش مشرق، بامداد سه‌شنبه، به‌ناگاه انتشار یک خبر توجه جهانیان را به خود جلب کرد: گروهک تروریستی داعش، متشکل از نیروهای تکفیری و نیروهای سابق گارد ریاست‌جمهوری صدام حسین، دیکتاتور مخلوع و معدوم عراق، پس از یورش ناکام به سامرا، این بار شهر نفت‌خیز موصل را هدف حملات خود قرار داد.

داعش روز سه‌شنبه موصل را تصرف کرد و به سوی استان صلاح‌الدین لشکر کشید. این بحران هم‌اکنون نیز ادامه دارد و نیروهای امنیتی عراق در حال مقابله با ستیزه‌جویان تکفیری داعش هستند.


این در حالی است که روزنامه "القدس العربی" چاپ لندن نوشت: "ابومحمد عدنانی" سخنگوی رسمی گروه تروریستی موسوم به "دولت اسلام در عراق و شام" (داعش) در بیانیه ای گفت: امریکا منطقه خاورمیانه را به ما (داعش) سپرده است تا نقشه جهان را بر اساس خلافت اسلامی رسم بکنیم و بدانید که ما نقشه جدید جهان را با نوک شمشیرهایمان رسم می کنیم.

وی در ادامه با اشاره به شیعیان افزود: شعیان را باید کشت آنها به عباس (س) و فاطمه (س) توسل می کنند آنها مشرک اند وارد خانه های آنها شوید و مثل گوسفند سرهای آنها را از تن نجسشان جدا کنید کشتن آنها برای شما مثل کشتن مگس باشد، جنگ امروز جنگ بین همه شیعیان و همه سنی ها است.




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 10:1 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

داعش

تروریست‌ها به ورودی شهر سامرا رسیدند

خبرگزاری تسنیم: پلیس عراق اعلام کرد که درگیری بین ارتش با گروهک داعش به ورودی شهر سامرا رسیده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از خبرگزاری فرانسه، پلیس عراق اعلام کرد که درگیری بین ارتش با گروهک داعش به ورودی شهر سامرا رسیده است. رسانه های عراقی نیز از درگیری شدید بین ارتش عراق و داعش در ورودی شهر سامر خبر می دهند.

هنوز جزئیات بیشتری از این خبر در دست نیست.

هفته گذشته نیز درگیری بین ارتش با گروهک داعش در سامرا روی داده بود که این گروهک مجبور به فرار از این شهر شد.

از سوی دیگر در حمله انتحاری به یک مرکز بازرسی در میدان عبدالمحسن الکاظمی در کاظمیه 10 نفر کشته و 25 نفر دیگر زخمی شدند.




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 9:57 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

 

عراق – درگیری ارتش عراق با نیروهای القاعده در الرمادی

لحظه به لحظه با عراق؛ بازپس‌گیری تکریت و اعزام نیروهای ویژه به سامرا و صلاح الدین

خبرگزاری تسنیم: گزارش‌‌های خبری از آزاد سازی شهر تکریت که به اشغال تروریست‌های داعش در آمده بود خبر می‌دهند و این در حالی است که گروههایی ویژه از بغداد عازم سامرا و صلاح الدین شدند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش روز گذشته با حمله به استان نینوا، کنترل شهر موصل در این استان را در دست گرفت و سپس به‌سمت استان صلاح‌الدین در عراق سرازیر شده و بخش‌هایی از آن را به اشغال خود درآورد.

***

ترکیه خواستار برگزاری نشست فوق العاده ناتو درباره حوادث عراق شد

 درگیری بین عشایر و افراد مسلح در منطقه العلم در جنوب تکریت

21:05 وزارت امور خارجه مصر برای بررسی وضعیت اتباع مصری در عراق اتاق عملیات تشکیل داد

21:02 اردوغان نشستی را با حضور تعدادی از وزرا و مسئولان امنیتی ترکیه با هدف بحث و بررسی حوادث موصل برگزار کرد

20:48 جنگنده‌های ارتش عراق محل تجمع گروه داعش در شرق تکریت و موصل را بمباران کردند

20:47 نیروهای امنیتی عراق ساختمان استانداری صلاح الدین را بعد از کنترل داعش بر آن  آزاد کردند

20:46 بازپس گیری شهر تکریت توسط نیروهای امنیتی عراق

20:44آنکارا: اگر به شهروندان ترک در عراق صدمه وارد شود مقابله به مثل خواهیم کرد

20:43 عشایر نینوا از کشته شدن 23 تروریست در نینوا و آغاز عملیات برای آزاد سازی منطقه الوحده در موصل خبر داد

20:42 جنگنده‌های ارتش عراق یک گروه از عناصر داعش را در اطراف دو شهر سامراء و الاسحاقی منهدم کردند

20:35 گفتگوی تلفنی ظریف و زیباری

20:30 "عصایب اهل الحق" آمادگی خود را برای دفاع از عراق و اماکن مقدسه اعلام کرد

20:21 هیگ: انگلیس هیچ تصمیمی برای دخالت در عراق ندارد

20:18 انفجار یک خودروی بمب‌گذاری شده در کاظمین عراق

20:16 بازپس گیری استانداری صلاح الدین توسط نیروهای امنیتی عراق

20:08 قول آمریکا برای کمک به آوارگان عراقی

20:00 نوری المالکی هدف شماره یک تحولات موصل است

19:36 انفجار انتحاری در بغداد 16 کشته بر جای گذاشت

19:34 شهر الدور در تکریت به تصرف داعش در آمد

19:07 تروریست‌ها به ورودی شهر سامرا رسیدند

18:50 گزارش شده که فرمانده گردان چهارم ارتش عراق در درگیری با داعش در تکریت کشته شده است

18:39 داعش 300 زندانی را از تکریت فراری داد؛ ربوده شدن استاندار استان صلاح الدین

18:38 حمله به یک مجلس عزاداری در شهرک صدر

18:27 رهبران و روسای جریان های سیاسی عراق امشب گردهم می‌آیند

18:17 پلیس استان ذی قار عراق حالت آماده باش اعلام کرد

18:13 درگیری‌های شدید در نزدیکی ساختمان استانداری صلاح‌الدین عراق

17:56 نیروهای امنیتی عراق بخش های موصل را پاکسازی می‌کنند

17:30 نیروهای داعش یک کلیسا را در موصل منفجر کردند

17:11 رسانه‌های عراقی از تصرف شهر تکریت مرکز استان صلاح الدین توسط تروریست‌ها خبر دادند

17:10 داعش یک فرودگاه صلاح الدین را تصرف کرد

16:22 تصرف کنسولگری ترکیه در موصل؛ داعش دیپلمات‌ها را گروگان گرفت

16:06 تهدید داعش به تشدید حملات در عراق

16:05 اعلام آمادگی سوریه برای نبرد با داعش در عراق

15:41 جنایت جدید داعش در کرکوک

15:38 ابراهیم جعفری: مسئولان کشور برای حل اوضاع امنیتی وارد عمل شوند

15:33 افزایش تدابیر ویژه امنیتی در استان بصره

15:18 استاندار نینوا 4 ساعت قبل از سقوط موصل فرار کرده بود

15:10 تصمیم شیوخ عشایر نینوا برای تشکیل کمیته‌های مردمی مبارزه با داعش

15:05 وزرای خارجه کشورهای عربی و اروپایی حمایت خود را از دولت عراق علیه تروریست‌ها اعلام کردند

15:01 جنگنده های عراقی مواضع داعش در شهر موصل را بمباران کردند

14:50 نشست امنیتی درباره تحولات عراق

14:41 تصرف موصل نشان دهنده تشدید تهدید گروه‌های منشعب القاعده علیه آمریکاست

14:36 مقتدی صدر: برای دفاع از اماکن مقدس در عراق گردان‌هایی تشکیل شود

14:22 همکاری دولت عراق و منطقه کردستان برای مقابله با تروریست‌های خارجی

13:44 ابراز آمادگی استرالیا برای کمک به عراق پس از سقوط موصل

13:39 دبکا: با سقوط موصل القاعده در صدد تشکیل دولت مستقل در قلب خاورمیانه است

13:30 مسئولان بصره: گروه‌های سیاسی برای نجات نینوا متحد شوند

13:20 انفجار خودروی بمب‌گذاری شده نزدیک حزب الدعوه در شهرستان النعمانیه در استان واسط یک کشته و 14 زخمی برجای گذاشت

13:17 مشاور سابق بوش و اوباما در امور عراق: آمریکا ارتش عراق را برای مقابله با شبه نظامیان آموزش نداده است

12:57 علامه نابلسی: عربستان در پس پرده حمایت از داعش در عراق است

12:53 اعزام نیروهای پیشمرگ کرد به خانقین

12:44 پارلمان منطقه کردستان عراق درباره خطرات ناامنی‌ها برای منطقه هشدار داد

12:37 استاندار نینوا: گروهی مردمی برای آزادسازی موصل تشکیل شده است

12:35 مقتدی صدر بیانیه‌ای برای فعالیت مجدد جیش المهدی صادر نکرده است

12:29 واکنش وزارت خارجه سوریه به تحرکات داعش در عراق

12:28 منطقه «بیجی» با کمک عشایر از عناصر داعش پاکسازی شد

12:24 مراجع عراقی خواستار وحدت سیاستمداران برای مقابله با تروریسم شدند

12:21 ایندیپندنت: سقوط موصل نقشه سیاسی خاورمیانه را تغییر خواهد داد

12:11 هیگ: وضعیت موصل شدیدا نگران کننده است

12:10 استقرار عناصر داعش در 40 کیلومتری تکریت

12:06 یک نهاد سازمان ملل: 500 هزار شهروند از موصل فرار کرده‌اند/ده‌ها نفر از خانواده‌ها هنوز در حال فرار از موصل به کردستان عراق هستند

12:02 4 شهید و 9 زخمی در انفجار دو خودروی بمب‌گذاری شده در کربلا

11:46 ائتلاف ملی عراق خواستار حمایت از ارتش برای مقابله با داعش شد

11:39 آزادی بخش‌هایی از کرکوک از اشغال عناصر داعش

11:26 پنتاگون: خود عراقی‌ها باید با داعش مقابله کنند

11:19 اعلام حالت فوق العاده در استان بابل

11:14 شیخ اسحاق الفیاض یکی از مراجع دینی عراق از نیروهای مسلح و دستگاه‌های امنیتی این کشور خواست که به وظایف خود برای دفع خطر از کشور عمل کنند

11:10 یک منبع امنیتی در استان نینوا گفت که نیروهای پیشمرگه کرد یک مرکز پلیس در شرق موصل در شهرستان حمدانیه را به کنترل خود در آوردند

11:06 شمخانی: توسعه حضور تروریست‌های داعش در عراق زنگ خطری برای امنیت منطقه است

11:05 کالاهای عربستان در جنوب عراق تحریم می‌شوند

11:04 شبح داعش در عراق و معمای عدم مقاومت اولیه ارتش

10:50 واکنش گروه داعش به اعلام حالت اضطراری در عراق

09:39 فراکسیون صدر: دستورعمل خارجی برای ایجاد جنگ طائفه‌ای در عراق وجود دارد

09:36 واشنگتن‌پست: تصرف موصل نشانه‌ سر برآوردن دوباره افراط‌گرایی در خاورمیانه است

09:23 افشای سند خیانت استاندار نینوی و تحویل شهر موصل به تروریست‌ها

08:58 تسلط داعش بر منطقه سلیمان بیک در کرکوک

08:10 مقتدا صدر از کمک ارتش المهدی به ارتش عراق خبر داد‎

08:06 تروریست‌های داعش بخش‌هایی از استان صلاح‌الدین را اشغال کردند

03:18 سید عمار حکیم محاصره تروریست‌های داعش را خواستار شد

00:40 باندهای جنایتکار داعش در مسیر فروپاشی؛ هلاکت 500 تروریست عرب در فلوجه

00:00 تحولات روز گذشته عراق

انتهای پیام/ع




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 9:46 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 به پیروی از ولایت فقیه افتخار می کنیمعلمای جبل عامل

   به پیروی از ولایت فقیه افتخار می‌کنیم 


  ما معتقد به ولایت فقیه بوده و به این اعتقاد، افتخار می کنیم و هدف اساسی از فعالیت های تجمع علمای جبل عامل، خدمت به دین و مکتب است. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، گروهی از اعضای تجمع علمای جبل عامل که به ایران سفر کرده اند، ضمن بازدید از خبرگزاری حوزه طی نشستی با حضور مدیر عامل، سردبیر و دبیر بین الملل خبرگزاری حوزه بر نقش علما در توسعه دین و فرهنگ در جامعه کنونی تاکید و بر میثاق خود با اندیشه های امام خمینی پافشاری کردند.

* پیروان اهل بیت، نه ظلم می کنند نه زیر بار ظلم می روند

حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالصاحب فضل الله در این نشست با اشاره کوتاه به پیشینه و نقش آفرینی علمای جبل عامل در عرصه منطقه ای و بین المللی ابراز داشت: جبل عامل، منبع خیر و برکت است و الگوهای فراوانی در عرصه های گوناگون تقدیم جامعه بشری کرده است.

وی ادامه داد: همان طور که حضرت آیت الله خامنه ای تاکید دارند، پیروان اهل بیت بر این عقیده اند که نه علاقه مند به ظلم کردن اند و نه زیر بار ظلم می روند.

* مردم جنوب لبنان با فرهنگ عاشورا زندگی می کنند

سید فضل الله با باین اینکه مردم جلب عامل از گذشته تا کنون عامل خیر و برکت برای مردم بوده اند یادآور شد: هنگامی که دشمن صهیونیستی از جنوب وارد لبنان شد تا به بیروت برسد، علمای جبل عامل احساس مسئولیت کردند و حتی فقهای نامدار در این عرصه وارد شدند و با تمام توان در برابر دشمن ایستادگی کردند همچنانکه وقتی شهید شیخ راغب حرب، دستگیر شد و یا به شهادت رسید، تمام علما علیرغم اختلافات سلیقه ای و علمی که دارند، به صورت یکپارچه در برابر این اقدام، موضعگیری کردند و ما همچنان شاهد فعالیت علمای این منطقه در عرصه های گوناگون علمی، فرهنگی و اجتماعی هستیم.

وی روحیه بالای مذهبی در مردم جنوب لبنان را مورد تاکید قرار داد و گفت: آنها با فرهنگ عاشورا زندگی می کنند و همین روحیه، رمز پیروزی بر دشمنان است.

* امام صدر؛ پایه گذار نخستین تشکل دینی شیعیان در لبنان

حجت الاسلام والمسملین شیخ علی خازم مسئول امور فرهنگی تجمع علمای جبل عامل هم در این نشست بیان داشت: تشکل های علمایی در لبنان امر جدیدی نیست و امام موسی صدر برای نخستین بار، تشکیلات دینی رسمی متعلق به شیعیان را تاسیس کرده است و ما در تجمع علمای جبل عامل در زمینه های اجتماعی، جهادی، فرهنگی و تربیتی فعالیت می کنیم به عنوان نمونه در برابر موضوع ازدواج مدنی که به دنبال اختلاط ادیان است، ایستادگی کردیم و یا در برابر تلاش هایی که به دنبال حذف آموزش دینی از مدارس است موضع گیری داشته ایم.

وی وحدت جوامع مذهبی در شرایط کنونی را ضروری خواند و تاکید کرد: ما باید به دنبال وحدت خود در برابر هر نوع خطر و تهدیدی باشیم.

شیخ خازم خاطر نشان کرد: ما معتقد به ولایت فقیه بوده و به این اعتقاد، افتخار می کنیم و هدف اساسی از فعالیت های تجمع علمای جبل عامل، خدمت به دین و مکتب است.

* تحت لوای ولایت فقیه قرار داریم

حجت الاسلام والمسلمین شیخ جودت حطیط مسئول امور رسانه ای این تجمع هم بیان داشت: اعضای این تجمع، دانش آموختگان حوزه های قم و نجف هستند و ما داعیه دار این هستیم که تحت لوای ولایت فقیه به فعالیت می پردازیم.

وی نقش علمای جبل عامل در استکبار ستیزی را یادآور شد و گفت: برگزاری مراسم بزرگداشت مرحوم آیت الله بهجت، نشست پیرامون مظلومیت مردم بحرین، کنفرانس در مخالفت با خلع سلاح حزب الله و... از فعالیت های تجمع علمای جبل عامل بوده است.

گزارش تصویری مرتبط




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 5:35 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر

 

در حاشیه طرح مجدد ولایت شورایی توسط آقای هاشمی

چرا ولایت فقیه شورایی غیر شرعی است؟/ نظر صریح امام درباره ولایت فقیه شورایی

 
از نظر پیشینه تاریخی، ولایت شورایی، در متون اسلامی بی‌سابقه است. در دیدگاه اهل سنت، تنها در یک مورد شورا تشکیل شد که آن هم برای تعیین رهبر بود و نه برای اداره و تدبیر امور… درباره رهبری شورایی، متون فقهی شیعه تا پیش از استقرار جمهوری اسلامی ایران، همگی ساکت‌اند و هیچ فقیهی پیش از آن، به طرح این ایده نپرداخته است.
چرا ولایت فقیه شورایی غیر شرعی است؟/ نظر صریح امام درباره ولایت فقیه شورایی

گروه سیاسی جهان نیوز - محمد­علی الفت پور:‌ قانون اساسی در زمان امام و به امر ایشان مراحل نهانی بازنگری و اصلاح را آغاز کرد، شروط و قیود رهبری در قانون اساسی از مهم­ترین مسائلی بود که با توجه به شرایط بحرانی کشور در آن دوره با اصلاحاتی همراه بود.

شورایی بودن رهبری مانند شرط مرجعیت از دیگر قیود رهبری به شمار می­رفت که در بازنگری قانون اساسی سال 68 حذف گردید. نظر فقهی امام خمینی در حذف شرط شورایی بودن رهبری موثر بود ولی ادله موافقین شورایی بودن نتوانست بر حجت های مطرح شده مخالفین در شورا فائق بیاید که در نهایت منجر به حذف تمام و کمال این شرط از شروط قانونی مقام رهبری در قانون اساسی شد.

«ولایت شورایی» در مقابل ولایت فردی


«ولایت شورایی» در مقابل ولایت فردی است. در اکثر نظریه‌های دولت ‌در فقه شیعه یک فرد ــ و غالباً فقیه ــ در رأس هرم قدرت سیاسی قرار می‌گیرد اما به جای یک فقیه، شورایی از مراجع تقلید ولایت امر و تصدی امور امت را به عهده می‌گیرند. در بعضی از کتب فقهی، رهبری شورایی، به عنوان تنها شکل حکومت اسلامی در عصر غیبت معرفی شده است.[1] در دیدگاه اهل سنت، تنها در یک مورد، شورایی تشکیل شد که آن هم برای تعیین رهبر و زعیم مملکت اسلامی بود و نه برای اداره و تدبیر امور. البته در «ولایت قضا» برخی از متون فقهی شیعه، به «داوری شورایی» اشاره کرده‌اند.[2]

در این نظریه می‌توان از شش رکن سراغ گرفت. نیمی از ارکان در تقریرهای مختلف این نظریه مشترک است و نیمی دیگر به طرق مختلف تقریر شده است. این ارکان شش‌گانه عبارت است از: نحوه حکومت (ولایت)؛ شرایط حکّام (فقاهت و مرجعیت)؛ قلمرو اختیارات حکومت (عامه)؛ نحوه به قدرت رسیدن (انتصاب از سوی شارع)؛ چگونگی رأس هرم قدرت از حیث انفراد و تعدد (شورایی)؛ تخییر یا ترتّب یا تعیین شیوه شورایی.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364142-3.jpg


1-ولایت: مراد از ولایت شرعی[3] تصدی، تصرف و قیام به شئون افرادی است که در امری از امور یا همه امور فاقد صلاحیت شناخته می‌شوند. مردم به عنوان مولی‌ علیهم در تمامی شئون کلان سیاسی و امور عمومی و مسائل اجتماعی مرتبط با حکومت به ویژه در ترسیم خطوط کلی آن ناتوان از تصدی و فاقد اهلیت در تدبیر امور هستند. در زمان غیبت امام زمان «عج» ولایت جامعه بشری از سوی شارع مقدس مستقیماً و بلا واسطه مردم به فقیهان عادل تفویض شده است. جامعه بشری بدون ولایت الهی به صلاح نمی‌رسد.

2-محدوده ولایت: محدوده ولایت اولاً فراتر از امور حسبیه است، ثانیاً در نظر تعدادی از فقها فروتر از اختیارات مطلقه پیامبر و امام و در نظر غاطبه فقها مانند پیامبر و امام است، ثالثاً در نظر بسیاری از فقیهان علاوه بر حدود عمومی و اجتماعی فقیه می‌تواند برای اداره جامعه وارد امور شخصیه نیز بشود البته مقید به مصلحت جامعه اسلامی که مرجع تشخیص آن شورای مراجع است.[4]

3- نحوه به قدرت رسیدن حکام: اگر چه در بعضی تقریرهای ابتدایی این نظریه از «انتخاب» چند نفر از بین ‌مراجع متعدّد تقلید سخن رفته است و بر این اساس می‌توان این نظریه را در زمره نظریه‌های مشروعیت الهی مردمی قلمداد کرد، اما در تقریرهای بعدی که نظر نهایی قائلین به این نظریه محسوب می‌شود مسئله انتخاب کاملاً مردود شده و ولایت شورایی بر «مبنای انتصاب» استوار شده است.

ولایت شورای مراجع یعنی اینکه جهان اسلام یا حداقل جهان تشیع توسط همه فقیهان جامع‌الشرایطی که با اقبال مردمی مرجع شده‌اند به شکل شورایی اداره می‌شود.[5] البته بدیهی است که از نظر شرعی در محدوده‌ای مانند حدود عمومی و اجتماعی در صورتی که تصدی امر به عهده فقیهی باشد هم از نظر شرعی و هم عقلی حضور دیگر فقها جایز نیست.

4- ولایت شورایی: آیا همه مراجع تقلید عضو شورای مراجع هستند، یا این شورا از سه یا پنج نفر از مراجع تشکیل می‌شود؟ شورا چگونه تصمیم‌گیری می‌کند؟

در پاسخ به سؤال اول دو گونه پاسخ داده شده است:

پاسخ اول: جمع محدودی از مراجع (سه یا پنج نفر مثلاً) از بین مراجع متعدد تقلید تعیین می‌شوند.

پاسخ دوم: هر فقیهی که به مقام مرجعیت رسید، خودبه‌خود عضو شورای مراجع است، لذا همه مراجع تقلید بدون استثنا به عنوان عضو شورای رهبری، ولایت امت را به عهده‌دارند.[6]

با توجه به اینکه حکومت اسلامی حکومت بر همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی است دو شورا، شورایی از مراجع تقلید شیعه و شورایی از عالمان اهل سنت امور خاص شیعیان و اهل سنت را جداگانه حل و فصل می‌نمایند و امور مشترک شیعه و اهل سنت را شورایی متشکل از این دو شورا با رعایت اکثریت هر دو تدبیر می‌نمایند.[7]

مردم در امور غیرعمومی از مراجع خود تقلید می‌کنند و در امور عمومی تنها از رأی شورای مراجع تبعیت می‌نمایند.[8]

5-تخییر، ترتیب و تعیین شیوه شورایی:
ولایت شورای مراجع تقلید از حیث تخییر، تعیین و ترتب، سه گونه مختلف تقریر شده است:

اول تخییر: مردم بدون واسطه یا باواسطه بین ولایت انتخابی مرجع و ولایت شورای مراجع تقلید مخیر هستند.‌[9]

دوم ترتیب:
در صورتی که فردی شاخص بین مراجع یافت نشود و خبرگان صاحب‌نظر فرد واحدی را بین مراجع صاحب صلاحیت تشخیص ندهند، و چند مرجع در عرض هم صاحب صلاحیت تشخیص داده شوند، آن چند مرجع به عنوان اعضای شورای رهبری به مردم معرفی ‌می‌شوند (تقریر قانون اساسی، مصوب 1358)[10]. بیان دوم، در صورتی که مراجع تقلید و حوزه‌های علمیه بر فرد واحدی توافق نکردند، همه مراجع تقلید اعضای شورای مراجع خواهند بود و ولایت خواهند داشت.[11]

سوم: تعیین:
در هر صورت (اعم از افضلیت یکی و عدم آن، توافق بر یکی و عدم آن) از آنجا که غالباً بیش از یک مرجع تقلید یافت می‌شود، همه آن‌ها به عنوان اعضای شورای مراجع تقلید ولایت دارند.[12]

ولایت شورایی پس از تصویب در قانون اساسی 58از سوی بعضی طراحان آن مورد مناقشه قرار گرفت[13]و بالأخره در بازنگری سال 68 به طور کلی از قانون اساسی جمهوری اسلامی حذف شد.[14]

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364143-1.jpg


تاریخچه نظریه شورایی بودن رهبری در قانون اساسی

قانون اساسی مصوب 1358در خصوص رهبری دو حالت را پیش‌بینی کرده بود: 1ـ رهبری فرد واحد و 2ـ رهبری شورایی. اصل پنجم مقرر می‌داشت: «در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر، عجل‌الله تعالی فرجه، در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت برعهده‌ی فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد، رهبر یا شورای رهبری، مرکب از فقهای واجد شرایط بالا، طبق اصل یک صد و هفتم عهده‌دار آن می‌گردد.»

اصل یک صد و هفتم قانون اساسی نیز که چگونگی و روند انتخاب رهبر توسط مجلس خبرگان رهبری را بیان داشته در پایان چنین مقرر می‌دارد: …هرگاه یک مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند، او را به عنوان رهبر به مردم معرفی می‌نمایند، وگرنه سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری را به عنوان اعضای شورای رهبری تعیین و به مردم معرفی می‌کنند.»

عبارات دو اصل مزبور در انتخاب رهبر، اولویت را به انتخاب فرد واحد داده است و تنها در صورتی که فردی واحد در معرض گزینش و انتخاب مجلس خبرگان قرار نگرفت، سه یا پنج نفر از مراجع واجد شرایط به عنوان شورای رهبری، وظایف و صلاحیت‌های رهبری را عهده‌دار می‌گردند. در فاصله تصویب قانون اساسی تا زمان بازنگری آن در سال 1368مجالس برای طرح اصول مزبور و تشکیل شورای رهبری پیش نیامد و بعد از رحلت حضرت امام (ره) نیز همان حالت نخست یعنی انتخاب فرد واحد صورت گرفت.

جالب این جاست که گزینه شورای رهبری در متن پیشین قانون اساسی، پس از ذکر شرایط رهبر، بدین صورت مطرح شده بود: «در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط بالا طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می‌گردد.» به خوبی پیداست که حتی در متن سابق، اولویت با انتخاب یک فرد بوده و تنها برای رفع اشکال احتمالی در نبود مرجعی که اکثر شرایط را داشته باشد، شورای رهبری متشکل از سه یا پنج مرجع، مطرح شده است. گزینه‌های شورای رهبری مجلس خبرگان رهبری چهاردهم خرداد 1368 قبل از کنار گذاشته شدن آن چنین بود: « ترکیب اول: آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله موسوی اردبیلی.

ترکیب دوم: آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی و سید­احمد خمینی.

ترکیب سوم: آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله فاضل لنکرانی، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی.»

در جریان بازنگری قانون اساسی در سال 1368از جمله تغییراتی که در قانون اساسی صورت پذیرفت، حذف شورای مزبور بود. اصول پنجم و 107اصلاحی،[15] در باب تعیین رهبری، تنها انتخاب فرد واحد را مورد توجه قراردادند. اصل 107که نحوه مجلس خبرگان رهبری در باب تعیین رهبر را بیان داشته، مقرر نموده است: «…خبرگان رهبری درباره‌ی همه‌ی فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و 109، بررسی و مشورت می‌کنند، هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیّت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل 109[16] تشخیص دهند، او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند.»

اصل 111که در سال 1368اصلاح شد، با هدف و کارکرد دیگری، شورای موقت رهبری را پایه‌ریزی کرد. بخشی از عبارت این اصل که شورای مزبور را پایه‌ریزی کرده به شرح زیر است: «…در صورت فوت یا کناره‌گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظف‌اند در اسرع وقت، نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می‌گیرد و چنانچه در این مدت، یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه کند، فرد دیگری به انتخاب مجمع با حفظ اکثریت فقها در شورا، به جای وی منصوب می‌گردد…»

بنابراین شورای مزبور که عنوان موقت دارد، در مواردی تشکیل می‌شود که خلأ رهبری وجود داشته باشد و برای اینکه این خلأ به مدیریت عالیه کشور لطمه‌ای وارد نکند، شورای مزبور پیش‌بینی شده است. این شورا چنان‌که در اصل مذکور تصریح‌شده، تمام وظایف رهبری را بر عهده نمی‌گیرد.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به مشروح مذاکرات مجلس خبرگان رهبری در سال 68 برای تعیین ولی‌فقیه چنین می­گوید: «در همان موقع بحث بر سر این بود که ولایت‌فقیه بر عهده یک فرد باشد یا یک شورا. طبق اصول قانون اساسی برای ما مشکل بود که یک فرد را برای این امر مهم انتخاب کنیم یا یک شورا را، که رهنمودهای امام (ره) برای ما راهگشا شد. …در آن زمان ما حتی اعضای شورای رهبری را هم مشخص کردیم که بر اساس آن، آیت‌ الله مشکینی، مقام معظم رهبری و آیت‌ الله موسوی اردبیلی سه عضو این شورا بودند.

عده‌ ای طرفدار فرد بودند و عده‌ ای شورای رهبری را ترجیح می‌ دادند. در آن زمان مهمترین مخالفت با رهبری یک فرد را، خود مقام معظم رهبری داشتند. بنده نیز رهبری فرد را نقد کردم. …در نهایت در مجلس خبرگان رهبری رأی‌ گیری کردیم و بر این اساس، 45 نفر به رهبری فرد و بیش از بیست نفر نیز به شورای رهبری رأی دادند. بنابراین قرار شد که یک فرد به عنوان ولی‌ فقیه انتخاب شود، عده‌ ای آیت‌ الله گلپایگانی و عده‌ ای آیت‌ الله خامنه‌ ای را مطرح کردند، اما در نهایت آیت‌ الله خامنه‌ ای با کسب دو سوم آراء رهبر انقلاب اسلامی شدند.» [17]

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364142-1.jpg


دلایل اثبات نظریه شورایی بودن


نظریه شورایی بودن علی رغم آنکه در فقه و نص شیعه دارای پیشینه تاریخی و فقهی پر دامنه­ای نیست، ولی فقهای معاصر دلایل و استنباط­هایی را جهت اثبات آن ایراد کرده­اند که در این مجال به برخی از آنها اشاره می­گردد:

آیت‌الله محمدصادقی تهرانی درباره شورایی بودن رهبری چنین استدلال می­کند: «ولایت رهبری تقلیدی و سیاسی در زمان غیبت در اختصاص شوری است و بس. آن هم چون صد درصد مصون از خطا نیست نه ولایت مطلقه است و نه اولویتی که رسول و ائمه بر مؤمنان داشته‌اند؛ بلکه ولایتی است اضطراری در زمان غیبت که احیاناً قابل عزل و نقض بوده. گرچه مادامی که دلیلی قاطع بر خطای شورای رهبری نباشد لازم الاطاعه است.»[18]

دیدگاه اصلی آیت‌الله سید صادق شیرازی در زمینه ولایت‌فقیه، همان «شورای فقهای مراجع» هست. ایشان در این زمینه معتقدند: «اسلام براى جلوگیرى از ظلم، استبداد و خودکامگى شیوه حکومت وراثتى، سلطنتى و تک حزبى را کنار گذارده و مقدّرات اداره کشور اسلامى را نسبت به غیرمعصومین به صورت شورا، اکثریت آراء و تعدّدیت، در کف با کفایت شوراى فقهاى مراجع که تنها نهاد داراى مقام پیشوایى شرعى در اسلام بعد از امامان معصوم مى­باشد قرار داده است.»[19]

ایشان احکام، موضوعات و عناوین ثانویه‌ای که حاکم شرع معمولاً در آن اظهارنظر می‌کند را به دو قسم تقسیم می‌کند که دسته اول ماهیت عمومی یا اجتماعی دارند و دسته دوم ماهیت شخصی که در مورد قسم اول، نظر حاکم شرع بر نظر مرجع تقلید مقدم است ولی در دسته دوم نظر مرجع تقلید کفایت می‌کند: «تشخیص احکام عامّه، موضوعات آن و عناوین ثانویه عامه و پیاده کردن آن در جامعه، متوقّف بر تأیید شوراى فقهاى مراجع تقلید مى­باشد، و اگر آن حکم یا موضوع یا عنوان ثانوى شخصى باشد فتواى فقیه جامع الشرایط کافى است.»[20]

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهادی خامنه‌ای درباره وجوه مختلف تحقق رهبری شورایی می­گوید: «یک تصور این است که بگوییم اسلام این پنج نفر رهبر را که هر یک لیاقت رهبری و اداره را دارد، بر تمام آن منطقه اسلامی رهبر قرار داده…. این تصور قطعاً نیست برای اینکه اگر این جور باشد که «لوکان فیهما آلهه الا الله لفسدتا»[21]…

دوم، تقسیم ولایت بشود بر حسب مکان. پنج رهبر این جوری داریم، ایران را به پنج منطقه تقسیم کنید هر منطقه را به یک آقایی بدهید رهبری کند.

سوم، تقسیم از نظر زمان باشد. چه اشکال دارد مثل ریاست‌جمهور که هر 4 سال بگوییم آقایان 5 نفر! هر یک از شما چهار سال عنوان رهبری برای جامعه پیدا کنید، این هم یک راه است.

چهارم، شورایی بودن 5 نفر لایق رهبری داریم… جمع بین این ادله و بین «وشاور هم فی الامر»، «امرهم شوری بینهم» تقاضا می‌کند که این‌ها را جمع کنیم بگوییم بیایید شورایی بشوید. وجه خامسی هم در اینجا دارد و آن این است که بگوییم که یکی از میان این‌ها را آقایان خبرگان به رأی مخفی انتخاب کنند، در همین جا این گلدان‌ها را بیاورند و برای یکی از این 5 نفر رأی مخفی اختیار کنند… «القرعه لکل امر مشکل مشتبه»…»[22]

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364142-2.jpg


آیت‌الله علی مشکینی درباره مزیت جمع چند فقیه صاحب صفات رهبری به همدیگر می­گوید: «گاهی اتفاق می‌افتد به این که واجدین شرایط (مثلاً سه نفر) هر یکی در یک صفتی یک برجستگی دارند، هر یکی در یک صفت خاصی، به طوری که باملاحظه این که در او یک صفت برجستگی و در این یکی و در آن دیگری، مع‌ذلک باهم تقریباً تساوی پیدا می‌کنند بعد خبرگان یک وقت به ذهنشان می‌آید که ما اینجا احد الافراد را انتخاب کنیم یک برجستگی را حفظ کرده‌ایم (البته فرض این است که همه واجد شرایط هستند) خوب است که در این جا شورایی قرار بدهیم که سه تا برجستگی را حفظ کنیم که به نفع جامعه باشد.[23]»

آیت‌الله امامی کاشانی پیرامون مسئله شورایی بودن در اجلاسیه خبرگان بازنگری قانون اساسی می­گوید: «کمسیون محترم رهبری خودشان گفته‌اند اگر رهبر فوت کند یا کناره‌گیری کند 3 یا 5 نفر از مجمع تشخیص مصلحت ولایت دارند. پس ولایت جمع را خود کمسیون قبول کرده است… آنچه به نظرم می‌رسد که شاید در ذهن بعضی از آقایان باشد که شورای رهبری خلاف است، یک چیزی در بحث قضا وجود دارد، آن که در بحث قضا وجود دارد به نظرم سرایتش داده‌اند به بحث ولایت… آقایان آمده‌اند ولایت عدول مؤمنین را با ولایت «اب» و «جد» مساوی دانسته‌اند عرضاً ولی ولایت فقها را گفته‌اند طولا است و طولا را به این بیان هم گفته‌اند. این بحث را آقایان در باب مزاحمت فقیه با فقیه دیگر مطرح کرده‌اند، که اگر فقیهی مثلاً رئیس قوه قضائیه را منصوب کرد آیا فقیه دیگر می‌تواند منصوب کند یا نه؟… و چون اختلال نظام لازم می‌آید لذا ولی‌فقیه سابق حکمش نافذ است و ولی‌فقیه لاحق حکمش نافذ نیست… اگر بحث بیعت را ما مطرح کردیم و گفتیم فعلیت ولایت ولی با بیعت است تحقق بیعت را هم در انتخاب خبرگان دانستیم. خوب چه مانعی دارد که خبرگان بیایند سه نفر را معین بکنند بگویند این سه نفر.»[24]

در این بخش اهم دیگر استدلالات مبنی بر شورایی بودن رهبری و رد رهبری فردی به اختصار ذکر می­گردد:


1-شورا عبارت است از رأی‌گیری و آگاهی از همه نظریه‌ها برای نمایان شدن نظریه برتر، چنین امری از باب حکم واجب است زیرا خداوند می‌فرماید: “وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ” و چون (شورا) در بین صفات مؤمنان و در بین واجبات مانند وجوب نماز و وجوب ترک گناه­هان ذکر شده است، سیاقاً و اتصافاً دلالت بر وجوب دارد. خداوند می‌فرماید: «شورا و مشورت بین صفات مومنان آمده که ظهور در وجوب دارد همان طور که در ردیف اجتناب از گناهان بزرگ و وجوب برپایی نماز وارد شده است که قرابت آن را با وجوب بیشتر می کند. سیاق این آیات دلالت بر وجوب شورا و مشورت دارد.» [25]

2-وجوب گرفتن اذن در تصرفات؛ هر چیزی که مربوط به اجتماع و مردم باشد چه در اصل و چه در لوازمش باید درباره آن مشورت و مشاوره گرفته شود. این بخش دو استدلال ذکر شده است:

أ‌. همه این امور تصرف در مال مردم است و کسی حق تصرف در مال غیر بدون اجازه‌اش را ندارد.

ب‌. از طرفی این امور، تصرف در موجودیت، و هستی مردم و اجتماع است و کسی جز با اذن آنان اجازه چنین تصرفی را ندارد. و پر واضح است که رضایت مردم و اذن آنان در طول رضایت و اجازه باری تعالی است، بنابراین هرگونه تصرفی باید با جلب این دو رضایت باشد.

ت‌. همچنین رهبری جامعه و عالم اسلام، باید در ضمن شورای فقها جامع‌الشرایط تحقق پیدا کند زیرا آنان بعد از اقبال مردم مرجع تقلید آنان شده‌اند و از طرف شارع مقدس هم ولایت شرعی دارند، یعنی هم رضایت مردم را دارا می‌باشند و هم ولایت شرعی دارند، پس بنابراین هیچ مجتهدی حق سلب ولایت شرعی را از مجتهد دیگر ندارد. و چون فکرهای مختلف و متعدد از عقل واحد برتر و به صواب نزدیک‌تر است و خداوند نیز امر به مشورت کرده و سیره نبوی بر اساس مشورت بوده است؛ ولایت شورایی که اعضاء شورا همه از مجتهدین و مراجع تقلید هستند از ولایت‌فقیه واحد ارجح است.

4-کلام امام معصوم (ع) نیز در حدیث «أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا» به صورت جمع آمده است و فرموده «رواة حدیثنا» (نه راوی حدیثنا) یعنی حجیت از آن همه آنان است نه شخص واحد، به خصوص در اموری که آثار و عواقب آن به همه مردم مربوط می‌شود.

5-علاوه بر این که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: «دست خداوند با جماعت است.» و «عاقل ترین افراد کسی است که عقل های همه مردم را در عقل خودش جمع کند» و «هر کس که بر ده نفر ریاست کند و در آن جمع بهتر و داناتر از او باشد، آن جمع در سراشیبی سقوط اند».

6- کسی پیدا نمی‌شود که توانایی احاطه به تمام شؤنات امت را داشته باشد.[26]

7-تجارب تاریخی نشان می‌دهد که دیکتاتوری، زائیده حکمرانی شخص واحد بوده است لذا در روایات بر مضرات استبداد به رأی تأکید شده است.

8-احتمال پیروی هوای نفس به جهت عدم عصمت در فرد هست ولی در جمع نه. زیرا جرأت ابراز آن نمی‌رود. این بیان نشان می‌دهد که در واقع نیاز به ابزاری برای کنترل ولی‌فقیه و رهبر جامعه وجود دارد و ابزار پیشنهادی در این نگرش جمعی و شورایی بودن رهبری است.[27]

9-اگر مرجع تقلید یک نفر باشد و ما ملزم باشیم به اطاعت از آراء او ، ممکن است به یک نوع خودکامگی منجر گردد : أنّ المرجعیة الفردی أو ولایة الفقیه نوع من الدیکتاتوریة ‌التی البست لباس الدین و القداسه![28]

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364143-3.jpg



تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 5:20 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364143-3.jpg


دلایل رد نظریه شورایی بودن رهبری

شیوه رهبری شورایی در آیات و روایات مورد تأیید قرار نگرفته است. خداوند پس از این که پیامبر را به مشورت سفارش کرد؛ می‌فرماید: «فاذا عزمت فتوکل علی ­الله»[29] این عبارت به صراحت دلالت می‌کند که تصمیم نهایی با خود پیامبر است آن حضرت باید حرف آخر را بزند. در روایات نیز شیوه رهبری شورایی مورد تأیید قرار نگرفته است. مانند روایتی که شیخ صدوق از امام رضا (ع) نقل می‌کند.[30]

در کتاب علل الشرائع چنین آمده است: «فان قال: فلم لا یجوز ان یکون فی الارض امامان فی وقت واحد او اکثر من ذلک؟ قیل لعلل منها: انه لو کانا امامین کان لکل من الخصمین ان یدعو الی غیر ما یدعو الیه صاحبه فی الحکومة ثم لا یکون احدهما اولی بان یتبع من صاحبه، فتبطل الحقوق والاحکام والحدود.» اگر بپرسند: چرا وجود دو امام یا بیشتر از آن در زمان واحد در زمین جایز نیست گفته خواهد شد به چندین علت؛ از جمله اینکه اگر دو امام وجود داشته باشد، هر یک از دو نفر که با هم به نزاع برخاسته اند می تواند به نزد امام دیگری غیر از امامی که رفیقش برای رفع نزاع نزد وی رفته مراجعه کند، آنگاه هیچ­یک از آن دو ملزم نیست که از رفیقش پیروی کند در نتیجه موجب ضایع شدن حقوق و احکام و حدود می­گردد.»

علاوه بر آن روایات بسیار زیادى بر بطلان این احتمال وجود دارد: در غرر و درر آمده است: «الشرکة فى الملک تؤدى الى الاضطراب: شرکت در حکومت به اضطراب کشیده خواهد شد.» [31]

در سیره انبیاء و اولیا نیز نه تنها شیوه رهبری شورایی را سراغ نداریم بلکه شاهد وحدت رهبری هستیم؛ یعنی با این که در بسیاری از دوران شاهد وجود چندین پیامبر در یک زمان هستیم ولی رهبری با یکی بوده و بقیه از او پیروی می‌نمایند در زمان ائمه (ع) نیز چنین بوده که پیوسته امام معصوم واحدی در یک زمان امامت می‌کرد.[32]

نکته قابل‌توجه در ولایت شورایی، در اقلیت بودن این نظریه و برگشت برخی از طراحان این نظریه از آن است.[33]

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364143-2.jpg


روش رهبری جمعی و شورایی در امور اجرایی در تاریخ کشورها بسیار کم بوده است. در آن موارد اندک هم، موقتی بوده و به محض این که رهبر مقتدری سر کار می‌آمد کار حکومت و رهبری به او واگذار می‌شد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تشکیل شورای رهبری در زمان فقدان رهبر اعم از فوت، بیماری یا حادثه دیگری به صورت موقت تا انتخاب رهبر جدید یا بهبود رهبر قبلی و به دست آوردن شرایط پیش‌بینی‌شده است.

از طریق مختلف در قانون اساسی راه‌کارهایی برای کنترل رفتار ولی‌فقیه و کیفیت رهبری او در نظر گرفته شده است که بسیار کارآمدتر از نظریه شورایی بودن است. تعدد رهبر در موارد معدود می‌تواند مانع جدی در برابر تخلفات باشد. زیرا چه بسا با آن‌ها هم با یکدیگر وفاق کنند تا حقایق را وارونه جلوه دهند.

اگر رهبری به صورت شورایی و چند نفره اداره شود مشکلات دیگری از قبیل کندی فرایند تصمیم‌گیری در مواقعی که نیاز به تصمیم‌گیری قاطع و نهایی یک نفر است به وجود می‌آید.[34]

عقل و منطق نیز مؤید رهبری واحد است نه رهبری جمعی و شورایی زیرا اگر امر تصمیم‌گیری نهایی به جمع واگذار شود چه بسا اداره امور سیاسی نظام مختل و اوضاع نابسامان می‌شود و در مواقع حساس که نیازمند اتخاذ یک تصمیم فوری و قاطع باشد اکثریت قاطع بر یک رأی اجتماع نکنند و هر کدام رأیی غیر از دیگری داشته باشند و یا بسیار طول بکشد در چنین صورتی ممکن است فاجعه‌ای انسانی به وجود آمده و اوضاع بی‌نظم شود. [35]

آیت‌الله ابراهیم امینی در نقل خاطره­ای از امام درباره حذف شورایی بودن رهبری می­گوید: «خدمت امام عرض شد، امام هم موافق بودند که شورایی حذف بشود، واقعاً هم ما یک مدرکی، یک چیزی نداریم شورا صحیح است اما شورا در مورد مشورت، در زمام داری و حکومت شورا نمی‌تواند کاری بکند. البته شوراهای دیگر آزمایش خودش را داده بود اما شورای رهبری دیگر آزمایش نداده بود. بهتر شد که حذف بشود و حضرت امام هم موافقت فرمودند و به هر حال چیزی نیست.»[36]

آیت‌الله مؤمن درباره عدم مزیت جمع چند فقیه صاحب صفات رهبری به همدیگر می­گوید: «اما این یک مسئله‌ای است که ظاهراً اشتباه است که ما خیال می‌کنیم که اگر سه نفر کنار هم گذاشته‌ شده‌اند، این سه نفر یک نفر می‌شود. بنابراین هم فقاهت بیشتر هست، هم تدبیر بیشتر هست، این جور نیست اکثریت تصمیم بگیرند، اکثریت هم دو نفر هستند یا جمعاً اگر اتفاق نظر باشد. آن کس که تدبیرش بیشتر است چه بسا باز در اقلیت قرار بگیرد. بنابراین، این خیال که اگر به هم ضمیمه شدن کانه این جمع هر سه مزیت را واجد خواهد بود درست نیست. بلکه چه بسا به خاطر این جهت اختلاف بیشتر در بین آن‌ها به وجود خواهد آمد.[37]»

آیت‌الله محمد یزدی درباره اینکه مسئله شورایی بودن وجه شرعی ندارد می‌گوید: «…مبنای صد درصد قطعی علمی و فقهی ما این است که فقط یک نفر می‌تواند حاکم باشد. البته آن یک نفر باید عدالت کامل و ویژگی‌های شخصیتی برای تصمیم‌گیری و مدیریت صحیح را داشته باشد. …حضور چند نفر در رهبری کشوری که بر اساس مبانی اسلامی اداره می‌شود، به نظر من بر خلاف مبنای صد درصد و قطعی اسلام است. الگو و مثال روشن در این مورد، پیغمبر اسلام (ص) هستند که خودشان حاکم بودند، البته با افراد دیگر مشورت می‌کردند، اما حاکمیت با خودشان بود…

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000364/nf00364142-2.jpg


…حتی خبرگانی که آن فرد خاص را از میان فقهای دیگر انتخاب می‌کنند و مدیریت و اعلمیت و آگاهی وی را نسبت به زمان و مسائل اجتماعی و سیاسی و فقهی تشخیص می‌دهند، بعد از آنکه رهبری به فرد مورد نظر تعین پیدا کرد، موظف به اطاعت از او هستند. …گاهی اوقات آقایان از مواردی مثل مجلس شورای اسلامی، شورای مصلحت نظام و سایر شوراهایی که در نظام جمهوری اسلامی وجود دارند و در آن‌ها تصمیم‌گیری می‌شود، شاهد مثال می‌آورند. این نوع نهادها مسئول رایزنی مشورتی برای به دست آوردن ماهیت یک امر قانونی و مقررات و دستورالعمل هستند، اما اگر تصمیم‌گیری نهایی به صورت شورایی باشد، همیشه اختلاف پیش می‌آید…

اگر مجلس قانون‌گذاری شورایی نیز داریم که در چهارچوب احکام اسلام با اکثریت قانونی را تصویب می‌کند و به تایید شورای نگهبان می‌رساند صرفاً با تنفیذ و پذیرش ولی فقیه است که مشروعیت اجرایی پیدا می‌کند چرا که سیستم حکومت و نظام حاکم اگر مورد تنفیذ فقیه نباشد و ولی‌فقیه آن را تأیید نکند هیچ مشروعیت شرعی ندارد…

نمونه‌ای که حضرت امام دستور دادند در قانون اساسی درباره آن بازنگری شود، شورای قضایی بود… بنابراین امام یکی از نکاتی را که تصریح کردند و در مقدمه بازنگری قانون اساسی هم هست، این است که شورای عالی قضایی از حالت شورایی در بیاید و مسؤولیت به یک نفر داده شود…»[38]

آیت‌الله هادوی تهرانی در خصوص مسئله شورایی بودن رهبری می‌گوید: «هرچند امکان تصدی امر ولایت از سوی شورایی متشکل از فقهای عادل با کفایت، موافق با شرع است، ولی لزومی برای آن وجود ندارد …هر فقیه، عادل، با کفایت (یعنی دارای صلاحیت های علمی، عملی و مدیریتی برای رهبری) در عصر غیبت کبری از سوی شرع دارای ولایت است و اگر یک نفر از افراد واجد صلاحیت، به دلیل اقبال مردم به وی، امکان اعمال ولایت پیدا کند، در حوزه­ای که او متصدی امر ولایت می شود، کسی از فقهای دیگر حق مخالفت با او را ندارد و حکم او بر همگان، حتی بر خودش، نافذ است.»[39]

آیت‌الله مؤمن در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا شورا می­تواند جای ولایت‌فقیه را بگیرد می­گوید: «دلیلی بر اینکه ولایت شورایی باشد نداریم و از صحیفه فضل بن شاذان از امام معصوم(ع) نقل شده است که ولی باید یک نفر باشد.»[40]

اصلی‌ترین مشکل نظریه شورایی نداشتن دلیل شرعی است؛ آیت‌الله امینی دراین‌باره می‌گویند: «… رهبری شورایی هم وجه شرعی نداشت. اتفاقا من در آن جلسه ای که برای شرط مرجعیت خدمت امام رسیدم، پس از صحبتهای متفرقه عرض کردم: اجازه بدهید ما که در کمیسیون هستیم، رهبری شورایی را حذف کنیم، چون ماخذ شرعی ندارد.»[41]

آیت‌الله سید کاظم حائری درباره شرط نبودن شورای برای رهبری می‌نویسند: «مفاد ادله ولایت فقیه، عام استغراقی است، نه عام مجموعی ؛یعنی، فردفرد فقهای جامع شرایط، منصوب‌اند، نه آنکه ولایت و حق زمامداری برای مجموعه آنها جعل شده باشد پس نظریه شورایی، نوعی تصرف در ظهور ادله است که نیازمند قرینه می‌باشند. درطول تاریخ اسلام در عصر اهل بیت که رژیم‌های گوناگونی، به اقتدار رسیدند، حکومت‌های فردی بوده است. اهل بیت هم که با حکومت­ها به مخالفت پرداخته و به تبیین اندیشه امامت پرداخته‌اند، اشکال­های فراوانی را در اثبات نامشروعیت حکومت‌ها مطرح کرده‌اند ولی هرگز معترض فردی بودن این دولت‌ها نشده و شرط شورایی بودن رهبری را عنوان نکرده‌اند.»[42]

سید کاظم حائری حسینی اشکالات زیر را بر مرجعیت شورایی وارد می­کند: «فمثلا لو اختلف المتشاورون على قولین و کانت الاکثریة فی طرف معین فی حین کان اکثر أهل السداد و الصلاح و المشهورین اجتماعیا فی الطرف الاخر، فلأی الطرفین یکون الترجیح و هل نهتم بعنصر الکم أو بعنصر الکیف؟ و لو أن الجانبین تساویا کما و کیفا فما هو الموقف؟ و هل یؤثر الترجیح بصوت واحد أم لا؟وی سپس این پرسش را مطرح می‌نماید که چه کسانی می­تواند عضو شورا باشد و تعدادشان باید چه مقدار باشد.وی در مورد تعارض اکثریت فقها با اکثریت مقلدین می­نویسد: «فهل العبرة بأکثریة الناس لان الامر أمرهم، أو بأکثریة الفقهاء لان الامر یختص بمجال عملهم؟»

وی در مورد تخلف احتمالی بعض افراد می­نویسد: «فلو تخلف بعض الاشخاص الذین کان الامر أمرهم عن الاشتراک فی الشورى فهل تبطل الشورى أولا؟ و بأی قدر من الانسحاب تبطل- لو قلنا بالبطلان؟»[43]

آیت‌الله خوشوقت نیز در رابطه شرعی نبودن نظریه شورای رهبری می‌­گوید: «در اسلام هیچ پستی در اداره شئون اسلام، شورایی نبوده است؛ نه پیامبری، نه امامت نه مرجعیت تقلید. اگر شورایی باشد ممکن است بین­شان اختلاف بافتد؛ اگر حکم صادر کردند، سست تلقی می‌شود، بنابراین شورای رهبری، اصلاً نباید مطرح شود.» [44]

همچنین از نظر پیشینه تاریخی، ولایت شورایی، در متون اسلامی بی‌سابقه است. در دیدگاه اهل سنت، تنها در یک مورد شورا تشکیل شد که آن هم برای تعیین رهبر بود و نه برای اداره و تدبیر امور… درباره رهبری شورایی، متون فقهی شیعه تا پیش از استقرار جمهوری اسلامی ایران، همگی ساکت‌اند و هیچ فقیهی پیش از آن، به طرح این ایده نپرداخته است.

آیت‌الله مصباح نیز در این رابطه می‌فرمایند: «والی و حاکم حکومت اسلامی، همیشه و در همه زمان­ها یک نفر است. حضرت ولی عصر(عج) هم که ظهور می­نمایند، در زمان حضرت علی(ع) و هم امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ولایت بر مردم نداشتند. امام حسین (ع) زمان امام مجتبی (ع) به هنگام بیعت قیس بن سعد با امام حسن (ع) به وی فرمود: ای قیس! او -یعنی امام حسن (ع)- امام و رهبر من است.»[45]

از نظر استاد شهید مطهری: «شیوه رهبری، ممکن است مستبدانه، تحمیلی و صددرصد فردی باشد و ممکن است شورایی و هم اندیشانه و همکارانه باشد. البته در افراد عادی لازمه شیوه فردی و مستبدانه این است که فرد تمام دستورها و سیاست لازم را خود به پیروان خود دیکته کند و به مشورت تن ندهد، تشویق و یا توبیخ اتفاقی پیروان در درجه اول منوط به دادرسی و احساس شخصی خود او باشد و رهبر خود سالار باشد.»[46]

و لازمه رهبریِ مشورتی و هم­کارانه این است که رهبر راه‌حل‌های لازم را از خلال پیشنهاد پیروان خود کشف کند و به قول آن کتاب (دیباچه‌ای بر رهبری) مردم‌سالار باشد.

آیت‌الله حائری پیرامون استدلال مخالفین شورایی بودن و پاسخ موافقانمی‌گوید: «بعد از من [در اجلایسه خبرگان] یک موافق [شورایی بودن] صحبت کند، موافق به جای اینکه دلیل بیاورد شروع کرد به قسم دادن خبرگان، ایشان دلیلی نداشت برای حرف هایی که می زد، می گفت آقایان کاری کنید که همه دستشان در این کار باشد و [اینکار] وحدت است. آقای جنتی آمد حرف خیلی قشنگی زد، گفت وقتی یک جمعی می خواهند بروند پا به پای قوی ترین می روند یا پا به پای ضعیف ترین؟ نتیجه این کار این خواهد شد که با ضعیف ترین ها تصمیم گرفته می شود…»[47]


[1] شیرازی، سید محمد حسینی، کتاب الحقوق، ج100، ص126 و همین طور حسینی شیرازی، سید مرتضی، شوری الفقها، ص283-300?
[2] حسینی عاملی، سید محمد جواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ج10، ص12.
[3] حسینی‌شیرازی سیدمحمد؛ الفقه‌، «کتاب البیع‌»، ج‌5، قم‌، 1414؛ ج‌5، ص‌8ـ13.
[4] حسینی‌شیرازی سیدمحمد؛ الحکم فی الاسلام‌، ص‌16ـ25؛ الفقه‌، کتاب «البیع‌»، ج‌5، ص‌11ـ12?.
[5] کتاب الفقه‌، کتاب «البیع‌»، ج 5، ص 24?.
[6] کدیور محسن، استیضاح مقام رهبری، وبسایت رسمی کدیور، اردیبهشت 92، ص 200
[7] الفقه‌، کتاب «الدولة الاسلامیة‌»، ج‌101، ص 69 و 70?.
[8] لصیاغة الجدیدة‌، ص‌327?.
[9] السبیل الی انهاض المسلمین‌، ص‌319: «لعل‌ّ من الافضل ــ للابتعاد عن الدیکتاتوریة‌اطلاقاً ــ ان یکون للامة ثلاثة انتخابات‌: الاول‌: انتخابات السلطة العلیا من الفقهاء الذین هم‌مراجع تقلید الامة‌…» الفقه‌، «السیاسة‌»، ص 505: «فاذا کان هناک جماعة من الفقهاءالعدول اختار المسلمون اما احدهم رئیساً اعلی للدولة و یحق‌ّ لهم ان یختاروا جماعةمنهم لیکونوا رؤساء الدولة بالاستشارة فیما بینهم و هذا الثانی اقرب الی روح الاسلام‌حیث ان الاسلام استشاری کما انه اقرب الی الاتقان‌.»
[10] اصل پنجم و اصل یکصدوهفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌، مصوب سال‌1358?
[11] الفقه‌، کتاب «الدولة الاسلامیة‌»، ج‌101، ص 66?
[12] الصیاغة الجدیدة‌، ص‌327، الفقه‌، کتاب «الواجبات و المحرمات‌»، ج‌92، ص‌284؛الفقه‌، کتاب «البیع‌»، ج‌5، ص‌14، 24?
[13] دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة‌، ج‌2، ص‌37: «و اما جعل الامامة والولایة للشوری لالشخصه ـ کما قد یتلقّی بالسنة بعض المتثقفین و کنت انا ایضاً فی مجلس‌الخبراء مدافعاً عن هذه الفکرة ـ فالظاهر انه مخالف لسیرة العقلاء و المتشرعة و لیس امراًصالحاً لادارة البلاد و العباد و لاسیّما فی المواقع الحساسة الخطیرة‌، حیث یتوقف مضّیالامور فیها علی وحدة مرکز القرار و التصمیم‌.»
[14] قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌، مصوب سال 1368، اصول ‌5، 91،107، 109، 111، 112، 142?.
[15] اصل یکصد و هفتم: پس از مرجع عالی­قدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است . خبرگان رهبری درباره همه فقها واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می کنند؛ هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند. رهبر منتخب خبرگان ، ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت . رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است .
اصل سابق : اصل یکصد و هفتم : هر گاه یکی از فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم این قانون از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده باشد، همانگونه که در مورد مرجع عالیقدر تقلید و رهبر انقلاب آیت الله العظمی امام خمینی چنین شده است ، این رهبر، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را بر عهده دارد، در غیر این صورت خبرگان منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند بررسی و مشورت می کنند، هر گاه یک مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند او را به عنوان رهبر به مردم معرفی می نمایند، وگرنه سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری را به عنوان اعضاءی شورای رهبری تعیین و به مردم معرفی می کنند.
[16] اصل یکصد و نهم: شرایط و صفات رهبر:
صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه .
عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام .
بینش صحیح سیاسی و اجتماعی ، تدبیر، شجاعت ، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری .
در صورت تعدد واجدین شرایط فوق ، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد مقدم است .
اصل سابق : اصل یکصد و نهم : شرایط و صفات رهبر یا اعضاءی شورای رهبری:
صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتا و مرجعیت .
بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کافی برای رهبری .‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎
[17] خبرگزاری آفتاب، توضیحات هاشمی درباره شورای رهبری، پنجشنبه 16 آذر 1385?
[18] صادقی تهرانی محمّد؛ حکومت صالحان، ولایت فقیهان.
[19] رساله توضیح المسائل آیت الله سید صادق شیرازی ، جامعه و نظام اسلامی
[20] رساله توضیح المسائل آیت الله سید صادق حسینی شیرازی , مسأله 3445-3532?
[21] سوره : الانبیاء آیه : 22.
[22] جلسه هشتم مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی سال 68 ، بیست و یکم اردیبهشت ماه 1368، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی،تهران: 69?
[23] جلسه سی­ام مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی سال 68، هشتم تیر ماه 1368، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی،تهران: 69?
[24] جلسه هفدهم مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی سال68، یازدهم خرداد 1368، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی،تهران: 69.
[25] شوری، 36-38?
[26] مهدی حایری یزدی،حکمت و حکومت، ص177.
[27] جوادی آملی، حکومت اسلامی، شماره ی 1، ص55، شماره ی 2، صص 224 و 236?
[28] المرجعیة و القیادة، حایری ص 176‌
[29] سوره آل عمران، آیه 15?
[30] عیون اخبارالرضا، شیخ ابی جعفر صدوق، ج 2، ص 100-99?
[31] غرر و درر 2/ 86، حدیث 1941?
[32] نبی‌الله ابراهیم‌زاده، حاکمیت دینی، ص 126?
[33] منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه، ج 2، ص 37 : «و امّآ جعل الامامه و الولایة للشوری لالشخصه ـ کما قد یتلقی بالسنة بعض المتثقفین و کنت انا ایضأ فی مجلس الخُبراء مدافعأ عن هذه الفکره ـ فالظاهر انه مخالف سیرة العقلاء و المتشرعه و لیس امراً صالحاً لادراة البلاد و العباد و لاسیّما فی المواقع الحساسة الخطیرة، حیث یتوقّف مضّی الامور فیها علی وحدة مرکز القدار و التصمیم.»
[34] محمدجواد نوروزی, نظام سیاسی اسلام, ص 119 – محمدتقی مصباح یزدی, نظریه سیاسی اسلام, ج 2, ص 125?
[35] محسن زاده محمد علی، جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی، اردیبهشت 1390، عصر ما، شماره 85، ص 8?
[36] جلسه هفدهم مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی سال 68، یازدهم خرداد 1368، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی،تهران: 69?
[37]جلسه سی­ام مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی سال 68 ، هشتم تیر ماه 1368، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی،تهران: 69?
[38] گفتگوی آیت الله یزدی با روزنامه جوان، نقدی بر شورای رهبری درگفتگو با آیت الله یزدی، 6 اردیبهشت 1388 .
[39] استفتاء از آیت الله هادوی تهرانی، وبلاگ رسمی آیت الله هادوی تهرانی./http://www.hadavi.info/fa/archive/question/fa115
[40] خبرگزاری رسا،«دلیلی بر اینکه ولایت شورایی باشد نداریم»؛ کد مطلب: 78036، تاریخ: 25/12/ 1388.
[41] امینی ابراهیم، امامت و امامان، قم: بوستان کتاب، 1389ص 231?
[42] سید کاظم حائری، ولایه الامر فی العصر الغیبه؛ ص240
[43] اساس الحکومة الاسلامیه ، حایری ص84?
[44] اعضای شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با حضرت آیت الله خوشوقت، 7 فروردین 1388.
[45] جعفرپیشه­فرد، مصطفی چالش­های فکری نظریه ولایت فقیه، قم: بوستان کتاب، 1382، ص 82?
[46] مطهری مرتضی؛ امامت و رهبری، صص19- 218?
[47] اختتامیه نوزدهمین همایش سراسری هیأت رزمندگان اسلام سخنانی پیرامون جایگاه ولی فقیه در نظام اسلامی، دوازدهم اردیبهشت سال 1392?




تاریخ : چهارشنبه 93/3/21 | 5:19 عصر | نویسنده : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی | نظر


  • paper | رپورتاژآگهی | فال تاروت چهار کارتی
  • فروش رپورتاژ | بک لینک دائمی